تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم مرداد 1393 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

چطور شد که سفر به منطقه گیلان را انتخاب کرده اید ؟

مدتها است از دوران دفاع مقدس می گذرد و با کسانی در آن دوران آشنا شدیم که از برادر به ما

نزدیک ترند یعنی جز خانواده خودمان می دانیم و دلمان حقیقتا برای آن ها تنگ و تنگ شده است

تصمیم گرفتیم به گیلان بیاییم هم از زیبایی های این استان دیدن کنیم و هم از عزیز ترین کسان

ما اگر در قید حیات بودند دیدار کنیم و اگر فوت یا به شهادت رسیده اند فاتحه ای نثار روحشان کنیم

تا ما را شفاعت کنند .

نظرتان درباره رزمندگان اسلام که در زمان جنگ در شهر مرزی مریوان بوده اند چیست؟

این رزمندگان که با سن کم در دوران جنگ به کمک مان آمدند از آن جایکه سنی نداشتند ولی

ایمانی قوی و روحیه ای شجاع و خیلی با محبت داشتند که محبتشان ما را امروز به اینجا کشانده

است و ما مدیون این بزرگواران همیشه بوده و هستیم این رزمندگان بهترین کسان ما بودند اگر چه

تبلیغات گسترده  ضد انقلاب چه با پخش اعلامیه ها و چه بصورت حضوری در شهر و روستا هایی که

ورود می کردند بخصوص مجاهدین خلق ،کومله ، دموکرات و ... با پول های زیادی که خرج می کردند

می خواستند بین شیعه و سنی اختلاف ایجاد کنند ولی چون در این راه نتوانستند کاری پیش ببرند

دست به ترور و به شهادت رساندن خانواده های ما می کردند و در بعضی اوقات رزمندگان را به حالت

بسیار وحشتناک به شهادت می رساندند و آن را به نام کرد های کردستان تمام می کردند که نام

کردستان را وحشت انگیز جلوه دهند.

 من یک عمویی داشتم که خیلی به ایشان علاقه مند بودم که بالای 60 سال سن داشت و پیرمرد

بود چون برای دفاع از انقلاب به همراه تمامی خانواده مسلح شده بود توسط ضد انقلاب دستگیر

شد و او را زیر  شکنجه های بسیار سخت قرار دادند و می گفتند اگر شما بیایید به رهبر و انقلاب

توهین کنید و ما آن را پخش و رسانه ای کنیم شما را آزاد می کنیم چون عمویم زیر بار نرفت بی

گناه  اعدام شد و این برای ما خیلی گران تمام شد و هنوز هم بر داغش می سوزیم ، همانطوری

که می دانید رزمندگان دلاور ما داوطلبانه کیلومتر ها راه را طی کرده و دست از خانواده های خود

کشیده وبرای نجات اسلام و دفاع ازخاک وشرف و ناموس به کمک ما آمده بودندو جای جای خاک

کردستان و مریوان با خون پاکشان رنگین شده و در قیامت گواهی خواهد داد، این دلاورمردان 

رفتند ولی خاطرات شان را بطور زنده ما در مناطق خودمان می بینیم و همیشه در دیده و دلمان

زنده و جاوید است .

 

سردار شهید حاج محمد بروجردی

ولی فرهنگ شهادت و ایثار متاسفانه خوب اطلاع رسانی نگردیده تا نسل های

جدید آنچه را که در دوران دفاع مقدس در برخورد دشمنان با رزمندگان و مردم بی دفاع و غیر نظامی

مرز نشین گذشته اطلاع داشته باشند این  بهتر است یا اینکه بی تفاوت و بی اطلاع  باشند ما

باید به نسل های جدید واقعه دفاع مقدس  را به طور منطقی و واقعی منتقل کنیم رزمندگان هر

چه داشتند برای دین اسلام ، شرف و ناموس ایران و ایرانی خصوصا نعمت جوانی و سلامتی

خودشان را از دستدادند و یادشان به خیر اگر در قید حیات اند سرخوش و سربلند باشند  و اگر

در قید حیات نیستند امیدواریم ما را شفاعت کنند و خداوند روحشان را شاد کند.

سردار شهید حاج همت

از نظر امنیتی شهر مریوان که یک شهر مرزی است چگونه است؟

حتما شنیده اید که در دوران دفاع مقدس شهر مریوان  معروف به قم دوم بود ،در مریوان سرداران

و رزمندگانی بوده اند که حال به عنوان سرداران به نام و ملی کشور از آنها یاد می شود  و مایه

افتخار ما می باشند به حمد و یاری خداوند رزمندگان شجاع سراسر کشور با  بسیج کردن مردان کرد

مسلمان توانستند یک درسی به دشمنان انقلاب و امام راحل (ره) بدهند که هرگز به خودشان

جرات سرکشی ندهند و نتوانند نظر سوئی به مریوان داشته باشند در حال حاضر مریوان از امنیت

کامل برخوردار است .

 

سردار شهید حسین قجه ای


یکی از کسانی که امروز مهمانش هستم برادر حاج بهبود نصیری است که بعداز 30 سال ایشان را

دیده ام هنوزم که هست نام نیک و زحمات ایشان در یادم و سایر پیشمرگان مریوان زنده و جاوید

 است که بالغ بر یک هزار کیلومتر راه را طی کرده ایم و موفق به دیدارش شده ایم و الان هم

رویش را می بوسم و می گویم سردار جبهه های مرزی مریوان عاقبت به خیر باشی و چیز دیگری

از دستم بر نمی آید .

سردار جاوید الاثر حاج احمد متوسلیان

نحوه آشنایی شما با حاج آقا نصیری که یکی از جانبازان 70% جنگ تحمیلی است چگونه بوده ؟

حاج آقا نصیری را اگر فرشته جبهه ها بگویم یقینا کم نگفته ام یکی از نیرو های با دل و جرات بوده

که همیشه سخت ترین محور های درگیر را  برای مبارزه انتخاب می کرد ایشان با پدرم که یکی از

پیشمرگان مسلح بوده خیلی صمیمی بودند و من نوجوان بودم  که بعد ها به خدمت سپاه پاسداران

انقلاب اسلامی مریوان در آمدم، ایشان را در تعاون سپاه دیدم و مدت ها با هم بودیم و خدمات

ارزنده ایشان در دوران دفاع مقدس چه در اطلاعات و عملیات (اطاق جنگ) و چه در تعاون سپاه

بومی و چه در گردان جند الله و چه در محور های برون مرزی و عملیات های منطقه هرگز از یادها

پاک نمی شود و هنوز هم هست که انسانیت و فداکاری حاجی نصیری در حق پیش مرگان کرد

و خانواده آن ها در یادمان زنده است و جای جای خاک مریوان و حومه  جای پای سرداران حاج

احمد متوسلیان - حاج همت - حاج محمد بروجردی - حاج نصیری -حاج ابو عمار -حاج  قجه ای  

 که همه این ها از سراسر کشور ایران اسلامی بوده اند و از خود شهر مریوان هم کاک جلال

برنامه و کاک صدیق داربرزین که از سرداران ملی کشور و اهل مریوان و سایر شهیدان که نام و

یادشان همیشه ماندگار بوده است .

سردار شهید ابو عمار (حبیب اله افتخاریان ) فرمانده سپاه پاسداران مريوان در كردستان

  اما حقیقتا مدتی طولانی خبر از حاج نصیری نداشتیم فقط می دانستیم به شدت

  مجروح شده اند و خیال ما بر این بود که ایشان نیز شهید شده اند و یک روز تماسی

  از ایشان برقرارشد که در آن روز که جز بهترین روزهای ما به حساب می آمد و به اکثر

پیشمرگان هم رزمشان خبر زنده بودن حاج نصیری را دادیم خیلی خیلی خوشحال شدند

فقط می توانم بگویم ما شرمنده این سرداران هستیم  و حال که  با جمعی از دوستان به استان

گیلان آمدیم و ایشان را از نزدیک زیارت کرده ایم تمام خستگی از بدن ما رفت و دیشب با توجه به

اینکه ساعت ها در راه بودیم تا ساعت 1:30 شب نشستیم و از خاطرات دوران جنگ و دوستانی

که با ما بودند گفت و شنود کردیم فقط می توانم بگویم فرشته هایی به میان ما آمده بودند و ما

مدیونشان هستیم و گوش به فرمان مقام معظم رهبری و ولایت امرشان هستیم و هر دستوری

فرمایند به روی چشم و مورد قبول است .

 

 

شهيد جلال بارنامه

 

در جمع شما از معارضان کرد عراق نیز هستند نظر شما در رابطه با آنها چیست ؟

البته کردهای معارض عراقی در اکثر عملیاتهای برون مرزی دوشادوش رزمندگان اسلام با ارتش

بعث عراق می جنگیدند و در این راه عده زیادی شهید یا مجروح شده اند و یقین دارم خاطرات

پیشمرگان کرد و معارضین عراقی از یاد رزمندگان اسلام محو نخواهد شد . با توجه به اینکه

این معارضین از تبعه عراق بودند ولی حزب بعث را تروریست و ناحق می دانستند به همین

دلیل به حمایت از جمهوری اسلامی ایران برخاسته بودند 

  

   جانباز سرافراز مرحوم کاک صدیق داربرزین

اگر بخواهید دعایی بکنید چه می خواهید؟

میگویم خدایا از اینکه به ما لیاقت دادی قدردان رزمندگان و شهیدان امام و امام شهیدان باشیم

ممنونیم و از پروردگار عالم تقاضای سلامتی رهبر حضرت امام خامنه ای دامته برکاته و عاقبت

به خیری همه مسلمین جهان را دارم. 

و اگر حرف پایانی دارید بفرمایید ؟

اگر اشک داخل چشمانم را می بینی حکایت از شوق دیدار عزیزانی است که از نزدیکان سردار

داربرزین و سردار جلال برنامه و دیگر شهیدان که از دوستان امثال حاج بهبود نصیری است و یقین

دارم روحشان دیگر از من راضی شده که سفرم را با سایر دوستان کرد برای زیارت هم سنگران و

دوستانشان شروع کرده ام و اگر وضعیت جسمانی و مجروحیتی این سرداران دل ها اجازه دهد

و به ولایت دوم شان همان مناطق مرزی و جنگی بیایند حاضریم خودمان و فرزندانمان را قربانی

قدمشان کنیم چون اگر این ها نبودند و به کمک ما نمی آمدند ما هیچ امنیت وامانی نداشتیم .

والسلام علیکم ورحمته الله و برکاته .

 مصاحبه با یکی از همراهان حاج حسین داربرزین از مریوان:

حاج آقا خود را معرفی کنید و بفرمایید از کجا آمده اید؟

با سلام بر شما و رزمندگان و شهیدان ایران بخصوص شهیدان و رزمندگان گیلان، بنده حاج محمد

امجدی از گردان عاشورای سنندج هستم که برای دیدار اول رزمندگان دوران دفاع مقدس و دوم

برای دیدن زیبایی های گیلان و حال خدمت حاج بهبود نصیری که یکی از دلاورمردان جبهه های
 

جنگ در منطقه مریوان و سنندج بوده اند رسیده ایم و خیلی خوشحالیم.

آیا کسی از خانواده ی شما به شهادت رسیده اند؟

بله اکثر خانواده های کردستانی کمتر از دو شهید ندارند من هم از خانواده دو شهید می باشم خدا

ان شا الله روح تمامی شهدا را متعالی فرماید.

نظرشما در مورد رزمندگان دوران دفاع مقدس چیست ؟

رزمندگان اسلام برکت زندگی ما بودند اگر آن ها نبودند معلوم نبود وضعیت ما امروز چگونه بود

حال که هزاران کیلومتر راه آمده ایم و کسی معترض و مزاحم ما نگردیده همه از وجود رزمندگان

است و بس . ما جواب آن ها را نمی توانیم بدهیم و مدیونشان هستیم .

خاطره ای دارید برایمان تعریف کنید؟

دشمان ما از جنازه ی شهیدان وکشته های ما هم نمی گذشتند در بعضی مواقع می شد که

یک شهید ما را چندین بار دفن کردیم و آن ها از قبر بیرون می آوردند و تکه تکه میکردند و می

گفتند شما به کردها خیانت کرده اید و با دولت همکاری می کنید در صورتی که خودشان به

پیرمردان و زنان و کودکان بی دفاع هم رحم نمی کردند زمین های گندم زار و آذوقه ما را به غارت 

و آتش می کشیدند، خدا لعنتشان کند سر رزمندگان ما را به حالت فجیحی می بریدند و بدنشان

را تکه تکه می کردند و ما می دیدیم آن بلایی که بر سر ما می آوردند و بر سر رزمندگان هم

می آوردند.

صحبت پایانی خود را بفرمایید؟

از خداوند تقاضای سلامتی وجود مبارک رهبر انقلاب ،شادی روح شهیدان، سلامتی جانبازان

انقلاب ، خصوصا حاج نصیری که حق بزرگی به گردن ملت کرد خصوصا مریوان دارند را دارم .

مصاحبه کننده : مجتبی قنبری

منبع مجمع ایثارگران استان گیلان



تاريخ : یکشنبه یازدهم خرداد 1393 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

"پاسدار" در شجاعت شهدای کردستان تبلور پیدا می کند

فرمانده سپاه کردستان گفت: در استان کردستان فرماندهان شهیدی همچون شهید ورمقانی، شهید جلال بارنامه ، شهید شهسواری ، شهید عثمان فرشته و بسیاری از شهدای دیگر به جد از نام و اقتدار کلمه "پاسدار" محافظت کردند و اگر امروز افتخار پوشیدن این لباس سبز را داریم به دلیل عملکرد خوب پاسداران در گذشته و حال در دفاع از نظام و خدمت به رهبری است.


سرتیپ دوم پاسدار محمدحسین رجبی صبح امروز(10 خرداد) در مراسم صبحگاه کارکنان و نیروهای نظامی سپاه کردستان که در ستاد سپاه بیت المقدس برگزار شد با تبریک سالرزو ولادت امام حسین(ع) و روز پاسدار و همچنین تسلیت سالگرد ارتحال ملکوتی امام خمینی(ره) گفت: امنیت و آرامش کنونی و تثبیت و استقلال امروز ایران اسلامی مرهون زمان شناسی امام (ره) و جانفشانی ها و فداکاری های شهدا و رزمندگان اسلام در طول این 35 سال عمر با برکت نظام است.

وی با بیان اینکه سپاه و بسیج از یادگاران بنیانگذار کبیر انقلاب هستند، افزود: باید این دو نهاد ارزشی به خوبی از آرمانهای امام(ره) محافظت کنند و با قدرت در مسیر پیشرفت ایران اسلامی گام بردارند.

سردار رجبی عنوان کرد: با توطئه هایی که دشمنان نظام اسلامی اعم از جنگ تحمیلی و درگیری های قومیتی علیه ایران به راه انداختند هیچ کس باور نمی کرد که روزی انقلاب اسلامی به ثمر بنشیند، اما اکنون در تمام دنیا از ایران به عنوان کشوری قدرتمند و صاحب علم و فناوری نام می برند که همه اینها به واسطه لطف خداوند بزرگ و زمان شناسی امام خمینی(ره) و رهبری داهیانه مقام معظم رهبری0مدظله العالی) است.

فرمانده قرارگاه استانی شهید شهرامفر با اشاره به اینکه باید پاسداران خدا باور، ولایتمدار، شجاع، با بصیرت، جهادگر، دشمن شناس و دشمن ستیز باشد خاطر نشان کرد: اگر یک پاسدار این ویژگی ها را نداشته باشد دیگر این فرد پاسدار نیست و نمی تواند حافظ منافع مردم و انقلاب باشد.

وی اظهار داشت: در استان کردستان فرماندهان شهیدی همچون شهید ورمقانی، شهید بارنامه، شهید شهسواری، شهید عثمان فرشته، شهید راستی و بسیاری از شهدای دیگر به جد از نام و اقتدار کلمه "پاسدار" محافظت کردند و اگر امروز افتخار پوشیدن این لباس سبز را داریم به دلیل عملکرد خوب پاسداران در گذشته و حال در دفاع از نظام و خدمت به رهبری است.

فرمانده سپاه کردستان در پایان گفت: پاسدارن در هر شرایطی باید با ارزیابی عملکرد خود نقاط ضعف خود را تقویت و نقاط قوت خود را بیشتر تقویت کنند تا بتوانند انتظارات مقام معظم رهبری(مدظله العالی)، خانواده شهدا و مردم عزیز را برآورده کنند.



تاريخ : شنبه ششم اردیبهشت 1393 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
امام جمعه سنندج دار فانی را وداع گفت

ماموستا ˈحسام الدین مجتهدیˈ امام جمعه سنندج که از 25 فروردین بر اثر بیماری در بیمارستان طالقانی تهران بستری بود دقایقی پیش درگذشت.

یکی از همراهان ماموستا مجتهدی دقایقی پیش در گفت و گو با خبرنگار ایرنا با تایید فوت امام جمعه سنندج گفت: ماموستا مجتهدی، امام جمعه سنندج و نماینده مردم در مجلس خبرگان رهبری نیم ساعت پیش درگذشت.

به گزارش خبرنگار ایرنا، ماموستا مجتهدی صبح سه شنبه 25 فروردین به دلیل افت فشار خون و خونریزی در دستگاه گوارش در بیمارستان بعثت سنندج بستری شد.

به دنبال بستری شدن ماموستا مجتهدی در بیمارستان بعثت سنندج، خونریزی در دستگاه گوارش وی متوقف و فشار وی به حالت طبیعی برگشت و در روز جمعه 29 فروردین برای پیگیری روند درمان به بیمارستان طالقانی تهران اعزام شد.

ماموستا مجتهدی در بیمارستان طالقانی تهران تحت عمل جراحی معده قرار گرفته بود.





تاريخ : پنجشنبه پنجم دی 1392 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
 انتقادات تند نماینده مریوان از روحانی

نماینده مردم مریوان در مجلس با اشاره به کشته شدن شهروندان کرد توسط نیروی انتظامی خطاب به رئیس جمهور گفت: آقای روحانی از عدالت‌ اجتماعی‌تان تاکنون کشته شدن شهروندان کرد توسط نیروهای انتظامی کردستان نصیب ما شده است.

امید کریمیان، نماینده مردم مریوان در مجلس شورای اسلامی در نطق میان دستور خود در جلسه علنی صبح امروز (سه‌شنبه) مجلس در ابتدای صحبت‌های خود اظهار کرد: از تلاش تیم مذاکره‌ کننده هسته‌ای که حاصل تغییر در گفتمان شعار تدبیر و امید هستند تقدیر می‌کنم و امیدوارم که طرف مقابل نیز صراحت خود را به ملت ایران نشان دهد.

 



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه چهارم دی 1392 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

كردستان؛ سرزمين مجاهدت‌هاي خاموش

سرزمين كردستان سرزمين رازآلودي است. سرزمين ناگفته‌هاي بسيار و مظلوميت‌هاي مضاعف. سرزمين عجيبي كه وقتي قدم در آن مي‌گذاري، تمام تصاويري كه از آن در ذهنت نقش بسته، رنگ مي‌بازد. دور و نزديكش خيلي با هم تفاوت دارد. حوادث و اتفاقات آن هم بي‌شمار است. صفحه و برهه‌اي از آن همه حوادث كه براي ما و نسل‌هاي نزديك به ما رخ مي‌نمايد، حوادث سال‌هاي پس از انقلاب آن‌جاست. در ميان استان‌هاي مرزي، ازجمله استان‌هايي است كه حوادثش آن منحصر به دوران دفاع مقدس نيست. همين‌طور افتخارات و درخشندگي‌هاي معنوي آن هم محدود به آن دوران نمي‌باشد. صفحه‌ي وقايع سياسي و اجتماعي و نظامي اين خطه، از بهمن 58، هم‌زمان با پيروزي انقلاب ورق خورد و تا سال‌ها با شدت و ضعف ادامه يافت. آن‌چه امروز با نگاه به آن سال‌ها مي‌توان گفت، اين است كه اين ديار مهد جنگ‌آوران بي‌ادعا و گم‌نامي از اهالي بومي و غيربومي بود كه شجاعت و مردانگي در وجود دريايي‌شان موج مي‌زد و از سحاب غيرت و ايثارشان اخلاص و بندگي باري‌تعالي و عشق به امام مي‌باريد. اصلا كردستان را همين چيزها كردستان كرد. وجه تمايز اين استان، گم‌نامي و غريبي بيش‌تر در سايه‌ي جنگ با دشمنان در دو جبهه‌ي مرزي و داخلي است. اين‌ها كردستان را تداعي‌گر ايثار و غيرت و مظلوميت و سرزمين مجاهدت‌هاي خاموش كرد.



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه بیست و ششم آذر 1392 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

 عملکردسپاه درکردستان؛حضوری مقتدرانه درپاسداری از انقلاب

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سپاه بیت المقدس، جنگ اول از اسفند  57شروع و تا بهمن  58ادامه داشت. این فاصله زمانی مصادف با حمله  ضد انقلاب به پادگان های مهاباد، سنندج، پیرانشهر، سردشت و بانه بود. در واقع هدف آنها در این منطقه جداسازی قسمت هایی از ارومیه تا ایلام و مرز خوزستان از ایران بود. در ذیل به گوشه هایی از اقدامات ضد انقلاب اشاره می کنیم:

ایجاد جنگ شیعه و سنی در نقده، قتل عام پاسداران بومی در مریوان، خلع سلاح پاسگاه های ژاندارمری وکلانتری ها، قتل عام و تبعید طرفداران انقلاب اسلامی درکلیه شهرهای کردستان از مهم ترین این اقدامات بود.

 با این وجود از آذرماه  تا بهمن سال 58 به مدت دو ماه کردستان از ایران جداشد.

 با صدور فرمان حضرت امام خمینی(ره) در 26/5/58 مبنی بر پاکسازی کردستان نخستین مأموریت رسمی سپاه آغاز شد. در ابتدا شهید «چمران» با گروهی از جوانان متهعد و انقلابی به کردستان اعزام شدند.

 ین در حالی است که شهید «صیاد شیرازی» و سردار «رحیم صفوی» در مأموریت پاکسازی کردستان در کنار دکتر چمران حضور داشتند.

جنگ دوم:

 در این جنگ سازمان «پیشمرگان کرد مسلمان» توسط سپاه تاسیس شد. این سازمان متشکل از کردهای بومی و طرفدار انقلاب اسلامی بود. سپاه با همکاری این سازمان در امر نابودی ضد انقلاب به موفقیت های متعددی دست یافت. از افراد برجسته این سازمان می توان به سردار شهید «کاک جلال بارنامه» اشاره کرد.

 سلسله موفقیت های سپاه در غرب کشور ادامه یافت.در بهمن ماه سال 58 شهر کامیاران از وجود ضد انقلاب رهایی یافت. دیگر شهرهای کردستان مانند سنندج، مریوان، دیواندره، سقز، اشنویه در شهریور ماه 1359 به طور کامل پاکسازی شدند.

پس از آغاز جنگ تحمیلی:

 با حضور رزمندگان سپاه در مناطق کردنشین غرب کشور، امنیت مجدد به این نقطه از ایران بازگشت .این در حالی بود که نیروی تازه تأسیس و جوان سپاه با محدودیت ها و مشکلات عدیده ای مواجه بود. برای نمونه عدم سازماندهی منسجم نیروها ونبود تجربه نبرد کلاسیک از این جنس مشکلات پیش روی پاسداران جوان بوده است.

در واقع از یک سو نبود امکانات مناسب و از سوی دیگر پشتیبانی علنی «صدام» از ضد انقلاب و گروه های محارب کرد به این مشکلات می افزود.

 این امر سپاه را بر آن داشت تا به تدوین استراتژی نبرد در کردستان بپردازد. این استراتژی به سه بخش عمده: بستن مرز، تجزیه ضد انقلاب و در نهایت انهدام ضد انقلاب منجر شد.

 در واقع قرارگاه حضرت "حمزه سید الشهدا" در غرب کشور در راستای رسیدن به این استراتژی تشکیل شد. علت نامگذاری  این قرارگاه  به نام حمزه سیدالشهدا توسط سپاه، مورد احترام بودن شخصیت ایشان در بین شیعیان و اهل سنت است. این یک گام در جهت حفظ وحدت بین تشیع و تسنن در منطقه بوده است.

سپاه پاسداران در این راهبرد با جذب 5000 نفراز پیش مرگان کرد به صورت عملی امنیت را به مردم این منطقه واگذار کرد.

 سپاه در دوران دفاع مقدس:

با آغاز حمله سراسری عراق به ایران  در 31 شهریور سال59 رزمندگان جوان و متعهد سپاه با یک زمان شناسی دقیق بلافاصله وارد میدان شدند. جوانان اصفهانی در جبهه "دارخوین"، کرمانشاه و همدان در "سرپل ذهاب"  و قصر شیرین، خوزستانی ها در خرمشهر و آبادان حضور پیدا کردند.

 این در حالی بود که سپاه پاسداران با یک سازماندهی سریع خود را برای دفاع از انقلاب و کشور آماده کرد.

 در عملیات «ام الحسنین» حملات عدیده ای را به نیروهای عراقی وارد ساخت. یکی از قابلیت های سپاه در جنگ گسترش سریع سازمان رزم بوده است. در عملیات "ثامن الائمه"(شکست حصر آبادان) و "طریق القدس"(فتح بستان)، مهر و اذر ماه سال60  در قالب گردان وارد صحنه شدند. در عملیات "فتح المبین" که اسفند سال 60 طراحی شد، در قالب تیپ رزمی حضور یافت. اردیبهشت سال 61 در عملیات  "الی بیت المقدس" (ازاد سازی خرمشهر) در قالب لشگر به نبرد با دشمن بعثی پرداخت.

 یکی دیگر از ویژگی های سپاه انعطاف پذیری بی نظیری است که این نیروی نظامی را در مقایسه با سایر قوای نظامی متمایز می کند.برای مثال در عملیات فتح المبین سازمان رزم سپاه "مکانیزه" ودر عملیات الی بیت المقدس در قالب  زرهی وارد صحنه نبرد شد.

 این در حالی است که در عملیات "والفجر" و ارتفاعات «پنجوین» سازمان رزم  سپاه در قالب یگان پیاده  و در عملیات "بدر"و "خیبر" به صورت ابی-خاکی وارد عمل شده بود.

 سپاه پاسداران قدرت بی نظیری در ترمیم سازمان رزم داشت.از این رو در عملیات "کربلای 5" و تنها به فاصله کوتاهی از عملیات"کربلای 4" در منطقه "شلمچه" به موفقیت دست پیدا کرد.

 در سال 1364 سپاه به سه نیروی زمینی، دریایی، هوایی تقسیم شد. دو نیروی "قدس" و "مقاومت بسیج "بعد از جنگ تحمیلی به سازمان رزم سپاه الحاق شدند.

از وجه تمایز بین سپاه و دیگر قوای نظامی در دوران دفاع مقدس می توان به حضور فرماندهان ارشد در خط مقدم مانند دیگر نیروها، سازماندهی مردم و اتصال آنها به یگان رزم ، طراحی عملیات ها و تدوین استراتژی جنگ اشاره کرد.

قدر مسلم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یک سازمان مردم نهاد با انگیزه انقلابی و ایدئولوژی اسلامی است. رمز موفقیت این سازمان در بینش ایمانی و بصیرت بالای نیروها در جهت حفظ و اعتلای اهداف متعالی انقلاب اسلامی است.

از این منظر حضرت «امام خامنه ای» می فرمایند:(سپاه پاسداران در سایه روحیه انقلابی و معنویتی كه از سرچشمه جوشان دل منور و روح مصفای آن امام عارفان و قدوه صالحان پیوسته می جوشید و بیش از همه، جوانان رزمنده و خالص سپاه و بسیج را سیراب می كرد، توانست نقش تعیین كننده ای را در دفع حمله ایادی استكبار به جمهوری اسلامی ایفا كند و در كنار ارتش و با به كارگیری بسیج مردمی، درس تلخی به دشمنان اسلام بدهد و حفظ و استمرار نظام جمهوری اسلامی را تضمین كند.)

از این رو مطابق اصل  150قانون اساسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی كه در نخستین روزهای پیروزی این انقلاب تشكیل شد، برای ادامه نقش خود در نگهبانی از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن پا برجا می ماند. حدود وظایف و قلمرو مسؤولیت این سپاه در رابطه با وظایف و قلمرو مسؤولیت نیروهای مسلح دیگر با تأكید بر همكاری و هماهنگی برادرانه میان آنها به وسیله قانون تعیین می شود.

 سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران از نظر سیاسی و عقیدتی تابع ولایت فقیه بوده و از کلیه احزاب و گروه های سیاسی مستقل است.‌ خود سپاه نیز هرگز نباید در جامعه شخصیت حزبی پیدا کرده به صورت یک حزب یا سازمان سیاسی عمل کند.

 مهمترین وظایف قانونی سپاه در جهت حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی عبارتند از:

مبارزه قانونی با عوامل و جریان هایی که درصدد خرابکاری، براندازی نظام جمهوری اسلامی و یا اقدام علیه انقلاب اسلامی باشند، مبارزه قانونی با عواملی که باتوسل به قوه قهریه درصدد نفی حاکمیت قوانین جمهوری اسلامی هستند، اقدام همانند دیگر نیروهای انتظامی درجهت برقراری نظم

همکاری با ارگان های اطلاعاتی کل کشور مانند وزارت اطلاعات، برنامه ریزی، سازماندهی، اداره، فرماندهی و اجرای آموزش های عقیدتی، سیاسی، نظامی اعضای بسیج مستضعفین بر طبق موازین اسلامی و مشارکت در عملیات امدادی به هنگام بروز بلایا، حوادث و انجام خدمات امدادی، آموزشی، تولیدی و جهاد سازندگی به در خواست ‌دولت و با رعایت کامل موازین عدل اسلامی در زمان صلح در حدی که به تشخیص شورای عالی سپاه، آمادگی رزمی لازم را برای انجام مأموریت های‌خود از دست ندهد از دیگر وظایف این نهاد مردمی بود.

نقش زنان در سپاه

 در یک جامعه اسلامی، زنان نقش مهمی بر عهده دارند. در نهضت اسلامی نیز بنا به فرمایش امام خمینی(ره) زنان عقب تر از مردان نبودند. آن ها در بسیاری از جبهه ها، پیشتاز در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی بودند و با حضور جدی خود به تكلیف الهی خویش عمل كردند.

 قدر مسلم سپاه از همان لحظه های آغازین تكوین و تكامل خویش، حضور خواهران و برادران را توآم با حفظ ارزشهای انقلابی و اسلامی شاهد بوده است. حضور بانوان در سپاه از دو بعد نظامی و غیر نظامی قابل بررسی و تامل است.

 در بعد نظامی خواهران با حضور خود در مناطق جنگی دوران دفاع مقدس با امداد رسانی به جبهه ها و پشتیبانی رزمندگان اسلام نقش عظیمی را بر عهده داشتند. در بعد غیر نظامی نیز با حضور در پایگاه های بسیج و جمع آوری كمك های مردمی و ارسال آن ها به جبهه ها بار سنگین مسئولیت تدارك جبهه ها را بر دوش كشیدند.

 از سوی دیگر خواهران برای حفظ امنیت كشور، در مكان های حساس، حضوری هوشیارانه و فعال دارند. از دیگر مسئولیت هایی كه بر عهده آنان گذاشته شد، حرفه مقدس پزشكی و پرستاری است.

 منبع ؛ پایگاه اطلاع رسانی سپاه بیت المقدس، http://kordestan.basij.ir/?q=node/14129

 

 



تاريخ : پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1392 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
وداع با شکوه کردستاني ها با چهار فرزند شهيدشان

پیکر مطهر چهار شه ید والامقام که در ارتفاعات شاهو براثر انفجار مین بجا مانده از جنگ تحمیلی به شهادت رسیدند، امروز بر دستان مردم شهید پرور کردستان تشییع شد

پیکر شهیدان سید جواد سلیمی و کوروش عابدینی از نیروهای سپاه بیت المقدس کردستان امروز در شهر کامیاران تشییع شد.

در قروه نیز پیکر مطهر شهید ولی الله احمدی از مقابل ناحیه مقاومت بسیج سپاه قروه تشییع و پس از مشایعت مردم انقلابی قروه، برای تدفین به زادگاهش روستای بهار لو این شهرستان منتقل شد.

 پیکر چهارمین شهید سرافراز با نام جلال بازیار نیز بر دستان مردم مرز دار و شهید پرور مریوان تشییع و به خاک سپرده شد.

 دیروز چهار تن از نیروهای سپاه بیت المقدس در "منطقه کوسه قه وی" (کوسه بزرگ) از ارتفاعات شاهو کامیاران به علت انفجار مین های بجا مانده از جنگ تحمیلی به شهادت رسیدند.

یک نفر نیز در این حادثه زخمی شد که اکنون در شهر کرمانشاه تحت درمان قرار دارد.

 مردم کردستان در سال های دفاع مقدس با نثار 5 هزار و 400 شهید در راه آرمان های دفاع مقدس ، ایثارگری و عشق خود را به نظام اسلامی به اثبات رساندند.

ادامه مطلب مراجعه شود



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه نهم مرداد 1392 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

پیشمرگان کرد مسلمان/ گفت‌وگو با قائم‌مقام مجمع تقریب/ قسمت بیستم

جمع زیادی از اهل طریقت - عزیزانی که درویش‌مسلک هستند و در کردستان خانقاه دارند- برای امام پیام دادند که ما حاضریم امت خود را مسلح کنیم و جواب ضدانقلاب را بدهیم. یکی از جنایت‌های گروهک‌ها، اهانت به مقدسات و مراکز مذهبی بود و همین، دل جماعت اهل طریقت را به درد آورده بود/ نباید این حس ایجاد می‌شد که پاسدار تهرانی یا اصفهانی مسئول کار است و کرد مسلمان فقط پیشمرگ و رزمنده است. برای همین در سازماندهی سازمان پیشمرگان مسلمان به خود پیشمرگ‌ها سهم عمده داده شد/ یکی از اتفاقاتی که ضربه بسیار مهلکی به پیکر ضد انقلاب وارد کرد بخش تائبین بود. هر مرحله‌ای که یک فضا داده می‌شد بخشی از نیروهای ضدانقلاب ریزش می‌کرد و از این سو رویش داشتیم/...

بخش بیستم از سلسله گفت‌وگوهای خبرنگار تقریب با "حجت‌الاسلام والمسلمین سید موسی موسوی" قائم‌مقام مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی و نماینده سابق حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری در کردستان

س: از سازمان پیشمرگان مسلمان بگویید. چرا این سازمان تشکیل شد؟ چه ضرورت‌هایی نیروها را به این سمت کشاند که سازمانی را با این شاکله ساماندهی کنند؟
ببینید یک نکته‌ای که هم برای ضدانقلاب بسیار مورد اهتمام بود و هم برای نظام نکته حساس و تعیین‌کننده‌ای بود، اینکه چهره بیرونی کردستان در نسبت با نظام چگونه نشان داده شود، اینکه آیا چهره و انعکاس بیرونی دفاع از نظام در برابر فتنه‌ها - جدا از حضور نیروهای نظامی- یک دفاع مردمی باشد یا همان طور که ضد انقلاب آرزو داشت، این طور منعکس شود که نظام جمهوری اسلامی اگر هم حاکمیتی بر کردستان دارد، یک حاکمیت نظامی است و با قوای نظامی توانسته بر این منطقه مسلط شود و این امنیت "بعد مردمی" ندارد. این برای ضد انقلاب یک آرزو بود و تلاش می‌کرد دست‌کم با ظاهرسازی هم شده به آن برسد. 

برای نظام هم اهمیت داشت که بتواند به کمک مردم این فتنه را خنثی کند. مسلما در کردستان، کمیته‌ها به قوت سایر مناطق شکل نگرفته بود و طبعا ظرفیت برای تشکیل بسیج هم به این سرعت در کردستان وجود نداشت. اما وقتی بخش فعالی از مردم بتوانند در جمع مدافعان نظام و ایثارگران قرار گیرند، این فتنه بهتر خنثی می‌شد و اساسا به جهت موقعیت جغرافیایی کردستان، خنثی‌سازی این فتنه بدون مردم ممکن نبود. کردستان منطقه کوهستانی است که گردنه‌های صعب‌العبور بسیار دارد و عمدتا شهرهایش در مرز شکل گرفته‌اند. مسلما اگر ضدانقلاب در چنین موقعیت جغرافیایی مأوا کند تسلط بر آن کار بسیار دشواری است و از همان ابتدا مشخص بود که اگر در پاکسازی کردستان نتوانیم از نیروهای بومی - که شناخت دقیق از منطقه دارند و مرد میدان کردستان هستند - استفاده کنیم، پاکسازی کردستان هم زمان طولانی‌تری را می‌برد و هم تلفات سنگین‌تری خواهد داشت. به این جهت از همان روزهای شروع پاکسازی‌ها، نه تحت پوشش کمیته، بسیج یا پیشمرگ مسلمان بلکه یک جمع محدودی از نیروهای بومی، بازوی راست مرحوم شهید بروجردی و قبل از آن شهید چمران بودند. 

نخستین یاران صدیق و شجاع شهید چمران در آن مرحله اولیه، بعضی نیروهای بومی از مریوان و بانه و شهرهای مختلف بودند. بعضی از آنها ارتشی‌های وفادار کرد بودند مثل "شهید وطنی" که در خانواده‌شان هم شهید و هم جانباز دارند. بعضی هم نیروهای عادی بودند که به کمک چمران آمده بودند. افرادی از این جمع مانند "محمدرحیم احمدی" یا "داریوش چاپارین" که در همان پاکسازی اولیه و در جنگ ۲۳ روزه سنندج هر دو حضور فعالی داشتند، بعدها از بنیانگذاران سازمان پیشمرگان مسلمان شدند. 

بعد از آن که شهید بروجردی با عنوان فرماندهی سپاه غرب به کرمانشاه آمد، ستادی را مستقر کرد و برنامه جدی پاکسازی‌های کردستان در دستور کار قرار گرفت. در این ایام، شرارت‌های کومله نیز رو به اوج بود و برخورد ضد انقلاب با دین و مسجد و روحانیت، متدینین را به تنگ آورده بود. در این زمان انگیزه ایجاد تشکیلاتی از نیروهای بومی مخلص و وفادار به انقلاب و نظام، شکل گرفت؛ این در واقع یک ایده الهی بود که هم در ذهن مرحوم بروجردی شکل گرفته بود و هم خود نیروهای بومی این انگیزه را داشتند؛ کمااینکه خدمت شهید بهشتی رفتند، با مقام معظم رهبری دیدار کردند و حتی بعضی از آنها هم خدمت امام رسیدند و اصرار داشتند که مسلح شوند و خود به جنگ ضد انقلاب بروند. 

حتی جمع زیادی از اهل طریقت - عزیزانی که درویش‌مسلک هستند و در کردستان خانقاه دارند- برای امام پیام دادند که ما حاضریم امت خود را مسلح کنیم و جواب ضدانقلاب را بدهیم. یکی از جنایت‌های گروهک‌ها، اهانت به مقدسات و مراکز مذهبی بود و همین، دل جماعت اهل طریقت را به درد آورده بود. 

بالاخره اصرار مردمی و پیشنهاد مرحوم شهید بروجردی و دوستان‌شان، منجر به این شد که مسئولین امنیتی و اجرایی کشور با موافقت حضرت امام بپذیرند تشکیلاتی نظیر آنچه در سایر مناطق تحت عنوان بسیج مردمی شکل گرفته در کردستان ایجاد شود؛ اما به جهت جاذبیتی که عنوان "پیشمرگه مسلمان" در کردستان داشت این عنوان برایش انتخاب شد. 

س: چرا این عنوان جذابیت داشت؟
گروهک کومله و دموکرات، اسم نیروهای خائنی را که جذب کرده بودند پیشمرگ گذاشته بودند، منتها پیشمرگه دموکرات یا کومله. از این جهت، مقابله با این عنوان خیلی مهم بود؛ ولو اینکه بعدا همین پیشمرگان مسلمان نام خود را به بسیج تغییر دادند ولی آن زمان در اوج شرارت‌های ضدانقلاب، عنوان جاذب و خوبی بود که تهران هم با آن موافقت کرد. 

س: تشکیلات کاملا مردمی و بومی بود؟
از ابتدای شکل‌گیری پیشمرگان مسلمان، روحیه عزیزان کرد آن هم در شرایط اولیه انقلاب، خیلی مورد عنایت بود. سعی شد این عزیزان در همکاری اولیه‌شان با نظام، دچار احساس منفی نشوند. به همین منظور در شکل دادن سازمان از همان ابتدا تلاش بر این بود که مردم در مدیریت آن سهم داشته و شریک باشند. این باعث می‌شد سازمان دچار آفت نشود. نباید این حس ایجاد می‌شد که پاسدار تهرانی یا اصفهانی مسئول کار است و کرد مسلمان فقط پیشمرگ و رزمنده است. برای همین در سازماندهی سازمان پیشمرگان مسلمان به خود پیشمرگ‌ها سهم عمده داده شد مثلا اگر مقری در مریوان یا سنندج زده می‌شد مسئول مقر از میان عزیزان پیشمرگ انتخاب می‌شد. این اعطای اختیار و سپردن عرصه تصمیم‌گیری به خود پیشمرگان، تأثیر بسزایی در روحیه آنها داشت و اگر غیر از این عمل می‌شد شاید توفیقی حاصل نمی‌کردیم. 

همگام با شروع پاکسازی‌های کردستان در مرحله دوم - که از کامیاران شروع شد- نام پیشمرگان مسلمان هم سر زبان‌ها افتاد و به تدریج این سازمان شکل گرفت، نیرو جذب کرد و مقرهایی تحت عنوان مقر پیشمرگان مسلمان دایر شد. 

س: از نیروهای بومی و غیربومی، چه کسانی را به خاطر دارید که تأثیرات بیشتری در شکل‌گیری این سازمان داشتند؟
مؤثرین در شکل‌گیری سازمان پیشمرگان مسلمان چه از بومی‌ها و چه غیربومی‌ها، همگی ممتازترین افراد بودند. امروز که به خاطراتم رجوع می‌کنم به جرأت می‌توانم بگویم سرداران بومی و غیربومی‌ای که در عرصه کردستان درخشیدند شخصیت‌های غیرقابل تکراری بودند. 

در میان غیربومی‌ها، غیر از بروجردی، "مهندس یاسینی" را داشتیم که در ساماندهی اولیه پیشمرگان با بروجردی همکاری کرد. بعد در حوادث اولیه کردستان - زمانی که استانداری دست نیروهای انقلابی افتاد، بعد از دولت موقت - به عنوان معاون سیاسی استاندار منصوب شد و مدتی هم مشاور شهید رجایی در امور منطقه غرب و کردستان شد. شهید رجایی دفتری به نام دفتر کردستان راه انداخت که مسائل کردستان را ویژه پیگیری کند و یاسینی را مسئول آن دفتر کرد. 

دو نفر هم از عزیزان سپاه بودند که در ساماندهی پیشمرگان مسلمان تلاش زیادی کردند؛ یکی "شهید طیاره" بود و دیگری "شهید رسول آیینی". 

شهید طیاره، دوران سربازی‌اش را در رژیم شاهنشاهی در کردستان گذرانده بود و به اوضاع کردستان آشنایی نسبی داشت. طیاره در ماجرای فرار سربازها از پادگان‌ها، فرار کرده بود و وقتی امام دستور بازگشت سربازها به پادگان را دادند، جزو اولین نیروهایی بود که برگشت و در پاکسازی‌های اولیه کردستان هم حضور داشت. او تا پیش از آنکه به سقز منتقل شود و فرماندهی سپاه سقز را برعهده بگیرد، عمده وقتش را صرف ساماندهی پیشمرگان مسلمان کرد. فردی اخلاقی و بامعنویت بود و با روحیه مردمی که داشت، با عزیزان پیشمرگ مسلمان به شدت آمیخته شد و محبت و صمیمیتی میان آنها برقرار بود. 

طیاره، دوستی هم داشت به نام "شهید رسول آیینی" که او هم اهل اصفهان بود. که ایشان هم از اصفهان بود. آیینی قبل از انقلاب دانشگاه رفته بود ولی اوایل پیروزی انقلاب جذب حوزه شد و تحصیلات علوم دینی هم داشت. در قضیه کردستان او نیز از اولین نیروهایی بود که گسیل شد. هم اهل علم و هم اهل عمل بود، پخته، متدین و بااخلاق.
 
باشگاه افسران سابق، بعد از آن که از محاصره درآمد یکی از جاهایی بود که پیشمرگان مسلمان زیاد در آن حضور داشتند. من بارها شد که وقتی به باشگاه افسران می‌رفتم می‌دیدم آیینی سینه آفتاب با ۲۰، ۳۰ نفر از پیشمرگان نشسته، قرآن یا نهج‌البلاغه می‌خواند. پیشمرگان مثل یک مرید پاکباخته به صبحت‌های او گوش می‌دادند. نوع برخورد اخلاقی‌اش بسیار مؤثر بود. تا هنگام شهادت هم در کنار و در معاشرت با پیشمرگان بود.
منتها شهید طیاره به سقز آمد و بنده خاطرات مهمی از ایشان دارم. 

از بومی‌ها هم افراد بزرگ و مؤثری حضور داشتند که برای بعضی از آنها کتاب‌های مختصری در شرح زندگیشان نوشته شده ولی بسیار ناکافی است. 

شهید بزرگواری داشتیم به نام "کیکاووس پیری" که از پیشمرگان مسلمان اهل مریوان بود و از نیروهای اولیه‌ای بود که برای ملاقات با شهید بهشتی به تهران آمد و شکل‌گیری پیشمرگان را پیگیر بود. این شهید بزرگوار از ارکان سازمان و از مشاورین مهم شهید بروجردی بود و بروجردی اعتماد خاصی به او داشت. 

یکی از مناطقی که پاکسازی آن بسیار دشوار بود و شاید از سخت‌ترین مناطق برای پاکسازی محسوب می‌شد، مریوان بود؛ با اینکه مردم خوبی دارد ولی به دلیل ارتفاعات استراتژیک آن مانند ژالانه و تته و همچنین به دلیل مرزی بودن، پاکسازی آن سخت بود. به جهت این موقیعت، هر محور از عملیات پاکسازی مریوان یک فرمانده داشت و کیکاووس پیری از فرماندهان مهم برخی محورها بود و در مریوان هم به شهادت رسید. 

عزیز و بزرگوار دیگری داشتیم که همه رزمندگان کردستان ایشان را به خوبی می‌شناسند؛ "عثمان فرشته" که از مبارزان قبل از پیروزی انقلاب بود و حتی در محاصره شهربانی در مریوان و برخورد با نیروهای ستمشاهی جزو سردمداران جوانانی بود که به شهربانی حمله کردند. بعد هم جزو اولین نیروهایی بود که در ساماندهی سازمان شرکت کرد و از فرماندهان پیشمرگان بود. در پاکسازی‌ها حضور بسیار جدی داشت و شجاعت بالایی از خود نشان داد. به دلیل حساسیتی که گردان‌های ضربت داشت یکی از افرادی که در شکل‌گیری اولیه این گردان‌ها به عنوان مسئول آن منصوب شد، "عثمان فرشته" بود؛ این انتخاب بر اساس توانایی‌های فردی وی بود ضمن اینکه خانواده‌اش نیز با انقلاب همراه بودند و از ضدانقلاب صدمه دیده بودند. 

باز فرد دیگری در مریوان داشتیم به نام "شهید جلال بارنامه" که او هم از نیروهای اولیه بود و در بسیاری از عملیات‌ها شرکت داشت. بارها مجروح شد و از خلاقان و طراحان اولیه پیشمرگان مسلمان بود. 

شخصی داشتیم به نام "شهید ابراهیم مرادی" که او هم اهل مریوان بود و از جمله پایه‌گذاران پیشمرگان محسوب می‌شد. 

پاوه هم چند نفر از نیروهای پیشتاز و پیشگام داشتیم که در حمایت از نظام و ساماندهی پیشمرگان اثرگذار بودند. جانباز "جلیل بابایی" از مؤسسین سازمان بود و وقتی سپاه در پاوه شکل گرفت عضو شورای فرماندهی سپاه بود. خانواده ایشان شهدای زیادی تقدیم انقلاب کردند و خودش هم جانباز شد. 

شهید بزرگواری در سنندج بود که ایشان هم از سابقون السابقون پیشمرگان و نیروهای بومی بود و هم فرد فهیم و حکیمی بود؛ "شهید سعید توفیقی" که به دلیل ظرفیت خوبی که داشت مدت زیادی در سازمان پیشمرگان مسئول اطلاعات عملیات سازمان بود. مشخص است که به کار گرفتن نیروی بومی برای اطلاعات عملیاتی که حساس‌ترین بخش کار عملیاتی است اوج اطمینان و ایمانی را نشان می‌دهد که بین نیروهای سپاه و پیشمرگان حاصل شده بود. 

شهید توفیقی اواخر عمرش هم به عنوان معاون فرماندار سنندج منصوب شد که البته کم‌لطفی‌هایی در حقش صورت گرفت. ضد انقلاب چنین افرادی را رها نمی‌کرد. به رغم اینکه ایشان ظاهرا قدری از کارهای عملیاتی فاصله گرفته بود و وارد مسئولیت سیاسی شده بود ولی پیگیر او بودند و بالاخره وی را ترور کرده و به شهادت رساندند. 

من به شخصه خیلی تأسف می‌خورم از اینکه فرازهای عبرت‌آموز تاریخ نبرد کردستان به دست فراموشی سپرده شود. تا آنجایی که من از فعالیت‌های بنیاد شهید و قرارگاه حمزه درباره خاطرات و زندگی این عزیزان اطلاع دارم، آنچه نوشته شده در مقایسه با شخصیت این عزیزان هیچ است. مطالبی که در سایت‌های بنیاد شهید و دیگر سایت‌ها نیز وجود دارد در قیاس با شخصیت واقعی این عزیزان ارزشی ندارد. 

دو برادر در سنندج بودند که کاش برای زندگینامه آنها یک بررسی و تحلیل جدی شود. این دو از مؤمنین سنندج بودند. در هر شهری در عرصه بازار و عرصه‌های اجتماعی و در میان توده‌های مردم، به خصوص در زمان ستمشاهی، چهره‌هایی بودند که در جامعه به عنوان چهره متدین و ملجأ و پناه و دستگیر مردم می‌درخشیدند؛ چهره‌هایی از بطن جامعه که مردم اعتماد خاصی به آنها داشتند. این دو برادر سنندجی یکی "عبدالله جماران" نام داشت و دیگری "صدیق جماران" که امروز در کردستان چند خیابان و مدرسه به نامشان هست. از انقلابی‌های قبل از پیروزی بودند به خصوص عبدالله که از زندانی‌های قبل از انقلاب بود و شکنجه‌های زیادی زمان شاه تحمل کرده بود. در آن زمان، یکی از سخت‌ترین شکنجه‌ها کشیدن ناخن بود که عبدالله آن را متحمل شده بود. 

خوشبختانه به خلاف بخشی از نیروهای انقلابی که مفتی‌زاده آنها را منحرف کرد، این برادران راه خود را از او جدا کردند. مفتی‌زاده به عنوان یک روحانی انقلابی و ضد شاه مطرح بود و توانست بخشی از نیروهای به درد بخور کردستان را جذب خود کند اما این دو برادر از نادر افرادی بودند که با اینکه قبل از انقلاب با مفتی‌زاده بی‌ارتباط نبودند ولی در حوادث کردستان کاملا از او فاصله گرفتند و به جد از سپاه و رزمنده‌ها و پاکسازی کردستان حمایت کردند؛ به خصوص عبدالله جماران در ساماندهی مقرهای سپاه و پیشمرگان سهم بسزایی داشت. آنها در سنندج کاسب بودند ولی کاسبی که در کل شهر به نام یک فرد متدین و اهل خیر و عبادت شناخته شده بودند. زن و بچه‌شان هم در حوادث کردستان صدمه خوردند و بارها در خانه‌شان نارنجک می‌انداختند و آنها را اذیت می‌کردند. در پایان هم هر دو را به شکل فجیعی به شهادت رساندند. 

"شهید داربرزین" هم از همین افراد اولیه سازمان پیشمرگان بود. 

س: قطعا بودند افرادی که ابتدا فریب ضدانقلاب را خورده باشند و بعد بیایند و به پیشمرگان ملحق شوند؟
بله. قطعا. در ادامه کار پیشمرگان مسلمان و پاکسازی کردستان، سپاه و عزیزان امنیتی منطقه با این رخداد جدید روبه‌رو شدند که افرادی از جوانان و افراد سالخورده که مقطعی فریب ضدانقلاب را خورده بودند، بعد از پی بردن به فساد و اغراض شوم و هویت ضدانقلاب، پیام می‌دادند که ما پشیمانیم و حاضریم برگردیم. در این زمینه با حضرت امام(ره) مشورت شد و با پذیرش شورای عالی امنیت ملی، مرتب مسئولین در داخل کردستان در مقاطع مختلف به کسانی که تائب هستند فضا می‌دادند که برگردند. گاهی بیانیه رسمی داده می‌شد که اعلام بخشودگی شده است. مواقعی داشتیم که وزارت اطلاعات یا مسئولان امنیتی بیانیه می‌دادند که نظام از اشتباهات افرادی که شاکی خصوصی ندارند می‎گذرد و اگر توبه‌شان صادقانه باشد می‌پذیرد. 

در واقع، یکی از اتفاقاتی که ضربه بسیار مهلکی به پیکر ضد انقلاب وارد کرد بخش تائبین بود. هر مرحله‌ای که یک فضا داده می‌شد بخشی از نیروهای ضدانقلاب ریزش می‌کرد و از این سو رویش داشتیم. 

چندین مرحله از طریق صداوسیما در منطقه اعلام رسمی شد. کسانی که پشیمان بودند اول می‌ترسیدند برگردند، برای همین یک نفر را به عنوان واسطه به سپاه یا اطلاعات می‌فرستادند که اگر شرایط مساعد باشد برگردند. اینها هم اطمینان می‌دادند که در صورت برگشت، آغوش باز نظام منتظرشان است. 

س: چه عواملی باعث می‌شد افراد عادی جذب ضدانقلاب شوند؟
یک موقعی از طرق مختلف بررسی جامعی شد که سال انجام آن در ذهنم نیست. قرارگاه حمزه از طریق خود و دادگاه انقلاب از طریق خود یک بررسی جامعی در کردستان انجام دادند برای شناسایی انگیزه‌های افرادی که به ضدانقلاب پیوستند؛ اینکه آیا فقر باعث شده آیا یک انگیزه ضدانقلابی فکری در آنها بوده. نتایج این بررسی‌ از یک جهت امیدوارکننده بود و از یک منظر، ناراحت‌کننده چراکه جمع‌بندی‌ها نشان می‌داد بالای ۸۰ درصد افراد جذب شده به ضدانقلاب مشکلات فقر و محرومیت داشتند و جذب وعده‌های مالی و حقوق ماهیانه ضدانقلاب شده بودند. 

البته در این میان برخی جوانان هم بودند که مثلا دختر و پسر به هم علاقه‌ داشتند و با فرار از محدودیت‌های خانواده به بی‌بندوباری کومله جذب شده بودند. به هر صورت بررسی‌ها نشان می‌داد که انگیزه اغلب مردم عادی، انگیزه‌های ضدانقلابی نبوده است. خوشبختانه با روی باز و آغوش گشاده نظام، افراد زیادی به دامان خانواده‌ها بازگشتند. 

س: آیا بیمی از این تائبین در ذهن‌ها نبود، مبادا نفوذی باشند و...؟
خوب مدتی در ابتدای بازگشت، آنها را در قرنطینه نگه می‌داشتند که تخلیه اطلاعاتی شوند و اطمینان حاصل شود. 

این را که می‌گویید نکته جالبی را باید مطرح کنم. بعدها طرحی را شهید بروجردی عنوان کرد که خود نمایانگر عمق اعتمادی بود که به کردها شد. خیلی مهم است که فردی تا دیروز اسلحه دستش بوده و مقابل نظام می‌جنگیده حالا اسلحه دستش بدهیم تا از نظام دفاع کند. می‌شد فقط اجازه داد که افراد پشیمان برگردند سر زندگی‌شان، ولی اینکه به عنوان یک نیروی مخلص وفادار به نظام مسلح‌شان کنیم، عمق اعتماد را نشان می‌دهد. 

همین مطلب برای خود کردها خیلی شیرین بود که فردی که همراه ضدانقلاب بوده به سرعت معتمد شود و اسلحه دستش بدهند. گاهی عملیاتی داشتیم که نیروهای تائب کل عملیات را اجرا می‌کردند بدون اینکه فردی دیگر با آنها همراه باشد تا بر عملکردشان نظارت داشته باشد. 

طرح شهید بروجردی این بود که گردان‌های ضربت برای عملیات‌های ویژه شکل بگیرد تا برای برخی مواضع حساس، تعریف ویژه‌ای داشته باشیم. این گردان‌ها در ابتدای شکل‌گیری از نیروهای تائب تشکیل شده بود ولی در ادامه به محل ائتلاف نیروهای غیربومی و بومی تبدیل شد؛ ولی پیکره نیرو در مقطع اولیه همین نیروهای تائب بودند. ممکن است در فرماندهی از نیروهای دیگر استفاده می‌شد ولی شاکله نیرو از همین‌ها بودند و شهدای بسیاری هم دادند. کاش بررسی جداگانه‌ای از سوی بنیاد شهید یا قرارگاه حمزه درباره تاریخچه گردان‌های ضربت و شهدای آنها صورت گیرد. 

افرادی از تائبین داشتیم که واقعا در صحنه کردستان خوش درخشیدند و پایان خوشی را برای زندگی خود رقم زدند. خانم "مریم کاتبی" از مجاهدان و ایثارگران صحنه کردستان، در یکی از مراسم شب خاطره تعریف می‌کرد که یکی از فرماندهان کومله بعد از آنکه توسط نیروهای نظام دستگیر می‌شود، در بیمارستان در اثر برخورد محبت‌آمیزی که می‌بیند، جذب نیروهای نظام شده و بعد هم در عملیات‌های نظام علیه ضدانقلاب شرک می‌کند. وی بعد از آن به جبهه‌های جنوب می‌رود و همان جا به شهادت می‌رسد. خانم کاتبی تعریف می‌کرد که این فرد وصیت کرده بود او را در مقبره شهدا دفن نکنند و گفته بود من خودم را لایق نمی‌دانم در کنار شهدایی که از اول با نظام و انقلاب بودند دفن شوم. 

نکته‌ای که در رابطه با نیروهای بومی همراه با نظام و انقلاب و همچنین پیشمرگان باید مورد اشاره قرار دهم، وضعیت خانواده‌های آنها در ایام نبرد کردستان است. در استان‌های مختلف وقتی از یک خانواده، پدر یا فرزند آنها به جبهه می‌رفت، خانواده او نه تنها مورد بی‌مهری واقع نمی‌شدند بلکه در یک موقعیت احترام و تکریم و در شرایط روحی بهتر از گذشته قرار می‌گرفتند به خصوص اگر عزیز آن خانواده شهید می‌شد که در این صورت نوع برخورد مردم و عنایتی که محله نسبت به آن خانواده داشتند خیلی عجیب بود. در واقع آسیب‌های روزانه از سوی جامعه برای خانواده‌های رزمندگان جنگ وجود نداشت. البته وقتی صدام مستأصل شد و علائم جدی شکست برایش آشکار شد سراغ مردم هم آمد و با موشک‌های دوربرد کل جامعه را درگیر جنگ کرد ولی عمدتا خود رزمنده‌ها درگیر جنگ بودند. 

اما از ویژگی‌های پیشمرگان مسلمان این بود که وقتی یک کرد مسلمان به عنوان پیشمرگ در جامعه شناخته می‌شد، ضدانقلاب شرایط سختی برای آن خانواده پیش می‌آورد که گاهی خیلی سخت‌تر از شرایط رزمنده‌شان بود. در واقع خانه‌های پیشمرگان مسلمان سنگر پرخطرتری محسوب می‌شد. به خصوص در اوایل، مرتب با این مشکل جدی روبه‌رو بودیم که در خانه کردهای مسلمان، نارنجک یا بمب دست‌ساز می‌انداختند و برخی از فرزندان این عزیزان در همین حوادث نابینا و جانباز شدند. فراوان در منطقه داشتیم که خانواده پیشمرگان مسلمان شهید می‌شدند و امروز بخشی از جانبازان و شهدا از خانواده‌های پیشمرگان هستند. 

محله‌ای در سنندج هست به نام "حاجی‌آباد" که از حواشی شهر است و مانند دیگر مناطق حاشیه‌ای شهرها، افرادی با بنیه مالی ضعیف در آن زندگی می‌کنند؛ اما حاجی‌آباد به‌رغم ضعف مالی، محله ایثار بود و پیشمرگ مسلمان زیاد داشت. زمانی که بنده سنندج بودم محل سکونت ما در خیابان امام نزدیک حاجی‌آباد بود؛ یک شب صدای تیراندازی ممتد از حاجی‌آباد می‌آمد. بعد متوجه شدیم که ضدانقلاب شبانه به کل محله حمله کرده است. در آن حمله، "شهید سید سلمان" که از روحانیون بسیار وفادار به نظام بود و شهید "ملامحمد کریمیان" را به شهادت رساندند. شهید کریمیان را همان شب در میان قرآن و کتاب‌هایش سوزانده بودند. 

پدر "آقای حسامی" را هم - که امام جمعه سنندج بود - آن زمان به اسارت بردند. وی از روحانیون اهل طریقت و رهبر طریقت بود. آن شب، عده‌ای را شهید کردند و اسرا را مدت‌ها در اسارت نگه داشتند و خانه‌هایی را خراب کردند صرفا به این جرم که در محله‌ای بودند که حامیان نظام در آن زندگی می‌کردند. از این قبیل رفتارها زیاد داشتیم که ضدانقلاب به خانه و فرزندان و همسر پیشمرگان تعرض می‌کردند. 

آقای حسامی در همان ایام اولیه، امام جمعه سنندج بودند بعد به دلیل کسالت و شرایط شخصی از ادامه کار معذور شدند. ایشان یک شب در موقعیت حمله، سه ساعت به همراه همسر و میهمانی که در خانه داشتند با ضدانقلاب جنگیده بودند. کلتش را دست خانمش داده و گفته بود "اگر دیدی می‌خواهند من را اسیر کنند مرا بکش که مبادا تحت شکنجه اعترافاتی از من بگیرند. من از خودم می‌ترسم". 

اما پیشمرگان مسلمان همه این سختی‌ها را به جان خریدند و از نظام اسلامی دفاع کردند. فرماندهان سپاه و ارتش و مسئولان امنیتی منطقه بعدها، بارها اعتراف داشتند که اگر حضور نیروهای بومی در کنار سپاه و ارتش نبود وجبی از کردستان پاکسازی نمی‌شد چراکه آنها منطقه را می‌شناختند و شجاعت خاصی هم داشتند. 

عزیز بزرگواری بود از روستایی بین سنندج و کامیاران که به "حاجی میکائیل" معروف بود. نام ایشان در فضای کردستان همچنان می‌درخشد. از هر رزمنده‌ای که یک روز هم در کردستان بوده باشد بپرسید ایشان را می‌شناسد. نام روستای محل سکونت حاجی میکائیل امروز به نام او خوانده می‌شود. خاطرات جالبی از چگونگی جذب حاجی میکائیل وجود دارد که در بخش روحانیت عرض می‌کنم. عده زیادی از بستگانش شهید شده بودند و خانواده ایشان در زمره خانواده‌هایی است که بیشترین شهید را دادند و کل آن منطقه (بین سنندج و کامیاران که ارتفاعات حساسی نیز دارد) به برکت ایشان پاکسازی شد. 

نوع الفتی که بین شهید بروجردی و شهید احمد کاظمی و شهدای دیگر با حاجی میکائیل وجود داشت، با الفتی که بین خود این بچه شیعه‌ها برقرار بود، هیچ تفاوتی نداشت. اوج تقریب و وحدت را در این صحنه‌ها می‌شد دید. حتی خانواده‌های این عزیزان نیز الفت خاصی با هم گرفته‌اند. همین الان از دورترین نقاط کشور برادران سپاه که در کردستان بودند به بچه‌های حاجی سر می‌زنند آنها هم هر از گاهی به سراغ بچه‌های سپاه می‌روند. یعنی فرضیه و تئوری که در مجمع تقریب طرح می‌شود در این صحنه‌ها عملا اجرایی شده بود. 

یکی از مسائل مطرح در تقریب این است که آیا واقعا می‌شود شیعه و سنی کدورت‌ها را کنار بگذارند و زنگ‌های تفرقه زدوده شود و نه یک همکاری سیاسی بلکه یک الفت و اخوت دینی بین آنها برقرار شود؟ آیا ممکن است آن برادری که قرآن می‌گوید که از دل‌ها باشد، شکل بگیرد؟ شاید بعید به نظر برسد که با فاصله‌هایی که شیعه و سنی در طول تاریخ داشته‌اند بتوانند با جان یکدیگر را دوست داشته باشند. اما این واقعا در کردستان اتفاق افتاد. در سنگرهای نظام علیه ضدانقلاب، پیشمرگ مسلمان و پاسدار شیعه غیربومی واقعا جانشان را فدای هم می‌کردند. من بارها در خاطراتم دارم که نیروهای پیشمرگ خود را در کام خطر انداختند تا برادر پاسدارشان ضربه نخورد و همین طور بارها اتفاق افتاد که پاسدار خود را سپر می‌کرد برای اینکه پیشمرگ ضربه نبیند. 

همین الفت و محبت باعث شده بود، یک شاکله‌ای از نیروهای بومی و غیربومی داشته باشیم که واقعا حزب‌الله و سپاه اسلام بود و دشمن هیچ خللی نمی‌توانست در آن ایجاد کند. 

س: پیشمرگان همگی از برادران اهل سنت بودند؟
بله، عمدتا اهل سنت بودند.

س: از تعداد شهدای پیشمرگان و تائبین آماری هم هست؟
کردستان کلا 5400 شهید بومی دارد که عمده آنها از همین پیشمرگان و وابستگان به آنها هستند. خوشبختانه هم آمار شهدا و هم تعدادشان در هر شهر وجود دارد. 

س: بعد از نبرد کردستان، پیشمرگان مسلمان چه وضعیتی داشته‌اند؟ آیا این ارتباطات همچنان ادامه دارد و نظام از اوضاع آنها باخبر است؟
بد نیست در پاسخ به این سؤال اعترافی بکنم. ما بعد از پایان نبرد کردستان، درباره پیشمرگان مسلمان دچار غفلت شدیم ولی آنها نهایت وفا و صفا و بعد ارزشی خود را در این بی‌مهری ما نشان دادند. در واقع غفلت ما یک امتحان بزرگ دیگر برای آنها بود که از آن هم سربلند بیرون آمدند. 

پاکسازی‌های کردستان تمام شد و کردستان آرام شد اما مسلما پیشمرگان مسلمان نه ارتشی بودند و نه سپاهی و در هیچ نیروی نظامی و اداری سازماندهی نشده بودند و متأسفانه یک مرتبه رها شدند. 

بنده خودم به عنوان یکی از مسئولان در کردستان با شرمندگی اعتراف می‌کنم که من هم مقصرم. یک مرتبه متوجه شدیم در سردشت، مریوان، بانه، سنندج و شهرهای مختلف عزیزانی هستند که دو سال و اندی جنگیده‌اند و بچه و زندگی‌شان صدمه خورده و خانه‌شان را آتش زدند و حالا سیگارفروشی می‌کنند یا دکه‌ای زده‌اند و شغل درستی ندارند. این هم برای نظام بد بود و هم خود این عزیزان را دلگیر کرده بود. البته سپاه مشکلات قانونی داشت مثلا اینکه برای این عزیزان بیمه‌ای پرداخت نشده بود و سابقه‌ای در سپاه نداشتند و جذب نشده بود. 

خداوند انشاءالله مقام معظم رهبری را طول عمر باعزت عنایت کند که توجهات ایشان باعث شد همه ما پیگیری کنیم و مشکلات این بخش را برطرف نماییم. 

من قبل از این اقدامات، خوابی دیدم که در پیگیری بنده برای حل مشکلات پیشمرگان مسلمان خیلی مؤثر بود. خواب دیدم مقام معظم رهبری به کردستان تشریف آورده و بنده را مأمور بررسی وضعیت پیشمرگان مسلمان کردند. من در همان خواب به خانه‌های پیشمرگان می‌رفتم و وضع فلاکت‌بار آنها را می‌دیدم، بعضی از آنها خدمت رهبری گریه می‌کردند و از آقا پیگیری مشکلات‌شان را می‌خواستند. 

بحمدالله پیگیری‌ها صورت گرفت و عزیزان قرارگاه حمزه و سردار ایزدی که الان هم در ستاد فرماندهی کل قوا مسئولیتی دارند، با جدیت کار را پیش بردند. 

با دستور اکید رهبری برای همه این عزیزان پرونده تشکیل دادیم و به عنوان بازنشسته تلقی شده و شامل حقوق ماهیانه رسمی شدند؛ هرچند که این میزان توجه اصلا شایسته و بایسته زحمات این عزیزان برای انقلاب و نظام نبود ولی خوشبختانه آنها را از آن وضع اولیه نجات داد. در واقع وفادارترین افراد به نظام در آن ایام سخت همین‌ عزیزان بودند و باید برای آنها کاری می‌شد. رهبری معظم در برنامه‌های اخیر هم سفارشاتی درباره پیشمرگان داشتند. 

الان هم همین پیشمرگان مسلمان هستند که با همان روحیه ایستاده‌اند. اخیرا قرارگاه حمزه برنامه‌ای داشت که بسیج ویژه‌ای را برای امنیت بیشتر منطقه شکل دهد؛ اغلب کسانی که وارد این عرصه شدند فرزندان همین پیشمرگان بودند. 

سال‌های بعد از نبرد هم کم‌کم، بسیج جای پیشمرگان نشست و امروز بحمدالله کردستان افتخار دارد که در عرصه جذب نیروهای بسیجی در کشور پیشتاز است. هر استانی سهمیه‌ای برای بسیج دارد. چند سال پیش بنده از فرماندهی سپاه کردستان درباره وضعیت بسیج استان پرسیدم که گفت کردستان از سهمیه‌اش هم بیشتر بسیجی دارد یعنی نه تنها از بقیه استان‌ها عقب نیست بلکه پذیرش بسیج در رده‌های مختلف بسیار بالاست. 

س: مردم عادی چه رفتاری با پیشمرگان مسلمان داشتند، آن بخشی از مردم که نه به سمت ضدانقلاب رفته بودند و نه با نظام همکاری خاصی داشتند؟
در شرایط اولیه کردستان، یک بخش پیشمرگان مسلمان و بومی‌هایی بودند که به سمت نظام آمدند، یک بخش هم فعالانه به سمت ضدانقلاب رفتند ولی بقیه مردم توده ساکتی بودند که بنا به شرایط، این سمت و آن سو می‌شدند. اگر نظام خوب و فعال عمل می‌کرد به سمت نظام می‌آمدند و اگر ما غفلت می‌کردیم آرام‌آرام جذب ضدانقلاب می‌شدند. 

ولی اگر در کل، حساب کنیم مردم کردستان ایران را دوست دارند. خصوصیتی در کردستان هست که شاید در دیگر مناطق مرزی کشور نباشد و آن اینکه کردهای ما به شدت ایرانی هستند حتی کردهای ترکیه و عراق هم دوست دارند بگویند ما ایرانی هستیم. می‌گویند هر جا کرد هست آنجا ایران است. 

اینها روی سرزمین ایران تعصب خاصی داشتند و این خود یک پتانسیل خوب بود. هرچند متأسفانه شناخت درستی از نظام اسلامی نداشتند ولی ظرفیت‌شان برای نظام خیلی بیشتر از ضدانقلاب بودند دلیلش اینکه با همه بمباران‌هایی که ضدانقلاب داشته و دارد، مردم آرام‌آرام جذب نظام شدند. همین الان رسانه‌هایی که صدای ضدانقلاب را می‌رساند صد برابر آنی است که پیام و صدای نظام را به گوش مردم می‌رساند، ولی مردم به آن سو نمی‌روند. 

بعد از ماه‌های اولیه یعنی زمانی که شهرها کم‌کم آرام شد، مردم در راهیپمایی‌ها و انتخابات و صحنه‌ها فعال ظاهر شده و می‌شوند. حتی در سالی که صدام اخطار کرد که راهپیمایی ۲۲ بهمن را می‌زند، راهپیمایی سنندج از همیشه باشکوه‌تر بود حال آنکه سنندج دالان هواپیماهای عراق بود و هر شهری را می‌خواستند بمباران کنند از سنندج باید عبور می‌کردند. ما مرتب در سنندج شاهد رفت و آمد هواپیماهای صدام بودیم. اینها نشان می‌دهد که آن بخش ساکت و آرام هم ظرفیت‌شان برای نظام خیلی بالاتر از ضدانقلاب بود. 

س: ولی گاهی عنوان حکومتی و مزدور به پیشمرگان داده می‌شود.
بله این حرف‌ها فراوان است. یکی از عرصه‌هایی که ضدانقلاب به شدت روی آن کار کرد، بحث جنگ روانی علیه پیشمرگان بود. شب و روز در بلندگوها و رسانه‌های شیطانی خود، به پیشمرگان عنوان "جاش" یعنی "مزدور" می‌دادند و سعی داشتند روحیه آنها را در جامعه تضعیف و خرد کنند. مسلما این حرف‌ها در بخشی از مردم که با صدای ضدانقلاب آشنا بودند تأثیر داشت ولی در بعضی دیگر اثر عکس داشت و دل‌های آنان را برای پذیرش حقانیت نظام نرم‌تر می‌کرد و امکان جذب را بالا می‌برد.

تهیه و تنظیم: سمیه عظیمی

 



تاريخ : چهارشنبه نهم مرداد 1392 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

عملکرد سپاه در کردستان:

جنگ اول:

از اسفند  57شروع و تا بهمن  58ادامه داشت. این فاصله زمانی مصادف با حمله  ضد انقلاب به پادگان های مهاباد، سنندج، پیرانشهر، سردشت و بانه بود. در واقع هدف آنها در این منطقه جداسازی قسمت هایی از ارومیه تا ایلام و مرز خوزستان از ایران بود. در ذیل به گوشه هایی از اقدامات ضد انقلاب اشاره می کنیم:

-          ایجاد جنگ شیعه و سنی در نقده

-          قتل عام پاسداران بومی در مریوان

-          خلع سلاح پاسگاه های ژاندارمری وکلانتری ها

-          قتل عام و تبعید طرفداران انقلاب اسلامی درکلیه شهرهای کردستان

با این وجود از آذرماه  تا بهمن سال 58 به مدت دوماه کردستان از ایران جداشد.

با صدور فرمان حضرت امام خمینی(ره) در 26/5/58 مبنی بر پاکسازی کردستان نخستین مأموریت رسمی سپاه آغاز شد. در ابتدا شهید «چمران» با گروهی از جوانان متهعد و انقلابی به کردستان اعزام شدند.

این در حالی است که شهید «صیاد شیرازی» و سردار «رحیم صفوی» در مأموریت پاکسازی کردستان در کنار دکتر چمران حضور داشتند.

جنگ دوم:

در این جنگ سازمان «پیشمرگان کرد مسلمان» توسط سپاه تاسیس شد. این سازمان متشکل از کردهای بومی و طرفدار انقلاب اسلامی بود. سپاه با همکاری این سازمان در امر نابودی ضد انقلاب به موفقیت های متعددی دست یافت. از افراد برجسته این سازمان می توان به سردار شهید «کاک جلال بارنامه» اشاره کرد.

سلسله موفقیت های سپاه در غرب کشور ادامه یافت.در بهمن ماه سال 58 شهر کامیاران از وجود ضد انقلاب رهایی یافت. دیگر شهرهای کردستان مانند سنندج، مریوان، دیواندره، سقز، اشنویه در شهریور ماه 1359 به طور کامل پاکسازی شدند.

 

پس از آغاز جنگ تحمیلی:

با حضور رزمندگان سپاه در مناطق کردنشین غرب کشور، امنیت مجدد به این نقطه از ایران بازگشت .این در حالی بود که نیروی تازه تأسیس و جوان سپاه با محدودیت ها و مشکلات عدیده ای مواجه بود. برای نمونه عدم سازماندهی منسجم نیروها ونبود تجربه نبرد کلاسیک از این جنس مشکلات پیش روی پاسداران جوان بوده است.

در واقع از یک سو نبود امکانات مناسب و از سوی دیگر پشتیبانی علنی «صدام» از ضد انقلاب و گروه های محارب کرد به این مشکلات می افزود.

این امر سپاه را بر آن داشت تا به تدوین استراتژی نبرد در کردستان بپردازد. این استراتژی به سه بخش عمده: بستن مرز، تجزیه ضد انقلاب و در نهایت انهدام ضد انقلاب منجر شد.

در واقع قرارگاه حضرت "حمزه سید الشهدا" در غرب کشور در راستای رسیدن به این استراتژی تشکیل شد. علت نامگذاری  این قرارگاه  به نام حمزه سیدالشهدا توسط سپاه، مورد احترام بودن شخصیت ایشان در بین شیعیان و اهل سنت است. این یک گام در جهت حفظ وحدت بین تشیع و تسنن در منطقه بوده است.

سپاه پاسداران در این راهبرد با جذب 5000 نفراز پیش مرگان کرد به صورت عملی امنیت را به مردم این منطقه واگذار کرد.

سپاه در دوران دفاع مقدس:

با آغاز حمله سراسری عراق به ایران  در 31 شهریور سال59 رزمندگان جوان و متعهد سپاه با یک زمان شناسی دقیق بلافاصله وارد میدان شدند. جوانان اصفهانی در جبهه "دارخوین"، کرمانشاه و همدان در "سرپل ذهاب"  و قصر شیرین، خوزستانی ها در خرمشهر و آبادان حضور پیدا کردند.

این در حالی بود که سپاه پاسداران با یک سازماندهی سریع خود را برای دفاع از انقلاب و کشور آماده کرد.

 در عملیات «ام الحسنین» حملات عدیده ای را به نیروهای عراقی وارد ساخت. یکی از قابلیت های سپاه در جنگ گسترش سریع سازمان رزم بوده است. در عملیات "ثامن الائمه"(شکست حصر آبادان) و "طریق القدس"(فتح بستان)، مهر و اذر ماه سال60  در قالب گردان وارد صحنه شدند. در عملیات "فتح المبین" که اسفند سال 60 طراحی شد، در قالب تیپ رزمی حضور یافت. اردیبهشت سال 61 در عملیات  "الی بیت المقدس" (ازاد سازی خرمشهر) در قالب لشگر به نبرد با دشمن بعثی پرداخت.

یکی دیگر از ویژگی های سپاه انعطاف پذیری بی نظیری است که این نیروی نظامی را در مقایسه با سایر قوای نظامی متمایز می کند.برای مثال در عملیات فتح المبین سازمان رزم سپاه "مکانیزه" ودر عملیات الی بیت المقدس در قالب  زرهی وارد صحنه نبرد شد.

این در حالی است که در عملیات "والفجر" و ارتفاعات «پنجوین» سازمان رزم  سپاه در قالب یگان پیاده  و در عملیات "بدر"و "خیبر" به صورت ابی-خاکی وارد عمل شده بود.

سپاه پاسداران قدرت بی نظیری در ترمیم سازمان رزم داشت.از این رو در عملیات "کربلای 5" و تنها به فاصله کوتاهی از عملیات"کربلای 4" در منطقه "شلمچه" به موفقیت دست پیدا کرد.

در سال 1364 سپاه به سه نیروی زمینی، دریایی، هوایی تقسیم شد. دو نیروی "قدس" و "مقاومت بسیج "بعد از جنگ تحمیلی به سازمان رزم سپاه الحاق شدند.

از وجه تمایز بین سپاه و دیگر قوای نظامی در دوران دفاع مقدس می توان به حضور فرماندهان ارشد در خط مقدم مانند دیگر نیروها، سازماندهی مردم و اتصال آنها به یگان رزم ، طراحی عملیات ها و تدوین استراتژی جنگ اشاره کرد.

قدر مسلم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یک سازمان مردم نهاد با انگیزه انقلابی و ایدئولوژی اسلامی است. رمز موفقیت این سازمان در بینش ایمانی و بصیرت بالای نیروها در جهت حفظ و اعتلای اهداف متعالی انقلاب اسلامی است.

از این منظر حضرت «امام خامنه ای» می فرمایند:(سپاه پاسداران در سایه روحیه انقلابی و معنویتی كه از سرچشمه جوشان دل منور و روح مصفای آن امام عارفان و قدوه صالحان پیوسته می جوشید و بیش از همه، جوانان رزمنده و خالص سپاه و بسیج را سیراب می كرد، توانست نقش تعیین كننده ای را در دفع حمله ایادی استكبار به جمهوری اسلامی ایفا كند و در كنار ارتش و با به كارگیری بسیج مردمی، درس تلخی به دشمنان اسلام بدهد و حفظ و استمرار نظام جمهوری اسلامی را تضمین كند.)

از این رو مطابق اصل  150قانون اساسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی كه در نخستین روزهای پیروزی این انقلاب تشكیل شد، برای ادامه نقش خود در نگهبانی از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن پا برجا می ماند. حدود وظایف و قلمرو مسؤولیت این سپاه در رابطه با وظایف و قلمرو مسؤولیت نیروهای مسلح دیگر با تأكید بر همكاری و هماهنگی برادرانه میان آنها به وسیله قانون تعیین می شود.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران از نظر سیاسی و عقیدتی تابع ولایت فقیه بوده و از کلیه احزاب و گروه های سیاسی مستقل است.‌ خود سپاه نیز هرگز نباید در جامعه شخصیت حزبی پیدا کرده به صورت یک حزب یا سازمان سیاسی عمل کند.

مهمترین وظایف قانونی سپاه در جهت حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی عبارتند از:

-          مبارزه قانونی با عوامل وجریان هایی که درصدد خرابکاری، براندازی نظام جمهوری اسلامی و یا اقدام علیه انقلاب اسلامی باشند.

-          مبارزه قانونی با عواملی که باتوسل به قوه قهریه درصدد نفی حاکمیت قوانین جمهوری اسلامی هستند.

-          اقدام همانند دیگر نیروهای انتظامی درجهت برقراری نظم

-          همکاری با ارگان های اطلاعاتی کل کشور مانند وزارت اطلاعات

-          برنامه ریزی، سازماندهی، اداره، فرماندهی و اجرای آموزش های عقیدتی، سیاسی، نظامی اعضای بسیج مستضعفین بر طبق موازین اسلامی

-          مشارکت در عملیات امدادی به هنگام بروز بلایا، حوادث و انجام خدمات امدادی، آموزشی، تولیدی و جهاد سازندگی به در خواست ‌دولت و با رعایت کامل موازین عدل اسلامی در زمان صلح در حدی که به تشخیص شورای عالی سپاه، آمادگی رزمی لازم را برای انجام مأموریت های‌خود از دست ندهد.

نقش زنان در سپاه

در یک جامعه اسلامی، زنان نقش مهمی بر عهده دارند. در نهضت اسلامی نیز بنا به فرمایش امام خمینی(ره) زنان عقب تر از مردان نبودند. آن ها در بسیاری از جبهه ها، پیشتاز در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی بودند و با حضور جدی خود به تكلیف الهی خویش عمل كردند.

قدر مسلم سپاه از همان لحظه های آغازین تكوین و تكامل خویش، حضور خواهران و برادران را توآم با حفظ ارزش های انقلابی و اسلامی شاهد بوده است. حضور بانوان در سپاه از دو بعد نظامی و غیر نظامی قابل بررسی و تامل است.

در بعد نظامی خواهران با حضور خود در مناطق جنگی دوران دفاع مقدس با امداد رسانی به جبهه ها و پشتیبانی رزمندگان اسلام نقش عظیمی را بر عهده داشتند. در بعد غیر نظامی نیز با حضور در پایگاه های بسیج و جمع آوری كمك های مردمی و ارسال آن ها به جبهه ها بار سنگین مسئولیت تدارك جبهه ها را بر دوش كشیدند.

از سوی دیگر خواهران برای حفظ امنیت كشور، در مكان های حساس، حضوری هوشیارانه و فعال دارند. از دیگر مسئولیت هایی كه بر عهده آنان گذاشته شد، حرفه مقدس پزشكی و پرستاری است.

انتهای متن/ طنین یاس /ریحانه

 



تاريخ : پنجشنبه سوم مرداد 1392 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
تازه ترین گمانه زنی درباره کابینه حسن روحانی منتشر شد.
 یک روزنامه اصلاح طلب روایتی تازه از کابینه رییس جمهور منتخب ارائه کرده است. این روزنامه مدعی شده است "اسامی این افراد حداقل در لیست گزینه‌های نهایی وجود دارد."

لیست آرمان به این شرح است:

 

به ادامه مطلب مراجغه بفرمایید



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه بیستم خرداد 1392 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
وقتی صهیونیست‌ها دست به دامن بز کوهی می‌شوند

 
"اوکتز"، "یگان ویژه" سگ‌های "ارتش اسراییل" است که در سال 1939 ایجاد شد. ماموریت این یگان ویژه، "تربیت و آموزش سگ‌های مهاجم" است. سگ‌های مهاجم اوکتز در محیط‌های شهری و روستایی برای حمله به فلسطینی‌های معترض در "سرزمین‌های اشغالی" مورد استفاده قرار می‌گیرند.
به گزارش خبرنگار سیاست خارجی باشگاه خبرنگاران؛ بر اساس آمارها و منابع موثق، حدود نیمی از مرگ‌ها در میان سربازان اسراییلی به دلیل "خودکشی" رخ می‌دهد.

به گزارش "وزارت جنگ رژیم صهیونیستی"، در 10 سال گذشته 237 نظامی اسراییلی با خودکشی به زندگی خود پایان دادهاند که این آمار به صورت متوسط یک خودکشی در ماه است

اگرچه وزارت جنگ اسرائیل ادعا دارد تنها یک نظامی در ماه خودکشی میکند، اما منابع آگاه در وزارت جنگ میگویند این پدیده عمده‌ترین یا یکی از مهمترین دلایل مرگ سربازان است، به گونه‌ای که نیمی از قبرهای موجود در قبرستان نظامی اسرائیلی‌ها متعلق به سربازانی است که خودکشی کرده‌اند.

برخی آمارهای منتشر شده از خودکشی هفتگی دست کم دو سرباز اسرائیلی خبر میدهد.

برو به ادامه مطلب



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

 رئیس جمهورمودب+تصاویر

رئیس‌جمهور در بسیاری از کشورهای جهان بالاترین مقام اجرایی به شمار می‌آید و بدون تردید تمام حرکات و رفتارهای وی از نگاه رسانه‌ها و مردم مخفی نمی‌ماند.
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران ؛ روزنامه انگلیسی دیلی‌میل طی گزارشی به جمع‌‌آوری تعدادی از تصاویر رئیس جمهور آمریکا در جلسات مختلف پرداخته است که در آن به صورت نامتعارفی نشسته است و اغلب پاهایش را روی میز کار گذاشته یا به گونه‌ای در جلسه نشسته که به دور از شأن یک رئیس جمهور است.

دیلی‌میل نوشت: از همه قابل توجه‌تر آن است که رئیس جمهور اغلب پاهایش را روی میزش می‌گذارد اما این تنها یک میز عادی نیست بلکه میزی است که نامش «رزولوت» بوده که توسط ملکه ویکتوریا در سال 1880 به «راترفورد هایر» رئیس جمهور وقت آمریکا اهدا شد.

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 


تاريخ : سه شنبه یکم اسفند 1391 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

 سپاه با بسته شدن معابر کوله‌بری کاملا مخالف است

 فعال شدن بیش از ۲۳۰ کارگاه تولیدی با حمایت سپاه پاسداران در استان

 دولت تا زمانی که جایگزین بهتری به‌ جای معابر کول‌بری قانونمند در مرزها نداشته باشد نباید به بسته‌شدن این معابر فکر کند. فرمانده سپاه بیت‌المقدس از معابر کوله‌بری در مرزهای استان به عنوان کانال تامین معیشت مرزنشینان نام برد و گفت: سپاه بیت‌المقدس از معابر مرزی کولبری قانونمند حمایت می‌کند.

سردار محمدحسین رجبی در دومین جلسه هم‌اندیشی با مجمع نمایندگان مردم استان کردستان در مجلس شورای اسلامی اظهار کرد: نقش این معابر در کاهش میزان تلفات جانی افراد غیر نظامی که در مرز برای امرار معاش فعالیت می‌کنند بسیار چشمگیر است.

وی افزود: وجود معابر کولبری میزان تلفات جانی کول ‌بران مرزنشین را به صفر رسانده و بسته شدن این معابر در شرایطی که زمینه‌ای برای جایگزین کردن امرار معاش نباشد به صلاح نیست.

وی با بیان اینکه سپاه با بسته شدن این معابر کاملا مخالف است، تصریح کرد:‌ برخی‌ها به غلط تلاش برای بسته‌شدن این معابر را با وجود مخالفت‌های آشکاری که از سوی سپاه با این مهم می‌شود، به این نهاد نسبت می‌دهند.
فرمانده قرارگاه استانی شهید شهرامفر کردستان تصریح کرد:‌ سپاه اصلا موافق بسته شدن بازارچه‌‌های کول‌بری نبوده و از ایجاد معابر مرزی کولبری قانونمند حمایت می‌کند و آن را منبع درآمد مرزنشینان به شمار می‌آورد.

وی دفاع نمایندگان مجلس از معابر کول‌بری را دفاع از حق مردم استان دانست و اضافه کرد:‌ اگر معابر کول‌بری در مرزها بسته شود قطعا شاهد افزایش آمار تلفات جانی و معلولیت‌های جسمی افراد غیرنظامی به دلیل تردد غیرمجاز در میادین مین زمان جنگ در نقاط صفر مرزی خواهیم بود.

وی افزود:‌ مسئولان استان بدون توجه به تبعات آن دستور بسته شدن معابر کول‌بری را می‌دهند و این در حالی است که فکری اساسی برای اشتغال کوله‌بران نمی‌شود.

سردار رجبی افزود:‌ دولت تا زمانی که جایگزین بهتری به‌ جای معابر کول‌بری قانونمند در مرزها نداشته باشد نباید به بسته‌شدن این معابر فکر کند.

وی در ادامه با اشاره به اجرای طرح حریم مرز و اهمیت آن در ارتقا سطح امنیت مرزهای استان اظهار کرد:‌ متأسفانه اجرای طرح حریم مرز به دلیل نداشتن اعتبارات لازم به کندی صورت می‌گیرد.

به گفته فرمانده سپاه بیت‌المقدس، اعتبارات اندک مرزهای کردستان را با توجه به گستردگی آن سامان نمی‌بخشد و نیاز است نمایندگان مجلس در این راستا با جدیت هرچه تمام‌تر از طریق مرکز اقدام کنند.

سردار رجبی افزود: مجمع نمایندگان مردم استان کردستان در مجلس شورای اسلامی در کنار اینکه به عنوان نماینده مردم در مجلس حضور دارند در کمیسیون‌های مختلف نیز عضو بوده و می‌توانند از این ظرفیت برای تأمین اعتبارات لازم به منظور اجرای کامل طرح حریم مرزی استفاده کنند.

سردار رجبی در ادامه به تشکیل قرارگاه جهاد اقتصادی به منظور حمایت از اقتصاد خانواده‌ها در این استان اشاره کرد و افزود: در قالب این قرارگاه، تسهیلات بدون بهره به افرادی که بستر ایجاد مشاغل زودبازده در خانه و یا محل خود فراهم کنند، اعطا می‌شود.

وی با بیان اینکه این قرارگاه با توجه به شرایط موجود و وضعیت اقتصاد مردم این استان وارد این فاز شده است، بیان داشت: فعال‌کردن 237 واحد تولیدی با صرف اعتباری بالغ بر 20 میلیارد ریال از حرکت‌های قابل‌ توجه قرارگاه جهاد اقتصادی در استان است.

فرمانده سپاه بیت‌المقدس کردستان تصریح کرد: قرارگاه جهاد اقتصادی سپاه بیت‌المقدس با شعار "هر خانه یک کارخانه" با پرداخت تسهیلات از طرح‌ها و تولیداتی که به اقتصاد خانواده‌ها کمک کند حمایت و آنها را در اولویت پرداخت تسهیلات قرار می‌دهد.

به گفته رجبی، عملیاتی کردن اقتصاد مقاومتی، کمک به اجرای طرح‌های اشتغالزایی در سطح روستاها، حمایت مادی و معنوی از طرح‌های موفق تولیدات بومی در مناطق محروم و تشکیل شبکه بزرگ بسیج اقتصادی از مهم‌ترین اهداف ایجاد قرارگاه جهادی در استان است.

وی اضافه کرد: اصل مردمی کردن اقتصاد، ممنوعیت مطلق تصدی‌گری توسط سازمان، فراگیرکردن جهاد اقتصادی و فعال‌کردن مشارکت مردم در فعالیت‌های اقتصادی، اصل عدالت در واگذاری تهسیلات، هموارکردن راه فعالیت‌های اقتصادی و نظارت کنترل از مهم‌ترین اصولی است که قرارگاه جهاد اقتصادی در استان دنبال می‌کند.

به گفته فرمانده قرارگاه شهید شهرامفر، در قالب اجرای این طرح برگزاری تشکیلات جهاد اقتصادی در استان و شهرستان‌ها در جلسات به صورت هفتگی توسعه و بحث گفتمان اقتصاد مقاومتی در بین جامعه توسط شبکه عظیم بسیج آغاز می‌شود.

رجبی در پایان برگزاری این جلسات هم‌اندیشی را ارزشمند برای بیان و رفع مشکلات مردم و ارائه راه‌کارهای مناسب در راستای توسعه استان دانست و اظهار کرد: برگزاری این جلسات به صورت فصلی و با محوریت آسیب‌شناسی و ارائه راهکارهای مناسب برای حل مشکلات استان بوده و به یقین خروجی مثبت آن نمود عینی خواهد یافت.

 



تاريخ : چهارشنبه ششم دی 1391 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
ترس غرب از حاج قاسم/ مرموزترین مرد دنیا/ ایران خطرناک ترین کشور

یک مجله آمریکایی در تازه ترین گزارش شخصیت شناسی، به معرفی 13 شخصیت پرداخته است كه به ادعای این مجله خطرناك ترین چهره های جهان هستند.

به گزارش صراط، مجله آمریکایی "وایرد" در جدیدترین گزارش خود با تیتر 13 فرد بسیار خطرناک دنیا، به بررسی 13چهره پرداخته است

که به عنوان چهره های شناخته شده، "محمد مرسی" رئیس جمهور فعلی مصر و "بشار اسد" رئیس جمهور سوریه جزء این 13 نفر به حساب می آیند.



آنچه از نگاه این مجله آمریکایی جالب و کمی تعجب آور به نظر می رسد، نام سردار "حاج قاسم سلیمانی" است كه به عنوان خطرناک‌ترین و مرموزترین فرد در دنیا شناخته شده است؛ حاج قاسم در این گزارش به ادعای وایرد، خطرناک‌ترین فرد در خطرناک‌ترین کشور معرفی شده است که می‌تواند تنها تهدیدکننده نظامی آمریکا در غرب آسیا و سراسر دنیا باشد.





در این گزارش آمده است: اگر بخواهیم به دنبال خطرناک ترین کشور سیاره زمین بگردیم، به نام ایران برخورد می کنیم که ممکن است جرقه جنگ جهانی را بزند و اگر بخواهیم در این کشور مرموزترین و خطرناک ترین فرد را نامگذاری کنیم، به نام ژنرال قاسم سلیمانی خواهیم رسید که چهره‌ای مرموز دارد.

در ادامه وایرد می نویسد: سال 2012 رسانه های ایرانی از وی به عنوان یکی از نامزدهای ریاست جمهوری ایران نام بردند و چهره وی را رسانه ای کردند، قاسم سلیمانی به عنوان یک سرباز با تجربه و کهنه کار می تواند در دوران ریاست جمهوریش متحد کننده گروه ها باشد و ترسناک ترین فردی باشد که تنش میان آمریکا و ایران را به بالاترین سطح ممکن ببرد.

شخصیت های خطرناک دنیا به ترتیب مجله وایرد به شرح زیر است:

2- بشار اسد (سوریه)




3- خوزه گاز من (مکزیک)
یكی از افراد خطرناك در مكزیك به گفته مقامات این كشور



4- جان برنان (آمریکا)
یكی از مشاورین جنگ طلب و با نفوذ باراك اوباما




5- محمد مرسی (مصر)




6- شیخ احمد مادوبی (سومالی)



7- یانگ وی (چین)
مرد پشت پرده صنایع هوایی چین



8- یوجین کاسپرسکی (روسیه)
یک متخصص در زمینهٔ امنیت اطلاعات كه مورد غضب كاخ سفید قرار گرفته است



9- احمد ابو ختاله (لیبی)
متهم حمله به سفارت آمریکا در بنغازی (بدون عكس)


10 و 11- ماتیو دولی و مارك باسیلی یوسف
دو شخصی كه توانستند بگویند كاخ سفید با اسلام دشمنی ندارد (به ادعای ومجله وایرد)







12- كدی ویلسون (آمریكا)
جوان 24 ساله و دانشجوی حقوق، رئیس پروژه طراحی سه بعدی اسلحه با امکان تولید آن به کمک پرینتر سه بعدی



13- پائول برادول

زنی كه رئیس سابق سیا با وی ارتباط داشته است

منبع: مشرق



 



تاريخ : شنبه بیست و ششم فروردین 1391 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
پیشنهادهای جدید ایران در مذاکرات فاش شد

یک روز پس از آنکه سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان از طرح «پیشنهادهایی جدید» از سوی ایران در مذاکرات آتی ۱+۵ خبر داد، منابع اسرائیلی مدعی شده‌اند که از متن این پیشنهادها آگاه شده‌اند.

به گزارش آبیدر به نقل از تابناک ، پایگاه اینترنتی «دبکا فایل»، وابسته به محافل اطلاعاتی رژیم صهیونیستی، مدعی شد که پیشنهادهای ایران در کنفرانس استانبول بر پنج محور استوار خواهد بود:

۱ ـ ایران به غنی‌سازی اورانیوم ۳٫۵ درصد ادامه خواهد داد، اما با پذیرفتن سقفی برای آن، موافقت نخواهد کرد.

۲ ـ انتقال اورانیوم غنی شده به بیرون از ایران، محل بحث نیست و سخن گفتن در این باره مجاز نخواهد بود.

۳ ـ ایران آماده توافقی است که بنا بر آن، کشورهای ۱+۵ حق ایران برای تولید اورانیوم با غنای ۲۰ درصد را به هر میزان که بخواهد، با یک فرمول سه بخشی به رسمیت بشناسند:

الف) یک پنل مشترک شامل این شش کشور و ایران، حجم اورانیوم مورد نیاز ایران برای رآکتورها و تحقیقات پزشکی را تعیین خواهند کرد.

ب) ایران میزان اورانیوم ۲۰ درصدی اضافی خود را در بازار جهانی به فروش خواهد رساند و به بزرگترین صادرکننده اورانیوم ۲۰ درصدی در جهان تبدیل خواهد شد.

پ) میزان باقی مانده اورانیوم پس از گذراندن دو مرحله پیش، از‌راه یک فرایند معکوس از ۲۰ درصد به ۳٫۵ درصد تبدیل خواهد شد.

۴ ـ ایران تقاضای بسته شدن تأسیسات «فردو» را نخواهد پذیرفت؛ اما با امضای پروتکل الحاقی معاهده منع گسترش ـ که اجازه بازرسی تصادفی همه پایگاه‌های هسته ای، از جمله فردو را می‌دهد ـ موافقت می‌کند.
اما این کار یک شرط دارد: گروه ۱+۵ باید از اسرائیل هم بخواهند معاهده منع گسترش (ان.پی.تی) و پروتکل الحاقی آن را امضا کند؛ بنابراین، اگر اسرائیل این موضوع را نپذیرد، ایران نیز موارد نامبرده را نخواهد پذیرفت.

۵ ـ «پرونده اسرائیل» در بالای دستور کار تاکتیکی قرار دارد که تیم ایرانی برای مذاکرات آتی در استانبول در نظر گرفته است. در واقع، قرار است تیم مذاکره کننده ایران، هر گونه تقاضای مطرح از سوی شش کشور را به موضوع اسرائیل ارجاع دهد.

بنابراین، «دبکا فایل» مدعی شده است که ایران می‌خواهد با طرح موضوع اسرائیل در مذاکرات، بدون دادن هیچ گونه امتیازی به طرف مقابل، مجوز لازم برای غنی‌سازی اورانیوم را ـ به هر میزان که بخواهد ـ به دست بیاورد.



تاريخ : سه شنبه یکم فروردین 1391 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
کلیپ تصویری از خواهر گیلاس مصطفایی

 

این کلیپ تصویری شعری است

از خواهر گیلاس مصطفایی

در خصوص

شهید مظلوم کردستان کاک جلال بارنامه

کلیپ بسیار دیدنی است" حتما دانلود کنید

خواهر گيلاس مصطفايي

 دریافت ا download

حجم فايل:۲۸۸۸ کیلو بایت



تاريخ : دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
 آخرین نتایج انتخابات مجلس نهم

 آخرین نتایج انتخابات مجلس نهم روز جمعه 12 اسفند نود، برگ زرینی در تاریخ انقلاب اسلامی ایران بود که ملت همیشه در صحنه کشور عزیزمان برای انتخاب نماینده خود در مجلس نهم با حضور پر شور و شکوه خود، با مشاركت 64.2 درصدي رقم زدند... 

 

 دنباله را در ادامه مطلب بخوانید



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه سیزدهم اسفند 1390 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
آخرین نتایج انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی

نتایج انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی مریوان و سروآباد

 

 

استان حوزه انتخابیه آراء اخذ شده نمایندگان منتخب
آذربایجان شرقی تبریز، آذرشهرو اسکو
آذربایجان شرقی ملکان شهروز افخمی
آذربایجان شرقی شبستر علی آقا علیلو با ۱۶ هزار و ۲۱۴ رأی
آذربایجان شرقی مراغه و عجب شیر ۱۵۲۷۸۵ مهدی دواتگری با ۹۲ هزار و ۲۱۵ رأی
آذربایجان شرقی بستان آباد غلامرضا نوری با بیش از ۱۷ هزار رأی
آذربایجان شرقی ورزقان الهوردی دهقان
آذربایجان شرقی کلیبر ۶۳۰۴۱ ارسلان فتحی پور با ۲۹ هزار و ۸۷۹ رأی
آذربایجان شرقی بناب ۷۵۷۶۲ محمد باقری بنابی با ۳۳۹۱۲ رأی
آذربایجان شرقی میانه ۸۸۰۰۰ محمد علی مددی با ۴۴ هزار و ۸۵۵ و سید بهلول حسینی با ۲۵ هزار و ۸۴۸ رای
آذربایجان شرقی مرند و جلفا محمد حسن‌نژاد با بیش از ۵۰ هزار رأی
آذربایجان شرقی اهر و هریس عباس فلاحی باباجان با ۴۰ هزار رای
آذربایجان شرقی سراب  ۶۶۷۵۴ مهناز بهمنی با ۳۱ هزار و ۳۸ رأی
آذربایجان شرقی هشترود و چاراویماق غلامحسین شیری
آذربایجان غربی نقده و اشنویه عبدالکریم حسین‌زاده
آذربایجان غربی ارومیه ۳۹۸۱۵۵ نادر قاضی‌پور با ۱۹۲ هزار و ۹۰۳، عابد فتاحی با ۱۱۴ هزار و ۹۷۸ و جواد جهانگیرزاده نیز با ۱۰۸ هزار و ۱۳۳ رأی
آذربایجان غربی سلماس ۹۵۸۴۱  علی اکبر آقایی با ۴۲ هزار و ۲۶ رای
آذربایجان غربی بوکان ۹۷۷۹۱ محمد قسیم عثمانی با ۶۸ هزار و ۱۹۱ رأی
آذربایجان غربی پیرانشهر و سردشت  رسول خضری با ۴۲ هزار و ۸۴۰ رأی
آذربایجان غربی خوی  ۱۹۷۹۱۱  موید حسینی صدر با ۱۴۴۷۸ رأی
آذربایجان غربی میاندوآب، شاهین دژ مهدی عیسی‌زاده
آذربایجان غربی ماکو و چالدران ۱۰۹۲۲۸ محمد علی پور با ۳۷ هزار و ۶۳ رای
آذربایجان غربی مهاباد ۸۶۹۶۵ عثمان احمدی با ۴۸ هزار و ۱۲۸ رأی
اردبیل خلخال و کوثر جلیل جعفری‌بنه با ۲۳ هزار و ۸۹۸ رای
اردبیل اردبیل، نیر و نمین منصور حقیقت‌پور با ۶۳ هزار و کمال‌الدین پیرمؤذن با ۵۸ هزار راینفر سوم به دور دوم رفت
اردبیل پارس آباد و بیله سوار حجت‌الاسلام برومند
اردبیل گرمی  ۴۹۸۳۴ میر قسمت موسوی با کسب ۱۸ هزار و ۴ رأی
اردبیل مشکین شهر ۸۰۶۴۸ یونس اسدی با ۲۶ هزار و ۱۰۷ رأی
اصفهان مبارکه  ۶۴۲۴۶ علی ایران پور با ۱۷ هزار و ۸۴۳ رأی
 اصفهان خمینی شهر  ۱۰۰۵۷۷ محسن صرامی با ۳۱ هزار و ۲۹۹ رأی
 اصفهان اصفهان حسن کامرانسالک، نیره اخوان، مقتدایی، فولادگر، نادر الاصلی، ناصری و نیک‌دستی (دور دوم)
 اصفهان فلاورجان ۱۰۶۴۹۶ سید ناصر موسوی با ۸۳ هزار و ۸۰۱ رأی
 اصفهان لنجان محسن کوهکن و مجید منصوری (دور دوم)
 اصفهان نائین سید حمید رضا طباطبایی با ۱۳ هزار و ۳۸۵ رأی
 اصفهان کاشان، آران و بیدگل عباسعلی منصوری با ۴۸ هزار رأی
 اصفهان سمیرم بهروز جعفری و مسعود پیرمرادیان
 اصفهان شاهین شهر، برخوار و میمه حسین علی حاجی
 اصفهان نجف آباد، تیران و کرون ابوالفضل ترابی با ۶۶ هزار و ۱۶۸ رأی
اصفهان شهرضا و سمیرم و سفلی عوض حیدرپور
 اصفهان خوانسار و گلپایگان  ۴۶۲۳۲ میرمحمدی با ۱۴ هزار و ۳۶۵ رأی
 اصفهان چادگان، فریدن و فریدون شهر محمدعلی اسفنانی
 اصفهان نطنز و قمصر محمد فیروزی با ۱۲هزار و ۹۸۵ رأی
 اصفهان اردستان احمد بخشایش اردستانی با ۱۰ هزار و ۸۸۳ رأی
استان البرز ساوجبلاغ و طالقان مفید کیایی‌نژاد
 استان البرز کرج
استان ایلام ایلام، شیروان، چرداول، ایوان، مهران فریدون همتی، احمد شوهانی، داریوش قنبری و علی‌اکبر متین (دور دوم)
 استان ایلام دهلران، دره شهر و آبدانان  ۱۰۳۷۹۸ علی‌محمد احمدی و دوست‌محمدی (دور دوم)
استان بوشهر بوشهر  ۱۲۲۴۰۷ عبدالکریم جمیری با ۴۷ هزار و ۵۳۸ رأی
 استان بوشهر دشتستان سید مهدی موسوی‌نژاد
 استان بوشهر دشتی و تنگستان ۸۴۸۹۸ سید محمد مهدی پورفاطمی با ۲۹ هزار و ۹۹۰ رأی
 استان بوشهر کنگان، دیر، جم شیخ موسی احمدی
استان تهران پاکدشت فرهاد بشیری با ۴۹ هزار و ۹۲۶ رأی
 استان تهران دماوند و فیروزکوه شاهرخ رامین
 استان تهران رباط کریم و بهارستان  ابراهیم نکویی با ۶۹ هزار رأی
 استان تهران شهریار، ملارد و قدس حسین گروسی
 استان تهران ورامین و پیشوا سید حسین نقوی با ۸۴ هزار و ۵۴۰ رأی
استان چهارمحال و بختیاری اردل، فارسان و کوهرنگ
 استان چهارمحال و بختیاری بروجن  ۶۷۱۷۱ امیرعباس سلطانی با ۲۴ هزار و ۴۶۵ رأی
 استان چهارمحال و بختیاری شهرکرد ۱۵۳۵۱۴ سید سعید زمانیان با کسب ۶۲ هزار و ۷۶۵ رأی
 استان چهارمحال و بختیاری لردگان جلیل و خالدی (دور دوم)
استان خراسان جنوبی بیرجند و درمیان  ۱۵۵۳۴۳ سید محمد باقر عبادی با ۶۵ هزار و ۳۴۲ رأی
 استان خراسان جنوبی قائنات ۸۳۷۷۰  جواد هروی با ۳۱ هزار و ۷۱۷ رأی
 استان خراسان جنوبی نهبندان و سربیشه مراد هاشم‌زهی با ۱۴هزار و ۵۳۴ رأی
 استان خراسان جنوبی فردوس، طبس، بشرویه و سرایان ۹۰۸۰۸ محمد علی عبدالله‌زاده با ۴۳ هزار و ۱۹۸ رأی
استان خراسان رضوی گناباد و بجستان رجایی
 استان خراسان رضوی قوچان و فاروج هادی شوشتری با ۴۷ هزار و ۲۰۰ رأی
 استان خراسان رضوی فریمان، سرخس، احمدآباد و رضویه سجادی
 استان خراسان رضوی سبزوار محمدرضا محسنی‌ثانی نماینده با ۵۳۰۰۴ و رمضانعلی سبحانی‌فر با ۵۲۹۳۳ رأی
 استان خراسان رضوی درگز ۳۷۱۳۸ حسین محمد زاده با ۱۹ هزار و ۱۶۸ رأی
 استان خراسان رضوی خواف و رشتخوار نگهبان
 استان خراسان رضوی چناران و طرقبه
 استان خراسان رضوی تربت جام و تایباد غلامرضا اسداللهی
 استان خراسان رضوی نیشابور غلامحسین سبحانی‌نیاعلی مروی
 استان خراسان رضوی کاشمر و بردسکن و خلیل آباد محمدرضا اسماعیل‌نیا
 استان خراسان رضوی مشهد و کلات
 استان خراسان رضوی تربت حیدریه و مه و لات ابوالقاسم خسروی با ۷۷ هزار و ۸۱ رای
استان خراسان شمالی شیروان  ۷۳۹۲۹ عبدالرضا عزیزی با ۳۸ هزار و ۸۱۱ رأی
 استان خراسان شمالی بجنورد موسی الرضا ثروتیقاسم جعفری
 استان خراسان شمالی اسفراین  ۶۹۳۲۹ هادی قوامی با ۳۴ هزار و ۹۶۲ رأی
استان خوزستان مسجد سلیمان، لالی و هفتگل  اسماعیل جلیلی
استان خوزستان اندیمشک سید عیسی دارایی
استان خوزستان رامهرمز و رامشیر شمس‌الله بهمنی با بیش از ۳۰ هزار رأی
 استان خوزستان دزفول ۱۵۱۴۵۴ محمدعلی قاسمی و  عباس پاپی‌زاده (دور دوم)
 استان خوزستان دشت آزادگان ناصر صالحی‌نسب و هاشم سواری (دور دوم)
 استان خوزستان شوش ۹۷۳۶۰ سید راضی نوری با ۶۵ هزار و ۲۰۷ رأی
 استان خوزستان شوشتر و گتوند
 استان خوزستان ایذه و باغملک
 استان خوزستان آبادان جواد سعدون‌زاده
 استان خوزستان خرمشهر عبدالله سامری با ۲۶ هزار رأی
 استان خوزستان اهواز  ۴۵۷۱۰۸ سید شریف حسینی با ۲۰۹ هزار و ۸۸۰ رأیشکرخدا موسوی، شبیب جویجری، ناصر سودانی و محمدجعفر فلسفی (دور دوم)
 استان خوزستان بندرماهشهر و امیدیه و هندیجان  ۱۴۳۱۹۷ حبیب آقاجری با ۴۳ هزار و ۱۰۲ رأی
 استان خوزستان بهبهان
 استان خوزستان شادگان
 استان زنجان  ماهنشان رضا عبداللهی
  استان زنجان  زنجان و طارم محمد اسماعیلی و محسن علی مردانی
  استان زنجان  خدابنده محمد موسوی سجاسی با ۴۱ هزار و ۷۴۱ رای
  استان زنجان  ابهر محمدرضاخان محمدی
 استان سمنان  گرمسار و آرادان ۴۳۲۱۹ کاتب با ۱۶ هزار و ۶۷۲ رأی
  استان سمنان  شاهرود کاظم جلالی
  استان سمنان  سمنان و مهدیشهر ۸۴۸۳۷ علیرضا خسروی با ۳۱ هزار و ۶۱۵ رأی
  استان سمنان  دامغان ۴۸۶۷۴ عبدالرحمان رستمیان با ۱۶۹۷۴ رأی
 سیستان و بلوچستان  ایرانشهر، سرباز و فنوج ۲۱۴۱۸۱ محمد سعید اربابی با ۵۷ هزار و ۷۱۳ رأی
  سیستان و بلوچستان  چابهار، نیکشهر ۱۵۷۶۴۴ یعقوب جدگال با ۶۳ هزار و ۴۵۲ رأی
  سیستان و بلوچستان  خاش، نصرت آباد، میرجاوه، کورین حمیدرضا پشنگ ریگی
  سیستان و بلوچستان  زابل و زهک سید باقر حسینی و رضا نجفی
  سیستان و بلوچستان  زاهدان عباسعلی شهریاری با ۱۱۰ هزار و ۴۸۴ و ناصر کاشانی با ۸۱ هزار و ۴۲۰ رأی
  سیستان و بلوچستان  سراوان هدایت‌الله میرمرادزهی
 استان فارس آباده و بوانات علی اصغر عزیزخانی و رحیم زارع (دور دوم)
  استان فارس استهبان و نیریز ۹۷۲۷۹ محمد سقیی با ۴۰ هزار و ۵۷۲ رأی
  استان فارس اقلید  ۵۲۷۰۱ الیاس طاهری با ۲۱ هزار و ۸۷۵ رای
  استان فارس جهرم محمدرضا رضایی کوچی با ۵۳ هزار رأی
  استان فارس داراب و زرین دشت احمدی
  استان فارس سپیدان هاشمی
  استان فارس سروستان و کربال و کوار داریوش اسماعیلی
  استان فارس شیراز ضرغام صادقی
  استان فارس فسا محمد حسین دوگانی
  استان فارس فیروز آباد، قیر، کارزین، فراشبند  نادر فریدونی
  استان فارس کازرون شاهین محمدصادقی
  استان فارس لارستان و خنج و گراش جمشید جعفرپور
  استان فارس  لامرد و مهر ۷۹۶۵۴ سید موسی موسوی با ۳۰ هزار و ۲۶۰ رأی
  استان فارس مرودشت، ارسنجان، پاسارگاد برومندی
  استان فارس  ممسنی نوذر شفیعی
 استان قزوین  بوئین زهرا و آوج ۸۲۱۲۵ روح الله عباسپور با ۳۷ هزار و ۴۴۰ رأی
  استان قزوین  تاکستان ۹۲۹۲۰ رجب رحمنی با ۳۷ هزار و ۶۴۳ رأی
  استان قزوین  قزوین، آبیک و البرز
 استان قم  قم  ۴۱۴۸۶۵ علی لاریجانی با ۲۷۰ هزار و ۳۸۲، رضا آشتیانی با ۱۶۴ هزار و ۲۱۹ و احمد امیرآبادی با ۱۴۷ هزار و ۷۶۵ رأی
 استان کردستان  بیجار سید محمد بیاتیان
  استان کردستان  سقز و بانه محسن بیگلری
  استان کردستان  سنندج، دیواندره، کامیاران
  استان کردستان  قروه و دهگلان حامد قادرمرزی با بیش از ۲۸ هزار رأی
  استان کردستان  مریوان و سرو آباد امید کریمیان با ۲۹۴۸۰ رای (۲۹ هزار و۴۸۰ رای)
 استان کرمان  بافت منظری توکلی
  استان کرمان  بم  ۱۴۰۴۶۶ موسی غضنفرآبادی با ۹۴ هزار و ۳۱۰ رأی
  استان کرمان  جیرفت و عنبر آباد فرج‌الله عارفی
  استان کرمان  رفسنجان آذین
  استان کرمان  زرند و کوهبنان حسین امیری
  استان کرمان  سیرجان و بردسیر شهباز حسن‌پور
  استان کرمان  شهر بابک حسین فتاحی
  استان کرمان  کرمان و راور ۲۷۹۹۷۷ محمد مهدی زاهدی با ۶۳ هزار و ۴۵۲ و محمد رضا پورابراهیمی با ۱۰۲ هزار و ۷۴۸ رأی
  استان کرمان  کهنوج و منوجان محمدرضا امیری
 استان کرمانشاه  اسلام آباد غرب و دالاهو علی جلیلیان
  استان کرمانشاه  پاوه و جوانرود نعمت منوچهری
  استان کرمانشاه  سنقر ۴۹۲۷۵ ابراهیم محبی با ۱۸۷۸۸ رأی
  استان کرمانشاه  قصرشرین، سرپل ذهاب، گیلانغرب
  استان کرمانشاه  کرمانشاه
  استان کرمانشاه  کنگاور، صحنه، هرسین وحید احمدی
استان کهگیلویه و بویراحمد  کهگیلویه، بهمئی و چرام سید علی محمد بزرگواری
استان کهگیلویه و بویراحمد  گچساران و باشت غلام‌رضا تاج‌گردون
استان کهگیلویه و بویراحمد  بویراحمد و دنا غلام‌محمد زارعی
استان گلستان  گرگان و آق قلا
استان گلستان  گنبدکاووس سلیمان عباسی
استان گلستان  رامیان و آزادشهر رضا صابری
استان گلستان  علی آبادکتول  ۷۸۰۳۰ رحمت الله نوروزی با ۳۸ هزار و ۵۲۰ رأی
استان گلستان  مینودشت، گالیکش و مراوه تپه عبدالکریم رجبی
استان گلستان  کردکوی، ترکمن، بندرگز و گمیشان  محمدجواد نظری‎مهر
استان گیلان  رشت حسن تامینی۴ کاندیدا در دور دوم
استان گیلان  آستارا ۴۷۸۱۱ صفر نعیمی‌زر با ۲۴ هزار و ۶۲ رأی
استان گیلان  آستانه‌اشرفیه  ۶۲۰۲۱ محمدحسین قربانی با ۲۲۰۷۶ رای
استان گیلان  بندر انزلی حسن خسته‌بند با ۲۱ هزار و ۲۸۶ رأی
استان گیلان  رودبار ۶۴۰۱۷ عطاالله حکیمی با ۲۷ هزار و ۷۲۸ رأی
استان گیلان  رودسر و املش  ۱۱۰۶۴۳  محمد مهدی رهبری با ۴۳ هزار و ۳۵ رای
استان گیلان  صومعه‌سرا  ۸۶۳۹۶ حمید رضا خصوصی با کسب ۳۹ هزار و ۱۳۵ رای
استان گیلان  تالش، رضوانشهر و ماسال  ۱۸۶۱۴۳  بهمن محمدیاری با ۳۹ هزار و ۸۸۳ رای
استان گیلان  فومن و شفت ناصر عاشوری با ۴۷ هزار و ۳۷۹ رای
استان گیلان  لاهیجان و سیاهکل  ۱۰۳۰۰۰ ایرج ندیمی با ۳۳ هزار و ۸۶۰ رأی
استان گیلان  لنگرود ۷۰۷۲۰ مهرداد لاهوتی با ۲۲ هزار و ۹۰۱ رأی
استان لرستان  خرم آباد و دوره
استان لرستان  بروجرد علاءالدین بروجردیهادی مقدسی و بهرام بیرانوند (دور دوم)
استان لرستان  سلسله و دلفان حجت‌الله خدایی‌سوری با بیش از ۴۶ هزار رأی
استان لرستان  پلدختر علی کائیدی و حمید کاظمی (دور دوم)
استان لرستان  کوهدشت  الهیار ملکشاهی با بیش از ۴۵ هزار رأی
استان لرستان  دورود و ازنا حسین گودرزی و عباس قائدرحمت (دور دوم)
استان لرستان  الیگودرز محمدتقی توکلی با ۲۱ هزار رأی
استان مازندران  آمل عزت‌الله یوسفیان ملا
استان مازندران بابل  ۲۳۱۰۶۸ علی اکبر ناصری با ۱۰۳ هزار و ۷۱۱ و حسین نیاز آذری با ۸۳ هزار و ۳۸۴ رأی
استان مازندران بابلسر و فریدونکنار مقداد نجف نژاد
استان مازندران بهشهر، نکا و گلوگاه  احمد علی مقیمی
استان مازندران ساری و میاندورود محمد دامادی و شجاعی کیاسری به ترتیب با ۹۲ و ۶۰ هزار رأی
استان مازندران قائمشهر، سوادکوه و جویبار سید هادی حسینی با ۶۱ هزار رأی و کمال علیپور با ۵۸ هزار رأی
استان مازندران نور و محمود آباد عبدالوحید فیاضی
استان مازندران نوشهر و چالوس ۱۲۹۶۸۰ قاسم احمدی با ۵۸ هزار و ۹۶۸ رأی
استان مازندران تنکابن، رامسر و عباس آباد شریعت‌نژاد و شمس (دور دوم)
استان مرکزی اراک، کمیجان و خنداب ۲۵۹۵۱۶ محمد حسن آصفری با ۸۵ هزار و ۸۵ و  عباس رجایی با ۶۵ هزار و ۳۸ رأی
استان مرکزی تفرش، آشتیان و فراهان کاظم سپاسی و عباس صالحی (دور دوم)
استان مرکزی خمین  ۵۴۶۳۰ محمدابراهیم رضایی با ۲۷۲۲۷ رأی
استان مرکزی ساوه و زرندیه شهلا میرگلو
استان مرکزی شازند
استان مرکزی محلات و دلیجان علیرضا سلیمی
استان هرمزگان بندر عباس، قشم، ابوموسی بوالقاسم جراره، محمد آشوری و منصور آرامی
استان هرمزگان بندر لنگه و بستک و پارسیان
استان هرمزگان میناب و رودان و جاسک سیدعبدالکریم هاشمی با ۱۰۱ هزار و ۳۹۵ رأی
استان همدان اسدآباد  ۵۳۹۷۰ بهروز نعمتی با ۲۶ هزار و ۱۲۹ رأی
استان همدان بهار و کبودرآهنگ ۱۳۵۲۱۶ محمدعلی پورمختار با با ۴۵۴۰۵ رأی
استان همدان تویسرکان کیایی و فضلعلی(مرحله دوم)
استان همدان رزن سلطانی
استان همدان ملایر  ۱۲۲۳۵۰ علی نعمت چهاردولی با ۴۴ هزار و ۸۲۹ رأیحسن ونایی و احمد آریایی نژاد (دور دوم)
استان همدان نهاوند ۹۴۳۸۵ مهدی سنایی با ۴۰ هزار و ۵۴۲ رأی
استان همدان همدان امیر خجستهحجازی و کارخانه (دور دوم)
استان یزد اردکان ۳۹۸۳۰ محمدرضا تابش با ۲۵۹۴۵ رای
استان یزد بافق و مهریز و ابرکوه و خاتم کاظم فرهمند و زارع‌زاده مهریزی (دور دوم)
استان یزد تفت و میبد ۵۸۱۰۲  سید جلال یحیی‌زاده با ۲۵ هزار و ۳۸۲ رأی
استان یزد فردوس، طبس، بشرویه و سرایان  ۹۰۸۰۸ محمدعلی عبدالله‌زاده با ۴۳ هزار و ۱۹۸ رأی
استان یزد یزد و صدوق ۲۰۱۵۰۰ محمدصالح جوکار با ۷۵ هزار رأی
اقلیت‌های دینی مسیحیان شمال ایران
اقلیت‌های دینی مسیحیان جنوب ایران روبرت بگلریان
اقلیت‌های دینی کلیمیان
اقلیت‌های دینی زرتشتیان
اقلیت‌های دینی آشوری‌ها و کلدانی‌ها

 



تاريخ : شنبه سیزدهم اسفند 1390 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
نتايج انتخابات نهمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي در مريوان
امید کریمیان منتخب مردم مریوان و سروآباد شد
امید کریمیان به عنوان منتخب مردم شهرستان‌های مریوان و سروآباد به مجلس شورای اسلامی راه یافت.
به گزارش فارس از سنندج، مردم شهرستان‌های سروآباد و مریوان کریمیان را با بیش از ۲۸ هزار رأی به عنوان نماینده خود در مجلس شورای اسلامی انتخاب کردند.


گفتنی است شهرستان‌های مریوان و سروآباد دارای یک کرسی نمایندگی در مجلس شورای اسلامی .

اقبال محمدی نماینده فعلی مردم این حوزه انتخابیه رد صلاحیت شده بود و نتوانست در این انتخابات رقابت داشته باشد.

منصور مرادی و مختار رشیدی به ترتیب آرای دوم و سوم را کسب کردند.

گفتنی است تاکنون چند صندوق آرا شمارش نشده اما این آمار تغییری در آرای کریمیان ندارد.


تاريخ : پنجشنبه چهارم اسفند 1390 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

اسامي 57 داوطلب نهمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي در پنج حوزه انتخابيه استان كردستان اعلام شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، منطقه کردستان، تعداد نامزدهاي تاييد صلاحيت‌شده انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي در حوزه انتخابيه سنندج، كامياران و ديواندره 22 نفر، در حوزه انتخابيه بيجار 12 نفر، در حوزه انتخابيه قروه و دهگلان 11 نفر، در حوزه انتخابيه سقز و بانه هفت نفر و در حوزه انتخابيه مريوان و سروآباد پنج نفر است.

بر اساس اين گزارش، اسامي نامزدهاي حوزه انتخابيه سنندج، كامياران و ديواندره عبارتند از: احمدعلي آذراش، فيروز احمدي، صالح اديبي، محمدالله مرادي، يحيي اميني، مصطفي باغبانيان، عبدالله چمن گلي، مهران خسروي، امين شعباني، صبا شيخ‌الاسلامي، سردار عبداللهي، ادريس علايي اردلان، سيد احسن علوي، سيد مهدي فرشادان، جمال‌الدين كريمي، بديع مرادي، سالار مرادي، سيد منصور هاشمي نسب، جمشيد وزيري، اكبر ويسي، عبيد يوسفي و جمليه احمديان

اسامي داوطلبان حوزه انتخابيه بيجار عبارتند از: امير عطاالله افخمي، سيد محمد بياتيان، محمدرضا رضايي،عليرضا زنديان، اميد صفاريان، رسول عبدالله‌نيا، عباس عذيري، باقر عين‌الله‌زاده، بهمن مرادنيا، عباس مرادي، حسين نگاري، محمدرضا گروسي

اسامي داوطلبان حوزه انتخابيه قروه و دهگلان عبارتند از: علي اسدي، هادي باقري، نبي‌الله توكلي، سيد عماد حسيني، شاه حسين سعيدي، حامد قادرمزي، محمد مخدومي، محمد ابراهيم مرادپور، علي محمد مرادي، سيد علي موسوي جم، محمدرضا ميمنت‌آبادي

اسامي داوطلبان حوزه انتخابيه سقز و بانه نيز عبارتند از: صلاحيت لقمان حسني، فخرالدين حيدري، محمدسليم زهرابي، محمد صلاحي، رزگار محمدي، محمد ميرزايي، افسانه توپچي

اسامي داوطلبان حوزه انتخابيه مريوان و سروآباد عبارتند از: محمد شعباني، اميد كريميان، ابراهيم مرادي، منصور مرادي، مختار رشيدي

براساس اين گزارش، تعداد کانديداهاي تاييد صلاحيت شده در استان کردستان 58 نفر اعلام شده بود که بر اساس آخرين آمار شوراي نگهبان استان يک نفر از کانديداهاي حوزه انتخابيه مريوان و سروآباد انصراف خود را از كانديداتوري نهمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي اعلام کرد.



تاريخ : سه شنبه پانزدهم آذر 1390 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
 
 

جهت مقابله کاک جلال با ضد انقلاب، گروهکهای تروریستی بارها و بارها اقدام به ترور وی کرد. در یکی از این عملیاتها گروهک کومله با حمله به منزل يا محل كار کاک جلال سعي در از ميان برداشتن وی داشتند. در اين دوران كاك جلال به همراه دو برادر شهيدش جمال و عبدالله بارنامه و چهل نفر از بستگانش بخاطر شرارت هاي شبانه روزي ضد انقلاب مجبور شدند تا راهي كرمانشاه شده و به سازمان پيش مرگان كرد مسلمان ملحق شوند.

كاك جلال بارنامه

ادامه مطلب
 


ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

اقتدار ایران در تنگه هرمز آمریکا وغرب را به وحشت انداخته است

 به گزارش صراط به نقل از عصرایران، در ماه های اخیر " تنگه هرمز"‌ شاه کلید روابط خصمانه ایران و آمریکاست ؛ از زمانی که آمریکایی ها بحث تحریم نفتی ایران را مطرح کردند ، تهران نیز این پیام را علنی کرد:‌ اگر نفت ما صادر نشود ، نفت کس دیگری هم از تنگه هرمز عبور نخواهد کرد.

سپس مانور نظامی ارتش ایران در تنگه هرمز برگزار و نحوه بستن تنگه تمرین شد. قرار است در ماه جاری نیز مانور دیگری توسط سپاه در همین منطقه برگزار شود.

آمریکایی ها هم تهدید کردند اگر ایران تنگه را مسدود کند ، آنها واکنش نشان خواهند داد. قضیه به حدی بالا گرفت که حتی اوباما نیز پیامی به عالی ترین مقام جمهوری اسلامی ایران فرستاد و تنگه هرمز "خط قرمز"‌ ایالات متحده دانست و در همان حال بر مذاکرات مستقیم نیز تأکید کرد.
 

 

به ادامه مطلب رجوع بفرمایید


ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

سردار یدالله جوانی رئیس اداره سیاسی سپاه پاسداران: از درون خاک رژیم صهیونیستی دست به عملیات خواهیم زد


 
باید گفت این تهدیدات یک موج عملیات روانی برای بهره برداری در داخل ایران با محوریت انتخابات پیش رو و در عرصه بین المللی با توجه به زمینه‌هایی که پیش از این ذکر گردید قابل تعریف و تبیین است.

 



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه بیست و سوم آبان 1390 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
 
  روی گزینه سرداران شهید کردستان کلیک کنید
 

 
 
 
 


تاريخ : سه شنبه نوزدهم مهر 1390 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

شهر مَریوان (کردی : Merîwan)

 

 

به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

شهادت شهدای ترور در کردستان مظلومانه تر از سایر مناطق بوده است

 

در ادامه مطلب


 



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1390 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
  معرفی استاندار کردستان واستاندارهای پیشین

معرفی استاندار

·      نام : علیرضا شهبازی

·      محل تولد:انهاوند

·      تاریخ تولد : 1333

·      تحصیلات : فوق لیسانس مدیریت دولتی

معرفی استانداران پیشین

ردیف

نام نشان

شروع مسئولیت

ردیف

نامنشان

شروع مسئولیت

1

ابراهیم یونسی

1/1/1358

8

عبدالحسین باقرزاده

11/12/1367

2

محمدرشید شکیب

24/4/1358

9

حمیدحاجی عبدالوهاب

13/8/1368

3

حسین شاه اویسی

3/10/1358

10

حسن زهره ای

11/7/1372

4

محمدعلی مهرآس

1/3/1359

11

محمدرضا رحیمی

22/7/1372

5

ناصر ارسطوایرانی

30/10/1359

12

عبدالله رمضان زاده

4/7/1376

6

علیرضشیخ عطار

3/6/1360

13

اسدالله رازانی

10/7/1380

7

محمدحسن اصغرنی

22/9/1360

14

اسماعیل نجار

15/10/1384

8

علیرضا تابش

10/9/1363



تاريخ : یکشنبه چهاردهم فروردین 1390 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
تاريخ : پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

" منتشر شــد "

روایتی از حماسه‌ی مردان کردستان

در مقدمه کتاب می‌خوانید:

اشــاره:

تألیف کتاب « کردستان، سرزمین مجاهدتهای خاموش » که قرار است به عنوان پنجمین اثر نگارنده با خاطرات ارزشمند و تلخ و شیرین چند تن از حماسه سازان و پیشمرگان کُرد مسلمان بانه به رشته تحریر در آید بهانه ای شد تا چند روزی به خطّه سرسبز و شهید پرور « بانه » سفری داشته باشیم. شهرستان بانه برای ما که مدتّهای مدیدی را در دوران دفاع مقدس در آن سپری کرده بودیم سرزمین خاطره ها به حساب می آمد. خاطراتی که برای هر لحظه اش ناگفته های گفتنی وجود دارد. از این رو سفر ما می توانست سفری پر برکت و بیاد ماندنی باشد...

ادامه در کتاب...

"رونمایی از پنجمین اثر پرویز بهرامی، نویسنده ادبیات مقامت و پایداری"

 خبرنگار فارس‌نیوز:

مراسم رونمایی از پنجمین اثر سرهنگ پاسدار پرویز بهرامی نویسنده‌ی حوزه‌ی دفاع مقدس با عنوان « کردستان، سرزمین مجاهدت‌های خاموش » رأس ساعت 15:30 روز سه شنبه مورخه 10/12/89 با حضور جمعی از میهمانان و مدعوین گرامی از شهرستان و استانهای کردستان، زنجان و قزوین و خانواده‌ی معظّم شهدا، جانبازان، آزادگان، ایثارگران، مسئولان و مدیران ادارات، نهادها، ارگانها و دستگاههای اجرایی، اهالی قلم و اصحاب فرهنگ و هنر، جمعی از فرماندهان و پیشکسوتان عرصه دفاع مقدس و با حضور جناب آقای مهاجر مدیر کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس استان کردستان و همچنین میهمان ویژه برنامه « کاک دارا قادرخان‌زاده » یکی از جانبازان سرافراز و پیشمرگان کُرد مسلمان و برادر شش شهید دفاع مقدس، در محل سالن اجتماعات فرهنگسرای نور اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان ابهر برگزار گردید.

مؤلف کتاب ضمن گرامیداشت یاد و خاطره‌ی شهدای دفاع مقدس و عرض ارادت به همه‌ی میهمانان و مدعوین به ویژه خانواده‌ی معظّم شهدا و ایثارگران، هدف از تألیف پنج کتاب خود را ادای تکلیف در برابر شهدا و حماسه‌ سازان عرصه‌ی دفاع و همچنین ثبت و نشر ارزشهای دوران دفاع مقدس عنوان نمود.

وی افـزود:  فراز و نشیب حوادث و رویدادهای پر ماجرای 8 سال دفاع مقدس و اگر ناآرامی‌های مناطق غرب و شمال غرب کشور به خصوص استان کردستان را نیز به این سالها اضافه کنیم شاید قریب به 20 سال مبارزه‌ی مستقیم و غیر مستقیم با متجاوزان بعثی عراق و غائله آفرینی‌های گروهک‌های معاند و تجزیه طلبِ ضد انقلاب که عمدتاً با توطئه‌ها و نقشه‌های شوم استکبار و قدرت‌های جهانی مخصوصاً آمریکای جنایتکار شکل گرفته بود و هم‌اکنون نیز با تاکتیک و ترفند جدیدی در جریان است، خاطرات بس تلخ و شیرینی را در اذهان زنان و مردان حماسه‌ساز صحنه‌های نبرد بر جای گذاشته است که اگر بطور واقع‌بینانه به آن پرداخته شود بسیاری از زوایای آشکار و پنهان دوران دفاع، برای نسل حاضر و آیندگان، بخوبی روشن و تبیین خواهد شد. وی با اشاره به فعالیت‌های خود در زمینه‌ی نشر خاطرات رزمندگان و ادبیات مقاومت و پایداری، خاطرنشان کرد:

مي‌شود گفت كار نوشتن را از سال 1372 با انگيزه عشق و علاقه به جبهه، شهدا و حماسه سازان آن دوران، با ارسال مقالات، گردآوري و چاپ خاطرات رزمندگان اسلام در تعدادي از جراید محلی و روزنامه‌هاي كثيرالانتشاری که با آنها در ارتباط بودم آغاز کرده‌ام.

ایشان تصریح کرد:

در سال 1382 اوّلين كتاب خود را با عنوان « ياد ياران » با شمارگان 2000 جلد در انتشارات نشر روح قم منتشر و تقديم علاقمندان به فرهنگ مقاومت و پايداري نمودم. همچنين در همان سال به عنوان يكي از مؤلفين مُنتخب در اوّلين همايش پاسداران اهل قلم در تهران حضور يافتم.

دوّمين كتابم در سال 1385 با عنوان « مردان نبرد » با شمارگان 3000 جلد به رشته تحرير در آمده و در انتشارات جوادالائمه(ع) قم به چاپ رسید.

در سال 1386 كتاب سوّم را با عنوان « حكايت آنروزها » با تيرا‍ژ 4000 جلد توسط انتشارات جوادالائمه (ع) قم چاپ نمودم.

چهارّمین کتاب خود را در سال 1388 با عنوان « کردستان، حماسه همیشه جاوید » با شمارگان 5000 جلد در انتشارت نجم‌الهدیِ قم به دست چاپ سپردم که خوشبختانه این کتاب بعد از چاپ، در عرض کمتر از یکماه به چاپ دوّم نیز رسید و بالأخره با یاری خدا، پنجمین کتاب هم با نام « کردستان، سرزمین مجاهد‌ت‌های خاموش » با تیراژ 6000 جلد در اسفندماه سال جاری در انتشارات خاکریز قـم به چاپ رسید.

بهرامی گفت: سیر صُعودی تیراژ کتابها و بازخورد مثبت آنها ثابت نمود که به برکت خون شهدا، لطف خدا شامل حالم بوده و تا حدودی در این مسیر موفق بوده‌ام.

مؤلف کتاب « کردستان، سرزمین مجاهدت‌های خاموش » در خاتمه با تقدیر و تشکر صمیمانه از برگزار کنندگان مراسم رونمایی ( سپاه پاسداران، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، بنیاد شهید و امور ایثارگران و هیأت رزمندگان اسلام شهرستان ابهر و همچنین ادارات کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس استانهای کردستان و زنجان ) اظهار داشت: من این کتاب را که ان‌شاءالله امروز شاهد رونمایی آن خواهید بود هدیه‌ می‌کنم به همه‌ی علاقه‌مندان به ادبیات مقاومت و پایداری. به همه‌ی آلاله‌های شهید دفاع مقدس، آنهایی‌که مردانه جان بر سر پیمان نهاده و شهد شیرین شهادت را با عمق وجود نوشیدند. پیشکش می‌کنم به همه‌ی حماسه سازانی که آیات مجسّم ایثار و فداکاری‌اند ؛ اهدا می‌کنم به بسیجیان دریادلی که حقاً و بدون تردید امنیت و آرامش امروزین و همچنین بخش عظیمی از حماسه‌های بی ‌بدیل و سترگ سالهای دفاع مقدس را مرهون مجاهدت و شجاعت و پایمردی آن عزیزان بی‌ادعا و بی نام و نشان تاریخ می‌دانیم.

بعد از پایان سخنان مؤلف کتاب، سخنران مراسم یعنی جناب آقای مهاجر مدیر کل محترم حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس استان کردستان شروع به سخنرانی نمود. ایشان با بیان خاطراتی از دوران دفاع و همچنین ضرورت و لزوم ثبت و ضبط و نشر خاطرات و ارزشهای دفاع مقدس خاطرنشان کرد: بعد از اتمام جنگ تحمیلی، عده‌ای از نویسندگان متعهّد کشور با احساس و درک این ضرورت، قلم به دست گرفته و با ثبت وقایع دفاع مقدس، کار زینبی انجام دادند. مهاجر افزود:

بدون شک اگر نبود آثار هنرمندان با ذوق و نویسندگان دلسوز حوزه دفاع مقدس، شاید بسیاری از واقعیّت‌ها و حماسه‌های آن دوران به فراموشی سپرده می‌شد و یا مکتوم می‌ماند.

مدیر کل حفظ آثار کردستان عنوان کرد: در سال جاری وقتی عده‌ای از هنرمندان و اهالی قلم کشور به منظور ارائه‌ی گزارش فعالیت‌های خود به محضر مقام معظّم رهبری می‌رسند معظمٌ‌لـه می‌فرمایند: کاری که شماها کرده‌اید بسیار خوب و با ارزش است امّا در برابر حماسه‌های دفاع مقدس همانند قطره‌ای است در برابر اقیانوس بیکران و...

در خاتمه، پنجمین کتاب آقای بهرامی، توسط آقایان: دارا قادرخان‌زاده ـ جانباز و برادر شش شهید گرانقدرـ و حاج یحیی قزوینی پدر معظّم دو شهید عزیز رونمایی شد و چند لوح تقدیر نیز که از سوی برخی از دستگاههای ذیربط تهیه و تنظیم شده بود پس از قرائت به مؤلف کتاب اهداء گردید.

ناگفته نماند که استقبال و حضور اقشار مختلف در این مراسم به حـدی چشمگیر و کم‌سابقه بود که پس از اضافه نمودن چندین صندلی مجازی به صندلی‌های سالن، باز هم عده‌ای از میهمانان به صورت ایستاده تا آخر برنامه حضور داشتند.

تصاویر مراسم رونمایی از کتاب :

دهم اسفند ماه ۱۳۸۹ ـ سالن اجتماعات فرهنگسرای نـور

 

***

از راست : پرویز بهرامی ـ کاک دارا قادرخانزاده، جانباز ۷۰٪ و برادر شش شهید گرانقدر ـ مردی به استقامت کوه آربابا

۲۲/۸/۱۳۸۹ دیدار با پیشمرگان کـُرد مسلمان

از راست : ۱ـ بهروز بهرامی ۲ـ کاک ابوبکر خضرنژاد ۳ـ کاک عارف رستمی ۴ـ پرویز بهرامی ۵ـ کاک توفیق طاهــری

  

یادواره نوجوان شهید " محمّدحسین فهمیده "

.........................................................................................................



تاريخ : یکشنبه پانزدهم اسفند 1389 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
 

------------[ گروه «محاکمه سران فتنه»  ]--------------

محاکمه سران فتنه
مير حسين موسوي ؛ مهدي کروبي ؛ محمد خاتمي
زمان : 10 تا 12 اسفند
با حضور يک قاضي حقيقي و معتبر
طرح هرگونه شکايت منطقي و محترمانه و دفاعيات



============== اخبار مرتبط ============

- تصاویر/ حاشیه‌های مراسم تشییع پیکر شهید ژاله
http://www.mashreghnews.ir/NSite/FullStory/News/?Id=30017

- تشييع پيكر شهيد محمد مختاري
http://www.farsnews.com/imgrep.php?nn=8911271361

- مراسم تشييع پيكر بسيجي شهيد "صانع ژاله " (1)
http://www.farsnews.com/imgrep.php?nn=8911270955

- مراسم تشييع پيكر بسيجي شهيد "صانع ژاله " (2)
http://www.farsnews.com/imgrep.php?nn=8911271121

- مراسم تشييع پيكر بسيجي شهيد "صانع ژاله " (3)
http://www.farsnews.com/imgrep.php?nn=8911271132

- مراسم تشييع پيكر بسيجي شهيد "صانع ژاله " (4)
http://www.farsnews.com/imgrep.php?nn=8911271190

- حركت تشييع كنندگان به سمت دانشگاه تهران؛‌ خيابان انقلاب مملو از جمعيت
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8911270343

- آغاز مراسم تشييع شهيد "ژاله " با شعار عليه موسوي،کروبي و خاتمي
http://rajanews.com/detail.asp?id=79318

- مراجع تقلید دروس امروز خود را تعطیل کردند + عکس
http://www.mashreghnews.ir/NSite/FullStory/News/?Id=29964

- تصویر دانشجوی بسیجی شهید 'ژاله '
http://www.mashreghnews.ir/NSite/FullStory/News/?Id=29816

- عکس / کارت عضویت بسیج شهید 'صانع ژاله'
http://www.mashreghnews.ir/NSite/FullStory/News/?Id=29824

- اظهارات پدر شهید 'ژاله ' درباره پسرش
http://www.mashreghnews.ir/NSite/FullStory/News/?Id=29875

- موضع شفاف برادر شهید ژاله علیه فتنه گران
http://www.mashreghnews.ir/NSite/FullStory/News/?Id=29922

- یکی دیگر از مجروحان ترور 25 بهمن شهید شد+مشخصات
http://www.mashreghnews.ir/NSite/FullStory/News/?Id=29807
 



تاريخ : چهارشنبه سوم شهریور 1389 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

بدست پاک روان در دسته هنرمندان، تقوا، غرب، شهدا

صحبتهای حاج آقا تموم شده آ نشده رسیدیم. پیاده شدیم ولی یوخده عجیب بود. بروبچه ها همراهی سردار اصفهانی داشتند از یه جاده خاکی از یه تپه باشیبی تند می رفتند بالا . تپه ای که سمت راستش همش نرده های بلندی کشیده شده بود که نشون می داد اینجا لبی مرزس...........
رفتیم بالا . دیدگاهمون از اون بالا باحال بود. بالای یه دره ای بودیم که اونطرفش مالی عراقیا بود آ بالای ضلع مقابلمون آمریکایها پایگاه زده بودن. (مرگ بر آمریکا.)


سردار اصفهانی از موقعیتی دره شیلر که روش وایساده بودیم میگفت:


برای شادی روح شهدا بالاخص شهدای کردستان صلوات.
اینجا سرزمین رزمندگانیست که در عین گمنامی و مظلومیت در این کوههای سربه فلک کشیده و با این جاده های پرپیچ و خم بدون امکانات وسیع نظامی و با توکل بر خداوند تبارک و تعالی و ایمان راسخشون به پاسداری از اسلام معنی دادند.
اینجا سرزمین شهدای بومی هست مثل: عثمانِ فرشته. جلالِ بارنامه، یوسف افشار، سعید توفیقی .... و هزاران هزار شهیدی که در این سرزمینِ خفته سعی نمودند با تمام توانشون در مقابل کسانی که وابستگی شدید به استکبار جهانی داشتند، مقاومت نموده و شررشون رو از این سرزمین کم کنند.
شهیدانی مثل شهید کاظمی، کیا صادقی، هشت مردی، ..شهید افیونی، ... شهدایی که یک تنه به اندازه ی یک تیپ مقاومت می کردند.
سرزمینی که لاله های وحشی اون شاهد دلاورمردیهای جوانانش بود.اینجا مکانی ست که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، ارتش، سپاه و ژاندارمری با تمام امکاناتی که در اختیار داشتند، توانستند کل منطقه ی شیلر، که شما الآن در اون مستقر هستید رو از منافقین پاکسازی کنند، نیروهای کوموله و دموکراتی که مدتها بود با آرامش در اینجا ساکن بودند.
................


منبع خبر : دست خط 



تاريخ : جمعه بیست و پنجم تیر 1389 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
 برگزاری یادواره شهدای 23 تیر ماه مریوان

یادواره شهدای مظلوم 23 تیر ماه شهر مرزی مریوان با حضور جمع كثیری از خانواده های شاهد در مجتمع فرهنگی هنری ارشاد اسلامی این شهر برگزار شد.
در ابتدای این یادواره «كریمی» رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران مریوان پیام معاون رئیس جمهور و رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران كشور را قرائت كرد.
در این پیام با اشاره به حماسه آفرینی شهدای مریوان و مردم متدین این شهرستان در حفظ دستاوردهای انقلاب و پاسداری از كیان اسلامی تصریح شده است: امروز نیز فرزندان این قوم سرافراز همچون سرو قامتان پیشمرگ ایستاده اند تا حماسه های شكوهمندی را به رخ بكشند.
در این یادواره نماینده رهبر معظم انقلاب در منطقه كردستان نیز امنیت و آسایش و پیشرفت كشور را ناشی از بركات خون شهدا دانست و با اشاره به حماسه آفرینی شهدای مظلوم 23 تیر ماه مریوان از حادثه این روز به سنگ بنای رسوایی دشمنان و معاندان انقلاب در شهر مرزی مریوان یاد كرد و گفت: مظلومیت شهدای این روز تاریخی نباید در جریان كارهای روزمره به بوته فراموشی سپرده شود.
گفتنی است در حادثه 23 تیر ماه سال 58 ، 25 نفر از جوانان سلحشور مریوانی در مقر سپاه این شهر كه هسته اولیه پیشمرگان مسلمان كرد بودند مورد حمله ناجوانمردانه گروه های ضد انقلاب قرار گرفتند و به طرز مظلومانه ای شهید شدند



تاريخ : دوشنبه بیست و یکم تیر 1389 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
دکتر عباسي-تحليل فيلم کنستانتين

دانلود کليپ صوتي دکتر عباسی

مستقيم يا غيرمستقيم


6،08 مگابايت

 

دکتر عباسي

 

 

 

 

 

دانلود کليپ تصويري غيرمستقيم



تاريخ : سه شنبه چهارم خرداد 1389 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
11:31  - 1389/03/04
كارشناس فرهنگي سازمان حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس گفت: بزرگداشت سرلشكر پاسدار شهيد محمد بروجردي پنج‌شنبه 6 خرداد برگزار خواهد شد.

به قلم

محمد حسين همايوني اظهار داشت: بزرگداشت سرلشكر پاسدار شهيد محمد بروجردي و مهاجرين و انصار فرمانده قرارگاه حمزه سيدالشهدا (ع) 5شنبه 6 خرداد از ساعت 18 در مجموعه 5 آذر سازمان بسيج مستضفين واقع در اتوبان افسريه برگزار مي‌شود.
وي با اشاره به اين سخن مقام معظم رهبري كه فرمودند « چهره شهيد بروجردي را بازسازي كنيد، آن صورت نجيب و سالم، آن آدم كم حرف، پركار و مومن را حالاتش را نشان دهيد» گفت: حضور ملت ايران در چنين مراسمي به معناي اعلام آمادگي براي ادامه راه مجاهدان جبهه خاموش انقلاب اسلامي است.
كارشناس فرهنگي سازمان حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس ادامه داد: در اين مراسم خانواده شهيدان ناصر كاظمي، احمد كاظمي، غلامعلي پيچك، قاسم نصرالهي، حسين شهرام‌فر، حسن آبشناسان، حسن آذين پور، ميرمحكم، سعيد گلاب، يزداني حنيف، مهتدي، محمد ابراهيم همت، ميرسعيدي، جلالي، قهاري، صياد شيرازي، محمود كاوه، خرم‌رودي، كميل طباطبايي نژاد، داوود آبادي، عامريان، قمي، خرقاني، عسگري، شوكت‌پور، روح‌الامين، صالحي، حاجي ‌هاتم، جلالي، مطلب حسني، جلال بارنامه، محمد امين رحماني و قادر خان‌زاده حضور خواهند داشت.



تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1389 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

                                                                                               

مقدمه :

حقوق و مسؤليت‌هاي زنان در نظام جمهوري اسلامي ايران با الهام از شريعت جامع اسلام و نظام حقوقي آن و با تكيه بر شناخت و ايمان به خداوند متعال و با هدف تبيين نظام‌مند حقوق و مسؤليت‌هاي زنان در عرصه‌هاي حقوق فردي، اجتماعي و خانوادگي تدوين گرديده است.  كه اهتمام بر تبيين حقوق و تكاليف زنان در اسلام داشته و مبتني بر قانون اساسي، انديشه‌هاي والاي بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران و رهبر معظم انقلاب و با بهره‌گيري از سند چشم‌انداز 20 ساله و سياست‌هاي كلي نظام و با لحاظ قوانين موجود و خلأها و كاستي‌هاي آن و به منظور تحقق عدالت و انصاف در جامعه زنان مسلمان مي‌باشد

بيان كارآمدي نظام جمهوري اسلامي درمسايل زنان:

رفع موانع و مشکلات نظام و دست‌یابی به جایگاهی مطلوب، یکی از اهداف هر نظام سیاسی است، لذا سنجش کارآمدی از مباحث مهم سنجش هر نظام سیاسی محسوب می‌شود. کارآمدی مقوله‌ای است که با احتساب میزان تحقق اهداف و کاهش فاصله میان شرایط موجود و شرایط آرمانی جامعه، مورد سنجش قرار می‌گیرد.
نظام جمهوری اسلامی ایران که با عنایت به آموزه‌های اسلامی و توجه به نقش و جایگاه مردم و بسط عدالت و رفع محرومیت و ظلم در جامعه تاسیس شده است،و بايستي توجه ویژه‌ای به مسائل زنان داشته باشد و همان‌گونه که در بیانات بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری مشاهده می‌شود، درک ارزش و جایگاه انسانی زن و کوشش برای ارتقای سطح کیفی زندگی زنان جامعه، از اهم وظایف دولت اسلامی بوده ‌است.
بر اساس مطالب به این ترتیب، نظام اسلامی فارغ از دیدگاه‌های افراطی (تجددطلبانه) و تفریطی (متحجرانه) موظف به اعتدال و توجه به شخصیت و کرامت انسانی زن در جامعه است. از این حیث، زنان نیز همانند مردان، از حقوق سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و... برخوردار باشند و تفاوت‌های فطری و طبیعی میان زن و مرد -که موجب ایفای نقش‌ها و تکالیف متفاوتی توسط ایشان می‌شود و مطابق فطرت انسانی است- آنان را از حقوق انسانی مشترک با مردان، محروم نخواهد ننمايد. از یک‌ سو شامل سیاست‌ها و قوانین کشور در خصوص مسائل زنان است و از سوی دیگر به ارائه برنامه‌ها و عملکرد نهاد‌ها و مراکز مهم تصمیم‌گیری و اجرایی کشور و میزان اهتمام بخش‌های مختلف دولت به مباحث و موضوعات زنان بپردازد.

 الف) اشتغال زنان و واقعیت ها :

با وجود این که آمار رسمی شاخص های وضعیت کلان اقتصادی کشور ایران را مثبت نشان می دهد، اما مردم از وضع اقتصادی خود اظهار نارضایتی می کنند . افزایش روزافزون هزینه هایی چون مبلغ کرایه خانه، حمل و نقل و خوراک و پوشاک، خانواده ها را با مشکل تامین معاش رو به رو کرده است .

ب) حوزه های حمایتی و پندارها :

دولت و مجلس مهمترین حوزه های حمایتی زنان در زمینه قانون گذاری و اجرا هستند . بی شک قوانین مدون و برنامه های طراحی شده از طرف این دو نهاد، باید مطابق با واقعیات جامعه و در جهت حل مهمترین معضلات و مشکلات موجود باشد . سمت و سوی این قوانین و برنامه ها همچنین باید با عقاید مذهبی و نیز باورهای ديني ،  فرهنگی و سنتی ما سازگار باشد . در عین حال، اگر قانون گذاران و برنامه ریزان قصد سنت شکنی به معنی خرافه ستیزی دارند، باید با برنامه های بلند مدت، زیر ساخت های فرهنگی کشور را

اصلاح کنند . وارد آوردن هر گونه فشار سریع به حجم فرهنگی جامعه، هر چند در کوتاه مدت تغییراتی را به وجود می آورد، اما با از بین رفتن فشار، جامعه بلافاصله به حالت قبل خود باز می گردد . اما اگر تغییرات به تدریج و با کار فرهنگی مداوم و هماهنگ با هنجارهای فرهنگی و اجتماعی، بویژه باورهای دینی ملت ما باشد، مسلماً در بلند مدت می توان از اثرات ونتایج مفید آن بهره برد .

ج ) علل نیاز به مدیران زن :

نظام جمهوری اسلامی بیش از هرچیز، نیازمند مدیران آگاه، شایسته، مؤمن، متعهد و دارای توانمندی ها و قابلیت های بالا است . ملاک قرار دادن جنسیت نمی تواند چاره مشکلات اساسی کشور و حتی زنان باشد . البته باید توجه داشت که حضور مناسب، مثبت و موفق زنان در مدیریت، می تواند مجموعه فرهنگ، ارزش ها و روانشناسی جامعه را به نفع ایشان تغییر دهد .

د )ویژگی های مدیران زن :  

زنان مدیر، مطابق پژوهش های به عمل آمده، دارای ویژگی های خاص خود می باشند: «زنان به دلیل احساسات، عواطف و ظرافت های غریزی، بسیار متعهدتر از مردان عمل می کنند .

 مطالبه از دولت درخصوص مرتفع نمودن مشكلات ازدواج جوانان و مقابله با بدحجابي و .... :

با توجه به آثار جسمانى، روانى، اجتماعى و فرهنگى ازدواج، باید دولت  موانع پیش روى را برطرف نمود و تمام تلاش خود را صرف کرد تا این سنّت الهى در اوایل جوانى به انجام برسد و جوانان از فواید بى شمار آن برخوردار شوند و در یک زندگى بالنده و بانشاط و به دور از دغدغه و انحراف، قرار گیرند. این مهم با همّت آحاد مردم و خانواده ها و مسئولان فرهنگى و اقتصادى کشور از طریق فرهنگ سازى، مبارزه با اعتقادات غلط، کاهش تجمّل گرایى، احساس مسئولیت بیشتر در رابطه با جوانان، کمک مالى و معنوى به فرزندان، پیروى از دستورات دینى، اختصاص منابع مالى بیشتر به ازدواج جوانان، و تشویق و ترغیب به ازدواج حاصل مى آید.

الف)  فلسفه حجاب :

1-     آرامش روانی

2-     استحکام پیوند زندگی

3-     استواری اجتماع 

4-     ارزش و احترام زن

 

 ب ) علل پذیرش فرهنگ بی حجابی :

الف- جهل و نا آگاهی 

ب- علل سیاسی

ج- غلبه روحیه راحت طلبی و بی قیدی و فرار از مسئولیت

د- احساس حقارت و کمبود شخصیت

ه- دوستان نامناسب و ناباب   

 ج ) پیامدهای ناگوار بدحجابی بر اجتماع:

1- طلاق و تهدید خانواده :

الف- هوس مداری در خانواده

ب- چشم چرانی و مقایسه با همسر

ج- شهوت طلبی و لذت گرایی

د- دوستی های نامشروع

ه- غفلت از معیارهای اصولی در گزینش همسر

و- فریب ظواهرآراسته و انتقام جویی

2- گرایش مردان به چند همسری

3- تضعیف غیرت ناموسی

4-  ایجاد اختلال روانی و عصبی

5-   سلب امنیت زنان

6-  شیوع انحراف جنسی

د ) راههای مبارزه با بدحجابی و بی حجاب:

خداوند بزرگ برای ی هر درد ظاهری و باطنی، درجاتی مشخص نموده است. و دردهای باطنی و روحی به مراتب برای جامعه مهلک تر از دردهای ظاهری است و تا به امروز آنچه جوامع مختلف را نابود کرده دردهای روحی مانند تنبلی، ترس، شهوترانی، بی اعتنایی به دستورهای خدای بزرگ و انبیا و ائمه معصومین(ع) و رهبران متعهد دین بوده است بد حجابی و بی توجهی مردان نسبت به ناموسشان نیز شاخه ای از همین دردهاست! اینک راه اصلاح این درد:

1-     اعتلای فرهنگ حجاب درجامعه :

زنی که از مقام و ارزشهای واقعی خود آگاهی یابد و فلسفه حجاب را از دیدگاه اسلامی بداند و درانتخاب حجاب، ریشه ای برخورد کند نه موروثی، در این صورت دیگر حجاب را یک حصاروزندان برای خود تلقی نمی کند؛ بلکه آن را وقار و متانت برای خویش می یابد.وقتی آگاهی افراد جامعه نسبت به ضرورت حجاب بالا رفت، دیگر نیازی نیست که نیروی تهدید آمیز از بیرون، زنان را مجبور به رعایت حجاب سازد. چنین زنی حتی اگر در بدترین شرایط و فاسدترین مکانها قرار بگیرد با شهامت و آگاهی و بدون توجه به عقاید دیگران حجاب و عفت خویش را حفظ خواهد کرد.

اصل این است که مقام واقعی زن به وی شناسانده شود تا بفهمد که ارزش یک زن د ربدن مادی و زیبایی های ظاهری او خلاصه نشده و مقام او بالاتر و والاتر از آن است که بخواهد با خودنمایی، این ارزش کاذب و سطحی و زودگذر را حفظ کند و یا فقط حجاب، این ارزش دروغین را از دست بدهد. یک زن کامل و زنی که به ارزشهای بالاتر می اندیشد، بی نیاز از خودنمایی با این ارزشهای پست و ذلیل گونه است.برای زایل کردن تفکرات نادرست و خام در زنان جامعه باید اندیشه ای برتر جایگزین آنها بسازیم واین جز با اعتلای فرهنگی جامعه میسر نخواهد شد.

2-     تقویت ایمان و اعتقاد :

درزن باید باوراستوار، ایمان عمیق ایجاد شود، زنی که دل به حق داده واندیشه به خدا سپرده و فرجام زندگی دنیوی اش را پذیرفته چطورحاضر می شود خودآرایی و خودنمایی کند و خود را در معرض دیده های آلوده قرار دهد و زمینه های تلذذ دیگران و مآلاً فساد آفرینی را به وجود آورد؟!

3- احیاء فرهنگ اصیل اسلامی :

احیاء ارزشهای اصیل اسلامی و فراخوانی زن مسلمان به تعقل و دریافتن ارزشها و آفریدن روح تعبد و تعهد نسبت به       

 این ها نقش مهمی دراین زمینه خواهد داشت.زن مومن باید به آنچه اسلام بعنوان ارزش بدانمی نگرد  باور داشته

باشد و بداند که شخصیت و عظمت او درگرو روح بلند، اندیشه والا، قلب پاک ، وجان پیراسته از آلودگی است که او   

را به روشی انسانی و منشی اسلامی فراخواهدخواندوبداند تن آرایه بسته وظاهرفریبنده هرگزنمایشگرشخصیت او نیست

 4 -شناساندن الگوهای والا :

الگوها درساختارروحی و رفتاری نقش مهمی دارد. امروز یکی از تأسفهای جدی این است که زن مسلمان آن

چنان که بایسته و شایسته است با چهره های بلند تاریخ اسلام آشنا نیست، زندگانی حضرت زهرا(س) و فرزند

برومندش پیام آور عاشورا حضرت زینب(س) و دیگر چهره های والای تاریخ گذشته و معاصر باید برای زن

مومن نشان داده شود تا بنگرد چه سان با حفظ هویت و شخصیت و وقار و متانت می تواند در جامعه حضور

پیدا کرده و ایفای نقش نماید. زن اگر حب علی(ع) را فرا گرفت و او را راهبر شناخت و خاندان او را الگو

پذیرفت و برراهی رفت که اهل البیت(ع) رفته اند وآنان را سر مشق گرفت، رویین تن می شود و حضورش

در جامعه دلهره آفرین نخواهد بود.

نتیجه :

با رعایت حجاب و عفاف از طرف مردان و زنان(بویژه بانوان درزمینه حفظ حجاب) جامعه از بسیاری از

خطرات حفظ خواهد شد و مهمتر از همه این که با حفظ حجاب کیان خانواده که اصلی ترین نهاد اجتماع است

 در معرض خطر قرار نمی گیرد 

برای رسیدن به این منظور باید فرهنگ حجاب در جامعه گسترش پیدا کند، و دراین امر دولت، خود مردم،

 رسانه های گروهی می توانند نقش مؤثری بر ترویج حجاب داشته باشند، که درصورت تحقق این موضوع

جامعه از خطرات حفظ می شود. و با توجه به آثار جسمانى، روانى، اجتماعى و فرهنگى ازدواج، باید موانع پیش               

روى را برطرف نمود و تمام تلاش   خود را صرف کرد تا این سنّت الهى در اوایل جوانى به انجام برسد و جوانان از   

 فواید بى شمار آن برخوردار شوند و در یک زندگى بالنده و بانشاط و به دور از دغدغه و انحراف، قرار گیرند. این   

مهم با همّت آحاد مردم و خانواده ها و دولت و مسئولان فرهنگى و اقتصادى کشور از طریق فرهنگ سازى، مبارزه با   

اعتقادات غلط، کاهش تجمّل گرایى، احساس مسئولیت بیشتر در رابطه با جوانان، کمک مالى و معنوى به فرزندان،   

پیروى از دستورات دینى، اختصاص منابع مالى بیشتر به ازدواج جوانان، و تشویق و ترغیب به ازدواج حاصل مى آید.

 



تاريخ : یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1389 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

امروز طي مراسمي؛
پيكر 4 شهيد گرانقدر در مريوان تشييع شد

امروز طي مراسمي پيكر مطهر چهار شهيد والامقام كه روز گذشته در درگيري با عوامل گروهك‌هاي ضدانقلاب در مريوان به شهادت رسيدند در ميان حزن و اندوه مردم قدرشناس اين شهرستان تشييع شد.

پيكر مطهر دو نفر از اين شهيدان به نام‌هاي كيوان نصيري و دبير رحيمي عصر امروز بر روي دست‌هاي هزاران نفر از مردم مرزدار، متدين و انقلابي شهرستان مريوان در گلزار شهداي اين شهر به خاك سپرده شد و پيكر شهيد شميران ميرزايي نيز پس از تشييع براي خاكسپاري به روستاي قلعه‌جي مريوان و پيكر شهيد فرزاد شريفي نيز براي خاكسپاري به زادگاهش در شهرستان بانه انتقال يافت.
امام جمعه مريوان در مراسم تشييع پيكر اين چهار شهيد گرانقدر در گلزار شهداي اين شهر با محكوم كردن اين اقدام ددمنشانه ايادي وابسته به استكبار جهاني گفت: شهادت اوج افتخار، عزت و سربلندي ملت شهيد‌پرور ايران است و كساني كه در راه اسلام و قرآن براي دفاع از اصول و ارزش‌هاي اسلامي شهيد مي‌شوند بالاترين افتخار را از سوي پروردگار متعال دريافت خواهند كرد.
ماموستا مصطفي شيرزادي عظمت و افتخار ايران اسلامي را مرهون خون پاك شهيدان دانست و بر ادامه دادن راه اين بزرگواران تأكيد كرد.
وي شهادت را بزرگ‌ترين افتخار براي هر مسلمان دانست و تصريح كرد: امروز دشمن مي‌خواهد با برنامه‌هاي گسترده و صرف هزينه‌هاي هنگفت از طريق جنگ نرم، ارزش‌هاي اسلامي و انقلاب را مورد هجمه قرار دهد.
امام جمعه مريوان در ادامه پاسداري و دفاع از ارزش‌هاي انقلاب و اسلام را از مهم‌ترين وظايف جوانان دانست و اضافه كرد: طبق فرمايشات مقام معظم رهبري، شهداي كردستان مظلومانه و غربيانه به شهادت رسيدند.
ماموستا شيرزادي بيان داشت: شهادت در انقلاب اسلامي براي عاشقان و عارفان حقيقي چون شربتي شيرين و گواراست چرا كه اين خط سرخ خط ولايت و حسيني است.
وي تصريح كرد: شهداي انقلاب و شهداي دوران دفاع مقدس طلايه‌داران واقعي انقلاب هستند كه مي‌‌توان آيه‌هاي ايمان، استقامت و پيروي از خط ولايت را كه در مسلك و مرام آنها تجلي يافته، مشاهده كرد.
وي‌ خواري و زبوني استكبار در مقابل حكومت اسلامي را يك حقيقت هميشه مسلم و مقدم دانست و اضافه كرد: استكبار در طول تاريخ هر وقت با دين و اعتقادات ملت بازي كرده در سراشيبي سقوط قرار گرفته و سبب شده كه روز به روز منفورتر و شكست‌ خورده‌‌تر نمايان شود.
روز گذشته براثر درگيري عوامل گروهك‌هاي ضد انقلاب وابسته به ايادي استكبار جهاني با نيروهاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، چهار نفر از نيروهاي بومي شهيد و دو نفر ديگر نيز مجروح شدند.
همچنين يكي از پرسنل نيروي انتظامي نيز در مريوان در درگيري با اعضاي اين گروهك تروريستي به درجه رفيع شهادت نائل آمد.
انتهاي پيام؛/ز20/ك

شهيد كيوان نصيري - شهيد دبير رحيمي - شهيد محمد شميران ميرزايي و سرباز وظيفه فرزاد شريفي

شهيد كيوان نصيري - شهيد دبير رحيمي - شهيد محمد شميران ميرزايي و سرباز وظيفه فرزاد شريفي

 

تشييع جنازه شهيد كيوان نصيري - شهيد دبير رحيمي - شهيد محمد شميران ميرزايي و سرباز وظيفه فرزاد شريفي

 

منبع خبر : خبر گزاري فارس

 



تاريخ : جمعه بیست و چهارم اردیبهشت 1389 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

عصر غربت شهدا ........

عصر غربت لاله هاست ، اينجا كسي ديگر از شهيدان نمي گويد

از آنان كه تلاطمي هستند در اين دنياي سرد و سكوت

ما بعد از شما هيچ نكرديم ، چفيه هايتان را به دست فراموشي سپرديم وصيت نامه هايتان را نخوانده رها كرديم.
پلاكهايتان را كه تا ديروز نشاني از شما بود امروز گمنام مانده است .
كسي ديگر به سراغ سربندهايتان نمي رود و ديگر كسي نيست كه در وصف گلهاي لاله شاعرانه ترين احساسش را بسرايد و بگويد چرا آلاله آنقدر سرخ است

چرا كسي نپرسيد مزار کاک جلال كجاست ؟؟؟

چرا نمي دانيم شيمايي چيست و زخم شيميايي چقدر دردناك است و چطورمي شود يك عمر با درد زيست

اي شيهدان ما بعد از شما هيچ نكرديم

يادتان هست كه گفتيد سرخي خونمان را به سياهي چادرتان به امانت مي دهيم .
ما امانت دار خوبي نبوديم و خونتان را فرش راه رهگذاران كرديم.

يادتان هست هنگامي كه گفتيد :

رفتيم تا آسماني شويم و شما بمانيد و بگوييد كه بر ياران خميني ( ره ) چه گذشت

آري .... و شهيدان زنده امروز ما

مي دانم كه از آن روزي كه تمام شهيدان را بدرقه كرديد و برگشتيد دلهايتان را در سنگرها جا گذاشتيد

مي دانم كه هنوز هم دلهايتان هواي خاكريزهاي جنوب و غرب را مي كند

ولي بدانيد كه تا شما هستيد ما مي توانيم از دلاوران 23 تیر مریوان بشنويم

و از خاطرات کاک جلال لذت ببريم

و تا شما هستيد تنها عشق تنها مياندار اين عرصه است .............

ما مانديم تا امروز از آنان بگوييم

و فرياد برآوريم «‌ ما از اين گردنه آسان نگذشتيم ای قوم »

ما مانديم كه نه يك هفته بلكه سالهاي سال از آنان بگوييم.
چرا كه خون آنان است كه مي تپد.

 

و يادمان نرود كه اگر امروز در آسايش زندگي مي كنيم مديون آنانيم.
مديون حماسه هايي كه آنان آفريدند.

 

يادمان نرود كه ما هنوز بايد جواب بدهيم كه :

 

بعد از شهدا چه كرديم . بعد از شهدا چه كرديم ...................






تاريخ : شنبه هجدهم اردیبهشت 1389 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
 

سردار سعيد قاسمي

دريافت ا download

 

 

 

 

 

 

 

 

این سوال،سوال پریروز ِ صحبتِ منه توی دانشگاه علامه؛
یه سوال اومد چرا جنگ و زودتر تموم نکردید؟
شما که می دونستید کشته می دید ؟
مال ِ پریروز ِ عزیزم ! نه اینکه فکر بکنی که ...

 

  منبع : آقا سعید

 



تاريخ : یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
 

* بخش دوم

خرداد ماه سال 1361 است. اتفاقات مثل برق و باد پشت سر هم رخ مي‌هد. جبهه‌ها پر از شور و شعف است. پشت جبهه هم. آزادي خرم‌شهر هنوز باور خيلي‌ها نشده است. آمار كشته‌ها و اسراي عراقي سر به فلك مي‌كشد. حالا ديگر خطر قواي ايراني تماميت استكبار را تهديد مي‌كند. سياسيون در فعاليتي‌ ويژه‌اند. آمد و شدها و مذاكرات ديپلماتيك هم در جاي خود چندين برابر گذشته است. تصميم‌گيرنده‌گان ايراني جنگ، سعي دارند مسير را عوض كنند. تحركات مشكوكي صورت مي‌گيرد. دومين خبر بزرگ خرداد ماه، در سر تا سر دنيا مي‌پيچد. امام خميني رحمةالله عليه، هوش‌يارتر از قبل، موضع مي‌گيرد. موضعي كه تصميم‌گيرنده‌گان جنگ را شوكه مي‌كند. و هم‌چنين توطئه‌چينان را كه تمام رشته‌هاشان، يك‌جا پنبه مي‌شود. همه چيز به هم مي‌ريزد. و باز هم سرنوشت ايران و دنيا با يك اشاره‌ي كوچك خميني كبير تغيير مي‌كند.

 روز 29 خرداد 1361، آن بيانات مهم، اين‌گونه ايراد مي‌شود: «[آمريكا] يك توطئه‌ي ديگرى عميق‏تر اجرا كرده است كه در اين توطئه، ما هم يك قدرى بازى خورديم. و آن اين است كه يك نكته‏اى كه پيش ما خيلى بزرگ است و ما نسبت به آن حساسيت زياد داريم، آن غائله را پيش آورد تا اين‏كه ملت ما را از آن مطلبى كه در كشور خودش مى‏گذرد و از آن جنگى كه در كشور خودش مى‏گذرد، غافل كند. قضيه‌ي‏ هجوم اسرائيل به لبنان. آمريكا مى‏دانست كه ما و ملت ما نسبت به لبنان حساسيت داريم. و نسبت به اسرائيل هم از آن طرف حساسيت داريم. اين دام را آمريكا درست كرد. يعنى آن نوكر خودش را فرستاد به اين‏كه حمله كند به لبنان و آن همه خسارات وارد كند و آن همه جنايات. و ما مى‏دانيم كه اگر ميليون‏ها جمعيت را از بين ببرند و يك مطلبى براى آمريكا حاصل بشود، و يك نفعى برسد، مى‏گويد همه بروند از بين. اين را ما از ابر قدرت‏ها شناخته‏ايم. آن‌ها در فكر اين نيستند كه در لبنان به زن و بچه‌ي مردم و به بلاد اين مستمندان و بي‌چاره‌گان چه مى‏گذرد. آن‌ها دنبال اين هستند كه صدام را در اين طرف سر جاى خودش نگه‌دارند و ايران كه در نظر آن‏ها خيلى اهميت‌ش بيش‌تر از لبنان و جاهاى ديگرى است، براى آن‌ها محفوظ بماند.»

بيانات صريح و كوبنده‌ي امام رحمةالله عليه، بسياري از معادلات را به هم مي‌ريزد. هم در خارج، و هم در داخل.

*      *      *

 با پيروزي قواي ايراني در آزادسازي خرم‌شهر و تهديد و سقوط قريب‌الوقوع بصره و به تبع آن شكست كامل رژيم صدام و كشيده شدن جنگ تا نزديكي‌هاي حدود فلسطين اشغالي، تمام دنياي استكبار را بر آن داشت تا تدبيري جديد بينديشد. همه به وحشت افتاده‌اند. خبرگزاري فرانسه در چهارم خرداد مي‌نويسد: «پيروزي مصممانه‌ي ايران، دست‌هاي تهران را براي ايجاد عدم ثبات در كشورهاي ميانه‌روي خليج‌فارس، باز خواهد گذاشت.»

براي اين منظور همه دست به كار مي‌شوند. بايد جلوي ايراني‌ها گرفته مي‌شد. آن هم به هر قيمت ممكن. غرب و شرق دست به دست هم مي‌دهند. صدام تقاضاي آتش‌بس مي‌كند. آن هم با شگرد عقب‌نشيني از خطوط اشغالي. ايران همه‌ي پيش‌نهادها را رد مي‌كند، الا با شرايط خودش.

 در ادامه‌ي اين روند و اظهار نظرهاي آشكار و از سر استيصال، ژنرال «الكساندر هیگ» سرفرمانده كل سابق جبهه‌ي اروپايي ناتو و وزیر خارجه‌ي وقت ايالات متحده در دولت «رونالد ريگان» شش روز پس از فتح خرم‌شهر و در نه‌ام خرداد 61، ضمن گفت و گويي رسانه‌ای، استراتژي دولت‌ش درباره‌ي مسايل جهاني را در تمركز تلاش‌ها براي رفع بحران در سه محور ايراد مي‌كند؛ نخست، حل بحران جنگ ایران و عراق؛ به گفته‌ي ژنرال «هیگ»؛ «اكنون ایران، ارتش عراق را از شهرهای اشغالی خود از جمله بندر خرم‌شهر به بیرون رانده و قادر به ورود به خاك عراق می‌باشد و دولت پرزيدنت «صدام حسین» به عنوان دوست ما در خاورمیانه در خطر تهاجم امواج انسانی نیروهای «آیت‌الله خمینی» [رحمةالله عليه] هستند و این بحران باید هر چه زودتر به نفع ما پایان پذیرد. محور دوم، احتمال شكل‌گیری یك جریان مكنده‌ي جدید بین‌المللی كه موجبات اتحاد كشورهای منطقه‌ي خلیج فارس و خاورمیانه را در جهتی مذهبی فراهم آورده و امنیت ملی ایالات متحده امریکا را به خطر بیاندازد. و بالاخره محور سوم، مشكل حضور نیروهای سازمان ملل در جنوب لبنان و تداوم جنگ 7 ساله‌ي داخلی در لبنان كه فجایع عظیم انسانی را ایجاد كرده كه دولت ایالت متحده، تمام توان خود را برای اتمام این بحران به كار خواهد بست.»

 با اين‌ اظهارات جسورانه‌ي «هيگ»، وزير خارجه‌ي رژيم صهيونيستي، يعني «اسحاق شامير» با واسطه‌ي سفارت آن رژيم در «واشنگتن» يادداشت اعتراض آميزي خطاب به وزارت خارجه‌ي آمريكا ارسال كرده و در آن بيان مي‌كند كه: «چرا اسرار و اهداف نظامي حكومت اسراييل [غاصب] در تريبون‌هاي عمومي، آن هم از طريق شخص وزير خارجه‌ي ايالات متحده‌ي آمريكا فاش مي‌شود؟» با نگارش يادداشت ذكر شده، اتحاد شوم دنياي استكبار براي به زانو در آوردن انقلاب اسلامي ايران بر ملاتر شده و حركت شيطاني امپريالسيم، صهيونيسم و رژيم بعث عراق در مسير مشترك‌شان شتاب مي‌گيرد.

در همين راستا «صدام» نيز سناريوي ديگري را بر روي ميز كارش قرار مي‌دهد تا شايد بتواند مسير جنگ را تغيير دهد. «كنت آر. تيممر من» (Kenneth R. Timmerman) پژوهش‌گر آمريكايي و رييس بنياد «ايران بريف» در كتاب «سرسراي مرگ؛ غرب چه‌گونه عراق را مسلح ساخت» مي‌نويسد: «… در اواخر ماه مه 1982 (روزهاي اوليه‌ي پس از فتح خرم‌شهر) وضعيت عراق در جبهه‌ها بسيار وخيم شد. نيروهاي ايراني، «بصره» دومين شهر بزرگ عراق را كه تنها راه دست‌رسي اين كشور به خليج‌فارس بود، زير فشار قرار دادند. «صدام» در منتهاي نااميدي، از آيةالله «خميني» ‍[رحمةالله عليه] تقاضاي صلح (!) [آتش‌بس] كرد. وي اعلام كرد به طور يك‌جانبه نيروهاي عراق را از ايران فرا مي‌خواند (كه البته همان عقب‌نشيني مخفيانه بود) و مرزهاي بين‌المللي با ايران را مي‌پذيرد. وقتي «خميني» [رحمةالله عليه] پيش‌نهادش را رد كرد، «صدام» كوشيد با جلب توجه ايران به «دشمن مشترك دو كشور» يعني «اسراييل» [غاصب] نظر ايران را به جاي ديگر منحرف كند… «صدام» طي خطابه‌اي عمومي از آيةالله «خميني» [رحمةالله عليه] خواست آتش‌بس عراق را بپذيرد و نيروهاي مشترك ايران و عراق، در جهاد با «اسراييل» [غاصب] به يك‌ديگر ملحق شوند. ره‌بر ايران، پيش‌نهاد «صدام» را نپذيرفت…»

 و اما ادامه‌ي سناريوي «صدام» با مشاركت رژيم صهيونيستي، كامل مي‌شود. مشاركتي كه منجر به خسارات غير قابل جبران در گوشه‌اي ديگر از بلاد اسلامي شده و هزاران نفر از جمعيت جهان اسلام را به كام مرگ مي‌برد. اين بخش از سناريوي پيچيده‌ي بعثي_صهيونيستي، در هزاران كيلومتر آن طرف‌تر از بغداد و در تاثيرگذارترين كشور اروپايي بازي مي‌شود.

*      *      *

 پنج‌شنبه 13 خرداد ماه 1361 است. هواي «لندن» طبق معمول ابري با رطوبت بالاست. در گوشه‌اي از شهر، هش‌دارهاي ساعت معروف «بيگ بن» دقايقي است كه 11 شب را اعلام نموده و در گوشه‌اي ديگر «شولومو آرگوف» سفير رژيم صهيونيستي در «انگليس» در حال بالا رفتن از پله‌هاي هتل «دورچستر» است كه آماج گلوله‌هاي يك تيم تروريستي قرار مي‌گيرد. «آرگوف» جان سالم به در مي‌برد و تروريست‌ها دست‌گير مي‌شوند. سر گروه تيم ترور «نايف روزان» اوراق شناسايي فلسطيني با خود دارد. وي در اعترافات خود موضوعاتي را بيان مي‌كند كه برخي تا ماه‌ها مكتوم مانده و برخي ديگر براي هميشه به فراموشي سپرده مي‌شود. در اولين واكنش به اين اقدام، تروريست‌ها، عضو «ساف» و از نيروهاي وابسته به «ياسر عرفات» اعلام مي‌شوند. از طرفي نيز «عرفات» كه در حال تست زدن سياست‌هاي سازش‌كارانه‌ي خود است، ضمن محكوم كردن اين اقدام، هر گونه ارتباط اين ترور با «سازمان آزادي‌بخش فلسطين» را شديداً تكذيب مي‌كند. و واقعيت هم جز اين نيست.

«صبري البنا» ملقب به «ابونضال» رييس و مؤسس «سازمان اقدام انقلابي فلسطين» كه از «ساف» انشعاب زده و «عرفات» را هم تهديد به مرگ كرده است، مدتي است تحت زعامت و سرسپرده‌گي «صدام» در «عراق» به سر مي‌برد. «ابونضال» و گروه تروريستي‌ش، يك قطعه‌ي ديگر از پازل سناريوي بعثي_صهيوني است. از همين رو با ترور سفير صهيونيستي در «لندن» و طرح‌ريزي كارشناسانه‌ي آن، اولين انگشت اتهام به سوي «عرفات» و گروه‌ش كه سال‌ها بود در مناطقي از «لبنان» به سر مي‌‌بردند نشانه مي‌رود. «كنت آر. تيممرمن» هم در كتاب‌ «سرسراي مرگ» مي‌گويد: «… اين ترور، هم مي‌تواند كار «ياسر عرفات» باشد و هم كار «مناخيم بگين» كه نخست وزير وقت اسراييل [غاصب] بود و مي‌خواست بهانه‌اي پيدا كند و پاي‌گاه‌هاي فلسطيني در جنوب لبنان را مورد حمله قرار داده و نابود سازد.»

«حمله به لبنان»… اين جمله‌اي بود كه «مناخيم بگين»، نخست وزير مقبور رژيم اشغال‌گر قدس، پس از ساعتي نشست اضطراري كابينه‌ي امنيتي_سياسي دولت‌ش، پيش از ظهر روز جمعه 14 خرداد 1361، فرداي ترور و 12 روز پس از فتح خرم‌شهر بر زبان راند. جمله‌اي كه يقناً نتيجه‌ي آن جلسه‌ي (كم‌تر از) دوساعته نبود، بل‌كه چندين روز بحث و تبادل نظر با هم‌پيمانان غربي و عربي اسراييل غاصب، تنها راه انحراف در وقايع پيش آمده را عمل به اين جمله مي‌دانست. تصميمي كه بدون كم‌ترين تأمل و كوچك‌ترين درنگي اتخاذ شد.

و در اين‌جا نيز كابينه‌ي دولت غاصب فلسطين، برگي ديگر از سناريوي مشترك «عراق»، «آمريكا»، ‌‌چند كشور اروپايي، چند كشور عرب و رژيم صهيونيستي را به مرحله‌ي اجرا در مي‌آورد. لذا يك روز پس از اين نشست، يعني 15 خرداد 1361، «ياف» نیروي هوايي ارتش صهيونیستي 310 فروند جنگنده شامل انواع «اف 4» (فانتوم)، «اف 15» (ایگل) و «اف 16» (فالكن) و هم‌چنین جنگنده‌های «كفیر» ساخت متخصصان همان رژيم را در كنار 7 لشكر از 9 لشكر زرهی نیروهای زمینی اسرايیل غاصب كه به ‌وسیله‌ي 4 تیپ ویژه و نیروي ويژه‌ي «گولانی»، «گیوعاتی»، «ناخال» و «تزانهانیم» تقويت شده بود، سامان داده، به انضمام تمامی ناوگان دریایی ارتش صیهونیستی، حمله‌ي همه جانبه‌اي را عليه كشور لبنان تدارك مي‌بيند. و البته چندي پيش از اين، «بگين» در يك ارتباط محرمانه از «حسني مبارك» رييس تازه بر سر كار آمده‌ي رژيم «مصر» تعهد گرفته بود كه در صورت انتقال 3 لشكر زرهي آن رژيم از صحراي سينا به شمال فلسطين، هم‌پيمان تازه‌اش، تحرك نظامي حتا در حد شليك يك گلوله نيز نداشته باشد. با همين اوصاف، ارتش صهيونیستی از 4 محور عملیاتی وارد لبنان مي‌شود. محور غربی شامل یك لشكر به فرماندهی ژنرال «اسحاق مردخای»، محور مركزی شامل یك لشكر به فرماندهی ژنرال «آویگدور كالاهانی»، محور دوم مركزی شامل یك لشكر به فرماندهی ژنرال «مناخیم اینان» و محور شرقی شامل 2 لشكر به فرماندهی ژنرال «آویگدور بن گال» به انضمام یك محور دریایی به فرماندهی ژنرال «عاموس یارون». و بالاخره ژنرال «آریل شارون» پا به سن گذاشته، چهار هفته پس از اين تهاجم وسيع، با يگان زرهي‌ش به حومه‌ي بیروت رسیده، وارد دفتر كار فرمانده‌ي ژاندارمری لبنان در نزدیكی كاخ ریاست جمهوری مي‌شود. و بدين شكل، دومين پاي‌تخت اسلامي نيز به اشغال قوم يهود در مي‌آيد. يعني ماجراي اصلي انحراف «ايران» از اهداف‌ش.

بعدها «اسكاتلنديارد» در تحقيقات خود پيرامون ترور «آرگوف» اعلام مي‌نمايد كه ضارب فلسطيني، در اصل با سيستم اطلاعاتي عراق در ارتباط است. عراق، ضمن پرداخت پول عمليات، طرح‌ريزي آن را نيز به عهده داشته است. و روزنامه‌ي «گاردين» چاپ «لندن» اين موضوعات را با گزارش تكميلي خود به سرانجام مي‌رساند. «گاردين» در شماره‌ي 16 اسفند 1361 خود مي‌نويسد: «دولت عراق قصد داشت تا تجاوز لبنان را به جلو بیندازد و به این وسیله به تحریك اسرايیل [غاصب] بپردازد و به نام «وحدت اعراب در مقابل دولت صهیونیستی» آن را بهانه‌ای جهت قطع جنگ با ایران قرار دهد…» اين روزنامه در ادامه مي‌آورد: «ضارب سفير اسراييل [غاصب] يعني «نايف روزان» ريیس گروه تروریستی و سرهنگ سازمان استخبارات عراق می‌باشد. وي در اعترافات خود اظهار داشته است كه واحد گروه تروریستی «ابونضال» را كه مأموریت ترور سفیر اسرائیل [غاصب] را بر عهده داشت، ره‌بری می‌كرده است و هم‌واره مراقب اعمال گروه «ابونضال» بوده تا با خواسته‌ها و اهداف رژیم «صدام» هم‌خوانی‌ داشته باشد.»

«تيممر من» نيز در اين رابطه مي‌نويسد: «… اين نقشه‌ي صدام كه مي‌خواست بدين وسيله مسأله‌ي جنگ را به انحراف بكشاند، موجب تلف شدن جان هزاران انسان در لبنان گرديد. هنگامي كه وزارت امور خارجه‌ي آمريكا تصميم گرفت بغداد را از تمامي اتهامات تروريستي مبرّا اعلام كند، به خوبي مي‌دانست كه سازمان «ابونضال» از حمايت گسترده‌ي بغداد برخوردار است. هم‌چنين مقام‌هاي انگليسي نيز يافته‌هاي خود در مورد دست داشتن عراق در ترور «آرگوف» را به اطلاع ايالات متحده رساندند. اما به گفته‌ي «ريچارد مورفي» از آن پس ديگر در وزارت امور خارجه در مورد حمايت بغداد از تروريسم، سخني به ميان نيامد. موضوع كلا و براي هميشه از دستور كار خارج شده بود.»

و اينك زمينه براي انحراف اساسي مهيا شده است. قطعه‌ي اصلي پازل انحراف نيز توسط تصميم‌گيرنده‌گان اصلي جنگ و مقامات بازي‌خورده‌ي جمهوري اسلامي در جاي خودش قرار مي‌گيرد. يعني آقايان «هاشمي رفسنجاني»، «محسن رضايي» و «ميرحسين موسوي».

 

                                                                    منبع : پاییزان

 



تاريخ : سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
برای شیخ‌الاسلام شیخ‌الشهداء کردستان

 

حسن عباسی:

زمستان 1382 برای چند برنامه سخنرانی به کردستان دعوت شدم. مقاومت مردم کــرد در منطقــه غــرب کشـور در مقابل خصومت‌های بیگانگان، رشادت‌های جنبش پیش‌مرگان کرد مسلمان و خاطرات سال‌های دفاع مقدس از آن منطقه، همواره موجب این است که انسان با شنیدن نام کردستان، سر تعظیم فرو آورد. به همراه دوستان میزبان، از فرودگاه کرمانشاه، جاده سنندج را در پیش گرفتیم. سنندج در میان کوه‌هایی که نماد ایستادگی و پایمردی کردمردان و کردزنان است، با غرور آرمیده و پلک‌های خود را زیر قطره‌های ریز باران برهم نهاده بود و گونه‌های خود را شست‌وشو می‌داد.

یکی از برنامه‌ها در آن 2 روز، حضور در جمع روحانیان و ائمه جمعه کردستان بود. موضوع سخن به حوزه سیاست بین‌الملل مرتبط بود و بانیان جلسه مایل بودند که طرح آمریکایی خاورمیانه بزرگ که از مطرح شدن آن در رسانه‌ها تنها چند روزی بیشتر نمی‌گذشت، مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.

به دلیل فشردگی برنامه‌های پیاپی، به ناچار سخنرانی در جمع روحانیان و ائمه جمعه استان به شب موکول شد. گرمی محفل اهل ایمان استان کردستان، سرمای بیرون از تالار را در نظر ناچیز می‌نمایاند. ساعت 22 سخنان خود را با مبحث روند استراتژی‌های صلیبیون وصهیونیون در منطقه‌ای که یکصد سال است از سوی آنگلوصهیون‌ها خاورمیانه خوانده شده است، آغاز کردم.

در صندلی‌های ردیف جلو، یک روحانی مسن که جاذب احترام همگان بود نور خود را به اطراف می‌افشاند، آنگونه که چشم به زحمت دیگران را از میان پرتو نور وجود او می‌توانست ببیند و تشخیص دهد.

مرکب سخن در جاده زمان به تجزیه عثمانی به دست انگلیسی‌ها و سپس آغاز دوره جفای مضاعف به مسلمین در منطقه، کاشتن خنجر صهیونیسم در قلب فلسطین و سایه افکندن بال‌های جغد شوم اسرائیل بر قبله نخست مسلمین، مسجدالاقصی که رسید فضای جلسه احساسی شد و در این میان آن پیر محفل، از ذکر مصیبتی که بر مسلمانان رفته و می‌رود، پس از غلتیدن قطره‌های اشک بر گونه‌ها و محاسنش، به مرور شانه‌هایش نیز در اثر گریه قلبی به تکان‌های منظم افتاد.

ساعت 24 سخن را به انجام رساندم و وقتی در طنین صلوات کسان حاضر در تالار از سکو به پایین آمدم، آن پیر روحانی که اکنون ایستاده بود، عبا و دستان خود را گشود و مرا در آغوش گرفت و پس از بوسیدن پیشانی من، ابتدا درگوش راست و سپس در گوش چپم، یک دعای طولانی را به عربی زمزمه کرد.

همچنان که به سمت در خروجی می‌رفتیم، حضرت ماموستا شیخ‌الاسلام فرمود: «حق مسلمین، سیطره اجنبی بر بلاد آنها نیست. به جوانان در دانشگاه‌ها این 2 قرن جفای صلیبیون را یادآوری کنید». عصر جمعه‌ 27 شهریور 1388 که خبر شهادت او را شنیدم، لحظه‌ای مبهوت ماندم؛ خوشحال از اینکه پایان یک عمر خدمت به مردم و اسلام، مرگ هنرمندانه است که به فرموده امام خمینی(ره)، «شهادت، هنر مردان خداست.» اما متأثر و متاسف به خاطر از دست دادن نیک مردان به دست اهل شقاوت.

شیخ‌الشهدای کردستان نیز همچون امام علی(ع)‌ که در ماه رمضان به شهادت رسید، در ماه ضیافت خدا به خون خود غلتید، تا روزه خود را در محضر خدا افطار کند که «عند ربهم یرزقون». شهید محراب، چه علی(ع) باشد، چه دستغیب و صدوقی و مدنی و اشرفی‌اصفهانی، و چه شیخ‌الاسلام، همگی به تیغ کین خوارج و منافقان و متحجرین که روایتشان از اسلام آغشته به جهل و تعصب کور است، کشته شده و می‌شوند.

امروز پیکر جهان اسلام از جریان‌های مدرنیست، وهابیست، صهیونیست، منافق و متحجر، زخم زیادی برداشته است و التیام و درمان آن تنها به تقوا و بصیرت و وحدت میسر است.

در شب جمعه آخر ماه رمضان، جمعه‌ای که مسلمین عالم برای اعلام انزجار از صهیونیسم و همبستگی و همدردی با مردم مظلوم فلسطین به خیابان‌ها روانه می‌شوند، به شهادت رساندن یک پیرمرد روحانی و یک مرد خدا، در راستای منافع چه کسانی است؟! پیرمردی چون شیخ‌یاسین که بر صندلی چرخ‌دار می‌نشست هنگام خروج از مسجد به تیغ ترکش بمب هلی‌کوپتر اسرائیلی به شهادت رسید و پیرمردی چون شیخ‌الاسلام نیز به هنگام خروج از مسجد به شهادت می‌رسد، پیام این چیست؟!

روزگاری تنها در پهنه عالم سیاست یک طیف صهیونیستی وجود داشت، صهیونیست‌های یهودی! به مرور در سال‌های قبل، جهان با پیدایش طیف دوّمی از صهیونیست‌ها مواجه شد، صهیونیست‌های مسیحی که با انگاره‌های هزاره‌گرایی حتی از صهیونیست‌های یهودی نیز در خباثت و جنایت پیشی گرفتند و به اشغال عراق و افغانستان پرداختند.

اکنون نوبت طیف سوم است و چهره صهیونیسم اسلامی به مرور آشکار می‌شود. صهیونیست‌های مسلمان که تا چندی پیش تنها در حیطه روشنفکری غربگرا، تسهیل‌کننده مطامع صهیونیست‌های یهودی علیه کلیت اسلام بودند، اکنون از موضع تئوریک به موضع پراتیک رسیده‌اند و در قالب موج‌های تروریستی به بلوا و آشوب در جهان اسلام ادامه می‌دهند. یک صهیونیست مسلمان، کسی است که هر چند خود را مسلمان می‌داند اما در زمین دشمن بازی کرده و در عمل، آگاهانه به نفع صهیونیسم جهانی فعالیت می‌کند. این فعالیت چه جنبه نظری و فرهنگی داشته باشد- همچون تلاش‌های نصرحامد ابوزید، محمد آرکون، تسلیمه نسرین یا سلمان رشدی- و چه جنبه عملی داشته باشد – مانند رفتار القاعده یا تروریست‌هایی که در شب روز جهانی قدس، شیخ‌الاسلام را به شهادت رساندند یا آشوبگرانی که در روز قدس، مأموریت دارند تا شعار مرگ بر اسرائیل و مرگ بر آمریکا و مرگ بر انگلیس را تغییر دهند و حرکت یکپارچه و اعتراضی مسلمین جهان علیه دشمن مشترک را به فتنه داخلی و درگیری خانوادگی مسلمانان تبدیل کنند- و چه جنبه حکومتی داشته باشد- مانند رفتار دولت عربستان- همگی یک نتیجه را در بر دارد و آن‌هم تفرقه در میان مسلمین و لاجرم استمرار سلطه‌ و سیطره و استیلای نظام آنگلوصهیون بر جهان اسلام است. بی‌شک، شهادت شیخ‌الاسلام و دیگر نیکمردان کردستان، در آستانه روز قدس، بیانگر پیوند خون آنان با خون شهدای مسلمان در غزه و عراق و لبنان و افغانستان و سایر نقاط جهان اسلام است. ایدئولوژی‌هایی چون وهابیسم، بهائیسم و قادیانیسم در درون جهان اسلام که به دست آنگلوصهیون‌ها پدید آمدند، نمادهای کهنه صهیونیسم اسلامی محسوب می‌شوند، آن‌هم اسلامی از نوع اسلام صهیونیستی! نمادهای نوین صهیونیست‌های مسلمان اما شاخص‌ها و مؤلفه‌های امروزی‌تر و متفاوت‌تری دارند مثلاً مدرن، لیبرال، بورژوا، سکولار و... هستند. اسلام آغشته به صهیونیسم یا صهیونیسم به رنگ اسلام درآمده و اسلام آلوده به مدرنیسم و لیبرالیسم و سکولاریسم و امانیسم و بورژویسم، همان اسلام التقاطی است، اسلام خائنین و غاوین، که پیر جماران فرمود؛ «التقاطی فکر کردن خیانتی بزرگ به اسلام و مسلمین است».

منبع : دکتر حسن عباسی



تاريخ : دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

سخنرانی حاج سعید قاسمی در دانشگاه علم‌وصنعت:
خاصیت حرکت شیطانی غوغا، ایجاد توهم و ممانعت از شنیدن صدای حق است

هفته گذشته همایشی با عنوان "شكست پنجه عقاب" در سالن آمفی تئاتر شهید بهرامی دانشگاه علم‌وصنعت تهران به همت بسیج دانشجویی این دانشگاه برگزار شد. نخستین سخنران این همایش، مسلمان اسپانیایی جعفر گنزالس بود. در انتهای سخنان وی، تعدادی از هواداران موسوی كه حدود 50 نفر بودند، به اخلال در سخنان وی اقدام کردند.

دومین سخنران مراسم، مهندس سعید قاسمی دانش آموخته معماری و شهرسازی از دانشگاه علم‌وصنعت و استاد همین رشته بود. هواداران موسوی كه قصد برهم زدن سخنان وی را داشتند، حدود 20 دقیقه از تمام ترفندهای خود مانند كف زدن، شعار دادن، هتاکی کردن و... استفاده كردند اما وقتی با واكنش منفی جمعیت 300 نفره سالن مواجه شدند و خود را در اقلیت دیدند، ترجیح دادند سالن را ترك کنند. پس ازترك سالن توسط این افراد، قاسمی سخنان خود را آغاز كرد.

وی در ابتدای سخنان خود با اعلام اینكه "ای كاش این دوستان سبز ما می ماندند و صحبت‌های بنده را گوش می‌كردند تا با هم دیالوگی داشته باشیم"، گفت: من متولد محله نارمك و بزرگ شده دانشگاه علم‌وصنعت‌ام. این محاسن من هنوز درنیامده بود كه دانشجو بودم، آن هم در این دانشگاه که به انبار تسلیحاتی گروه های چپ و التقاطی تبدیل شده بود.

نیروهای مسعود رجوی در همین دانشگاه شب‌ها در اتاق جنگ‌شان می‌خوابیدند. ما در آن زمان، میلیشیای منافقین خلق را تجربه كردیم و از سر گذراندیم. قصد اهانت ندارم اما خوب می‌شد اگر این بچه ها می‌ماندند و قدری از این تجارب را می‌شنیدند و با هم درباره آن سخن می‌گفتیم. اما این بچه‌ها تمام آنچه را كه در این سالن به اجرا گذاشتند، درست مثل یک بادكنك بود. به یكباره باد شدند، با های و هوی زیادی فضای سالم را شلوغ كردند و امر بر آنها مشتبه شد كه فضا در اختیار آن‌هاست و بعد هم به سرعت بادشان خالی شد و مجبور شدند اینجا را ترك كنند. این خاصیت حركت شیطانی است، غوغازیستی و حركت مبتنی بر جارو جنجال و غوغاسالاری و اینكه كاری كند تا صدای حق به گوش‌ها نرسد و بعد توهم ایجاد كند كه فقط ما هستیم؛ درست مثل جنگ جمل. من از این بابت بسیار متأسفم.

همرزم شهید بروجردی سپس به بخش‌هایی از این تجارب اشاره كرد و گفت: از همین علم‌وصنعت به كردستان رفتم و شاگردی محمد بروجردی را كردم. یادم هست كه برخی مواقع كه در جلساتی با مردم كُرد، برخی از آن‌ها كه بر اثر القائات ضدانقلاب، تصور یك دیكتاتور یا جلاد را از این مسیح كردستان داشتند و به او اسائه ادب می‌كردند، حاج محمد بدون اینكه برخورد متقابلی كند، به آن‌ها می‌گفت انشاءالله روزی خواهد رسید كه شما حقانیت و مظلومیت ما را درك خواهید كرد، یا وقتی كه از احمد متوسلیان در درگیری با ضد انقلاب برای حمله به روستاهایی كه ازآنجا به ما حمله می‌كردند، اذن می‌خواستیم، اجازه نمی‌داد و می‌گفت ما با ضد انقلاب جنگ داریم نه با مردم كُرد.

ما این درس‌ها را از این اساتید آموختیم. نسل ما نسلی بود كه معلمان و اساتیدش سردارانی چون محمد بروجردی‌ها و احمد متوسلیان‌ها بودند. روبرویمان هم شیاطین كارشته‌ای مثل مسعود رجوی‌ها بودند كه برای خودشان میلیشیای صدها هزار نفری داشتند كه همه‌اشان حاضر بودند برای او جان بدهند. خود رجوی كاریزمای عجیبی در بین منافقین داشت. آن‌قدر خوب صحبت می‌كرد كه انسان را مجذوب می‌كرد نه مثل بعضی‌ها كه همه‌اش "چیز، چیز" می‌كنند! لذا نمی‌توانند با این رفتارهای بچه‌گانه ما را مرعوب یا ناامید كنند.

وی سپس ادامه داد: البته باید گفت كه بخشی از این ماجرا دست پخت دانشگاه های ما و دروس مسمومیت‌زا و آلوده‌ای است كه به خورد این بچه ها داده می‌شود. درست همان مسئله ای كه آن سه نفر (حجاریان، شریعتی و عطریانفر) به آن در تلویزیون اشاره كردند. همین چند وقت پیش گفتند كه 50 عنوان كتاب علوم انسانی به‌دلیل اشكالات محتوایی از رده خارج می‌شوند. بیش از 16 سال تفكرات انقلابی و دینی امام را در صحنه اجرایی كشور آسفالت كردند و به‌جای آن در نسل های جدید انقلاب، در مدارس و دانشگاه ها، دروس آلوده را تدریس كردند. لذا باید هم وقتی چنین بذری می كارند، در چنین روزهایی این برداشت را بكنند. باز خدا را شكر كه این فتنه به‌پا شد و حزب‌الله به خود آمد.

چهار سال قبل دانشگاه به دانشگاه سر بچه های ارزشی داد می زدم كه روی كارآمدن احمدی‌نژاد فریب‌تان ندهد، بیایید كار كنید. نروید تخت بخوابید كه كار تمام شد! نه تازه كار شروع شده است، نباید صحنه را خالی كرد. اما كو گوش شنوا؟ حالا كه این فتنه به‌پا شده، بچه ها به خودشان آمده و تكانی خورده اند. اگر می‌خواهید كه این جریان دوباره پا نگیرد، باید به صحنه بیایید و خود را به رخ بكشید و كار كنید. اگر فرصت‌هایتان را در نیابید، كارمان ساخته است!

مثل من! اگر در همان فتح بیت المقدس پشت جاده اهواز- خرمشهر در كنار محسن وزوایی تصمیمم را گرفته بودم، همانجا با او پریده بودم اما با خودم می گفتم حالا بمانیم، ببینیم چه می شود؟ كدام محسن وزوایی؟ همان دانشجوی پیرو خط امامی كه حداقل 4 عملیات بزرگ‌مان را مدیون وی هستیم اما هیچ اسمی از او نیست. به جرأت می گویم كه غیر از فتح لانه و فتح بازی‌دراز، فتح خرمشهر را هم مدیون او و فرمانده‌اش احمد متوسلیان هستیم كه او هم یك علم‌وصنعتی بود و باعث افتخار ما علم‌وصنعتی‌هاست.

این همرزم شهید وزوایی با اشاره به تحرکات هواداران موسوی در سالن گفت: قبل از اینكه بالا بیایم، دیدم برادر خوبم جعفر گنزالس خیلی نگران و مضطرب است و دائم به من می گوید آخرش چه می شود؟ آیا این بساط جمع می شود یا نه؟ من هم او را دلداری می دادم و می گفتم چرا این‌قدر مضطربی، نگران نباش، چند دقیقه ای شلوغ می كنند و بعد هم می روند. اما می دانید در جوابم چه گفت؟ جمله ای گفت كه مرا تكان داد. گفت: من نگرانم برای اینكه ما یك‌بار آندلس را از دست داده ایم و نمی خواهیم دوباره این اتفاق بیافتد.

این استاد دانشگاه سپس با مرور وقایع قبل تا بعد از حماسه انقلاب دوم و فتح لانه جاسوسی امریکا در 13 آبان 58 به خاطره ای از هامیلتون جردن رئیس ستاد كاخ سفید در كتاب بحران اشاره كرد و گفت جردن در كتابش می نویسد آیت‌الله خمینی در قضیه تسخیر سفارت آنچنان امریکا را تحقیر كرد و عجز ما را به رخ‌مان كشید كه حتی ذهن كودكان مدرسه ای ما را هم در تسخیر خودش درآورد و بی‌عرضگی كارتر را به ذهن آنها تزریق كرد.

وی با اذعان به اینكه اگر وقایع ده ساله اول انقلاب به‌خصوص از سال 57 تا 60 درست برای نسل های امروز بازخوانی می‌شد، اتفاقاتی مثل حوادث اخیر رخ نمی داد، توضیح داد: در قضیه بنی‌صدر ما یك‌بار بازی خوردیم. 11 میلیون همه ما به بنی‌صدر رأی دادیم. همین مسلمان‌ها برای چه به او رأی دادند؟ برای اینكه او 1- سید بود 2- دكترای اقتصاد و تز اقتصاد توحیدی داشت 3- مورد حمایت بزرگان انقلاب و روحانیت معظم و حتی بیت امام بود 4- آیت‌الله زاده بود 5- خوب صحبت می كرد و چهره شاخص در انقلاب بود. لذا روی تمام دیوارهای تهران نوشتند "بنی‌صدر، صد در صد" و 11 میلیون رأی آورد اما زمانی هم رسید كه با سرخاب سفیدآب به همراه مسعود رجوی ملعون از ایران فرار كرد. بعدها معلوم شد كه با حقوق ماهی 1000 دلار جاسوس سیا بوده است. سندش را همین دانشجویان پیرو خط امام به امام داده بودند اما ایشان فرموده بودند، باشد تا وقتش برسد. همان زمان در همین سپاه پاسداران كه فدائیان امام بودند، بین بهشتیون و بنی‌صدریون دعوا بود و هركدام عكس آن یكی را پاره می كرد. این بنی‌صدری كه امروز همه می گویند جاسوس بوده، آن‌زمان كه اینطور نبود. در بین آن همه پاسدار و حزب‌اللهی مگر چند نفر مثل احمد متوسلیان بودند كه می دانستند بنی‌صدر واقعاً كیست؟ انسان‌های بابصیرتی كه این روزها به بصیرت‌شان بسیار نیازمندیم.

قاسمی سپس با اشاره به حوادث پس از انتخابات گفت: این آقایان باید پاسخگوی مسائل پیش آمده باشند. آقای خاتمی باید پاسخ دهد كه چرا با جورج سورس یهودی جلسه گذاشته بود؟

وی سپس با قرائت بخش‌هایی از سخنان موسوی درج شده در ماهنامه بیان در سال 70 گفت: آقای موسوی باید پاسخ دهد چرا و چگونه استحاله شده است؟ مگر این همان موسوی نیست كه در سال 60 از لزوم تشكیل سپاه قدس و جنگ با اسرائیل سخن گفته بود كه در مجله پیام انقلاب همان سال هم چاپ شد. مگر این همان موسوی نیست كه در ماهنامه بیان همین آقای محتشمی‌پور كه خودش را مؤسس حزب‌الله می داند، در سال 70 درباره ضرورت صدور انقلاب، ضرورت جنگ فقر و غنا و مبارزه با سرمایه داری و هم چنین مبارزه با استكبار و نفی رفتارهایی كه مورد پسند غرب و قدرت‌های غربی قرار بگیرد، سخن گفته بود؟ پس چرا امروز دقیقاً به عكس آن نسخه ها عمل می كند؟ ما كدام حرف شما را باور كنیم؛ آن حرف‌های تند انقلابی یا شعار "نه غزه، نه لبنان" روز قدس را؟ تو حتی یك‌بار هم حاضر نشدی با دشمنان قسم خورده امام و انقلاب را كه این روزها حمایت های بی‌دریغ‌شان از تو را فریاد می زنند، مرزبندی كنی و علیه آنها بیانیه بدهی؛ از رضا پهلوی گرفته تا اوباما و نتانیاهو... مگر شما همان‌هایی نبودید كه با كوچك‌ترین بهانه ای جناح مقابل‌تان را در دهه 60 به اسلام امریکایی متهم می‌كردید و كردید آنچه که خواستید؟ دگردیسی و استحاله تا كجا؟ برگردید به مرام و مسلك امام. تا كجا می‌خواهید سقوط كنید و به كجا می‌خواهید برسید؟ بنشینید و با خودتان و خدایتان خلوت كنید. شما جواب امام و خون شهدا را چگونه خواهید داد؟

وی در انتهای سخنان خود با قرائت بندهای بیانیه الجزایر از آن به عنوان امتیاز افتخاری بزرگ یاد كرد كه تاكنون امریکا به هیچ كشوری چه برسد به جهان سومی چنین امتیازی نداده است. پس از آن از دولت احمدی‌نژاد خواست تا درباره مسئله امریکا شفاف عمل کرده و از ذوق زدگی و بازهای دیپلماتیك بپرهیزد، مراقب فریب های دیپلماتیك امریکا و اوباما باشد، چرا كه حزب‌الله با دقت این رفتارها را تحت نظر دارد و اجازه تخطی از خط ولایت را در این رابطه به كسی نمی دهد.

وی سخنانش را با این شعر شهید رجب بیگی به اتمام رساند:

پیكار علیه ظالمان پیشه ماست، وندر ره دوست مردن اندیشه ماست
هرگز ندهم تن به ذلت هرگز، در خون زلال كربلا ریشه ماست



تاريخ : یکشنبه هجدهم بهمن 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

http://dia110.persiangig.com/image/Righi.jpg

کلیپ تصویری دستگیری عبدالمالک ریگی همراه یکی از اعضای این گروه توسط سربازان گمنام امام زمان (عج) و سخنان وزیر اصلاعات حیدر مصلحی

کلیپ ها با فرمت ۳gp

کلیپ شماره ۱ ۶۹۰ کیلوبایت

کلیپ شماره ۲ ۱٫۴۷ مگابایت

کلیپ شماره ۳ ۷۵۰ کیلو

کلیپ شماره ۴ ۷۴۰ کیلوبایت

کلیپ شماره ۵ ۱٫۹۵ مگابایت

لینک دانلود دستگیری به همراه سخنان وزیر به صورت کامل

۴٫۹۰ مگابایت

لینک دانلود کلیپ جنایات ریگی

۷٫۶۳ مگابایت

لینک دانلود کلیپ بازتاب در رسانه های غربی

۱٫۱۰ مگابایت

لینک دانلود کلیپ تصویری اعترافات ریگی

با فرمت ۳gp , حجم ۱٫۹۰ مگابایت


تاريخ : جمعه شانزدهم بهمن 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
کلیپ طنز "طرحی برای وحدت واقعی"

در این کلیپ پیشنهاداتی رو برای وحدت واقعی ارائه دادم

اما میرحسین حرکات موزون انجام میده که شما رو سرگرم

کنه تا به پیشنهادات من گوش ندید !

 

دانلود :

کیفیت پایین (3gp)

حجم: 2.6 مگابایت:  مستقیم  یا  غیرمستقیم

 

کیفیت متوسط (wmw)

حجم: 2.9 مگابایت: مستقیم  یا  غیرمستقیم

 

کیفیت بالا (wmw)

حجم: 5.7 مگابایت: مستقیم  یا  غیرمستقیم

 



تاريخ : پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

مقام معظم رهبری:

هر کس موجب اختلاف بین شیعه و سنی شود مزدور دشمن است چه بداند چه نداند . رهبری به مناسبت هفته وحدت

 

2،6 مگابایت

دانلود کلیپ تصویری

مستقیم یا غیر مستقیم

شادی روح امام و شهدا صلوات



تاريخ : دوشنبه شانزدهم آذر 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

بسمه تعالی

محوریابی سخنذرانی مقام معظم رهبری در دانشگاه علم و صنعت به مناسبت 16 آذر ماه روز دانشجو( دی ماه ۸۷)

وظایف مهم دانشگاهها:

تربیت نیروهای صالح ،برجسته،مفید برای اداره بخش هایی از کشور و حضور تاثیر گذار در قضایای کشور

جلسات دانشجویی جلسات دلنشینی است چون:

1-   فضای صداقت و خلوص این جلسات

2-   نقش اساسی و نقش آفرینی دانشجو در شکل دهی حال و آینده و فردای کشور

3-   دانشگاه مهمترین زیر ساخت پیشرفت و توسعه کشور است.

4-   دانشگاه نیروی انسانی را تربیت می کند که مهمترین سرمایه کشور نیروی انسانی است.

 دانشگاه محل جوشش و اوج دو جریان حیاتی در کشور است:

الف:جریان علم و تحقیق

1-   مایه حیات و عزت جامعه

2-   عزت علمی به دنبال خود عزت اقتصادی ،عزت سیاسی  و عزت بین المللی را می آورد.

3-   هیچ چیز جایز نیست که ما اندکی توقف کنیم.

4-   هدف باید مرجعیت علمی در دنیا باشد.

ب:جریان آرمانگرایی و آرمان خواهی ها و هدف گذاریهای سیاسی و اجتماعی

1-   جنبش دانشجویی در کشور ما همیشه ضد استکبار،ضد سلطه،ضد استبداد، ضد اختناق  و به شدت عدالت خواه بوده و هست.

2-   اگر کسی مدعی جنبش دانشجویی باشد اما این ممیزات را نداشته باشد صادق نیست

3-   دست جنبش دانشجویی نمی تواند در  دست کسانی باشد که در فلسطین ، عراق و افغانستان قتل عام می کنند.                

مقدمات

1-   خوداگاهی ما(ما احساس کنیم که باید و احساس کنیم که  می توانیم)

2-   تهیه نقشه جامع علمی کشور(جلوگیری از سردرگمی در تحصیل علم و طلب علوم مختلف)

الف: ایجاد نظام مهندسی این نقشه

ب: ایجاد شبکه نظارت بر این پیشرفت علمی(حسن اجرا ودرگیر کردن استاد ، دانشجو و محقق)

3-   تک تک دانشجویان ، مراکز تحقیقاتی و کارگاه های اموزشی و اساتید می توانند نقش ایفا کنند.

جنبش دانشجویی ، گذشته و حال

16 آذر 1332

1-   تقریبا چهار ماه پس از 28 مرداد اتفاق افتاد.

2-   بعد از کودتای 28 مرداد و ان اختناق عجیب در دانشگاه تهران یک انفجار در فضا و در محیط به وجود می آید.

3-    به عنوان اعتراض به امریکا و به عنوان اعتراض به نیکسون که عامل کودتای 28 مرداد بودند.

4-   16 آذر مال دانشجوی ضد نیکسون ، ضد آمریکا و ضد سلطه است.

 بعد از آن تا سال 1357

1-   سالهای 38،39 و 40 دانشجوها تحرکاتی داشتند  منتها به شدت سرکوب می شد  واجازه نمی دادند بروز پیدا کند .

2-   در تمام 15 سال(1342 تا 1357) در همه جا و دوشادوش روحانیت و در کنار او جنبش دانشجویی و دانشگاههای کشور مرکز تحرک و فعالیت است و یکی از بازوهای اساسی نهضت  در تمام طول این مدت دانشجویانند .

3-  در دانشگاهها جریان الحادی وضدیتی و مارکسیست و غیره هم بودند لکن حرکت غالب مربوط به دلنشجوهای مسلمان بود.

بعد از پیروزی انقلاب

1-   تشکیل سپاه پاسداران و حضور فعال دانشجویان در سپاه

2-   تشکیل جهاد سازندگی به وسیله خود دانشجویان

3-   مواجهه و مقابله به عناصر مسلحی که دانشگاه را لانه حودشان کرده بودند.

4-   حضور در جبهه ها(حاج احمد متوسلیان، شهید علم الهدی و شهید قدوسی) و یکی از بخش های تأمین کننده نیروهای فعال کشور در طول هشت سال دفاع مقدس

5-   تشکیل جهاد دانشگاهی

6-   تسخیر لانه جاسوسی در سال 58

 خصلت های جنبش دانشجویی (به طور کلی) در ایران

1-   در تمام دوران های مختلف حضور دانشجویان مؤمن ، متعهد ، عدالت خواه،باگذشت توانسته فضا را در جهت صحیح هدایت کند.

2-   ضد استکباری ، ضد فساد، ضد افشاگری، ضد حاکمیت تجمل گرایانه و زور گویانه ، ضد گرایشهای اخلاقی.

3-   حضور فعال و مؤثر دانشجویان در همه سالهای انقلاب

4-   دانشچو موتور حرکت یک جامعه است.

 تشکل های دانشجویی

1-   تشکل دانشجویی ، حزب نیست و با ان فرق دارد . تشکلهای دانشجویی برای رسیدن به آرمانها بوجود می آیند که فراتر از مسأله به قدرت سیاسی رسیدن و حکومت را به دست گرفتن است.

2-   تشکل دانشجویی فرصت کار دسته جمعی  را برای دانشجو ایجاد می کند.

3-   تشکلها می تواند مصونیت بخش باشند و دانشجو را از افتادن در گردابها و منجلاب های  مختلف نجات بدهند و حفظ کنند.

4-   تشکل های دانشجویی مواظب باشند هدفهایشان را گم نکنند . هد ف های اصلی تشکل های دانشجویی همان چیزهایی است که بر روی طاق بلند جنبش دانشجویی نوشته شده:ضدیت با استکبار، کمک به پیشرفت کشور ، کمک به اتحاد ملی،کمک به پیشرفت علم،حضور و شرکت در مبارزه و پیکار همگانی ملت ایران برای غالب آمدن بر توطئه ها و دشمنی ها.

5-  تشکلها از بدنه دانشجویی خودشان را نباید جدا کنند.  

 به روح معنا و سیرت توجه داشته باشید

1-   مراقب باشید روح و سیرت از دست نرود . فراموش نشود و دلمان به صورت و قالب خوش نباشد .

2-   تغییر سیرت و هویت واقعی به تدریج و خیلی آرام حاصل می شود .

3-   چشم بینای  طبقه روشن بین و روشنفکر جامعه یعنی طبقه دانشگاهی و چشم بینای دانشچویان باید این مسئولیت را همیشه برای خودش قائل باشد.

4-   نظام اسلامی ،نظام اسلامی در ظاهر و باطن است نه فقط نظام اسلامی در ظاهر.

5-   انحراف در هدف ها، در آرمانها،در جهت گیری ها نباید پیش بیاید.

6-   با برجسته کردن مرزهای اعتقادی و فکری و سیاسی جلوی این انحراف را می توان گرفت.

 شاخص های هویت اسلامی

1-   شاخص عدالت طلبی

2- شاخص ساده زیستی مسئولان

3- شاخص کار و تلاش مخلصانه

4- شاخص طلب و پویایی علمی بی وقفه

5- شاخص ایستادگی قاطع در مقابل طمع ورزی و سلطه بیگانگان

6- شاخص دفاع از حقوق ملی

7- از حقوق ملت دفاع شجاعانه کردن

 8- اجتناب از اشرافی گری

 9- مسأله ارزش جهاد و شهادت

 10- اعتقاد به مردم،عقیده واقعی به مشارکت مردم

 11- شجاعت در برابر هیبت دشمن

12- نزدیکی با ملت مسلمان که عمق استراتژیک نظام جکهوری اسلامی اند.

13- میدان حفظ شاخص ها ، برجسته کردن شاخص ها و مختصات حقیقی جمهوری اسلامی است.

 

در سه دهه انقلاب تا کنون ملت ایران و جمهوری اسلامی ثابت کرد که شایسته و لایق باقی ماندن است و بعد از این هم  حوادث گوناگون عالم نخواهد توانست این درخت تناور را تکان بدهد . جمهوری اسلامی را نمی توانند تکان بدهند ، ما باید خودمان مراقب باشیم که از درون پوک و پوسیده نشویم.سیاست های استکبار ، آمریکا،شبکه صهیونیستی عالم که آماج اولش برای دشمنی به دلائل روشن جمهوری اسلامی است نمی توانند جمهوری اسلامی را از پا در بیاوردند .ما می توانیم با سرعت حرکت خودمان را پیش ببریم البته منتظر توطئه دشمن هستیم.

این توطئه ها ادامه پیدا خواهد کرد تا یک مقطعی ،آن مقطع عبارت است از اقتدار همه جانبه کشور که این کار شما دانشجوها، کار شما نسل جوان است . آن وقت که توانستید عزت علمی را برای کشور فراهم کنید ، آن روز البته توطئه ها کم خواهد شد ، مأیوس خواهند شد. تا وقتی به ان نقطه نرسید ه ایم منتظر توطئه ها باید بود و اماده مقابله با این توطئه ها باید بود و ان شاء الله هر روزی که بگذرد شما قوی تر خواهید بود ، دشمن شما ضعیف تر خواهد شد وآن روزی که پیروزی نهایی نصیب ملت بشود ان شاء الله روز دوری نخواهد بود.   



تاريخ : سه شنبه دهم آذر 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
شهید مظلوم کردستان -
مراسم افتتاح یادمان شهید «كاك جلال بارنامه» با حضور سردارمیرفیصل باقرزاده، رییس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس، مسئولان استان كردستان و شهرستان مریوان و خانوادههای شهداء در محلة دارسیران شهرستان مریوان برگزار شد. ...
http://aaaaa1383.blogfa.com/post-27.aspx  [پيش نمايش]
شهید مظلوم کردستان - کاک جلال
شهید مظلوم کردستان - کاک جلال بارنامه. ... درباره وبلاگ. ای پیشمرگ قهرمان ای مجاهد راه اسلام شهید زنده کاک جلال بارنامه راه تو یاد تو در ته قلبمان جای گرفته وراهت را با جان ودل ادامه خواهیم داد. منوی اصلی ...
http://aaaaa1383.blogfa.com/post-26.aspx  [پيش نمايش]
عکس پیشمرگان کرد مسلمان
عکس پیشمرگان مسلمان کرد.
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-514.aspx  [پيش نمايش]
فيلم شهيد كاك جلال بارنامه
كليپ فوق مربوط به شهيد كاك جلال بارنامه برگرفته از گروه ميثاق. ¤ تمام پشمرگان مسلمان كرد. ¤ منتظر يك كلمه هستيم. ¤ فقط رهبرما به ما دستور بده. ¤ اگر دستور بده رهبر ما. ¤ بريم اسراييل حاضريم. ¤ بگويند هرجايي بريم حاضريم ...
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-513.aspx  [پيش نمايش]
یادمان شهید کاک جلال بارنامه
یادمان شهید کاک جلال بارنامه. در شهرستان مریوان توسط. سردار باقر زاده به مناسبت. دومین سالگرد شهادت. سردار رشید اسلام شهید کاک جلال بارنامه. افتتاح گردید.
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-512.aspx  [پيش نمايش]
دانلود کلیپ صوتی شهید کاک جلال بارنامه
۱۷۳۱ کلیلو بایت. سخنان سردار نوراللهی فرمانده سپاه بیت المقدس کردستان. در جمع مردم غیور مریوان. ¤ مردان خدا نمی میرند. ¤ مردان خدا همیشه زنده اند. ¤ جلال بارنامه نمی رود که در دل خاک دفن شود. ¤ بلکه درقلب همه انسانهای آزادیخواه نام او ...
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-510.aspx  [پيش نمايش]
دانلود کلیپ تصویری شهید کاک جلال بارنامه
دانلود کلی تصویری شهید کاک جلال بارنامه. لینک مستقیم. دریافت ا downoad. حجم فایل: ۱۵۵۴ کیلو بایت. ¤کردستان با ایران چه فرقی داره؟ ¤خوزستان با ایران چه فرقی داره؟ ¤همه یکی هستیم. ¤همه خاک مانه. ¤همه وطنه مانه. ¤همه اسلامند ...
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-511.aspx  [پيش نمايش]
یادمان شهید جلال بارنامه
در شهرستان مریوان توسط. سردار باقر زاده به مناسبت. دومین سالگرد شهادت. سردار رشید اسلام شهید کاک جلال بارنامه. افتتاح گردید.
http://aaaaa1383.blogfa.com/post-24.aspx  [پيش نمايش]
جلال بارنامه
عکسهایی از یادمان شهداء. موضوع:کاک جلال بارنامه سه شنبه پانزدهم اسفند 1385. نوشته شده : توسط حافظان خون شهداء | لینک ثابت |. سردار رشيد اسلام. شهيد كاك جلال بارنامه. جستجو توسط گوگل. در كل اينترنت در اين وبلاگ میان صفحات فارسی ...
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-110.aspx  [پيش نمايش]
دانلود كليپ تصويري شهيد كاك جلال بارنامه
سخنراني سردار باقر زاده. رئيس بنياد حفظ آثار ونشر ارزشهاي دفاع مقدس. درخصوص: شهادت كاك جلال بارنامه. ( كاك جلال بهترين راه را براي شهادت انتخاب نمود). برای دریافت فایل روی لینک زیر کلیک کنید... kak jalal b arnameh.mpg ...
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-509.aspx  [پيش نمايش]
دانلود كليپ تصويري شهيد كاك جلال بارنامه
سخنراني سردار باقر زاده. رئيس بنياد حفظ آثار ونشر ارزشهاي دفاع مقدس. درخصوص: شهادت كاك جلال بارنامه. ( كاك جلال بهترين راه را براي شهادت انتخاب نمود). برای دریافت فایل روی لینک زیر کلیک کنید... kak jalal b arnameh.mpg ...
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-509.aspx  [پيش نمايش]
شهيد كردستان
کاک جلال بارنامه يكي از اين سربازان گمنام است . كاك جلال اهل روستاي باغان مريوان بود و به سال 1329 پا به جهان گذاشت . پدر بزرگش ماموستا (روحاني ) محمد از همان كودكي ، به کاک جلال قرآن آموخت و چون هميشه در برابر تعدي خان ها مي ايستاد، ...
http://aaaaa1383.blogfa.com/post-23.aspx  [پيش نمايش]
دردلهاي يك محصل با شهيد به زبان كوردي
برای مشاهده درد دل یک محصل دختر با شهید به ادامه مطلب بروید.
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-505.aspx  [پيش نمايش]
گیلاس مصطفایی دانش آموز هنرستان کار ودانش شهرستان مریوان
گیلاس مصطفایی یکی از دانش آموزان هنرستان کار ودانش دخترانه عصمت مریوان مقاله ای را در وصف شهید کاک جلال بارنامه به زبان کوردی که درمراسم یادواره ۴۱۵ شهید استان کردستان سروده است وسپس این کار وی را برآن داشت که به بیان مطالب و شعر نسبت ...
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-504.aspx  [پيش نمايش]
دانلود عكس
دانلود عكس. دانلود عكس پيشمرگان مسلمان كرد مريوان.
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-503.aspx  [پيش نمايش]
کاک جلال
شهید کاک جلال یکی از پیشمرگان کرد اهل سنت و همرزم جاوید الاثر حاج احمد متوسلیان بود. برای آشنایی بیشتر با شهید کاک جلال این شهید اهل تسنن یا به این وبلاگ مراجعه کنید و یا این مستند زیبای کاک جلال ساخته استاد سهیل کریمی را دانلود کنید. ...
http://aaaaa1383.blogfa.com/post-21.aspx  [پيش نمايش]
شهید کاک جلال
کاک جلال همین جا شهید شد...ببینید. یک سری عکس از شهید مظلوم کردستان شهید کاک جلال. این عکس ها توسط فرزند ایشان حسن آقای بارنامه در اختیارمون گذاشته شد. وبلاگ پسر شهید کاک جلال ...کلیک کنید. 1،5 مگابایت. دانلود عکس ها غیرمستقیم ...
http://tufan313.blogfa.com/post-511.aspx  [پيش نمايش]
كاك جلال
هيچ اسمي نبريم. هيچ خصوصيتي. که کاملاً جوانب رعايت شده باشد. آن وقت ببينيد حاجتتان برآورده ميشود يا نه. ۲.۷۵ مگابایت دانلود کلیپ صوتی (حدود ۲۴ دقیقه) منبع. بیاد مجاهد شهید کردستان کاک جلال بارنامه شهید مظلوم کردستان کاک جلال بارنامه.
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-502.aspx  [پيش نمايش]
'http://iranmarivan1351.blogfa.com/' is invalid or does not exist.
'http://iranmarivan1351.blogfa.com/' is invalid or does not exist.
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-501.aspx  [پيش نمايش]
ابتدائ توجه به این نکته لازم است که گاه گمان می شوند که تنها مدرک ...
ابتدائ توجه به این نکته لازم است که گاه گمان می شوند که تنها مدرک اسلامی بودن یک مسائله مطرح شدن آن به صورت صریح در قرآن کریم است و هر آنچه با قطع نظر از این که عقل و سنت نیز هر یک دلیل و مدرک معتبری در کنار قرآن است و اسلام را می توان ...
http://aaaaa1383.blogfa.com/post-20.aspx  [پيش نمايش]
شهادت کاک جلال بارنامه
بیاد مجاهد شهید کردستان کاک جلال بارنامه شهید مظلوم کردستان کاک جلال بارنامه. برای مشاهده بقیه عکسها ومطالب به ادامه مطلب بروید.
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-497.aspx  [پيش نمايش]
شهادت غیرت دین است
ترور شهيد کاک جلال بارنامه توسط گروهکهاي منفور و منفعل اگر چه قصّه غصّه ديگري بود براي کردستان ومردم مظلومش اما بيش از هر چيز اين حقيقت را نشان داد که اين کينه توزي و رجز خواني چيزي نيست جز ودست وپا زدنهاي آخر گروهکي که در منجلاب فساد و ...
http://shahid65106.blogfa.com/post-39.aspx  [پيش نمايش]
بسم رب الشهدا والصدیقین
شهدا را یاد کنید با ذکر یک صلوات.
http://aaaaa1383.blogfa.com/post-12.aspx  [پيش نمايش]
کاک جلال
به همت بنیاد حفظ آثار ونشر ارزشهای دفاع مقدس وخانواده شهید کاک جلال بارنامه ُ بدنبال شهادت سردار رشید اسلام شهید کاک جلال بارنامه در نقاط مختلف شهرستان مریوان یادمانهایی بنام این شهید بزرگوار با اعتبار های بالغ بر ۱۰۰۰ میلیون ریال در سه ...
http://aaaaa1383.blogfa.com/post-11.aspx  [پيش نمايش]
شهید مورد نظر را انتخاب کنید
شهید کاک جلال بارنامه. مهدی صمدی منصور سلطانی ولی الله ايلخانی محمود براتی محمد نبی رفيعی محمد قاسمی محمد علی عبادی محسن محمدی محسن شهسواری محسن سرمدی نصرالله اسکندری ابوالفضل محمدی نسب ابوالفضل بنی اسدی احمد رضا ايرانشاهی اسدالله محمد ...
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-496.aspx  [پيش نمايش]
شهید کاک جلال بارنامه
شهید کاک جلال بارنامه.
http://aaaaa1383.blogfa.com/post-10.aspx  [پيش نمايش]
محل شهادت كاك جلال بارنامه جاده باغان مريوان تاريخ شهادت ۱۶/۳/۱۳۸۳
محل شهادت كاك جلال بارنامه. جاده باغان مريوان. تاريخ شهادت ۱۶/۳/۱۳۸۳.
http://aaaaa1383.blogfa.com/post-9.aspx  [پيش نمايش]
شهادت كاك جلال بارنامه
محل شهادت كاك جلال بارنامه. جاده باغان مريوان. تاريخ شهادت ۱۶/۳/۱۳۸۳.
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-495.aspx  [پيش نمايش]
شیر مردان کردستان
روزی که شهادت این واژه پر صلابت جاودانگی ،شبهای سیاه سکوت را شکست. روزی که شهادت ،زمین را آسمانی کرد؛ستاره پر فروغ انقلاب در هاله ای قدسی درخشیدن گرفت. روزی که شهادت سپیده ایمان را نوید داد،امید خزان زده بشری ،بهاری شد ...
http://aaaaa1383.blogfa.com/post-8.aspx  [پيش نمايش]
تولیدن شیر از دیر آمدن خرگوش (بخش هیجدهم )
... اسلامی عبارت "لا الله الا الله – محمد رسول الله " نقش می شده و در زمان هر پادشاه نام پادشاهان گذشته را حذف می کردند . بارنامه : در اصطلاح صورت کالاهای بازرگانان است اما در اینجا به معنی نشانه ها و اسباب شکوه و جلال به کار رفته است .
http://bargebibargi.blogfa.com/post-71.aspx  [پيش نمايش]
پشت پرده ترور در کردستان
جلال بارنامه (شهيد شد). 7. صالح شریفی (شهيد شد). 8. ماموستا محمد عارف کردستانی، عضو حركت مكتب قرآن كردستان (شهيد شد). 9. هوشیار مردوخی (شهید شد). 10. سعدي شيرزادي، فرزند امام جمعه مریوان (شهيد شد). 11. عبدالكريم كهنه‏پوشي (شهيد شد). ...
http://trorist.blogfa.com/post-33.aspx  [پيش نمايش]
پشت پرده ترور در کردستان
جلال بارنامه (شهيد شد). 7. صالح شریفی (شهيد شد). 8. ماموستا محمد عارف کردستانی، عضو حركت مكتب قرآن كردستان (شهيد شد). 9. هوشیار مردوخی (شهید شد). 10. سعدي شيرزادي، فرزند امام جمعه مریوان (شهيد شد). 11. عبدالكريم كهنه‏پوشي (شهيد شد). ...
http://trorist.blogfa.com/post-30.aspx  [پيش نمايش]
هه ڵۆ بازه كه ي كوردستان ٫ ئه ي به رنامه كاني نێو دێهاتوو شارۆ چكه ...
بژي بۆ هه مو بنه ماڵه ي بارنامه كان وه هه مو شه هيداني شاري مه ريوان. نوسه ر : گێڵاس موسته فايي. ۱۳۸۸/۱۱/۳۰. بیاد مجاهد شهید کردستان کاک جلال بارنامه شهید مظلوم کردستان کاک جلال بارنامه.
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-499.aspx  [پيش نمايش]
کاک جلال بارنامه
پدر شهیدم. با این همه دشت دلتنگی به کجا آواره شوم؟ آخر وقتی تونیستی انگارهمه با هم قهرند. پنجره ها به رویم بسته می شوند. چشمانم سیاهی می رود. نفسم به شماره می افتد. نمی دانی چقدرسخت است ندیدنت. چقدر روزهای نبودنت دیرمی گذرد ...
http://aaaaa1383.blogfa.com/post-18.aspx  [پيش نمايش]
پدر شهیدم با این همه دشت دلتنگی به کجا آواره شوم؟ آخر وقتی تونیستی ...
پدر شهیدم. با این همه دشت دلتنگی به کجا آواره شوم؟ آخر وقتی تونیستی انگارهمه با هم قهرند. پنجره ها به رویم بسته می شوند. چشمانم سیاهی می رود. نفسم به شماره می افتد. نمی دانی چقدرسخت است ندیدنت. چقدر روزهای نبودنت دیرمی گذرد ...
http://aaaaa1383.blogfa.com/post-17.aspx  [پيش نمايش]
کاک جلال بارنامه
پدر شهیدم. با این همه دشت دلتنگی به کجا آواره شوم؟ آخر وقتی تونیستی انگارهمه با هم قهرند. پنجره ها به رویم بسته می شوند. چشمانم سیاهی می رود. نفسم به شماره می افتد. نمی دانی چقدرسخت است ندیدنت. چقدر روزهای نبودنت دیرمی گذرد ...
http://aaaaa1383.blogfa.com/post-19.aspx  [پيش نمايش]
سلام کاک جلال
کاک جلال بارنامه يكي از اين سربازان گمنام است . كاك جلال اهل روستاي باغان مريوان بود و به سال 1329 پا به جهان گذاشت . پدر بزرگش ماموستا (روحاني ) محمد از همان كودكي ، به کاک جلال قرآن آموخت و چون هميشه در برابر تعدي خان ها مي ايستاد، ...
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-500.aspx  [پيش نمايش]
کلیپ دانلود کنید
کلیپ تصویری دستگیری عبدالمالک ریگی همراه یکی از اعضای این گروه توسط سربازان گمنام امام زمان (عج) و سخنان وزیر اصلاعات حیدر مصلحی. کلیپ ها با فرمت ۳gp. کلیپ شماره ۱ ۶۹۰ کیلوبایت. کلیپ شماره ۲ ۱٫۴۷ مگابایت. کلیپ شماره ۳ ۷۵۰ کیلو ...
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-508.aspx  [پيش نمايش]
طرحی برای وحدت واقعی
کلیپ طنز "طرحی برای وحدت واقعی". در این کلیپ پیشنهاداتی رو برای وحدت واقعی ارائه دادم. اما میرحسین حرکات موزون انجام میده که شما رو سرگرم. کنه تا به پیشنهادات من گوش ندید ! دانلود : کیفیت پایین (3gp) ...
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-507.aspx  [پيش نمايش]
اختلاف شیعه وسنی
مقام معظم رهبری: هر کس موجب اختلاف بین شیعه و سنی شود مزدور دشمن است چه بداند چه نداند . رهبری به مناسبت هفته وحدت. 2،6 مگابایت. دانلود کلیپ تصویری. مستقیم یا غیر مستقیم. شادی روح امام و شهدا صلوات.
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-506.aspx  [پيش نمايش]
کاک جلال
قصه های غرور،مردانگیت،. شهامت و شجاعتت. ایثار و فداکاریت. مثل شعرهای ناسروده ی شهادتت. شنیدنی است ای شیر مرد عرصه نبرد. ای شکفته در نگاه روشن ستاره ها. مثل آفتاب. بر ضمیر تشنه ی حیاتمان بتاب. ای شهید قهرمان کاک جلال بارنامه.
http://aaaaa1383.blogfa.com/post-15.aspx  [پيش نمايش]
کاک جلال
بیاد مجاهد شهید کردستان کاک جلال بارنامه شهید مظلوم کردستان کاک جلال بارنامه.
http://kurdistanir.blogfa.com/post-35.aspx  [پيش نمايش
 


تاريخ : پنجشنبه شانزدهم مهر 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

دارا وسارا

هنگام جنگ داديم صدها هزار دارا
شد کوچه هاي ايران مشکين ز اشک سارا

سارا لباس پوشيد ، با جبهه ها عجين شد
در فکه و شلمچه ، دارا به روي مين شد




چندين هزار دارا ، بسته به سر ، سربند
يا تکه تکه گشتند يا که اسير و در بند

ساراي ديگري در ، مهران شده شهيده
دارا کجاست؟ او در ، اروند آرميده

دوخته هزار سارا چشمي به حلقه ي در
از يک طرف و ديگر چشمي به خون دل ، تر

سارا سؤال مي کرد ، دارا کجاست اکنون ؟
ديدند شعله ها را در سنگرش به مجنون

خون گلوي دارا آب حيات دين است
روحش به عرش و جسمش ، مفقود در زمين است

در آن زمانه رفتند ، صدها هزار دارا
در اين زمانه گشتند ده ها هزار « دارا »

هنگام جنگ دارا گشته اسير و دربند
داراي اين زمان با بنزش رود به دربند




داراي آن زمانه بي سر درون کرخه
ساراي اين زمانه در کوچه با دوچرخه

در آن زمانه سارا با جبهه ها عجين شد
در اين زمانه ناگه ،‌ چادر « لباس جين » شد

با چفيه اي که گلگون از خون صد چو دارا ست
سارا خود ،‌ از براي ، ‌جلب نظر بياراست

دارا و گشواره ،‌ حقا که شرم دارد
در دست هايش امروز ، او بند چرم دارد




با خون و چنگ و دندان ، دشمن ز خانه رانديم
اما به ماهواره تا خانه اش کشانديم

جاي شهيد اسم خواننده روي ديوار
آن ها به جبهه رفتند ، اينها شدند طلبکار!!!



شاعر: مرحوم ابوالفضل سپهر



تاريخ : پنجشنبه شانزدهم مهر 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

آقای هاشمی رفسنجانی، ودکتر محمد احمدی نژاد به کوری چشم آمریکا وانگلیس وفرانسه

 

 

 

 

 

 



تاريخ : پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

برنامه بعدي اغتشاش گران چيست؟


بعد از خاموش شدن شورش ها و ناآرامي هاي خياباني در تهران ، دست هاي پنهان و پيداي ايجاد ناامني در كشور قصد دارند حوزه آشوب هاي خود را به بيرون از پايتخت و مناطق حاشيه اي كشور منتقل كنند.



به گزارش جهان، اداره كنندگان اغتشاشات خيابان هاي تهران كه با فرو نشستن آتش التهابات كوچه بازاري نقشه هاي خود را نقش بر آب ديدند در گامي ديگر از سناريوي هرج و مرج طلبي خود، در استان هايي چون آذربايجان شرقي و اصفهان دست به اقداماتي براي ربايش صندوق هاي راي و يا آتش زدن و انهدام آنها زدند كه با هوشياري نهادهاي مسئول اين سلسله از تحركات ناكام ماند.

اما در خطرناك ترين و تازه ترين مرحله از اغتشاش آفريني و ايجاد اختلاف ميان گروه هاي مختلف مردم، برنامه ريزان آشوب هاي اخير قصد دارند در اقدامي هماهنگ، دامنه ناامني ها را به مناطق مرزي كشانده و آن را در قالب اختلافات ميان اقوام و فرق دنبال كنند.



بر اساس اين گزارش، رهبران اين آشوب ها كه اكثريت آنان دستگير شده اند در ابتدا روزهاي 11 و 12 تيرماه[X] ” دراين منطقه تعداد زيادي از افاغنه با پوشش كارگر وارد مناطق جنوب شرقي كشور شده اند كه تعليمات لازم را براي به هم ريختن اوضاع و شرايط سيستان و بلوچستان ديده و در صدد پياده سازي آن هستند. “ را به عنوان گام اصلي هرج و مرج آفريني در مناطق شمال غربي كشور برگزيده اند كه بر پايه آن به هنگام برگزاري مراسم در قلعه بابك اين افراد قصد دارند با سناريويي از پيش تعيين شده اين سالگرد را به اغتشاش و تشنج انتخاباتي مبدل كنند.



هم چنين، در جلسه اي كه ميان برخي از سران كومله ها و كردهاي معارض، با تعدادي از كارگردانان اين شورش ها برگزار شده است تعدادي از مناطق كردنشين نيز مشمول برنامه پس لرزه هاي آشوب طلبانه شده و اقدامات اوليه براي ايجاد آشوب در اين مناطق صورت گرفته است. هر چند در اين ميان، بزرگان كرد و ريش سفيدان محلي با اطلاع از چنين اقدامي به شدت با آن برخورد كرده و عملا راه را براي موفقيت اغتشاش گران مسدود كرده اند.

در سيستان و بلوچستان نيز برنامه هايي براي تحريك احساسات مذهبي و التهاب آفريني قومي در حال انجام است كه سران آن دستگير و تا بدين لحظه پايه هاي اصلي برنامه هاي انان فرو ريخته است. دراين منطقه تعداد زيادي از افاغنه با پوشش كارگر وارد مناطق جنوب شرقي كشور شده اند كه تعليمات لازم را براي به هم ريختن اوضاع و شرايط سيستان و بلوچستان ديده و در صدد پياده سازي آن هستند.

گفتني است كه پس ازگذشت چند روز از غائله آفريني طرفداران ميرحسين موسوي و برخي افراد سود جود در تهران با ابراز نارضايتي گسترده مردم و كسبه محلات مختلف تهران اين ماجرا كه درحال تبديل به آشوب عمومي بود با هوشياري مردم و نهادهاي مسئول خاتمه يافت.
 
 
__________________

 

 منبع خبر : جوان

 



تاريخ : دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

در گفتگوى زنده تلويزيونى؛

رییس جمهور 6  وزیر پیشنهادى خود را معرفى کرد

رئيس جمهور : انتخاب همكاران در كابينه يكي از دشوارترين و سنگين ترين امور براي رئيس جمهور است و شروع كار با يك دولت جديد بخش مهمي از توان رئيس جمهور را به خود جلب خواهد كرد.

به طور طبيعي شاكله ي دولت به طور كامل با توجه تغيير شرايط عوض خواهد شد.

سه ويژگي اعضاي دولت دهم : صلاحيت هاي اخلاقي و تعهدي - كارآمدي همگرايي و روحيه همكاري

رئيس جمهور چند وزير خود را كه انتخاب آنها قطعي شده و به مجلس محترم اعلام خواهد شد به شرح ذيل معرفي نمودند :

وزارت صنايع و معادن آقاي محرابیان

وزارت اقصتاد و دارايي آقاي سید شمس الدین حسینی

وزير رفاه و تأمين اجتماعي خانم فاطمه آجرلو

وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشكي خانم دستجردی

وزارت اطلاعات حجت الاسلام حیدر مصلحي

وزارت تعاون آقاي محمد عباسی

احمدي نژاد افزود:چهارشنبه شب پس از معرفي كابينه به مجلس، در يك گفت و گوي زنده جزئيات روند انتخابات همكاران دولت دهم را براي مردم تشريح خواهم كرد و به صورت مختصر نيز اعضاي پيشنهادي دولت دهم را معرفي مي‌كنم.



تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
شهردار سروآباد کردستان استعفا داد
سخنگوي شوراي اسلامي شهر سروآباد کردستان از موافقت اعضاي اين شورا با استعفاي شهردار اين شهر خبر داد.
گزارش روز چهارشنبه روابط عمومي شوراي اسلامي شهر سروآباد به نقل از صباح محمدي حاکيست شوراي اسلامي شهر با استعفاي کريميان شهردار سروآباد موافقت و صديق عزيزي کارشناس عمران اين شهرداري را به عنوان سرپرست انتخاب کرده است.
شهردار مستعفي سروآباد اسفند ماه سال گذشته توسط اعضاي شوراي اسلامي استيضاح شد که به دليل عدم حد نصاب آراي مخالفين دوباره در سمت خود ابقا شده بود.
سخنگوي شوراي اسلامي شهر سروآباد از همه افراد واجد شرايط داوطلب تصدي مسووليت شهرداري سروآباد خواست مدارک خود را به دبيرخانه شوراي اسلامي شهر سروآباد ارايه کنند.


تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
لزوم تعقيب قضايي کروبي در قبال اتهام‌زني غيرمستند عليه جمهوري اسلامي
جمعي از فعالان سياسي با اشاره به اينکه اطرافيان مهدي کروبي به وي اطلاعات درستي نمي دهند، تاکيد کردند: اگر گفته هاي وي در خصوص هتک حرمت بازداشت شدگان درست نباشد و وي نتواند آن را اثبات کند، بايد با وي برخورد شود.
21/5/1388 - 17:11:55
آرشيو شده

دستگيري اعضاي تيم تروريستي اعزامي گروهک ريگي در زاهدان
اعضاي تيم تروريستي اعزامي گروهک ريگي در شهر زاهدان دستگير شدند.
21/5/1388 - 15:49:51
آرشيو شده

آيت الله مصباح يزدي: جريانات اخير ولايت فقيه را هدف قرار داده بود
قم - يکي از اساتيد برجسته حوزه علميه قم گفت: جريانات اخيرکه در کشور رخ داد، ولايت فقيه را هدف قرار داده بود.
21/5/1388 - 14:14:45
آرشيو شده

راهبرد انتخاباتي موسوي تخريب احمدي نژاد بود/ نهادهاي قانوني بايد نسبت به اعمال فرزندان هاشمي موضع گيري کنند
عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام و عضو ارشد جامعه اسلامي مهندسين با اشاره به اينکه هاشمي بايد درباره کار خلاف خانواده اش موضع گيري کند گفت: نهادهاي قانوني نيز بايد نسبت به فرزندان هاشمي موضع گيري انجام دهند.
21/5/1388 - 12:6:55
آرشيو شده

دبير کل سازمان ملل رياست جمهوري احمدي نژاد را تبريک گفت
خبرگزاري رويترز از نيويورک گزارش داد : سازمان ملل روز سه شنبه اعلام کرد که " بان کي -مون "دبير کل سازمان ملل انتخاب مجدد احمدي نژاد به مقام رياست جمهوري ايران را، تبريک گفته است .
21/5/1388 - 8:45:21
آرشيو شده

معاون ديوان محاسبات: يک ميليارد دلار تفريغ بودجه سال 85 گم نشده است
ياسوج - معاون حقوقي مجلس و تفريغ بودجه ديوان محاسبات کشور گفت: موضوع يک ميليارد دلار (بيش از هزار ميليارد تومان) که برخي از رسانه ها با دامن زدن به آن موجب التهاباتي در فضاي سياسي و انتخاباتي اخيردرکشورشدند گم نشده بلکه اين مساله اختلاف نظري بين شرکت نفت و ديوان محاسبات بوده است.
20/5/1388 - 18:12:19
آرشيو شده

واهمه بيگانگان از ادامه دادگاه و اعترافات آشوبگران
اعتراف سياستمداران ارشد آمريکا و فرانسه و دنباله‌هاي داخلي آنان و همچنين اعتراض‌هاي بلند شده از سوي دولت انگليس نسبت به برگزاري دادگاه‌هاي بررسي اتهامات دستگيرشدگان در جريان آشوب‌هاي اخير، حکايت از منافع گره خورده آنان با اين مسئله دارد.
20/5/1388 - 16:13:38
آرشيو شده

بيانيه جامعه قرآني در محکوميت حوادث پس از انتخابات، يک نقطه عطف بود
سرپرست سازمان اوقاف و امور خيريه با اشاره به بيانيه جامعه قرآني در محکوميت اغتشاشات پس از انتخابات و اينکه برخي به نام فتنه اين حرکت بزرگ را برنتافتند، تأکيد کرد: بايد گفت اين حرکت نه تنها جناحي نبود بلکه در واقع نقطه عطفي براي جامعه قرآني به شمار مي رود.
20/5/1388 - 13:32:21
آرشيو شده

اتحاديه اروپا و طي مسيري که مقصد ندارد
اتحاديه اروپا با موضع گيري جمعي در برابر دادگاهي شدن چند تبعه و کارمند سفارتخانه هاي فرانسه و انگليس به دنبال جلب جايگاهي سياسي از طريق مواجهه با ايران است.
20/5/1388 - 11:31:38
آرشيو شده

رئيس جمهور : همدلي و همگامي دولت و مجلس ضروري است
رئيس جمهور در جمع نمايندگان فراکسيون اصولگرايان مجلس شوراي اسلامي گفت : همدلي و همگامي دولت و مجلس براي تحقق آرمان هاي انقلاب و پيشرفت کشور ضروري است.
19/5/1388 - 22:37:46
آرشيو شده

ايستادگي احمدي نژاددرمقابل قدرتهاي زورگو به پشتوانه آراء 25 ميليوني
جمعي از نمايندگان مجلس، فعالان و صاحب نظران سياسي چگونگي برخورد احمدي نژاد با قدرتهاي زورگو در دوره جديد را با اشاره به شرايط پيش رو تبيين کردند.
19/5/1388 - 16:7:17
آرشيو شده

داستان کسالت بار اپراتور سوم تلفن همراه ايران
قرار بود اپراتور سوم تلفن همراه، تابستان امسال سيم کارتهايش را بفروشد تا ما هم صاحب فناوري جديد تلفن هاي نسل سوم (3G) شويم، کاربران ايراني دلشان را براي نسل سوم تلفن همراه صابون زده بودند، تلفن هايي که با وجود آنها ديگر به حمل لپ تاپ نيازي نيست و با اين فناوري کوچک و هميشه در دسترس کاربرد رايانه ها حتي در خانه نيز بشدت کاهش مي يابد.
19/5/1388 - 13:44:14
آرشيو شده

تهران تضمين خاصي به لندن نداده است
سخنگوي وزارت امور خارجه گفت : جمهوري اسلامي ايران تضمين خاصي به انگليس درباره دادگاه متهمان مرتبط با سفارت انگليس در تهران نداده است.
19/5/1388 - 10:47:40
آرشيو شده

انقلاب جهاني حضرت مهدي(عج) جز از مسير جهاد با دشمنان عدالت برپا نمي شود
دکتر "حسن رحيم پور ازغدي"، پژوهشگر و استاد دانشگاه، تأکيد کرد: احمقانه است اگر فرض کنيم که عدالت دشمن ندارد چراکه اگر نداشت پيامبر حکومتي بدون خونريزي را برپا مي کرد که اينطور نشد و به فرموده امام باقر(ع ) اين انقلاب مگر با عرق ريختن و جهاد و خون دادن برپا نمي شود.
19/5/1388 - 10:16:5
آرشيو شده

سخنگوي وزارت خارجه: بيانيه اتحاديه اروپا غيرحقوقي وشگفت انگيز است
تهران - سخنگوي وزارت امور خارجه ايران بيانيه اتحاديه اروپا درباره دادگاه وابستگان سفارتخانه هاي انگليس و فرانسه متهم به دخالت در آشوبهاي پس از انتخابات را "غيرحقوقي و شگفت انگيز" خواند و گفت: بيانيه آنها برخلاف مسووليت حقوقي افراد و دولتها بوده و بيانگر نوعي کاپيتولاسيون است.
19/5/1388 - 2:7:19
آرشيو شده

اعترافات عوامل حوادث اخير نقش کشورهاي غربي در آشوبها را نمايان کرد
جمعي از فعالان سياسي و نمايندگان مجلس با تاکيد بر اينکه اعترافات دومين جلسه دادگاه متهمان حوادث اخير نقش کشورهاي غربي در آشوبها را نمايان کرد، سفارت انگليس در تهران را لانه جاسوسي دانستند.
18/5/1388 - 16:41:28
آرشيو شده

ادغام معاونت اجرايي در دفتر رييس جمهور صحت ندارد/حلقه هاي بسته مديريتي مانع از ورود جوانان شده بود
رئيس دفتر رئيس جمهوري ادعاي برخي رسانه ها مبني بر ادغام معاونت اجرايي رياست جمهوري در دفتر رييس جمهور را رد کرد و در عين حال گفت که رئيس جمهور مي تواند اختيارات خود در حوزه نهاد رياست جمهوري را به افراد مختلف واگذار کند.
18/5/1388 - 13:11:48
آرشيو شده

فضايي که فتنه گران داخلي امروز ايجاد کردند،بمراتب بالاترازفتنه گريهاي اوايل انقلاب بود
گناباد _ امام جمعه موقت تهران گفت: بقيه اللة(عج) سفينه نجات ملت مسلمان ايران اسلامي است لذا بايد از سخنان گهربار نماينده ايشان، مقام معظم رهبري پيروي کرد.
18/5/1388 - 12:10:5
آرشيو شده

دولت در دور جديد سر قدرت‌هاي زورگو و مداخله‌گر را به سقف مي‌زند
رييس جمهوري با اشاره به اظهارات اخير خود در مشهد مقدس اعلام کرد :‌من در گردهمايي اساتيد بسيجي تاکيد کردم که دولت با آغاز دور جديد فعاليت ها با قدرت هاي زورگو و مداخله گر در امور ايران برخورد و آنها را به سقف مي زند.
18/5/1388 - 10:23:24
آرشيو شده

احمدي نژاد: اوايل هفته آينده کابينه به مجلس معرفي مي شود/حضور جوانان در کابينه چشم گير خواهد بود
رييس جمهور همزمان با روز خبرنگار ضمن بازديد از باشگاه خبرنگاران جوان، اين روز را به خبرنگاران تبريک گفت و از حضور چشم گير جوانان در کابينه دهم خبر داد و اعلام کرد که اوايل هفته آينده کابينه به مجلس معرفي مي شود.
17/5/1388 - 20:4:41
آرشيو شده


تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
لزوم تعقيب قضايي کروبي در قبال اتهام‌زني غيرمستند عليه جمهوري اسلامي
جمعي از فعالان سياسي با اشاره به اينکه اطرافيان مهدي کروبي به وي اطلاعات درستي نمي دهند، تاکيد کردند: اگر گفته هاي وي در خصوص هتک حرمت بازداشت شدگان درست نباشد و وي نتواند آن را اثبات کند، بايد با وي برخورد شود.
مشروح اين مصاحبه ها و انتقادهاي فعالان سياسي و نمايندگان مجلس در اين خصوص، طي گفت و گو با ايرنا در پي مي آيد:

**کروبي در صورت عدم اثبات گفته هايش بايد تحت تعقيب قرار گيرد
نايب رييس کميسيون اصل نود مجلس شوراي اسلامي با اشاره به اينکه کروبي در صورت عدم اثبات گفته هايش بايد تحت تعقيب و مجازات قرار گيرد تاکيد کرد: کروبي اگر نتواند گفته هايش را ثابت کند بايد مجازات شود.
حجت الاسلام "محمدابراهيم نکونام" تاکيد کرد: ما معتقديم هر اتهامي که زده مي شود و مطالبي که عليه کسي گفته مي شود بايد مستند بر اسناد و دلايل باشد، حال آنکه اين اسناد مي تواند اسناد کاغذي باشد يا اظهارات افراد شناخته شده واجد شرايط باشند.
اين نماينده مجلس گفت: کروبي بايد اسناد و مدارک ارائه دهد ،ما همه مي دانيم که پشت پرده نظام هيچ مسئله مجرمانه اي وجود ندارد پس کروبي بايد اسناد و مدارک ارائه دهد که اگر توانست مستنداتش بررسي مي شود ولي اگر او نتوانست سندي ارائه دهد به دليل آنکه اين مساله را علني کرده و تهمت زده است مطابق قانون مطبوعات و قانون قضايي بايد تحت تعقيب قرار گرفته و محاکمه شود.
وي تاکيد کرد: مجازات اين تهمت ها زندان و شلاق است.
نماينده گلپايگان و خوانسار در مجلس شوراي اسلامي اظهار داشت: کروبي اگر نتواند ادعاهايش را ثابت کند از نظر اخلاقي مرتکب خلاف بزرگي شده است و بايد با او برخورد شود.
گفتني است علاءالدين بروجردي رييس کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي گفت: صبح امروز با دادستان تهران درباره نامه کروبي صحبت کردم و به او گفتم نکات اين نامه موجب وهن نظام است که آقاي مرتضوي گفت درتماسي که با حسين کروبي داشته او اعلام کرده مستندات اين نامه برمبناي تلفن هايي است که افراد مختلف به دفتر روزنامه زده اند.

**اگر ادعاي کروبي درست نيست، با او برخورد شود
دبيرکل مجمع گفتمان اصلاح با بيان اينکه "ادعاي کروبي بررسي شود" گفت که اگر اين ادعا درست نيست بايد با او برخورد شود.
احمد عابديني با اشاره به نامه اخير مهدي کروبي خطاب به هاشمي رفسنجاني و ادعاهاي او گفت: درباره ادعا دو حالت بيشتر وجود ندارد. فردي ادعايي مي‌کند و ديگري آن را بررسي يا تکذيب مي‌کند.
عابديني افزود: اگر فردي ادعايي کرده است بايد آن را بررسي کرد و اگر اين ادعا اشتباه بود، با او برخورد شود.
وي ادامه داد: اگر خلاف ادعاي فردي ثابت شد بايد با او برخورد شود چه آقاي کروبي باشد چه آقاي هاشمي فرقي نمي‌کند. بايد به مردم گفته شود که کسي که ادعاي اشتباه کرده، خلافکار است و بايد آن را ثابت کند.
به گفته او، اما اگر اين ادعا درست است بايد به آن رسيدگي شود.
وي با اشاره به سخنان محمود احمدي‌نژاد درباره هاشمي رفسنجاني خاطرنشان کرد: اگر ادعاي وي درست است آقاي هاشمي بايد از تمام مناصب خود خلع شود و از گذشته خود توبه کند و در غير اين صورت آقاي احمدي‌نژاد بايد پاسخگو باشد.

**اطرافيان کروبي به او اطلاعات درستي نمي دهند
مسوول بسيج دانشجويي دانشگاه علم و صنعت گفت: اطرافيان مهدي کروبي به او اطلاعات درستي نمي دهند.
"محمد شيخ" با اشاره به اينکه اطرفيان کروبي رابطه خوبي با انقلاب ندارند، اظهار داشت: آنها ذهنيت درستي نسبت به گفتمان امام و رهبري ندارند و نفاق دروني شان کاملا آشکار شده است.
شيخ گفت: نوع اطلاعاتي که اطرافيان کروبي در مناظره به کروبي مي دادند کاملا مشهود بود آنان در پي اين هستند که شخصيت هاي نظام را زير سوال ببرند.
وي افزود: اين نامه شخصيت کروبي را زير سوال برد ،نامه مذکور در شان کروبي نبود و او بايد در اطلاعاتي که اطرافيانش به او مي دهند ، دقت کند.
علاءالدين بروجردي رييس کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي در خصوص ادعاهاي کروبي گفته است: صبح امروز با دادستان تهران درباره نامه کروبي صحبت کردم و به او گفتم نکات اين نامه موجب وهن نظام است که آقاي مرتضوي گفت درتماسي که با حسين کروبي داشته او اعلام کرده مستندات اين نامه برمبناي تلفن هايي است که افراد مختلف به دفتر روزنامه زده اند.

**حناي کروبي رنگي ندارد
عضو هيات عالي نظارت اتحاديه جامعه اسلامي گفت:حناي کروبي ديگر رنگي ندارد و مسلما آحاد مردم، درايت و بصيرتشان بيش از اين است که در مقابل نامه هاي وي و اين قبيل نامه نگاري ها، فضاي فکريشان به هم بريزد.
"محسن منصوري" با اشاره به اينکه کروبي و کساني که در عرصه سياست فعال هستند تا زماني که از مساله اي اطمينان حاصل نکردند نبايد مساله اي را علني کنند، گفت: از کروبي که خود را محصول حوزه مي داند و در مواجهه با اتفاقات مختلف خود را همواره شبه مجتهد مي داند عجيب است که چنين رفتاري کند.
وي با اشاره به اينکه کروبي بايد بر رفتارش کنترل و نظارت دقيق داشته باشد، گفت: او ساختارها و چارچوب نظام را رعايت نکرده و صحبت هايش از روي هواي نفس و جهت حفظ و ابقاي زيست سياسي و اجتماعي اوست.
منصوري اظهار داشت: کروبي و اطرافيانش به خوبي مي دانند در نظام جمهوري اسلامي در تمامي بخش ها و مراجع قضايي رعايت چارچوب ها و اصول به دقت صورت مي گيرد.
اين فعال دانشجويي اظهار داشت: نقطه قابل تامل اين است که چرا کروبي به رفسنجاني اين نامه را نوشته است؛ اينکه مخاطب اين نامه رفسنجاني است نشان مي دهد اين جريان هماهنگ ، به دنبال فرافکني است.

**اگر دادگاه تشکيل شود لابد کروبي حرف خود را ثابت مي‌کند
عضو شوراي مرکزي مجمع روحانيون مبارز با بيان اينکه اگر دادگاه تشکيل شود لابد آقاي کروبي حرف خود را ثابت مي‌کند، موارد صورت گرفته در زندان ها را بسيار بيشتر عنوان کرد.
مجيد انصاري، درباره نامه مهدي کروبي خطاب به اکبر هاشمي رفسنجاني و چگونگي ثابت کردن اين ادعا از سوي کروبي، با خنده پاسخ داد: براي چه کسي بايد ثابت کند؟
هنگامي که خبرنگار به اصل "البينة علي المدعي" اشاره کرد، انصاري گفت: اگر دادگاه تشکيل شود، لابد آقاي کروبي حرف خود را ثابت مي‌کند.
عضو شوراي مرکزي مجمع روحانيون مبارز ادامه داد: اين حرف شما چيست؟... ايرنا هم که اين خبرها را پوشش نمي‌دهد حالا من هم اگر مصاحبه کنم چه خاصيتي دارد؟
هنگامي که خبرنگار از او پرسيد "اگر شما صحبت کنيد چرا نبايد آن را پوشش داد؟"، انصاري گفت: ايرنا متاسفانه يکجانبه‌گرايي مي‌کند... ايرنا خبرگزاري آقاي احمدي نژاد است تا خبرگزاري ملت.
وقتي که به او گفته شد که "اين اتفاق به دليل حرف نزدن افرادي همچون شماست"، اين مسئله را رد کرد.
وقتي به او گفته شد اگر صحبتي در اين زمينه دارد، مي‌تواند مطرح کند، انصاري با بيان اينکه "من صحبت خاصي در اين زمينه ندارم"، تاکيد کرد: مطمئنا آقاي کروبي بدون مدرک صحبت نمي‌کند.
انصاري در اين هنگام با تاکيد بر اينکه براي مصاحبه صحبت نمي‌کند، ادعا کرد موارد اعلام شده از سوي کروبي بسيار بيش از اينهاست.
او ادامه داد: با کمال تاسف اينها صحت دارد و آدم بايد به قول اميرالمومنين (ع) آرزوي مرگ کند که در جمهوري اسلامي کار به اينجا برسد که چنين فجايعي رخ دهد... نه يک مورد بلکه متعدد بوده است.
انصاري با تکرار ادعاهاي بدون سند کروبي افزود: شما به عنوان يک شهروند وقتي خبر اين موارد را مي‌شنويد نبايد آرام و قرار داشته باشيد. آن هم يکي دو مورد نيست.
عضو مجمع روحانيون مبارز مدعي شد: اصل قضيه قطعي و اثبات شده و گزارش آن براي مقامات رفته است.
هنگامي که از او درباره دليل نامه‌نگاري کروبي به هاشمي رفسنجاني به جاي هاشمي شاهرودي سئوال شد، گفت: در اين زمينه لابد اميدي به رسيدگي نداشته است. وي به هاشمي از باب خبرگان نوشت.
انصاري در پاسخ به اينکه سايت حزب اعتماد ملي نوشته است که کروبي اين نامه را به دليل بي پاسخ ماندن آن از سوي هاشمي منتشر کرده است، در اين زمينه اظهار بي‌اطلاعي کرد و گفت: من نپرسيدم. شايد آقاي هاشمي به رهبري انعکاس داده باشد، من خبر ندارم اما اصل قضيه قطعي است.
گفتني است مجيد انصاري در دهه 60 رئيس سازمان زندان ها بود و اتهاماتي که در نامه اخير کروبي مبني بر تجاوز در زندان ها به بازداشت شدگان مطرح مي شود، تکرار همان ادعاهايي است که در دوره مسئوليت انصاري در زندان ها توسط گروهک منافقين مطرح مي شد.

**انتقاد شديد طلايي از انتشار نامه کروبي
عضو شوراي اسلامي شهر تهران ضمن انتقاد شديداز نامه کروبي به هاشمي در خصوص هتک حرمت بازداشت شدگان، گفت: انتشار اين نامه، دقيقا خلاف امنيت ملي، مصالح نظام، انقلاب و دين اسلام بود.
"مرتضي طلايي" ضمن ابراز ناراحتي در اين خصوص تاکيد کرد: ببينيد دشمن بر چه نقاطي دست گذاشته است؟ از يک طرف اقتدار، مقبوليت و اصل نظام را در جامعه به چالش مي کشد و از سوي ديگر دين را نيز مي خواهد به چالش بکشاند.
وي افزود: ممکن است فردي احساس نگراني کرده و دست به نوشتن چنين نامه اي زده است اما انتشار دهندگان اين نامه کاري انجام داده اند که دشمن آن را مي خواست.
عضو شوراي شهر يادآور شد: آقاي کروبي گفته دو نسخه از اين نامه نوشته شده، آيا اين به نفع جامعه است که نامه اي اينچنين، منتشر شود؟
وي تاکيد کرد: انتشار اين نامه دقيقا کاري است که دشمنان ملت جمهوري اسلامي ايران مي خواهند.
طلايي تاکيد کرد: "انتشار نامه هاي اينچنيني باورهاي اعتقادي مردم را نشانه گرفته است و عده اي هم مي گويند به به، عجب حرفي زده، و عجب نامه اي نوشته است."
عضو شوراي شهر تهران با بيان اينکه اظهار نظرش در خصوص اين نامه از منظر شهروندي و يک چهره اجتماعي است نه چهره سياسي، اضافه کرد: چنين نامه ها و سخناني، شهروندان ما را دچار سردرگمي، سوالات و ابهامات مي کند که اکنون نيز چنين اتفاقي افتاده است.
وي تاکيد کرد که بايد دقت کنيم دشمن در اين زمينه ها هزينه کرده است.

**کروبي چوب اطرافيانش را مي خورد
دبير سياسي اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه هاي سراسر کشور با اشاره به ادعاي کروبي در خصوص بازداشت شدگان در نامه به هاشمي رفسنجاني تاکيد کرد: امروز کروبي چوب اطرافيانش را مي خورد.
"مهدي طوسي" افزود: مهدي کروبي بنا بود با کارنامه خوب به فراموشي سپرده شود ولي با اقدامات نادرستش باعث شد که پايان خوشي نداشته باشد.
وي با اشاره به اينکه امروز کروبي با نامه به رفسنجاني نشان داده که به دست و پا زدن هاي آخر افتاده است بيان کرد: براي شخصيت سياسي که روزي در خط امام حرکت مي کرده و ارزش هاي انقلاب برايش مقدس بوده، بعيد است که رفتار سياسي اش ثبات نداشته باشد.
اين فعال دانشجويي با اشاره به اينکه دو ماه پيش کروبي با نامه اي از رفسنجاني انتقاد کرده بود گفت: امروز هنوز دو ماه از ماجراي قبلي او با رفسنجاني نگذشته او بار ديگر عدم ثبات رفتار سياسي خود را نشان داد و اين نامه سرگشاده را براي رفسنجاني نوشت.
دبير سياسي اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل سراسر کشور با اشاره به اينکه روزنامه منسوب کروبي امروز در گزارشي عملکرد اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل سراسر کشور را در نوشتن نامه اي سرگشاده زير سوال برده است اظهار داشت: طرف حساب ما دست اندرکاران روزنامه مذکور نيستند ما معتقديم که کروبي چوب اطرافيانش را مي خورد.

**رييس مجلس: آزار جنسي بازداشت‌شدگان کذب است
رييس مجلس شوراي اسلامي با اشاره به نامه مهدي کروبي که خطاب به رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام درباره شرايط بازداشت شدگان در آشوب هاي اخير نوشته است، گفت: آزار جنسي بازداشت شدگان کذب است.
علي لاريجاني در نطق پيش از دستور امروز در صحن علني مجلس افزود: محتواي اين نامه تکان دهنده بود و فورا در رسانه هاي خارجي نيز مورد توجه بود. به دليل حساسيت موضوع مطرح شده، از کميته حقيقت ياب مجلس خواستم که درباره اين موضوع تحقيق کند.
لاريجاني نتيجه اين تحقيق و تفحص کميته ويژه مجلس براي پيگيري وقايع پس از انتخابات درباره بازداشت شدگان را به اين ترتيب شرح داد: در بررسي هاي دقيق و جامع انجام شده درباره بازداشت شدگان در کهريزک و اوين هيچ گونه موردي که مبتني بر آزار و تجاوز جنسي باشد، مشاهده نشده است.
وي گفت: در گزارش کميته مجلس بيان شده است در صورتي که جناب آقاي کروبي، شواهد و مستنداتي مبني بر آزار و تجاوز جنسي در اختيار دارند به رييس مجلس شوراي اسلامي اطلاع دهند تا به طور جدي پيگيري شود.
لاريجاني افزود: لازم به ذکر است اينجانب از طريق ديگري نيز اين موضوع را پيگيري کردم و به دليل اهميت آن دنبال شد و نتيجه همان است که در گزارش کميته ويژه مجلس آمده است.
وي گفت: ملاحظه مي کنيد که موضوع آزار جنسي بازداشت شدگان کذب است و در سر امري که مبناي واقعي نداشت، چه سر و صدايي به راه انداخت.
رييس مجلس شوراي اسلامي افزود: اين امر هشدارباش به سياستمداران است که مراقبت کنند، در شرايط غبارآلود افکار عمومي هر ادعايي را قبل از تحقيق، آن هم تحقيق کافي به رسانه ها نرسانند تا دستاويز بيگانگان شود.
وي تصريح کرد: البته در ماجراي پس از انتخابات، اشتباهاتي در بازداشتگاه کهريزک رخ داد که با پيگيري هاي انجام شده و دستورات رهبر معظم انقلاب، حضرت آيت الله خامنه اي (دامة برکاته) با متخلفان برخورد شده است اما هرگز اين تخلفات از اين جنس نبوده است.
لاريجاني با بيان اينکه موضوع همچنان در حال رسيدگي است تاکيد کرد: اين امر نشان مي دهد که نظام جمهوري اسلامي از توانمندي خود اصلاحي برخوردار است و رهبري نظام با ندايي نافذ و عادلانه همان‌گونه که با آشوبگران برخورد کردند، دستور برخورد با متخلفان در بازداشتگاه ها را هم صادر فرموده اند و مجلس شوراي اسلامي قدردان اين اقدام حکمت آميز است.
گفتني است حسين شريعتمداري مدير مسئول روزنامه کيهان امروز در يادداشتي در اين روزنامه خواستار احضار و محاکمه مهدي کروبي به دليل اتهامات بدون دليل و سندش شده بود.

**کروبي مي‌گويد مستندات نامه‌اش، تلفن‌هاي خوانندگان روزنامه است
رييس کميسيون امنيت ملي مجلس تاکيد کرد: صبح امروز با دادستان تهران درباره نامه کروبي صحبت کردم و به گفتم نکات اين نامه موجب وهن نظام است که آقاي مرتضوي گفت درتماسي که با حسين کروبي داشته او اعلام کرده مستندات اين نامه برمبناي تلفن هايي است که افراد مختلف به دفتر روزنامه زده اند.
بروجردي در پاسخ به سوالي درباره نامه کروبي به هاشمي رفسنجاني نيز گفت: اين نامه، نامه‌اي نيست که مبناي آن منطق قابل قبولي داشته باشد.
رييس کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس تاکيد کرد: من صبح امروز با دادستان تهران درباره آن صحبت کردم و به وي گفتم که نکاتي که در اين نامه نوشته شده موجب وهن نظام است که آقاي مرتضوي به من اعلام کرد در تماسي که با حسين کروبي فرزند آقاي کروبي داشته او به دادستان اعلام کرده که مستندات اين نامه برمبناي تلفن هايي است که افراد مختلف به دفتر روزنامه اعتماد ملي زده اند.
بروجردي تصريح کرد: اگر مبناي اين نامه چنين چيزي باشد بايد گفت که جاي تاسف دارد و پايه هاي آن پايه هاي بسيار سستي است چون هر فردي مي تواند با هر ادعايي مطلبي را عنوان کرده و با روزنامه يا هر مرکزي تماس بگيرد.
وي افزود: نبايد اين مسايل به نامه اي تبديل شود که اين گونه مورد سوء استفاده رسانه هاي بيگانه قرار گيرد.
بروجردي در عين حال گفت که موضوع در دست بررسي است و آقاي کروبي اگر هر مورد مستندي دارند مجلس آمادگي دارد آن را مورد پيگيري قرار دهد.
سيام**9130

انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 631652


تاريخ : جمعه شانزدهم مرداد 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
تاریخ انتشار :16/5/1388   -   9:9:0      

از سوي معاونت توسعه‌مديريت وسرمايه انساني رئيس‌جمهور؛

افزایش حقوق سربازان وظیفه عمومی ابلاغ شد

بر اساس بخشنامه معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس‌جمهور، خالص پرداختی به سربازان 34251 تومان،خالص پرداختی به سرباز دوم 34510 تومان، سرباز یکم 35288 تومان، ستوان سوم 48248 تومان، ستوان دوم 52395 تومان، ستوان یکم 58097 تومان و ستوان یکم پزشک 64318 تومان تعیین شد

معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس‌جمهور طی بخشنامه‌ای، افزایش حقوق سربازان وظیفه عمومی را ابلاغ کرد.
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دولت، بر اساس اين بخشنامه، از این پس حداقل خالص پرداختی به سربازان 34251 تومان و حداکثر آن 64318 تومان خواهد بود.
در بخشنامه معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس‌جمهور خطاب به دستگاه‌های مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری، تصریح شده است که برابر اعلام ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، با توجه به افزایش ضریب حقوق، حداقل حقوق کارکنان پایور در سال جاری 28800 تومان است.
لذا حقوق پرسنل وظیفه که در اجرای مبانی قانون موجود برای انجام خدمت دوره ضرورت به دستگاه‌های مذکور اختصاص داده می‌شوند با توجه به قانون چگونگی پرداخت حقوق کارکنان وظیفه نیروهای مسلح مصوب 1375، از ابتدای سال جاری بر اساس حدقل حقوق قابل پرداخت است.
بر اساس این بخشنامه، خالص پرداختی به سربازان به 34251 تومان افزایش یافت. همچنین خالص پرداختی به سرباز دوم 34510 تومان، سرباز یکم 35288 تومان، سرجوخه 36065 تومان، گروهبان سوم 37361 تومان، گروهبان دوم 38916 تومان، گروهبان یک 40742 تومان، استواردوم 42545 تومان، استوار یکم 44878 تومان، ستوان سوم 48248 تومان، ستوان دوم 52395 تومان، ستوان یکم 58097 تومان و ستوان یکم پزشک 64318 تومان تعیین شد.

 



تاريخ : جمعه شانزدهم مرداد 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء



اسناد ملیت غیر امریکایی اوباما افشا شد


یک نشریه امریکایی با ارایه مدارکی راجع به اصالت غیرآمریکایی اوباما و عدم صلاحیت وی برای ریاست‌جمهوری امریکا نوشت: مسئله شک‌ برانگیز این است که چرا کنگره یا دادگاه عالی، اوباما را مجبور به پاسخگویی نمی‌کنند؟ "پت شانان" معاون سردبیر نشریه "امریکن‌فری‌پرس" طی گزارشی در رابطه با غیرقانونی بودن ریاست‌جمهوری باراک اوباما رییس‌جمهور فعلی امریکا نوشت: ما تنها یک سوال ساده از رییس‌جمهور در رابطه با مسئله تولدش داریم: "شما برای پرواز بین نیویورک، جاکارتا و کراچی، از چه گذرنامه‌ای استفاده کردید؟"این نویسنده آمریکایی در ادامه می‌نویسد: جالب است که بدانیم یک مرد جوان هنگامی که اوایل جون سال 1981 به نیویورک آمد و حتی پول اجاره یک اتاق را هم نداشت، چطور یک ماه بعد، به طور ناگهانی پول سفر به دور جهان را بدست می‌آورد؟وی با طرح این سوال که اوباما در سفرش از نیویورک به اندونزیا و پاکستان، در ایست‌های بازرسی چه گذرنامه‌ای ارایه کرده است؟ افزود: در واقع نباید فقط سوالات را برای مردم آمریکا مطرح کرد بلکه می‌بایست جواب را نیز به آنها ارایه کرد؛ گرچه این اقدام، شهروندی اوباما و اصالت آمریکایی وی را به مناقشه خواهد کشاند.تابعیت امریکایی، کنایی یا اندونزیایی؟شانان ادامه داد: اما سوال اول این است که آیا اوباما سال 1981 و در 20 سالگی به پاکستان سفر کرد؟ جواب این است که بنابر تایید خود اوباما، وی در 20 سالگی به پاکستان سفر کرده است. اما سوال دوم این است که وی چه گذرنامه‌ای را در این سفر ارایه کرده؟ که برای پاسخ به این سوال تنها سه احتمال وجود دارد: 1- او با یک گذرنامه آمریکایی سفر کرده 2- با گذرنامه انگلیسی سفر کرده 3- و یا اینکه با یک گذرنامه اندونزیایی سفر کرده است.معاون سردبیر امریکن‌فری‌پرس با یادآوری این نکته که امکان ندارد اوباما در سال 1981 توانسته باشد با گذرنامه آمریکایی به پاکستان برود، خاطرنشان کرد: دلیل آن این است که پاکستان در سال 1981 جزو لیست کشورهای ممنوعه (برای سفر) وزارت خارجه امریکا بوده است.وی در ادامه با بیان این که اوباما در سال 1981، یا با گذرنامه انگلیسی به پاکستان رفته است و یا با گذرنامه اندونزیایی، تصریح کرد: اگر او با گذرنامه انگلیسی سفر ‌کرده، خود این مطلب دلیلی کافی برای اثبات تولد اوباما در کنیا خواهد بود زیرا کنیا جزء متصرفات انگلیس بوده است. بنابراین اوباما چهارم آگوست 1961 آن‌طور که ادعا کرده نه در هاوایی، بلکه در کنیا متولد شده است!شانان ادامه داد: اما در حالت سوم، اگر او با گذرنامه اندونزیایی سفر کرده باشد، این امر دلیل محکمی بر ترک شهروندی سابقش- چه آمریکایی چه انگلیسی- بوده است یعنی درست همان زمانی که توسط ناپدری اندونزیاییش در سال 1967 پذیرفته شد.اوباما چطور با ملیت غیرامریکایی، رییس‌جمهور امریکا شده است؟ وی افزود: اما حقیقت هرچه باشد، مردم آمریکا می‌خواهند بدانند که اوباما چطور بین سال‌های 1981 تا 2008 توانسته یک "شهروند آمریکایی متولد شده در این کشور" و اکنون با ملیت غیرآمریکایی رییس‌جمهور امریکا شود.معاون سردبیر این نشریه امریکایی با بیان این که اوباما طی 13 ماه گذشته توانسته از خود در برابر این موضوع حساس و دارای طبیعت مخرب برای امریکا محافظت کند، یادآور شد: اما این مسأله شک‌ برانگیز است که چرا کنگره و یا دادگاه عالی آمریکا، هیچ تلاشی برای وادار ساختن اوباما به انجام شفاف‌سازی نمی‌کنن
هفته نامه رستم ثنا:پیام آفتاب


تاريخ : پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

به ياد شهدا
انسانهايي كه مردي را مردانه تفسير كردند
 

هوالمحبوب

يادمه سه سال پيش اين مطلب رو نوشتم اما هنوز هر صبح جمعه كه بهشت زهرا مي رم قصه ديدار من با دوستام و درد دلهام ادامه داره اين روزا وقتي سر مزار اين دوستام مي شينم بهشون اعتراض مي كنم يعني چي انگار نه انگار اينهمه التماس اينهمه دلتنگي چرا دعا نمي كنيد بيام  به خدا دلم براي همتون يه ذره شده .
ديگه وقتي توي بهشت زهرا بين مزار شهدا قدم مي زنم وقتي باد توي پرچمهاي قشنگ ايران و ياحسين (ع)و يا ابوالفضل (س)سر مزار اونها مي وزد و آنها را تكان مي دهد مي رم توي صف رزمنده ها توي جبهه ها انگار همه اونها پرچم بدست هنوز رو به خميني آن پير و مراد عاشقان فرياد مي زنند ما همه سرباز تو ايم خميني گوش به فرمان توايم خميني  باور كنيد عشق رو مي شه توي تك تك چهره هاي اين شهدا در بالاي مزارشان ديد

با سلام
سالهای عمرم داره سپری می شه رنگ سفيد بيشتر موهايم را گرفته بقول بعضی از دوستان ديگه افتادم تو سرازيری رفتن اما وقتی به گذشته نگاه می کنم دلم سخت می گيره برای کارهايی که انجام دادم و برای  کارهايی که بايد انجام ميدادم ولی انجام ندادم روزهای سختی را پشت سر گذاشتم چه از روزهای سخت اول انقلاب و چه روزهايی نخست پيروزی انقلاب و خبر شهادتهای دوستانم در کردستان ،عمرم چون برق و باد گذشت هفته گذشته مثل خيلی از جمعه های گذشته به عشق ديدار دوستانم به بهشت زهرا رفته بودم و طبق معمول قطعه ۲۴ پاتوق هميشگيم وبعدش قطعه ۵۳

شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادي وصولشان  عند ربهم يرزقونند (شهيدآويني)

اين هفته وقتی مثل هميشه اول  برای شکايت سر خاک يکی از دوستام رفته بودم که بنحوی سرنوشت من با شهادت او گره خورده بود تنها تونستم يک فاتحه بخوانم و نگاهی به صورت زيبايش بياندازم و بگويم دلم برات خيلی تنگ شده اونقدر تنگ که تحمل اين قفس رو ندارم و برای اومدن لحظه شماری می کنم تا اونجا برات بگم اينجا خيلی از آدما از دينداری تنها پوسته ای را دارند ديگه عشق معنای قشنگ اون روزا رو نداره تا برات بگم غيرت برای بعضی ها تنها يه شعار شده تا برات بگم شرف ديگه قصه ای شده برای آدمای تو قصه ها  آره اونم مثل هميشه با نگاه پر از محبتش منو نگاه می کرد و لبخند قشنگشو تحويل من می داد انگاری می گفت سيد باز کم آوردی  می دونيد بعضی موقعها هم زير نگاه سنگين اين شهيد خورد می شم بعضی موقعها احساس می کنم خيلی عقب افتادم خيلی اونقدر که ديگه با هيچی نمی تونم خودمو به اون برسونم وقتی هم که می خوام ازش خداحافظی کنم هميشه احساس شرم می کنم نمی دونم چرا  ، يواش يواش از کنار قبر اون که فاصله کمی با قبر شهيد چمران و بروجردی و رضا چراغی داره فاصله می گيرم و يواش يواش مثل هميشه رفتم سر قبر رفقايی که هرگز بودن در کنارشون از حافظه ام پاک نمی شه

رضا چراغی عزيز با اون چهره زيباش يادش بخير کنار دستش هم فرمانده عزيزم بروجرودی آرميده يادش بخير سال ۵۹ بود شهيد بروجردی اومده بود مريوان به عنوان سرکشی و پاتوقش هم مقر ما بود يک شب طبق معمول ساعت ۱۲ شب برای گشت شبانه به خيابون زده بودم ناگهان ديدم از کنار پياده رو يک نفر يواش يواش عبور می کند نزديکش که رسيدم ديدم شهيد بروجردی است سلام کردم خيلی دوستش داشتم ازش سوال کردم برادر بروجردی کجا بوديد سرشو که بالا گرفت مجذوب چشمهای مهربانش شدم و او با مهربانی گفت منزل دوستان پيشمرگ مسلمان کرد بودم گفتم برادر بروجردی مواظب خودتون باشيد چرا تنها و اون تنها خنده ای کرد و به سمت مقر رفت هنوزم سر قبرش که می رم اون خنده قشنگو می شه توصورت زيبايش و با اون ريشهای بورش ديد بروجردی برای من مفهوم عشق و داشت يادش بخير

شهيد عزيز بروجردي

و سه چها تا قبر اون طرفتر قبر شهيد عباس کريمی قرار دارد منو عباس با هم تو يک واحد بوديم و کلی با هم کر کری داشتيم ماها بچه تهرون بوديم واونا بچه کاشون روزی که وارد منطقه مريوان شديم واحد ما تشکيل شده بود از دو سه نفر من تازه ۱۶ سالم تمام شده بود و بعد از چند ماه عباس کريمی به واحد ما ملحق شده اون موقعها بحث بين طرفداران بنی صدر و مخالفينش گرم بود و ما هم تو جلسات خودمون معمولا کلی با هم بحث داشتيم يادش بخير و بعد از مدتها عباس به اتفاق برادر احمد به جنوب رفت و تیپ محمد رسول الله (ص) را تشکيل دادند هيچ وقت يادم نمی ره سر عمليات والفجر ۴ بود اگر اشتباه نکرده باشم لشگر حضرت رسول منطقه مريوان بود من با پيکان برای ماموريتی رفته بودم اروميه و موقع برگشتن از طريق بانه زدم به خط عمليات واز توی خط زير آتش دشمن به سمت مريوان رفتم از بعضی از بچه های لشگر سراغ عباس کريمی رو گرفتم گفتند فرمانده تیپ سلمان شده نزديک مريوان ونزديک پنجوين به مقر تیپ سلمان رفتم همونجا يکی از دوستانم رو که بعدا شهيد شد به نام شهيد نيکخواه را ديدم بعد از حال و احوالپرسی از اون پرسيدم از عباس کريمی خبری نداری و اون گفت اتفاقا عباس کريمی الان همينجا همين چادری هست که کنارش ايستاده ايم و داخل چادر است برو ببينش ظاهرا با من شوخی کرد و به من نگفت عباس کل فرمانده هان گردانهای تیپ رو جمع کرده و داره با اونا صحبت می کنه منم درب چادرو باز کردم و رفتم تو يک دفعه ديدم حاج عباس اونور چادر نشسته و اطرافش فرماندهان گردانها حلقه زده اند و کالک عمليات جلوشون پهنه و يک دفعه همه برگشتند منو نگاه کردند از خجالت سرخ شدم وفقط باسر سلامی کردم و از چادر خارج شدم بفاصله يک دقيقه حاج عباس از چادر اومد بيرون منو بغل کرد و بوسيد وگفت عليرضا اينجا چيکار می کنی وقتی قصه اومدنم رو با پيکان براش گفتم کلی خنديد و گفت تو هيچوقت نمی خواهی از ماجراجويی دست برداری و اون آخرين باری بود که من اونو ديدم و از اون خداحافظی کردم حالا هر وقت ميام بهشت زهرا وقتی بالا سرقبرش می رسم و عکس قشنگشو با  اون خنده هميشگی می بينم فقط نگاهش می کنم و بغضم می ترکه ومثل حالا گريه امونم نمی ده  فقط می گم  عباس جون منو يادت نره من هنوز همون عليرضام  

شهيد عباس كريمي

يادمه از زمانی که خودمو شناختم سرم تو کتاب بوده يه زمانی تو همون دوران ابتدايی تمام کتابهای تو رديف سنی خودمو تو کتابخونه پارک لاله خونده بودم بحدی که ديگه وقتی می رفتم کتابخانه تنها ميتوانستم کتابهايی رو امانت بگيرم که متعلق به سنينی بيش از من بود و خيلی رمان و داستان می خوندم و هميشه آرزو داشتم روزی بتونم نويسنده بشم من با قهرمانان داستانهای کتابهايی که می خوندم زندگی می کردم قبل از اينکه به سراغ کتابهای مذهبی در دوران راهنمايی برم تنها کتابهای داستان می خوندم ديگه همه فاميل منومی شناختند يعنی هر وقت من به جايی می رفتم و در آن خونه کتابی را که خوشم ميومد پيدا می کردم ديگه از همه جدا می شدم و همه می دونستند من ديگه نه غذا می خورم و نه صدای کسی را می شنوم چون من به دنيايی می رفتم که اون موضوع داستان بود و حالا بعد از گذشت چهل و اندی سال از عمرم می بينم زندگی خودم شبيه همون کتابهايی شده که سالهای گذشته اونها را خونده بودم و شايد بعضی مواقع داستان زندگی افرادی همچون من  بسيار هيجان آميزتر و رمانتيکتر و آميخته به يک تراژدی تلخ و شيرين است و شايد هرگز در قالب کتابی نوشته نشود اما هنوز ما هستيم در دنيايی که انگار به اين دنيا تعلقی نداريم و يا از اين زمان نيستيم  می دونيد اين روزها تنها زمانی کمی آروم می شم که می رم سر قبر دوستام و با ديدن صورتهای زيبای اونا باور می کنم ما هم بايد بريم شايد زودتر از اونی که فکر می کنيم  دعامون کنيد فقط هنگام رفتن روسياه نزد دوستامون نريم . منو ببخشيد

شهيد داود عجب گل

روزگاري من شدم او (شهيد داود عجب گل)

شهيد جلال آقا كثيري

دوست شهيدم جلال آقا كثيري

و به ياد همه دوستان و اقوام شهيدم  حاج سعيد افضلي فر (شوهر خواهر مهربانم)، محمد افضلي فر (خواهرزاده عزيزم)  غلامرضا مهدي سلطاني (پسر دايي گلم) و دوستان شهيدم ، رضا دستواره ،صادق سرابي نوبخت ، مهدي هدايتي ،اسماعيل حاج نوروزي ،حمدالله مرادي، همه و همه و به ياد معلم شهيدم مرتضي توپچي

و روزگاری بايد مقابل شهدا قرار بگيريم و نگاهشان را پاسخ گوييم براستی چه پاسخی داريم به نگاه پرسشگر آنها بدهیم؟



تاريخ : پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

نقش انگلیس در اغتشاشات فراتر از خبرهای اعلام شده می باشد

 

انگلیس در طراحی و سازماندهی  آشوبها و اغتشاشات  بعد از انتخابات ریاست جمهوری در تهران و برخی شهرهای دیگر نقش  گسترده ای داشته است ، به طوری که نقش فعال این دولت استعماری  در اغتشاشات  بسیار فراتر از خبرهای منتشر شده در رسانه های ایران است و به باور کارشناسان ، گستره عملیات انگلیس در ایجاد اغتشاشات  صدها برابر عملیاتی است که دولت انگلیس در جریان کودتای 28 مرداد 1332 در جریان سرنگونی دولت مصدق  انجام داد.

دخالت ماموران امنیتی  سفارتخانه انگلیس در تهران و بکارگبری نیروهای بومی در پوشش کارمند محلی برای حضور در میدانهای اغتشاش ، ایجاد هماهنگی میان عناصر لندن نشین اصلاح طلبان و عناصر غربگرا نظیر مهاجرانی و مخلمباف و...، اعزام عده زیادی از افراد ویژه  در آستانه انتخابات از انگلیس به تهران ،اعزام ماموران اطلاعاتی در قالب خبرنگار ، حمایت رسانه ای گسترده از اغتشاشگران با رسانه های فارسی زبان و رسانه های متعدد دولت انگلیس به زبانهای دیگر جهان ، حمایت سیاسی آشکار توسط مقامات انگلیس از سران اغتشاشگران و تحریک کندگان به تجمعات غیرقانونی ، اعزام عده ای از مزدوران انگلیس از افغانستان به ایران از طریق مرزهای شرقی برای انجام عملیات خرابکارانه ، برگزاری جلساتی با مدیریت یک دیپلمات امنیتی انگلیس در سفارتخانه این کشور در تهران  و حضور عناصر ویژه  ایرانی در این جلسات پیش از انتخابات  ، طراحی و اجرای طرح قتل خانمی به نام ندا آقاسلطان و فرار مظنون به قتل به انگلستان ، ایجاد شبکه هایی از بزهکاران حرفه ای برای  خشونت آفرینی و قتل در اغتشاشات ، انجام تدابیر سیاسی برای فشار بر دولت ایران در سطح بین الملل از طریق پارلمان و اتحادیه اروپا ، تنها گوشه هایی از عملیات گسترده انگلیس برای بر هم زدن نتیجه انتخابات ملت ایران است.

یک کارشناس سیاسی در گفتگو با میثاق گفت : عملیات دولت انگلیس برای بر هم زدن  نتیجه انتخابات ، تنها عملیات دولت انگلیس نبود . این عملیات عملیاتی بود که مجموعه سرویسهای اطلاعاتی غرب  برای انجام آن در ایران هماهنگ شده بودند و کشورهای زیادی از جمله امریکا ، آلمان ، فرانسه ، هلند  و ... درگیر آن بودند.

وی افزود: غرب و بخصوص انگلیس و امریکا تمام تجارب خود از اجرای " کودتاهای مخملی " در کشورهای مختلف را در قالب طرحی ویژه به اضافه افزوده های جدید ، پیش و بعد از انتخابات ریاست جمهوری در داخل و خارج از ایران  اجرا کردند و هدف آنها تنها جلوگیری از انتخاب احمدی نژاد نبود ، آنها هدفهای بزرگتری هم داشتند از جمله بر هم زدن ثبات داخلی ایران و بازداشتن ایران از حرکت در مسیر هسته ای شدن که این اهداف به دلیل مدیریت هوشمندانه رهبری و قاطعیت ایشان در حفظ حقوق ملت و حمایت گسترده مردم از رهبری و نظام و عملکرد مناسب پلیس و دستگاههای امنیتی  ناکام ماند.

 

تلاش میر حسین موسوی برای فرار از مجازات

 

به دنبال گسترش موضع‌گيريهاي نخبگان سياسي و حقوقي، نمايندگان مردم و مطبوعات و رسانه‌هاي مستقل دربارة محاكمه عوامل مؤثر دخيل در اغتشاشات، تلاش ميرحسين موسوي براي فراز از مجازات آغاز شده است.

طي روزهاي اخير، گروههايي از حقوقدانان به صورت جمعي و فردي مطالب گسترده‌اي را با توجه به نقش آشكار موسوي در برپايي تجمعات و اغتشاشات و انطباق آن با مواد قانوني منتشر كرده‌اند. ميرحسين موسوي در آخرين بيانيه خود، از تأسيس حزب سخن گفته است. روزنامة كيهان در يادداشتي صريح نوشت:

موسوي اگرچه در بيانيه اخير و پرتناقض خود، بخش ديگري از مأموريت ديكته شده بيروني را -همانگونه كه از قبل پيش بيني شده بود- به اجرا درآورده است ولي اين بيانيه با هدف ديگري نيز منتشر شده است كه فرار از مجازات قطعي به جرم قتل انسان هاي بي گناه، برپايي آشوب و بلوا، اجير كردن اراذل و اوباش براي تعرض به جان و مال و ناموس مردم، همكاري آشكار با بيگانگان و ايفاي نقش ستون پنجم آمريكا در داخل كشور و دهها جرم مشهود ديگر از جمله آنهاست. جنايات هولناك و خيانت آشكاري كه متهمان اصلي آن از جمله موسوي و خاتمي بايد در دادگاهي علني و در مقابل چشم مردم مظلوم و خونخواه پاسخگوي آن باشند.

كيهان افزود:

 تاسيس حزب تابع قوانين تعريف شده اي است كه سلامت سياسي اعضاي اصلي و تشكيل دهنده حزب از جمله شرايط آن است. بنابراين حزبي كه آقاي موسوي در بيانيه اخير خود از تلاش براي تاسيس آن خبر داده است نمي تواند قانوني باشد، زيرا اعضاي اصلي آن نظير ميرحسين موسوي و محمد خاتمي به ارتكاب جرايمي (برپايي آشوب، قتل انسانهاي بيگناه ، همكاري با بيگانگان) متهم هستند. از اين روي بعيد نيست موسوي و حلقه پيراموني او كه قانون ستيزي ويژگي شناخته شده و بارز آنهاست، حزب مورد نظر را بدون مجوز قانوني تشكيل دهند. در اين صورت نام واقعي آن «ستون پنجم دشمن» خواهد بود، ترجمان ديگري از «آتش زير خاكستر فتنه» و چاره آن، اين سخن حضرت امير عليه السلام كه چشم فتنه را بايد كور كرد.

 

 

خدمات اغتشاشگران به سارقان

اغتشاش آفريني عناصر قانون‌شكن در تهران فرصتي طلايي براي سارقان اموال مردم پديد آورد تا بتوانند فعاليت‌هاي خود را براي دزديدن اموال مردم افزايش دهند.

سردار احمدي مقدم فرمانده نيروي انتظامي كشور در اين باره گفت: در روزهاي اغتشاشات سرقت تا 2 برابر افزايش پيدا كرده بود و كلانتريها به دليل درگيري در اغتشاشات قادر به ارائه خدمات نبودند كه در نتيجه دود بي‌قانوني و بي‌نظمي به چشم مردم رفت.

 

عضو دفتر مشاوران حقوقي رياست جمهوري

مسوولان نظام از برخورد خشونت‌بار اجتناب كنند!

دكتر هاشم‌زادة‌ هريسي عضو دفتر مشاوران حقوقي رياست جمهوري گفت: «‌فرمايشات مقام معظم رهبري در نماز جمعة تهران در خصوص مسايل اخير كشور ( انتخابات و اغتشاشات) كاملاً شفاف، قاطع و همه‌جانبه بود و جاي تحريف و برداشت يكسويه در آن باقي نمانده است» وي افزود: « اگر گروه يا شخصي فرمايشات رهبر معظم انقلاب را به نفع خود مصادره كند، بيشترين خيانت را به ولايت فقيه كرده است».

هاشم‌زاده هريسي عليرغم مواضع شفاف و قاطع رهبري در نماز جمعة تاريخي تهران دربارة عوامل اغتشاشات و حتي دخالت دولتهاي بيگانه بخصوص انگليس و نيز اشاره صريح رهبري درباره «فرماندهان پشت صحنة اغتشاشات»، گفت: «‌براي حل مشكل بايد طرفهاي درگير[؟] و همه مردم مخصوصاً طرف پيروز و مسوولان نظام [؟] از هر نوع برخورد خشونت‌بار و سخنان تحريك‌آميز كه بنزين ريختن بر آتش است، اجتناب كنند. طرفهاي درگير و همه مردم مخصوصاً طرف پيروز و مسوولان نظام بايستي با برخوردها و گفتارهاي محبت‌آميز و منصفانه و عادلانه آب بر روي آتش بريزند و زمينة تحقق رهنمودهاي رهبري و فصل‌الخطاب بودن آنها را فراهم سازند».

هاشم‌زاده هريسي بدون اشاره به اينكه كدام جريان و چه كساني از فرداي انتخابات هواداران خود را به خيابانها ريخته و دست به اغتشاش و خشونت‌زده و چه كساني بيانيه‌هاي فراخوان براي تجمعات غيرقانوني صادر كرده‌اند، گفت: «خيال نكنيم اگر توپ و تشرزده و خشونت كنيم، طرف مقابل عقب خواهد نشست».

اينكه مواضع آيت‌الله دكتر هاشم‌زاده هريسي (نماينده مجلس خبرگان) تا چه حد با مواضع «شفاف و قاطع» رهبري در نماز جمعه تاريخي تهران منطبق است، به خوانندگان ارجاع مي‌دهيم.

 

تلاش مافیای نفت برای اعتصاب در صنعت نفت

شبکه اصلی هدایت و مدیریت اغتشاشات خیابانی برنامه های خود را به گونه ای طراحی و پی ریزی کرده بودند که علاوه بر تنش های بیرونی، در داخل ادارات، سازمان ها وارگان های دولتی نیز تنشج آفرینی کرده و اعتصاب عمومی کارکنان را موجب شوند.

به گزارش جهان، از جمله کسانی که با برنامه ریزی قبلی در صدد ایجاد اعتصاب و تنشج در وزارت نفت بود شخصی به نام "م" مدیر یکی از پالایشگاه های کشور و از مدیران عالی رتبه وزارت نفت بوده که پس از دستگیری، اعترافات گسترده ای را درباره چگونگی اقدامات و دامن زدن به ناآرامی ها در ادارات تابعه وزارت نفت انجام داده است. این فرد که در یک خانه تیمی دستگیر شده است پرده از سناریویی برداشته که بر پایه آن، گام بعدی رهبران آشوب گری و اغتشاش آفرینی در کشور، ایجاد هرج و مرج و مختل کردن سیستم اداری کشور معرفی شده است.

هر چند اقدامات این فرد با واکنش منفی کارمندان و حتی مدیران میانی وزارت نفت مواجه شد اما برنامه اصلی این شبکه، برقراری اعتصاب عمومی و دست از کارکشیدن کارگران و کارکنان صنعت نفت به عنوان یکی از اصلی ترین ادارات دولتی با هدف فلج کردن فعالیت های عادی مردم و ایجاد مشکل در کشور بوده است.

بر اساس این گزارش، به موازات غائله آفرینی این مدیر عالی رتبه نفتی، تحرکاتی نیز در وزارت راه و ترابری در حال انجام بود که در صورت موفقیت، کارکنان و کارمندان این سازمان عظیم دولتی نیز دست از کار کشیده و اعتصاب عمومی می کردند که این امر نیز با بی توجهی و عدم همکاری پرسنل این وزارتخانه خنثی و بی اثر شد. یک مدیر ارشد نیز در همین رابطه دستگیر و به اقدامات خطرناک خود اعتراف کرده است

باهنر در پشت صحنه

 

رسایی نماينده قم در پاسخ به اینکه شما و آقای باهنر چه اختلافی با یکدیگر دارید که اینگونه در صحن علنی مجلس (جلسه 9 تير) آن را مطرح می‌کنید، گفت: من اختلافی با ایشان ندارم، اما آقای باهنر تمامی تلاششان را در پشت صحنه برای پیروزی آقای موسوی انجام دادند و حالا که به هدفشان نرسیده‌اند، نمی‌دانم چرا از ما ناراحت هستند.

 



تاريخ : پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
 
آخرین به روز رسانی: 1 ساعت و 4 دقیقه قبل
 


تاريخ : پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
جدیدترین اخبار
 
 

تکذيب فوت دراثر آنفلوانزاى خوکى درايران

 

سازمان حج وزيارت از لغو عمره ماه رمضان خبرداد

 

امضاى7 يادداشت تفاهم بين ايران و عمان

 

تکذيب‌استفاده احمدى نژادازبالگردبراى‌رفتن به مجلس

 

تکذيب واگذاري مدارس به تعاوني‌ها و حوزه هاي علميه

 

متکي: آغاز مرحله جديدي از روابط ايران و عمان

 

معلمان حق التدريس بيمه مي شوند

 

بيش از 104 هزار معلم امسال بازنشسته مي شوند

 

بانک مجازي ضرورت بانکداري الکترونيک

 

آمادگي بانکها براي پرداخت وام ساخت مسکن

 

تعمير جنگنده F14 در ايران

 

ايران و عمان 7 يادداشت تفاهم امضا کردند

 

ايجاد 400 بازارچه صنايع دستي در کشور مي شود

 

 

برپايي نمايشگاه‌هاي عرضه مستقيم کالا دررمضان

 

پرداخت 75 درصدي هزينه درمان خدمات سرپايي

 

آخرين آمار ايدز اعلام شد

 

ايجاد 115 ميليارد مترمکعب مخزن آب

 

ساخت جت آموزشى کوثر در نيروي هوايي

 

جريان‌شناسي صفار هرندي از بروز نفاق در انقلاب

 

‌ايران‌اير‌تور و هتل‌هاى زنجيره‌اى هما واگذار مى‌شوند

 

شروط سه گانه ايران براى اصلاح قرارداد کرسنت

 

امامي کاشاني امام جمعه اين هفته تهران

 

دعوت از وديعه‌گذاران حج تا 15 آذر 83 براي ثبت نام

 

 



تاريخ : سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

دبيرخانه شوراى عالى امنيت ملى:

مسئولان خاطى بازداشتگاه کهریزک برکنار شدند

دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی مسوولان ذی‌ربط را مکلف کرده علاوه بر جبران زیان‌های وارده به افرادی که نسبت به حقوق آنها تعدی صورت گرفته تسهیلات لازم را برای رسیدگی به شکایت آنان فراهم کند.

دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی اعلام کرد: به دنبال تعطیلی بازداشتگاه کهریزک با پیشنهاد هیات ویژه دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی افراد و مسئولان خاطی از سمت‌های خود برکنار شدند و تحت تعقیب قضایی قرار می‌گیرند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت به نقل از فارس، دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی اعلام کرد: در پی تاکید مقام معظم رهبری بر برخورد دقیق و قانونی با عوامل تعرض به حقوق شهروندی و اقدام فوری هیات ویژه دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی در بازدید از بازداشتگاه تعطیل شده کهریزک و تحقیق از مسوولان بازداشتگاه، مقامات و ماموران انتظامی و قضایی و نیز دیدار با بازداشت‌شدگان و خانواده‌های افراد آسیب دیده در اغتشاشات اخیر و بررسی گزارش‌های بیمارستانی و پزشکی قانونی به پیشنهاد این هیات تمام افراد خاطی اعم از مسئولان و ماموران انتظامی و قضایی مربوطه از مسئولیت‌های خود برکنار می‌شوند و پرونده‌های انتظامی و قضایی آنان برای رسیدگی به تخلفات و اتهامات تشکیل می‌شود.
بر همین اساس دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی مسوولان ذی‌ربط را مکلف کرده علاوه بر جبران زیان‌های وارده به افرادی که نسبت به حقوق آنها تعدی صورت گرفته تسهیلات لازم را برای رسیدگی به شکایت آنان فراهم کند.
هیات ویژه دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی بار دیگر بر لزوم رسیدگی به جرایم و تخلفات از مسیر قانونی و حفظ حقوق شهروندی متهمان تاکید کرده است.

 



تاريخ : سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

۳  آمریکایى در مرز کردستان بازداشت شدند

*این سه نفر که هنوز هویت آنها مشخص نشده است در مرز ملخ‌خور شهرستان مریوان دستگیر شدند

معاون سیاسی ـ امنیتی استاندار کردستان از دستگیری سه آمریکایی که غیر مجاز وارد ایران شده بودند، خبر داد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت به نقل از فارس، ایرج حسن‌زاده امروز اظهار کرد: این سه نفر که هنوز هویت آنها مشخص نشده است در مرز ملخ‌خور شهرستان مریوان دستگیر شدند.
وی با بیان اینکه دو نفر از آنان مرد است، گفت: در حال حاضر آنها تحت‌الحفظ بوده و هیچ گونه اعترافی از آنها گرفته نشده است.
معاون سیاسی ـ امنیتی استاندار کردستان تصریح کرد: این افراد که میانسال هستند، دارای ویزای سوریه و عراق هستند و هر کسی که بخواهد غیرمجاز از مرزهای کردستان وارد کشور شود، دستگیر خواهد شد.

 



تاريخ : سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

           عراق مصصم به اخراج منافقین از خاک عراق است

 

نخست وزیر عراق در پاسخ به خبرنگار خبرگزاری فارس درباره خروج منافقین از خاک عراق گفت که مصمم به اخراج اعضای منافقین از عراق هستیم.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانى دولت به نقل از فارس،"نوری المالکی " که در پایان مراسم استقبال از خانواده‌ قربانیان حمله‌ شیمیایی شهر حلبچه‌ در جمع خبرنگاران حاضر شد،درباره وضعیت آینده منافقین در عراق اظهار داشت: ما همیشه‌ موضع روشنی در قبال همه‌ گروه‌های تروریستی داشته‌ایم، آنها باید خاک عراق را ترک کنند و حکومت نیز از ابتدا تاکنون بر این اصل پافشاری کرده‌ است.
وی در ادامه پاسخ خود رفتار ناشایسته‌ نیروهای پلیس عراق به منافقین دربند پادگان اشرف را رد کرد و گفت: رفتار ما با نیروهای آنها همیشه‌ در چارچوب کنوانسیون‌های بین‌المللی بوده‌ و رفتار ناشایسته‌ای نیز با آنها انجام نداده‌ایم.
پس از اینکه پلیس عراق طبق قانون اساسی این کشور کنترل پادگان اشرف را در اختیار گرفت، اعلام کرد که منافقین یک ماه مهلت دارند خاک عراق را ترک کنند.
سازمان منافقین از جمله گروه‌های تروریستی است که در جنگ ایران و عراق علیه ملت ایران و در حادثه انفال نیز علیه ملت عراق و کردها عملیات کردند و طبق اسناد موجود در کشتار مردم بی‌گناه ایران و عراق دست دارند.

 



تاريخ : سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
تاریخ انتشار: 13/5/1388
رهبر معظم انقلاب در ديدار پادشاه عمان:
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: کشورهای منطقه خلیج فارس باید با همکاری یکدیگر ضمن تأمین امنیت این منطقه، بیش از پیش زمینه اتحاد را فراهم کنند.
تاریخ انتشار: 13/5/1388
جديدترين‌ خبرها از زبان سخنگوي کارگروه تحول اقتصادي؛
* تجدیدنظر در مصوبات کمیسیون ویژه
* پرداخت یارانه نقدی به 5 دهک
* حذف جدول قیمتگذاری حا


تاريخ : دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
رهبر معظم انقلاب در مراسم تنفيذ حکم رياست جمهوري دهم:

رئیس جمهور و دولت دهم متعلق به آحاد ملت وهمه رأی‌دهندگان انتخابات 22 خرداد است

* مردم آگاه ایران را با مسجد ضرار نمی توان فریب داد * در این انتخابات ثابت شد دشمن همیشه در کمین است

در آستانه عید عظیم و پربرکت میلاد منجی عالم بشریت، حضرت ولیعصر، مهدی موعود ارواحنا لمقدمه فداه، مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری، صبح امروز در فضایی سرشار از شکوه و معنویت برگزار شد و رهبر معظم انقلاب اسلامی با تجلیل از حضور چهل میلیونی ملت بزرگوار ایران در حماسه ماندگار 22 خرداد، با تنفیذ رأی ملت، آقای احمدی نژاد را به ریاست جمهوری منصوب کردند.
رهبر معظم انقلاب در حکم تنفیذ دوره دوم ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد، حضور 85 درصدی مردم هوشمند و سرافراز در انتخابات ریاست جمهوری دهم را نشانه آشکار امید، دلبستگی و «غیرت و اهتمام» ملت پرافتخار ایران به دسترنج سی ساله خود برشمردند و با سپاسگزاری از رحمت و فضل پروردگار حکیم، رأی قاطع و بی سابقه مردم را، رأی به گفتمان پربرکت و عزتمدار انقلاب اسلامی، مبارزه با «فقر و فساد و تبعیض و اشرافیگری»، کار و تلاش خستگی ناپذیر و ایستادگی شجاعانه در مقابل سلطه گران بین المللی دانستند.
حکم تنفیذ ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد را حجت الاسلام والمسلمین محمدی گلپایگانی رئیس دفتر مقام معظم رهبری را قرائت کرد.

در ادامه مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی با تبریک میلاد با سعادت حضرت ولیعصر (عج) تقارن این عید بزرگ با مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری را امری مبارک دانستند و تأکید کردند: پدیده بدیع، جذاب و تأمل برانگیز مردمسالاری دینی که مبین ترکیب شگفت آور حضور پرشور و جدی مردم در انتخابات و توجه و اهتمام همزمان آنان به معیارهای اسلامی و الهی است پاسخی جدی به نیازهای امروز جامعه بشری به شمار می آید.
ایشان با اشاره به عدم حضور مردم در تمامی صحنه های تصمیم گیری دوران طاغوت، همکاری و حمایت مدعیان دمکراسی و حقوق بشر با رژیم دیکتاتور و موروثی قبل از انقلاب را یادآور شدند و افزودند: در پرتو انقلاب عظیم ملت، حضور مردم در صحنه و خشوع در مقابل احکام الهی، حقیقت واحدی به نام جمهوری اسلامی را شکل داده اند.
حضرت آیت الله خامنه ای بحث درباره اولویت داشتن جمهوریت یا اسلامیت را بحثی انحرافی و بی معنا دانستند و خاطرنشان کردند: جمهوریت و اسلامیت دو عنصر جدا از یکدیگر نیستند چرا که تکیه به مردم و احترام به خواست و رأی آنان، در دل اسلامیت و اتکای به احکام الهی قرار دارد.
حضرت آیت الله خامنه ای حوادث و فراز و نشیبهای سه دهه اخیر را، اثبات کننده کارآمدی نظام جمهوری اسلامی خواندند و افزودند: برگزاری حدود 30 انتخابات با حضور گرایشهای گوناگون سیاسی در 30 سال اخیر و انتخاب «اصل نظام، قانون اساسی و مدیریتهای اساسی کشور» با رأی مردم، نشان دهنده ظرفیت عظیمی است که اکثر ناظران بیرونی، حتی اگر غرضی نداشته باشند در درک و فهم آن ناتوان بوده اند.
رهبر انقلاب اسلامی انتقال توأم با آرامش و احترام قدرت و دست بدست شدن مسئولیتهای اجرایی در سالهای پس از پیروزی انقلاب را نشانه هایی از ظرفیت تحسین برانگیز نظام برشمردند و خاطرنشان کردند: در این سالها در بخشی از مدیریتها و عملکردهای آنان گاه زاویه هایی با مبانی نظام دیده شده است اما انقلاب با هضم درونی این موارد عملاً آنها را در مسیر گسترشِ تواناییهای خود به کار گرفته و با افزایش ظرفیت و تجربه خود، با قدرت بیشتر به راه خود ادامه داده است.
ایشان مردم سالاری دینی و ترکیب ذاتی اسلامیت و جمهوریت را راز ماندگاری و آسیب ناپذیری جمهوری اسلامی دانستند و تأکید کردند: به فضل الهی و هوشیاری مردم و مسئولان این حقیقت مصونیت بخش، همواره حفظ خواهد شد.
بخش دیگری از سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی در مراسم پرشکوه تنفیذ به تبیین پیامها و تجربه های مهم انتخابات مبارک 22 خرداد اختصاص داشت.
حضرت آیت الله خامنه ای اثبات قدرت نظام جمهوری اسلامی در جلب اعتماد ملت و بسیج توده ها را اولین پیام انتخابات بسیار مهم ریاست جمهوری دانستند.
ایشان در همین زمینه افزودند: برخی در سالهای پس از انقلاب منتظر بوده اند که نظام اسلامی کهنه شود و از چشم مردم بیفتد اما انتخابات اخیر و شکسته شدن نصابهای جهانیِ حضورِ ملتها در انتخابات، این حقیقت روشن را نشان داد که نظام اسلامی پس از 30 سال در جلب اعتماد مردم و بسیج آنها موفق تر و قدرتمندتر شده است و این حقیقت ناب نباید با برخی قضایای حاشیه ای انتخابات، از نظرها دور بماند.
حضرت آیت الله خامنه ای، وجود اعتماد متقابل میان نظام و مردم را دومین پیام انتخابات 22 خرداد خواندند و خاطرنشان کردند: باز بودن عرصه برای به صحنه آمدن و گفتگو و بحث گرایشهای گوناگون، نشانه اعتماد به نفس نظام اسلامی و اعتماد نظام به ملت بود.
ایشان در همین زمینه افزودند: مردم نیز متقابلاً به نظام اعتماد کردند و با ریختن آرای عظیم خود به صندوقها، توجه و اقبال ملت به نظام منتخب خود را اثبات کردند و این واقعیت نشان می دهد کسانیکه از بی اعتمادی مردم حرف می زنند اگر از روی غرض ورزی نباشد از روی غفلت است.
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: اعتماد مردم سرمایه اصلی نظام است و از همه مسئولان و دست اندرکاران بخشهای مختلف انتظار جدی داریم که با رفتار خود، این اعتماد گرانقدر به طور مستمر افزایش دهند.
وجود نشاط و امید در مردم، سومین نکته ای بود که رهبر انقلاب به عنوان پیامهای انتخابات اخیر ریاست جمهوری به آن پرداختند.
ایشان خاطرنشان کردند: دلِ افسرده و ناامید وارد عرصه انتخابات نمی شود و حضور پرشور جوانان و دیگر قشرها در پای صندوقهای رأی نشان دهنده امیدی است که درباره آینده در جامعه وجود دارد.
رهبر انقلاب اسلامی پس از تبیین پیامهای انتخابات 22 خرداد به بررسی تجربیات این رویداد مهم پرداختند.
حضرت آیت الله خامنه ای با دعوت از مردم و آحاد مسئولان برای جدی گرفتن این تجربیات افزودند: حوادث انتخابات جداً به ما هشدار می دهد که دشمن همیشه در کمین است و غفلت از ضربات احتمالی او حتی در بهترین شرایط، بسیار خطرناک است.
ایشان، برنامه و تلاش دشمن در ایجاد دغدغه و دردسر برای مردم را واقعیتی متکی بر اطلاعات دانستند و افزودند: تجربه مهم انتخابات 22 خرداد این است که اگر در عرصه سیاسی و اجتماعی به یکدیگر بدبین باشیم و به چشم دشمن به هم نگاه کنیم و اگر فکرو بصیرت نداشته باشیم، از سوی دشمنان حقیقی ضربه می خوریم.
رهبر معظم انقلاب اسلامی تأکید کردند: آحاد ملت، همه مسئولان، صاحبان گرایشهای مختلف سیاسی، دلبستگان به کشور و نظام، همه و همه باید به معنای واقعی بیدار و هوشیار باشند که البته ملت خوشبختانه هوشیار بود و نگذاشت دشمن در فضای غبارآلود، به اهداف خود برسد.
حضرت آیت الله خامنه ای دشمنان را نیز به تجربه اندوزی از حوادث اخیر دعوت کردند و تأکید کردند: دشمن بداند که با چه ملت و نظامی روبروست و تصور نکند با کارهای پیش پا افتاده می تواند ملت را به زانو درآورد.
رهبر انقلاب اسلامی در همین زمینه هشدار دادند: دشمنان در این خیال نباشند که با تقلید مغلوط از حضور عظیم مردم در انقلاب پرشکوه 1357 و در یکی کاریکاتور از آن حرکت عظیم، می توانند به نظام اسلامی ضربه بزند چرا که این نظام مقتدر و ریشه دار با این کارها شکست نخواهد خورد.
حضرت آیت الله خامنه ای، ایمان و هوشیاری ملت را، مانع موفقیت دشمن خواندند و با اشاره به وجود نمونه هایی از سوءاستفاده از عقاید دینی مردم در تاریخ ایران تأکید کردند: با مسجد ضرار و تقلید از امام بزرگواری که از عمق دل و جان غرق قرآن بود نمی توان این مردم آگاه را فریب داد چرا که دل این ملت، به نور ایمان روشن است.
سخنان رهبر انقلاب اسلامی در مراسم تنفیذ رئیس جمهور با تشریح امتحانهای انتخابات 22 خرداد ادامه یافت.
ایشان ملت سرافراز ایران را برندگان و قبول شدگان این امتحان عظیم الهی دانستند و خاطرنشان کردند: بسیاری از مردم، جوانان و نخبگان براساس احساس وظیفه، ایمان و صداقت در این انتخابات شرکت کردند و بعد هم تسلیم قانون بودند که اینها برندگان این امتحان بزرگ هستند.
رهبر انقلاب اسلامی مردود شدن برخی خواص در حوادث 2 ماهه اخیر را، مورد اشاره قرار دادند و افزودند: این انتخابات برخی خواص را مردود کرد و برخی جوانان هم که با صداقت و سلامت وارد میدان شده بودند در مواردی اشتباه کردند.
ایشان قدرشناسی عملی از نعمت بزرگ حضور ملت در صحنه را عرصه امتحان رئیس جمهور منتخب و دیگر مسئولان دانستند و افزودند: رئیس جمهور محترم که از جانب ملت با رأی بالا و نصابی بی نظیر به این مسئولیت مهم گماشته شده است و همکاران او در دولت آینده باید با قدرشناسی از اسلام و ایمان ملت همه توان و تلاش خود را برای خدمت به مردم و پیشبرد اهداف انقلابی بکار گیرند.
حضرت آیت الله خامنه ای در بخش پایانی سخنان خود نکاتی را درباره وظایف دولت آینده مطرح کردند.
ایشان سرفصلهای سخنان دکتر احمدی نژاد در این مراسم را متین و بجا برشمردند و تأکید کردند: دولتی که تشکیل خواهد شد باید با برنامه ریزی و تکیه بر قانون، این سرفصلها را عملیاتی و اجرا کند.
ایشان تکیه بر برنامه قانون مداری و همکاری قوای سه گانه را از ضروریات شکرگذاری نعمت حضور مردم مؤمن ایران در عرصه انتخابات دانستند و دولت و مجلس و قوه قضاییه را به همدلی و یاری یکدیگر فراخواندند.
حضرت آیت الله خامنه ای رئیس جمهور و دولت دهم را متعلق به آحاد ملت و همه رأی دهندگان انتخابات 22 خرداد خواندند و افزودند: این واقعیت باید در عمل و در برنامه ریزیها حتماً مورد توجه قرار گیرد.
ایشان با اشاره به علاقه مندان فراوان رئیس جمهور، خاطرنشان کردند: به موازات این علاقمندان 2 دسته دیگر هستند که باید مورد توجه و محاسبه قرار گیرند مخالفان عصبانی و زخم خورده که در 4 سال آینده به معارضه با دولت ادامه می دهند و منتقدانی که با نظام و رئیس جمهور دشمنی ندارند و باید دیدگاهها و نظرات آنان را مورد توجه قرار داد و من امیدوارم اینگونه عمل شود.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین با تأکید بر ضرورت کمک و حمایت از کسانیکه در حوادث اخیر آسیبهای جانی، مالی و احیاناً آسیب حیثیتی و آبرویی دیده اند افزودند: باید از آسیب دیدگان حمایت کرد و آسیب زنندگان را هرکسی باشند شناسایی کرد و مورد مؤاخذه قرار داد.
حضرت آیت الله خامنه ای در پایان سخنانشان، امکانات فراوان طبیعی، مادی و انسانی ایران عزیز را خاطرنشان کردند و افزودند: نیازها و عقب ماندگیهای فراوانی نیز وجود دارد که باید با استمرار تلاش و سختکوشی رئیس جمهور و همکارانش و کمک و یاری همه سلیقه های مختلف و حتی منتقدان دولت و انجام شدن کارهای بزرگ و ماندگار، این نیازها برطرف شود و حرکت عظیم نظام به سمت تحقق اهداف والای ملت ادامه یابد.
در این مراسم آقای دکتر احمدی نژاد رئیس جمهوری اسلامی ایران طی سخنانی سرفصل ها و اولویتهای حرکت دولت دهم را در چهار سال آینده بیان کرد.
رئیس جمهور با تبیین تفاوت دموکراسی های غربی و نظام مردم سالاری دینی، ثروت، حزب، و تبلیغات پر حجم و پیچیده رسانه ای برای کسب قدرت را چارچوب اصلی دموکراسی های رایج غرب دانست و گفت در نظام مردم سالاری دینی، نقش واقعی و اصیل برای مردم است.
آقای احمدی نژاد با تأکید بر اینکه تشکیل نظام جمهوری اسلامی و حضور مردم در انتخابات مختلف در 30 سال گذشته تجلی بارز نظام مردم سالاری دینی است، خاطرنشان کرد: مردم هوشیار و آگاه ایران در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری با حضور 40 میلیونی خود در انتخابات و اعمال اراده خود، تأثیر ناپذیری از تبلیغات و جنگ روانی کم سابقه بدخواهان را نشان دادند و بار دیگر گفتمان انقلاب اسلامی و راه امام (ره) را برگزیدند.
رئیس جمهور با تجلیل و قدردانی از همه آحاد مردم و نخبگان حوزه و دانشگاه و همچنین جوانان، نوجوانان و بانوان به دلیل حضور مقتدرانه و هوشمندانه در صحنه انتخابات ریاست جمهوری تصریح کرد: دولت برآمده از متن مردم است و دولت خود را خادم 70 میلیون ایرانی و 40 میلیون رأی دهنده می داند.
آقای احمدی نژاد خاطرنشان کرد: اینجانب خود را متعلق به همه مردم و خادم آنان می دانم و همه 40 میلیون ایرانی رأی دهنده، در خلق این حماسه، مفتخر و آحاد ملت ایران، عزیز هستند.
وی با تأکید بر اینکه ایران اسلامی وارد دوران جدیدی شده و در آستانه یک جهش بزرگ و همه جانبه قرار گرفته است، گفت انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بار دیگر ظرفیت ملی کشور را برای حرکت تکاملی به سمت تعالی و پیشرفت نشان داد و همه باید دست در دست هم و با عزمی راسخ، و با استفاده از تجربیات 30 سال گذشته، ایران اسلامی را به الگویی نمونه تبدیل کنیم.
رئیس جمهور عدالت را اصل ثابت و محور اصلی همه برنامه ها و اقدامات دانست و افزود: همه مردم شهروند درجه یک و در برابر قانون مساوی هستند و هیچ فرد یا گروهی نباید خود را فراتر از مردم و قانون بداند و بخواهد به منافع عمومی دست اندازی کند.
آقای احمدی نژاد احترام به مردم و رعایت حقوق آنان، خدمت بی منت به مردم،پاکدستی، صداقت، شجاعت، مهرورزی، و دفاع از مظلومان از دیگر ویژگیهای اصلی دولت اسلامی برشمرد و خاطرنشان کرد: هیچ عاملی، مانع رشد و تعالی ایران اسلامی نخواهد بود و اراده ملت بر اراده همه بدخواهان غلبه خواهد کرد.
وی افزود: نمونه بارز غلبه اراده ملت، در موضوع هسته ای است که هرچه فشارها را بیشتر کردند، ملت مصمم تر شد و با اراده خود گامهای بزرگی برداشت و در اوج تحریم ها، ماهواره امید را نیز به فضا پرتاب کرد.
رئیس جمهور سپس به اولویتهای کاری دولت دهم در بخشهای فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، و سیاست خارجی اشاره کرد و گفت: مفاخر علمی، ادبی و هنری و نخبگان حوزه و دانشگاه موتورهای حرکت جامعه هستند و حضور آنان در برنامه ریزیها نقش آفرین خواهد بود.
آقای احمدی نژاد تأکید کرد: اینجانب از همه افراد به ویژه نخبگان برای مشارکت فعال و همدل به منظور برنامه ریزی و اداره کشور دعوت می کنم.
رئیس جمهور با تأکید بر اینکه حرکت شتابان به سوی پیشرفت و تعالی نیازمند تجدید نظر در برخی ساختارها بویژه ساختارهای اقتصادی است، گفت: طرح تحول اقتصادی یکی از طرحهای بزرگ برای حل مشکلات اقتصادی است که مقدمه آن اصلاح نظام بانکی، اصلاح نظام مالیاتی و نظام توزیع، ارتقای ارزش پول ملی، و هدفمند کردن یارانه ها است.
آقای احمدی نژاد، حل مشکل اشتغال و مسکن بویژه برای جوانان، توجه به تولید ملی و تولید ثروت ملی را از اولویتهای اقتصادی دولت دهم برشمرد و خاطرنشان کرد: فضای عمومی جامعه باید فضای همراه با آرامش و امنیت، صداقت، نشاط و شادابی باشد و همبستگی ملی در کشور حفظ شود.
وی درخصوص سیاست خارجی دولت دهم نیز تأکید کرد: حضور فعال و قدرتمند در عرصه جهانی و مشارکت در مدیریت جهانی سرلوحه سیاست خارجی دولت خواهد بود.
رئیس جمهور با اشاره به اظهارات خصمانه چند دولت زورگو در دوران انتخابات و بعد از آن افزود: ملت ایران، اهل منطق و گفتگو بر پایه کرامت و عدالت است اما هرگز بی صداقتی، خودخواهی، و بی ادبی را تحمل نخواهد کرد.
آقای احمدی نژاد تأکید کرد: اگر این دولتها گذشته را جبران کنند شاید راهی به دایره دوستی ملت ایران داشته باشند.
رئیس جمهور در پایان با گرامیداشت یاد و خاطره شهدای گرانقدر انقلاب اسلامی و امام راحل (ره)، از رهنمودهای حکیمانه رهبر معظم انقلاب اسلامی و استواری ستودنی ایشان در جریان انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و بعد از آن، تشکر و قدردانی کرد.
در این مراسم وزیر کشور نیز در گزارشی از روندبرگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری گفت: تمهید مقدمات انتخابات همزمان با جمع بندی و بررسی انتخابات گذشته از اواسط سال گذشته آغاز شد و وزارت کشور تمام امکانات خود را برای ارتقای سطح کمی و کیفی انتخابات به کار گرفت.
آقای محصولی با تشریح اقدامات و فعالیتهای انجام شده گفت: در روز اخذ رأی و با توجه به حضور پرشور و بی نظیر مردم در انتخابات کوچکترین ناامنی رخ نداد و در طول ساعات رأی گیری مردم با امنیت کامل آرای خود را به صندوق انداختند.
وزیر کشور با اشاره به 4 مرحله تمدیدساعت رأی گیری تا ساعت 22 گفت: نتایج انتخابات نیز از ساعات اولیه 23 خرداد به اطلاع مردم رسید ضمن آنکه آمار تفکیکی نامزدها به تفکیک شهر و صندوق با جزئیات کامل از طریق پایگاه اطلاع رسانی وزارت کشور انتشار یافت.
آقای محصولی حضور ناظران شورای نگهبان، نمایندگان نامزدهای انتخاباتی و بازرسان وزارت کشور در کنار معتمدین و مجریان انتخابات را موجب دقت و نظارت چند لایه به شمارش آرا دانست و گفت: هنگام شمارش آرا به طور متوسط 14 نفر از جمله نمایندگان نامزدان حضور داشتند و با اعلام نتایج صندوق به صندوق، امکان تطابق آرا برای هریک از افراد حاضر در شمارش آرا بوجود آمد تا کوچکترین خطای احتمالی ردیابی و شناسایی شود.
وزیر کشور با اشاره به بازشماری ده درصد آرا برای جلب اعتماد کامل و تطبیق نتایج بازشماری با نتایج اعلام شده افزود: در باشکوه ترین انتخابات بعد از انقلاب اسلامی و با تأیید شورای محترم نگهبان قانون اساسی جناب آقای دکتر احمدی نژاد با اکثریت مطلق 24607461 رأی از مجموع 39399975 به عنوان رئیس جمهور ایران اسلامی انتخاب شد و حماسه حضور 40 میلیونی و رکورد 85% حضور مردم در انتخابات ظرفیتهای جدیدی پیش روی مردمسالاری دینی قرار داد.

 

 



تاريخ : دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

متن حکم تنفیذ ریاست جمهورى دكتر احمدي نژاد

به پیروى از ملت بزرگوار ایران، رأى آنان را تنفیذ و این مرد شجاع و سختکوش و هوشمند را به ریاست جمهورى اسلامى ایران منصوب می کنم

مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری دکتر محمود احمدی نژاد پيش از ظهر امروز (دوشنبه ) در حسینیه امام خمینی (ره ) و با حضور حضرت آیت الله خامنه ای رهبرمعظم انقلاب اسلامی برگزار شد.
 
به گزارش پايگاه اطلاع رساني دولت، براساس اصل 110 قانون اساسی تنفیذ حکم رییس جمهور از وظایف و اختیارات رهبر معظم انقلاب اسلامی است.
متن حکم تنفیذ دهمین دوره‏ ریاست جمهورى اسلامى ایران‏ به اين شرح است:

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحیم‏

خداوند را سپاس که بار دیگر ایران را سرافراز و مردم هوشمند ما را به آفرینش حماسه‏ى ماندگار دیگرى موفق ساخت. بیست و دوم خرداد یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت، برگ زرینى شد از کتاب سرنوشت ایران که مردم ما سطر سطر آن را با همت والا و عزم استوار خود نگاشته و هشیارى و پایدارى خود را به حراست از آن گماشته‏اند. حضور هشتاد و پنج درصدى در پاى صندوقهاى رأى در انتخابات اخیر، نشانه‏اى آشکار است از احساس دلبستگى و غیرت و اهتمامى که این ملت کهن و پرافتخار، به دسترنج سى ساله‏ى خود میورزد و امید و آرزوئى که به کمال و اعتلاى آن و زدودن کاستى‏ها و کجى‏ها از آن در دل میپروراند.
این همه از رحمت و فضل خداوند حکیم و قدیر است که این بنده‏ى بیقدر و ناتوان و همه‏ى دلهاى متذکر و خاشع، باید آن را قدر بشناسیم و جبهه‏ى شکر بر آستان منعم محبوب بسائیم.
رأى قاطع و بى‏سابقه‏ى مردم به رئیس‏جمهور منتخب و محترم، رأى به ویژگى‏هائى است که کارنامه‏ى چهارساله‏ى دولت نهم بدانها زینت یافته است و سمت و سوى گرایشهاى اکثریتِ بى‏چون و چراى ملت را آشکار میسازد. این، رأى به گفتمان پربرکت و عزتمدار انقلاب اسلامى است؛ رأى به استکبارستیزى و ایستادگى شجاعانه در برابر سلطه‏طلبان بین‏المللى است؛ رأى به مبارزه با فقر و فساد و تبعیض و مبارزه با اشرافیگرى است؛ رأى به ساده‏زیستى و نزدیکى با مردم و غمگسارى از ضعیفان و مستضعفان است؛ رأى به کار و تلاشِ بى‏وقفه و خستگى‏ناپذیر است.
اینها بخشهاى مهمى است از آنچه ملت ایران از منتخبان خود مطالبه میکند و هر گاه کسى را با این سمت و سو بشناسد، به او دل میبندد و با بهره‏گیرى از موهبت آزادى که هدیه‏ى انقلاب اسلامى به این ملت است، او را بر کرسى مسئولیت و مدیریت مینشاند.
اینجانب در آستانه‏ى زادروز فرخنده‏ى نجات‏بخش بشریت، ولىّ اعظم خدا و امام صالحان حضرت حجةبن‏الحسن روحى فداه و عجّل اللَّه فرجه، این عید بزرگ را گرامى داشته و انتخاب جناب آقاى دکتر محمود احمدى‏نژاد را در دهمین انتخابات ریاست جمهورى تبریک میگویم و به پیروى از ملت بزرگوار ایران، رأى آنان را تنفیذ و این مرد شجاع و سختکوش و هوشمند را به ریاست جمهورى اسلامى ایران منصوب میکنم. و براى ایشان و همکارانشان توفیق خدمتگزارى به مردم؛ و تلاش در راه اِعلاء کلمه‏ى اسلام؛ و اقدامات بزرگ و ماندگار و شایسته‏ى ملت و کشور عزیز؛ و حرکت کوشنده به سوى پیشرفت و عدالت، از خداوند متعال مسئلت میکنم. و بدیهى است که رأى مردم و تنفیذ اینجانب تا هنگامى است که ایشان بر این صراط قویم پایدار باشند.
در پایان با تجلیل و تکریمِ نام و یاد امام بزرگوار و شهیدان عالى‏مقام که ملت ما موفقیتهاى بزرگ خود را به آنان مدیون است، علو درجات و شمول رحمت الهى بر ارواح طیبه‏ى آنان را از خداوند متعال مسئلت میکنم.

والسلام على عباداللَّه الصالحین‏
سیّد على خامنه‏اى‏


تاريخ : دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

در امور قضایى کشورهای دیگر دخالت نکنید

قشقاوي به وزیر امور خارجه آلمان توصیه کرد به جای دخالت در امور قضایی کشورهای دیگر، از مقامات قضایی کشور خود درخواست کند که اقدامات فوری جهت بهبود وضع نگران‌کننده دادگاه‌های آلمان به‌عمل آورند.

سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، بیانیه غیرمتعارف و مداخله‌جویانه وزیر امور خارجه آلمان در روند محاکمه عوامل اغتشاشات پس از انتخابات اخیر ریاست‌جمهوری کشورمان را شگفت‌انگیز دانست و آن را محکوم کرد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت به نقل از ایرنا، حسن قشقاوی در این خصوص گفت که درخواست اشتاین مایر برای آزادی فوری عوامل و عاملین اغتشاشات اخیر در خیابان‌های تهران که موجب ناامنی برای مردم و وارد آمدن خسارات قابل توجهی به مراکز عمومی، بانک‌ها و فروشگاه‌ها شد، مغایر با معیارهای پذیرفته شده قضایی بوده و از مصادیق دخالت آشکار یک مقام خارجی در روند رسیدگی دادگاه یک کشور مستقل به اقدامات غیرقانونی مجرمین محسوب می‌شود.
سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان همچنین ادعای وزیر امور خارجه آلمان مبنی بر عدم محاکمه شفاف و منصفانه متهمین، به‌رغم محاکمه علنی و با حضور وکلای مدافع را بی‌اساس و مردود اعلام کرد.
قشقاوی در پایان با توجه به جنایت هولناک اخیر در دادگاه شهر درسدن آلمان که موجب شگفتی و اعتراض شدید مردم جهان و سازمان‌های غیردولتی شد؛ به وزیر امور خارجه آن کشور توصیه کرد که به جای دخالت در امور قضایی کشورهای دیگر، از مقامات قضایی کشور خود درخواست کند که اقدامات فوری جهت بهبود وضعیت نگران‌کننده دادگاه‌های آلمان به‌عمل آورند.


تاريخ : دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
 

اظهارات ابطحی ، عطریانفر، بهاری و تاجبخش در نشست خبري

 

اظهارات عطریانفر در نشست خبری پس از دادگاه

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت به نقل از واحد مرکزی خبر ، عضو حزب کارگزاران سازندگی گفت: در شرایطی انتخابات ریاست جمهوری را برپا کردیم که جریان های سیاسی رادیکال در همسویی با جریان های برانداز و تخریب گر در حق نظام و رهبری انقلاب اسلامی ظلم کردند.
عطریانفر در نشستی خبری به پرسش های خبرنگاران در پاسخ خبرنگاری از وی درباره چرخش سریع در مواضعش و قضاوت جامعه درباره دیدگاههای اخیر وی پرسید که عطریانفر گفت: البته جامعه حق دارد بپرسد چه اتفاقی افتاده است که ما با گذشته خود به مرزبندی رسیده ایم اما این خداوند است که قلب ها را تغییر می دهد و شرایطی را تدارک می بیند که انسان حس کند ممکن است فردا نباشد.

وی افزود: زندان ، تنبه ، توجه به قلب و تذکر به نفس آغازی برای تحول روحی است و زمانی که ما در شرایطی قرار می گیریم که نفس و قلب ما را پاک و از تشخصات خارج می کند تحول روی میدهد.

عطریانفر گفت: برخی در مسیری حرکت کردند که به استقلال ، هویت نظام و امنیت آن تعرض شد و اولی ترین و مهمترین شخصیتی که دفاع از نظام را برخود واجب می داند رهبری است که از همه آحاد ملت خود را برای صیانت از نظام به علل عقلی و شرعی پیشقدم تر می داند زیرا حفظ نظام و هویت آن به عهده ایشان است.

این فعال سیاسی تاکید کرد: چرا جریاناتی که باید نظام را تقویت کنند در فرآیندی حرکت می کنند که نه فقط عامل همراهی نیستند بلکه در نقطه مقابل اند و در چنین شرایطی بار این مصیبت به عهده رهبری است.

عطریانفر گفت: در نقطه تاریخی زندگی خود قرار گرفته ایم و این فرآیند به سمتی حرکت کرده که دو حقیقت نظام و رهبری تضعیف شده است .

وی گفت: ما به عنوان کسانی که در درون گروههای سیاسی بودیم زمانی دستگیر شدیم که اتفاقات تخریب گرانه را ندیدیم و خوشحالیم در مقام نفی این اقدامات قرار می گیریم.

عطریانفر افزود: البته در گذشته نیز به ساختار شکنی نقدهایی داشته ام که به آن پرداخته ام و البته این حسن است.

وی افزود: برخی افرادی با سابقه فعالیت سی چهل ساله سیاسی مانند ما وقتی در چنین نقطه ای قرار می گیرند ، با شجاعت کامل خود را می شکنند تا حقیقت مشخص شود.

وی گفت: حر فرمانده مقتدر لشکر ابن زیاد نیز در درون خود دچار تحول شد، خود را شکست و خاضعانه در برابر امام زمان خویش قرارگرفت اما زمین نخورد و این تفکر در تاریخ به عنوان یکی از اسناد درخشان مظلومیت امام حسین (ع) و محکومیت یزید است .

این فعال سیاسی تاکید کرد: اگر به شکست ، تخلف و قصور خود اعتراف کنیم دلالت بر مظلومیت نظام و رهبری و جفای گروههای سیاسی مختلف با عناوین متفاوت در پیوند با گروههای برانداز است.

این عضو حزب کارگزاران تصریح کرد:‌ چرا نگران این موضوع باشیم که در بیرون چه می گویند ، هرچه می خواهند بگویند ؛ اگر این موضوع ، این مفهوم را متبادر کند که در مقابل ظلم به نظام و رهبری سخن می گویم به شکست خود افتخار می کنم.

وی گفت:‌ اگر در گذشته خود با دیگرانی همسو بودم که در پی زاویه گرفتن با نظام یا براندازی بودند و اکنون فاصله می گیرم افتخار می کنم.

عطریانفر افزود.. تغییر جز ضرورتهای حیات انسان است که امیدوارم این تحول در مسیر کمال باشد و هر تلقی ای که جامعه به این موضوع دارد برما هیچ باکی نیست.

وی گفت: هیچ اشکالی ندارد که جامعه بگوید دیروز چنان و امروز چنین سخن می گوییم مهم این است که در این تغییر با صداقت سخن بگوییم.

عطریانفر اضافه کرد: مهم آن است که نفاق و رفتارهای دوگانه گروههای سیاسی را نقد می کنیم و این نفاق مورد خدشه باشد زیرا باید ظاهر و باطن مان یکی باشد.

این فعال سیاسی گفت: چه ابایی باید وجود داشته باشد که دربرابر دوربین ها و رسانه ها حقایق و واقعیات را بگویم ، این بیانات دلالت بر حقانیت و صداقت من است.

عطریانفر در ادامه کنفرانس خبری افزود: در اینجا باید بر مظلومیت مضاعف رهبری تاکید کنم.

وی اضافه کرد: این چهار شخصیت یا پنج نفری که می خواستند در انتخابات مطرح شوند همگی با رهبری گفتگو کردند و قبل از آمدن به عرصه با ایشان مشورت داشتند.

عطریانفر افزود: رهبری نیز درباره این افراد موضع عادلانه داشتند و گفتند موضع من نسبت به شما مساوی است و انشاءالله موفق باشید.

وی اضافه کرد: اگر رهبری به این افراد می گفتند که مصلحت شما نیست در انتخابات شرکت کنید این افراد نیز حتماً حرمت رهبری را رعایت می کردند و کنار می رفتند.

عطریانفر گفت: اینکه رهبری این چنین فضای بازی ایجاد می کند آیا این افراد نیز وقتی در شرایط خاص قرار می گیرند تکلیف مضاعفی نسبت به رهبری ندارند.

وی افزود: اما می بینیم نه تنها با رهبری همراهی نمی شود بلکه همسویی های دیگری انجام می شود که از این جهت نقد اساسی بر این افراد وارد است.

عضو حزب کارگزاران گفت: ما هر کدام درباره ماجراهای اخیر یک پرونده شخصی داریم اما به اتهام بزرگتری پاسخ می دهیم و آن اینکه چرا حرکتی غیرامنیتی برای ایران تدارک دیده شد.

محمد عطریانفر در ادامه کنفرانس خبری در پاسخ به این سوال که آیا این تحلیل ها را در شرایط زندان بیان می کنید یا خیر؟ گفت: من شخصاً احساس می کنم به صفت فردی، تخلف آنچنانی که موجب تعقیب آنچنانی شود ندارم.

وی افزود : تمام حضور من عبارت بود از سخنرانی در شهرستان ها و آن هم به صورت حداقل و حتی المقدور در چارچوب ضوابط.

عطریانفر گفت: از آنجا که من یک چهره رسانه ای بودم تلفنم را هم از کار انداختم و تلفن همسرم را گرفتم که کمتر صحبت کنم.

عطریانفر افزود: در زمانی که آقای خاتمی قصد ورود به انتخابات را داشت ما در برپایی یک ستاد فردی فعال بودیم و فعالیت زیاد دیگری نداشتیم.

وی گفت: در برپایی همایش در استادیوم برای آقای موسوی هم همفکری داشتیم البته ممکن است اشکالاتی در این موارد بوده باشد ولی عمده نیست.

عطریانفر افزود: سرفصل اتهام عمومی تک تک ما مهمتر از سرفصل اتهام انفرادی ماست و امروز به عنوان نمایندگان گروههای سیاسی که اینجا نیستند داریم به یک اتهام بزرگتر پاسخ می دهیم.

این فعال سیاسی تصریح کرد: وقتی آقای ابطحی آقای موسوی را به راحتی نقد می کند مگر مشکلی دارد که در زندان یا بیرون از زندان این کار را انجام دهد.

وی گفت: شرایط زندان به ما در صراحت لهجه کمک کرده است و در این شرایط آدم خود را در مقابل خدا عریان احساس می کند.

عطریانفر افزود : چه بسا کسانی در بیرون هستند اما هنوز به این نقطه نرسیده اند که حرف دلشان را بزنند اما بسیاری از دیدگاههای متهمان با ما تفاوتی ندارد.

وی گفت: آقای بهزاد نبوی نیز گفته من قبول دارم که تقلب نشده است اما در پاسخ به دادستان که این مطلب را اعلام کن پاسخ داده است من در حق آقای موسوی خیانت نمی کنم.

عطریانفر تصریح کرد: مگر این خیانت است ؟ اصلاً این دلالت دارد بر اینکه آقای نبوی تقلب را قبول ندارد ،چه بگوید و چه نگوید.

وی گفت: البته زندان انفرادی بسیار سخت و سنگین است اما یک ضرورت است و حق مسلم نهاد قضایی و اطلاعاتی است که متهم را در آن شرایط بازپرسی کنند اما با توجه به همین ضرورت نیز مسئولان زندان بیشترین حسن معاشرت را با ما داشتند.

عطریانفر خاطرنشان کرد: در زندان هیچ بیان تندی نشنیده ایم ما به طور طبیعی کمتر از یک هفته حس می کردیم که در مقابل هم نیستیم و باید با هم راهی را جستجو کنیم.

عطریانفر افزود: اگر نظام اسلامی روزی بتواند شرایطی فراهم کند که برای یک متهم در مورد چنین مسائلی سختی زندان انفرادی بار نشود این کار را می کند اما زندان انفرادی یک ضرورت است و ما هم اگر جای آنان بودیم همین کار را می کردیم.

عطریانفر در ادامه گفت: دوستان دیگری نیز هستند که مشابه ما فکر می کنند اما آمادگی اعلام آن را ندارند.

وی در خصوص اینکه چه تضمینی می دهید پس از آزادی مواضع خود را تغییر ندهید گفت: نخستین تضمین ما جمع بندی دوستانی است که در یکی دو ماه گذشته با ما در ارتباط بودند و با آنان زندگی کردیم.

وی افزود: مجموعه ای که مدتی با هم هستند تلقی واحدی پیدا می کنند.

این فعال سیاسی گفت: دومین تضمین ما اعلام این مواضع با صراحت تمام است همچنان که دوستان دیگری نیز مشابه ما فکر می کنند اما آمادگی اعلام موضع را ندارند.

وی افزود: تضمین سوم سابقه سنی و سیاسی من و آقای ابطحی است.

عطریانفر گفت : طبیعت حیات سیاسی ما با توجه به شهرتی که داریم مهری بر تضمین گفته های ماست.

وی افزود: من فردی رسانه ای بودم و آقای ابطحی نیز چهره شناخته شده سیاسی بود که این خود پشتیبانی است بر این موضوع که باید بر مواضع خود پایدار باشیم.

عطریانفر گفت: تضمین چهارم این است که ما با خدا پیمان بسته ایم که در این جمع بندی پایدار بمانیم.

اظهارات ابطحی در نشست خبری پس از دادگاه

محمدعلی ابطحی گفت: نخبگان جامعه در جریان انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری امتحان بدی دادند و باید روش خود را اصلاح کنند.

وی پس از برگزاری دادگاه در نشستی خبری افزود: با مشارکت 40 میلیونی مردم در این انتخابات کشور می توانست در جایگاه خیلی خوبی قرار بگیرد و فضای بسیار خوبی در کشور به وجود آید و جزء مقتدرترین و صاحب نام ترین کشورهای منطقه و جهان از نظر دموکراسی باشیم اما این گونه نشد.

ابطحی گفت: متاسفانه رفتاری که از جانب میرحسین موسوی و شخصیت های بزرگی مانند هاشمی و خاتمی پس از انتخابات به وجود آمد در نهایت به ایجاد ناامنی و آسیب دیدن مردم منجر شد.

وی شجاعت در طرح دیدگاه ها را مهم تر از فعالیت سیاسی دانست و افزود: از اینکه شجاعتی پیدا کردم که می توانم دیدگاه هایم را بیان کنم خوشحالم.

ابطحی اضافه کرد: موسوی از ابتدا توهماتی داشت که بعد از انتخابات شکل جدی به خود گرفت و یکی از آنها اعلام ریاست جمهوری اش قبل از اعلام نتایج انتخابات بود.

وی گفت: بدتر از این اقدام موسوی تاکید بر تقلب در انتخابات با وجود فاصله 11 میلیونی با منتخب مردم در انتخابات بود.

این فعال سیاسی اضافه کرد: اصلاح طلبان قبل از انتخابات تاکید داشتند که تقلب در ایران حداکثر یک تا یک و نیم میلیون امکان پذیر است و در زمان انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری نیز فاصله 500 هزار رأی میان کروبی و احمدی نژاد را تخلف عنوان کردند نه تقلب.

ابطحی گفت: اینکه فردی تقلب 11 میلیونی را به جامعه القا می کند نشانه نشناختن تقلب است.

وی افزود: پیش از انتخابات موسوی را به عنوان هندوانه سربسته ای معرفی کردم و توهمات وی در زمان انتخابات و پس از آن و دامن زدن به ناامنی در جامعه علت آن بود.

وی از هاشمی به علت انتقام گیری از احمدی نژاد و نیز از سید محمد خاتمی به علت همنوایی و همصدایی با موسوی با توجه به شناختی که از قدرت نظام و رهبری داشت گله کرد و گفت: به عنوان یک عضو جریان اصلاح طلب معتقدم که در انتخابات گذشته کارهای بزرگی شد اما خطاهای بزرگی نیز صورت گرفت.

ابطحی افزود: معتقدم که خاتمی حق نداشت همه جریان بزرگ و تاریخی اصلاح طلب را پای موسوی قربانی کند.

وی اضافه کرد: موسوی جریان اصلاح طلب را نمی پذیرفت و توهم اینکه موسوی طرفدار خط امام است و به این علت پیروز انتخابات خواهد شد یکی دیگر از توهمات این نامزد انتخاباتی بود.

ابطحی با اشاره به جایگاه حفظ نظام در اندیشه امام راحل که آن را اوجب واجبات می دانستند گفت: در چنین شرایطی کسی که خود را طرفدار جریان خط امام می داند نباید کاری کند که نظام دچار چنین آسیب بزرگی شود.

وی افزود: اگر اقتدار مقام معظم رهبری نبود و اعلام نمی کردند که در این زمینه یک قدم عقب نشینی نمی کنند مثلث ناامنی عراق، ایران و افغانستان در منطقه شکل می گرفت.

ابطحی گفت: شرایط خطیری را تحت رهبری آیت الله خامنه ای پشت سر گذاشته ایم و از ایشان به علت مدیریت چنین شرایطی قدردانی می کنم.

وی افزود: اگر به جای موسوی بودم 13 میلیون آرایی را که با امید به وی داده شده بود در چنین فضایی مصرف نمی کردم بلکه آن را برای افزایش فضای دموکراسی و زنده شدن امید در جامعه به ویژه جوانان مصرف و پس از اعلام اختلاف 11 میلیونی پیام تبریکی در این زمینه صادر می کردم.

ابطحی گفت: اکنون تعدادی از آن رأی دهندگان به آشوبگران تبدیل شده اند در صورتی که رأی آنان جزو آرای افتخارآمیز 40 میلیونی است.

وی ابراز امیدواری کرد جریان نخبگان کشور تجربه بدی را که در انتخابات اخیر از خود نشان داد اصلاح کند زیرا مردم بر این باورند که حاکمیت یکپارچه و جدی در سایه ارشادات مقام معظم رهبری می تواند کشور را از خطرها نجات دهد.

ابطحی گفت: امروز با خوشحالی احساس می کنم که از کنار این خطر بزرگ با رهبری مقام معظم رهبری عبور کرده ایم و عبور از این شرایط نشانه جایگاه رفیع رهبری در ایران است.

ابطحی گفت: اینکه دیدگاه شخصی با گذشته اختلاف پیدا کند و شجاعت مطرح کردن آن را داشته باشد، گام مثبتی است.

ابطحی امروز در نشست خبری پس از جلسه دادگاه دستگیرشدگان در حوادث اخیر در پاسخ به این سوال که چه موضوعی باعث شده است در این مدت کوتاه به این نتایج برسید و برخی مسائل را بیان کنید گفت: در خصوص مسئله انتخابات شعار تقلب شعاری بود که بلافاصله بعد از برگزاری انتخابات مطرح شد.

وی افزود: این موضوع تغییر جهت نیست بلکه یک اشتباه بزرگ است که از طرف نخبگان سیاسی شکل گرفت و ما نیز در فرصت چندروزه و کوتاهی آن را تکرار و بر آن تاکید می کردیم.

ابطحی گفت:‌ این موضوع اشتباهی بود که ضربه های بزرگی به کشور زده است.

وی اضافه کرد: من هم اکنون نیز خود را جزو جامعه اصلاحات می دانم و از بسیاری از مسائل مثبتی که انجام داده است، دفاع می کنم و در عین حال از مشکل آفرینی هایی که جریان اصلاحات در انتخابات اخیر داشته است انتقاد دارم.

ابطحی گفت: دیدگاه ما در خصوص همه جریان ها، دیدگاه روشنی است و اندیشه متوقف شدنی نیست.

ابطحی گفت: ما آنچه را در جریان انتخابات شکل گرفت و تبدیل به آشوب شد، مورد نقد قرار می دهیم.

وی افزود: بخشی از این دیدگاه ها را در این دوران به آن رسیدیم و بخش دیگری از دیدگاه های ما مربوط به گذشته است که شجاعت طرح آن را نداشتیم ولی الآن داریم.عضو حزب اعتماد ملی گفت: اگر چه اصل زندان بد است اما زندان ما زندانی نبود که در آن مشکلی احساس کرده باشیم.

محمدعلی ابطحی در ادامه نشست خبری در پاسخ به این سوال خبرنگار که آیا شما تحت شرایط زندان این اظهارات را بیان می کنید افزود: در زندان زندگی عادی داشتیم، بازجویان بسیار با فهم و مودب بودند و زندان چیزی نبود که حتی اگر قرار بود دو ماه بیشتر بمانیم اتفاقی بیفتد.

وی اضافه کرد: من خودم را جای کسانی که مدیریت امنیت کشور را دارند می گذارم و می بینم ما خطاهایی را مرتکب شده ایم.

ابطحی افزود: البته یک تخلف من این بود که در راهپیمایی به معنای همراهی با آقای کروبی شرکت کردم و تخلف دیگرم این بود که در وبلاگم قسمتی را هم به تخلفات انتخاباتی اختصاص دادم که البته اینها را به عنوان اشتباه می پذیرم.

وی اضافه کرد: البته زندان دلیلی نیست که ما به این جمع بندی رسیده باشیم بلکه ممکن است زندان فرصت این جمع بندی را فراهم کرده باشد.

ابطحی گفت: نگرانی ویژه ای از نظر شخصی در زندان نداشتم و تصورم این است که بسیاری از دوستانم که الان اینجا نیستند از نظر مبانی دیدگاهی با ما تفاوتی ندارند اما شاید به آن نقطه جسارت بیان نرسیده باشند ولی در محتوا با هم هم‌نظریم.

وی افزود: واقعیت این است که ماجرای من در این ماجرای انتخابات شفاف تر است زیرا قبل از انتخابات هم از آقای موسوی طرفداری نکردم و از توهمات و دیدگاه های او انتقاد داشتم و در جلسات مختلف هم بیان کردم.

ابطحی گفت: اما نقدها به جبهه اصلاحات به ویژه در مسئله تقلب است که از آن به عنوان پاشنه آشیل برنامه ریزی استفاده شده است.

وی افزود: تقلب اسم رمزی برای همه این آشوب ها بود و این را از قبل هم اعتقاد داشتم که این توهمات در موسوی وجود دارد.عضو مجمع روحانیون مبارز گفت: دلبستگی جریان های اصلاح طلب به گروه‌های سازمانده براندازی نرم در سه، چهار سال پیش اشتباه بزرگی بود.

در ادامه نشست خبری محمدعلی ابطحی، خبرنگاری پرسید: برخی گروه های اصلاح طلب با حرکت زیگزاگی در ظرفیت قانونی نظام با گروه های برانداز تعامل داشتند توضیح شما در این باره چیست و اهداف و نتایج این همکاری ها چه بود؟

ابطحی گفت: دلبستگی به جریان های خارجی می تواند آسیب زیادی وارد کند که برخی احزاب اصلاح طلب چنین دلبستگی هایی داشتند.

وی افزود: نمونه این ارتباطات جلسات عماد باقی در دوبی برای آموزش نوعی مسائل مربوط به ایران بود که بسیار قابل توجه است .

ابطحی گفت: همچنین احزابی مانند مشارکت، از افرادی از جناح کبوترهای امریکایی برای ارتباط و گفتگو با کبوترهای ایرانی به عنوان اصلاح طلب دعوت و گفتگو کردند که قابل توجه است.

این فعال سیاسی افزود: البته ابزار براندازی نرم با گذشته تفاوت یافته و اکنون دستگاه های ارتباطی نوین تعیین کننده ترین ابزار است.

این عضو مجمع روحانیون مبارز گفت: بی بی سی فارسی برای انتخابات راه اندازی شده بود در حالی که هشت سال پیش باید دهها نماینده در جاهای مختلف استخدام می کرد و ابزارهای ارتباطی متفاوتی اجاره می گرفت تا چند دقیقه کوتاه مطلب مخابره کند.

وی افزود: اما اکنون در همین شبکه از طریق تلفن همراه عادی این امکان وجود دارد که تصاویر قابل پخش برای شبکه ارسال شود.

ابطحی ابراز امیدواری کرد در آینده جریان های سیاسی در درون جامعه احساس کنند که همه نیازهای فکری خود را بدون دلبستگی به جریان های خارجی تامین می کنند.محمد علی ابطحی گفت: در زندان هم که باشم عضو نظام جمهوری اسلامی هستم.

وی پس از برگزاری دادگاه در نشستی خبری افزود: به علت انتقاد از اصلاح طلبان دهها بار جلوی من را در زمان تبلیغات انتخاباتی می گرفتند و نخستین عنوانی که به میرحسین موسوی لقب داده شد، عنوان هندوانه دربسته من بود.

وی گفت: مسئله انتخابات قابل بازگشت نیست و درباره اصلاحات نقدهایی را داشته ام که ممکن است آنها در آینده پررنگ تر و جدی تر شود.

ابطحی گفت: اکنون برای بیان دیدگاههایم جسارت و شجاعت پیدا کرده ام و این اقدام مهمی است.

عضو جبهه اصلاحات افزود: براساس باورهایی که همواره به آن معتقد بوده ام منتقد درون نظام هستم.

وی گفت:‌ زمانی که در زندان به سر بردم به این فکر می کردم که نخستین مقاله ای که در وبلاگم پس از آزادی خواهم نوشت این خواهد بود که علیرغم زندان رفتنم عضویت در نظام را از افتخارات خود می دانم.

ابطحی همچنین در بخش دیگری از سخنانش موسوی، هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی را اضلاع مثلث حامی تقلب در انتخابات ریاست جمهوری دهم معرفی و اضافه کرد: تا روز دوشنبه ای که دستگیر شدم آنان همچنان از وقوع تقلب در انتخابات با دلایل متفاوتی حمایت می کردند.

ابطحی افزود: علت حمایت موسوی از تقلب در انتخابات در بهترین شکل آن نشناختن جامعه و اینکه وی چیزی برای از دست دادن نداشت، بود.

وی گفت: در حالی که موسوی در این عرصه چیزی برای از دست دادن نداشت اما جمهوری اسلامی ایران خیلی مسائل را برای از دست دادن داشت.

ابطحی افزود: سید محمد خاتمی اقتدار امنیتی و انتظامی کشور و مهمتر از آن رهبری را در ایران می شناخت اما در عین حال در مسئله تخلف در انتخابات از موسوی حمایت کرد و این اقدام نوعی خیانت به جامعه است.

وی افزود: هاشمی رفسنجانی نیز در این قضیه در موضع انتقام گیرانه بود که بخشی از آن متوجه احمدی نژاد و بخش دیگر نوعی انتقام گیری و مقاومت در برابر رهبری بود که نمونه آن نامه وی به رهبری است.

وی افزود: پیروزی نامزد اصلاح طلب در انتخابات اخیر به معنای محدود کردن رهبری بود زیرا اصولگرایان از رهبری حرف شنوی و تاثیرگذاری دارند و تاییدات رهبری در چهار سال گذشته بیانگر این مسئله است.

ابطحی گفت:‌ آنچه در ذهن جامعه بین المللی شکل گرفته این است که اگر در انتخابات ایران اصلاح طلبان بتوانند پیروز شوند رهبری را یک گام به عقب می برند و با این پیروزی رهبری تضعیف و حداقل در ذهن طراحان انتخابات به انزوا کشیده خواهد شد.

اظهارات کیان تاج بخش در نشست خبری پس از دادگاه

کیان تاج بخش یکی از دستگیرشدگان اتفاقات اخیر در کشور گفت: این اتفاقات پس از انتخابات یک تصادف نبود بلکه برنامه ریزی دراز مدت و مربوط به بیش از شش ماه و یکسال گذشته بوده است.

کیان تاج بخش در نشستی خبری خود را پژوهشگر در زمینه مدیریت شهری و مشاور چند برنامه بین المللی که در ایران اجرا شده است معرفی کرد و افزود: می خواهم در خصوص نتایج مطالعات خود در زمینه جایگاه روابط بین الملل بین ایران و آمریکا و تاثیر آن از این زاویه بر انتخابات بپردازم.

وی تاکید کرد: مقصران اخیر اغتشاشات در مجموعه دستگاههای دولتی، شبه دولتی و سرویس های اطلاعاتی وابسته به آمریکا و برخی کشورهای دیگر غربی هستند.

تاج بخش گفت: این انتخابات در واقع بهانه یا فرصتی برای اجرای برنامه های از پیش تعیین شده بود.

وی افزود: در انقلاب هایی که می توان نام آنها را انقلابهای انتخاباتی گذاشت در حول یک انتخابات برنامه های از پیش تعیین شده با تاکتیک های مختلف از جمله شبهه در شمارش آراء، اشتباه یا دروغ در اعلام آراء، زیرسوال بردن نظام انتخاباتی و نهادهای مرجع شمارش آراء اجرا می شود.

تاج بخش با بیان اینکه ریشه اغتشاشات در ایران نیز به یک دوره قدیمی تر بازمی گردد گفت: نهادهای آمریکایی از 20 تا 30 سال گذشته در این کشور تشکیل شده است تا برنامه هایی را به اسم ترویج دمکراسی یا تغییر رژیم، اجرا کنند که برخی از موارد آن به شکل انقلاب های رنگی دیده می شود و شواهد آن در نهادهای آشکار، پنهان و نیمه پنهان آمریکایی مشهود است.

وی افزود: اجرای این برنامه ها از چندین اتاق فکر نشأت می گیرد که از آن جمله می توان به موسسه میراث آمریکایی، موسسه رند و موسسه پروژه برای قرن جدید آمریکایی اشاره کرد که این نهادها ایدئولوژی برتری آمریکا در جهان را دنبال می کنند.

تاج بخش با بیان اینکه این نهادها با کمک های کاخ سفید و کنگره آمریکا شکل می گیرند گفت : در سال 1983 و چهار سال پس از انقلاب سال 57 ایران موسسه ای با عنوان صندوق حمایت از دمکراسی برای پیشبرد برنامه براندازی تحت عنوان ترویج دمکراسی و حقوق بشر با کمک کنگره آمریکا تاسیس شد که از نهادهای آشکار در آمریکا محسوب می شود.

تاج بخش گفت: از برنامه های نیمه پنهان آمریکا می توان به برنامه ردیف 2 اشاره کرد که براساس آن و به طور دوجانبه و پشت پرده افراد فعال احزاب سیاسی از داخل کشور ایران با فعالان سیاسی آمریکایی به مذاکرات پنهان می پردازند.

وی تصریح کرد : این برنامه از ده سال پیش یا بیشتر از طرف دولت آمریکا اجرا می شود و بنیادهایی مانند راکی فلر از آن حمایت می کنند.

وی گفت: در این نشست ها که هر چهار یا شش ماه در کشورهایی مثل سوئیس و سوئد اتفاق می افتد فعالان سیاسی از آمریکا و کشور مقابل درخصوص مسائل مختلف سیاسی با یکدیگر گفتگو می کنند.

تاج بخش گفت: از آنجا که ارتباط رسمی و دیپلماتیک بین ایران و آمریکا وجود ندارد افراد رسمی با پست دولتی امکان مذاکره مستقیم ندارند بنابراین در قالب طرح ردیف 2 و از طرف این نهاد اتصالاتی بین جریان اصلاح طلب در ایران و گروههای همسو در آمریکا برقرار می شد.

وی افزود: این نوع برنامه ها که چندین سال ادامه داشت بدون هماهنگی سرویس های اطلاعاتی آمریکا، وزارت خارجه این کشور، کاخ سفید و سرویس های نظامی آمریکا امکان پذیر نبود.

وی در کنفرانسی خبری افزود: این بنیاد همچنین با اعطای بورس تحصیلی به افراد مورد نظر خود تلاش کرده است پیوندهای خود را با این افراد و جریان اصلاح طلب تقویت کند که اعطای بورس تحصیلی به هادی سِمَتی و فاطمه حقیقت جو از آن جمله است.

تاج بخش با بیان اینکه ارتباط با شبکه های جاسوسی و بنیادهای آمریکایی به صورت آشکار، نیمه پنهان و پنهان جریان داشته است، اظهار داشت: مؤسسه وودرو ویلسون در واشنگتن که یکی از قرارگاه های مهم برای اصلاح طلبان است در 10، 15 سال گذشته نقش مهمی در تعامل گروه های اصلاح طلب در ایران با نهادهای آمریکایی داشته است و بیشترین دعوت نیز از افراد در حوزه های مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از جانب این مؤسسه و شخص هاله اسفندیاری صورت گرفت.

وی گفت: این مؤسسه که تلاش می کند خود را مستقل جلوه دهد ساخته و پرداخته دولت آمریکاست و ارتباط این مؤسسه با سازمان هایی نظیر سیا نیز مؤید این موضوع است.

کیان تاج بخش در پاسخ به این پرسش که به رغم برنامه ریزی های طولانی مدت و صرف هزینه های زیاد و ارتباط با عوامل داخلی، آمریکا چرا نتوانست در براندازی نرم در ایران موفق شود؟ گفت: این انقلابات در صورتی می تواند موفق شود که پایه های نظام سست باشد و انقلاب های رنگی و مخملی تا کنون در کشورهایی موفق بوده که نظام آن کشور از مقبولیت و محبوبیت عمومی برخوردار نبوده است.

وی شرایط جمهوری اسلامی را کاملاً متفاوت با این کشورها دانست و گفت: محبوبیت انقلاب اسلامی نزد مردم، اعتقاد مردم به جمهوری اسلامی و ولایت فقیه، موجب شده است به رغم همه تلاش ها آنان نتوانند در دستیابی به اهداف خود موفق شوند.

تاج بخش با اشاره به وضع نامناسب امنیتی در کشورهای همسایه ایران به ویژه عراق و افغانستان به رغم حضور گسترده آمریکا و متحدان غربی اش گفت: آنان که از ثبات و امنیت ایران قدردانی نمی کنند به خون شهدا، امام و تمام تلاش هایی که از زمان پیروزی انقلاب تا کنون در کشور شده است ظلم کرده اند.

وی با تشریح تفاوت نظام جمهوری اسلامی ایران با نظام های سیاسی سایر نقاط جهان گفت: عمق تعارض، میان فلسفه سیاسی مردم سالاری دینی و دموکراسی غربی است.

تاج بخش افزود: جمهوری اسلامی بر مبنای تفکر و حرکت دینی، ملی، تاریخی و سنتی پایه گذاری شده است و این موضوع با آنچه که به عنوان دموکراسی غربی یاد می شود تفاوت آشکار دارد.

وی گفت: جبهه اصلاحات با شعارهایی مثل جامعه مدنی- توسعه دموکراسی، موجب گمراهی و فریب بسیاری افراد شد ، این جریان با طرح مسائلی به بهانه دفاع از حقوق بشر، مسائل زنان و جوانان، خود را مطرح کرد در حالی که آنان از ریشه نظام اسلامی غافل بودند.

تاج بخش یکی از مشکلات جریان اصلاحات را سر در گمی آنان برشمرد و افزود: آنان نتوانستند جمع بندی واحدی در چگونگی دستیابی به اهدافی که از آن دم می زدند دست یابند.

وی با اشاره به نامه احمدی نژاد به بوش گفت: در این نامه وی به طور خلاصه و صریح اعلام کرد "جریان دموکراسی غرب با محوریت و ارکان نظام جمهوری اسلامی تعارض دارد."

تاج بخش با بیان اینکه هم اکنون به جز جمهوری اسلامی هیچ تفکری در مقابل تفکر دموکراسی غربی وجود ندارد گفت: نظام جمهوری اسلامی که مبتنی بر ولایت فقیه و مردم سالاری دینی است در نقطه مقابل آنها قرار دارد در حالی که اکثر مردم در انتخابات شرکت می کنند و به آن پایبند هستند.

وی در پاسخ به این پرسش که کدام گروه یا جریان سیاسی بیشتر در جهت منافع غرب برای اجرای انقلاب مخملی یا رنگی همسو بوده اند؟ گفت: همانگونه که پیشتر هم اشاره کردم سازمان های آشکار و غیررسمی آمریکا ازجمله صندوق حمایت از دموکراسی یا NED در کشورهایی فعال است که آمریکا حضور رسمی داشته باشد اما این نهادها در کشور ایران که ارتباط رسمی با آمریکا وجود ندارد از طریق نهادهای پوششی فعالیت می کنند.

وی افزود: بنیاد سوروس نیز به همین علت وارد پروژه ایران شد.

تاج بخش گفت: مؤسسات آمریکایی با توجه به موضوع تحریم نمی توانند در ایران مجوز فعالیت داشته باشند اما با این وجود بنیاد سوروس در زمان بوش به راحتی در ایران مجوز فعالیت می گیرد و این در حالی است که بنیاد سوروس با بوش به لحاظ تقابل حزبی اختلافاتی دارد.

وی با تأکید بر اینکه صدور این مجوزها بدون هماهنگی کاخ سفید، سنا، سیا و پنتاگون امکان پذیر نیست افزود: این موضوع نشان می دهد که جریانات حاکم در آمریکا در این زمینه همسو هستند.

تاج بخش اظهار داشت: بنیاد سوروس از دو طریق با ایران ارتباط برقرار می کرد که یکی از طریق افراد فعال در احزاب و جریانات اصلاح طلب و دیگری در قالب فعالیت NGO ها برای پیگیری حقوق بشر، زنان، جوانان و نظایر آن است.

وی نمونه بارز آن را پرداخت صدهزار دلار از طریق بنیاد سوروس به بنگاه هایی که فعالیت بهداشتی داشتند دانست و افزود: در همین راستا سهراب رزاقی که معاون سعید حجاریان بود در قالب NGO توانست 300 میلیون تومان کمک مالی دریافت کند که برای رد گم کردن،‌ این اعتبار از طریق یک نهاد هلندی پرداخت شد.

تاج بخش گفت: سِمَتی، هادیان، تاج زاده و عطریانفر به طور مستقیم یا غیرمستقیم حلقه نهادها و شبکه هایی بودند که با مؤسسات و نهادهایی در آمریکا ارتباط داشتند.

وی در پایان با ابراز ندامت از اقداماتی که بر ضد جمهوری اسلامی ایران انجام داده است و نیز درخواست عفو از ملت ایران و مقام معظم رهبری گفت: از مسئولان نظام می خواهم ریشه ها و عوامل اصلی حوادث اخیر را شناسایی، محاکمه و مجازات کنند تا حقایق برای همگان روشن شود.

تاج بخش افزود: من به شخصه از هر گونه ارتباط با این مجموعه ها پشیمان هستم و از ولایت فقیه و مردم تقاضای عفو و بخشش دارم و امیدوارم بتوانم جبران کنم.

وی خود را فریب خورده جریان اصلاحات خواند و گفت: خیلی ها به لحاظ تناقضی که جریان اصلاحات پیش آورد و تعبیر نادرست از مردم سالاری دینی، دچار گمراهی و سردرگمی شدند.

کیان تاج بخش گفت: در این باره آقای عطریانفر در سال 75 از طرف بنیاد سوروس به آمریکا دعوت می شود و در صدر یک هیأت رسانه ای در نیویورک با رئیس این بنیاد نشستی ویژه برگزار می کند و پس از آن ، ارتباط این جریان با بنیاد سوروس به صورت قوی برقرار می شود.

اظهارات مازیار بهاری در نشست خبری پس از دادگاه

خبرنگار دستگیر شده مجله و سایت نیوزویک در ایران گفت: انقلاب رنگین و مخملی در ایران شکست خورد.

مازیار بهاری در نشستی خبری، اقدامات رسانه ای را از مهم ترین عوامل انقلاب رنگین دانست و افزود: در ایران این هجمه رسانه ای با فعالیت و حضور 700 خبرنگار خارجی و خبرنگاران مقیم آغاز شد.

وی گفت: برخی از این افراد برای خوشخدمتی به غرب سعی می کردند اخبار را به گونه ای منعکس کنند که گویا انقلاب سبزی در ایران در حال وقوع است.

بهاری افزود: برخی از خبرنگاران تحت هدایت رسانه های غربی بودند و از خلأهای امنیتی برای پیشبرد انقلاب رنگین در ایران استفاده می کردند.

وی اضافه کرد: من نیز در مقاله هایم به صورت ناخودآگاه در این سمت گام برمی داشتم.

بهاری گفت: مسئولان باید در آینده بر حضور رسانه های خارجی در کشور نظارت بیشتری داشته باشند زیرا اقدامات آنان می تواند امنیت ملی را تضعیف کند.

وی اضافه کرد: بیشتر انقلاب های رنگین ویژگی فرهنگی دارند و به مسائل سیاسی و اقتصادی دامن نمی زنند و همانطور که مشاهده کردیم در جریان انتخابات ریاست جمهوری در ایران مسئله حجاب و گشت ارشاد بیشتر عنوان می شد.

بهاری گفت: در انقلاب رنگین طرفداران غرب خود را دموکراتیک و کارآمد و مخالفان این جریان را ناکارآمد و متحجر معرفی می کنند.

وی برگزاری تجمعات و استفاده از نیروها و مردم طبقه متوسط به بالا در شهرهای بزرگ را از دیگر ویژگی های انقلاب های مخملی بیان کرد.

بهاری گفت: در ایران نیز همانند اوکراین قبل از انتخابات مسئله تقلب مطرح شد و سعی کردند کودتایی انتخاباتی به عنوان راهکار دیگر پیدایش این انقلابات رنگین در ایران به راه بیندازند.

وی افزود: کودتای انتخاباتی در ایران از دو سال قبل از انتخابات آغاز شده بود.

بهاری گفت:‌ در این انقلاب ها رسانه ها علاوه بر انتقال پیام، خط دهی نیز می کنند و برگزاری تجمعات و تظاهرات غیرقانونی و آموزش ارسال تصویر به شبکه های خارجی از جمله این اقدامات رسانه ای و بر پایه موازین انقلابات رنگین است.

وی افزود: از مردم و مقام معظم رهبری از اینکه به صورت آگاهانه و ناآگاهانه از خط غرب پیروی کردم عذرخواهی می کنم و باید با عمق بخشیدن به مسائل این‌چنینی تجربیات تلخ را تکرار نکنیم.

خبرنگار دستگیر شده مجله و سایت نیوزویک در ایران، هدف از راه اندازی شبکه های ماهواره ای فارسی زبان را تضعیف امنیت ملی و مواجهه با ملت ایران دانست.

بهاری افزود: در حقیقت رسانه ها نقش اصلی را در ایجاد اغتشاشات پس از انتخابات بر عهده داشتند.

وی گفت: برگزاری تجمعات آرام یا به آتش کشاندن وسایل نقلیه و حمله به پایگاه های بسیج و تخریب اموال عمومی نیز از جمله اقدامات تبلیغی رسانه ها بوده است.

بهاری افزود: هرگونه واقعه ای که در تهران به وقوع می پیوست پس از پنج دقیقه از شبکه های ماهواره ای به ویژه بی بی سی قابل مشاهده بود.

وی خطاب به مخاطبان رسانه های غربی به ویژه رسانه های فارسی زبان گفت: نه امریکا و نه انگلیس و دیگر کشورها دلسوز مردم ایران نیستند بلکه آنان در صدد به دست آوردن منافع خود هستند و باید همواره به دشمن با سوء ظن نگریست.

بهاری افزود: در مدتی که در ایران به تهیه خبر و تصویر از اجتماعات غیرقانونی مشغول بودم موجبات به خطر افتادن امنیت ملی را به صورت ناآگاهانه فراهم کردم اما اکنون باید آنها را بپذیرم.

وی گفت: مقام معظم رهبری توانستند به خوبی این مسئله را مدیریت کنند و کشور را به سامان برسانند.

بهاری از ملت ایران و همچنین مقام معظم رهبری به خاطر صدماتی که با انعکاس اخبار ناصحیح به وجود آورده است ابراز ندامت و پشیمانی کرد و گفت: من و همکارانم باید از اقداماتی که انجام داده ایم یک قدم عقب برویم و این حوادث و مسائل را بار دیگر مرور کنیم.

وی امنیت جمهوری اسلامی ایران را در منطقه خاورمیانه بی نظیر دانست و افزود: نباید به هیچ وجه با اقداماتمان به این امنیت صدمه بزنیم.

بهاری گفت: چه بخواهیم چه نخواهیم ایرانی ها بیگانه ستیز و غرب ستیز بوده و در چند سده اخیر در مقابل وقایع مختلف این را نشان داده اند.

این خبرنگار نیوزویک افزود: هرگاه غرب در ایران دخالتی کرده است مانند انقلاب و جنگ ؛ مردم ایران در مقابل هجوم نظامی یا هجوم نرم غرب مقاومت کرده اند.

وی اضافه کرد: ایرانی ها هر زمان که احساس خطر می کنند دور هم جمع می شوند و آن را دفع می کنند که نمونه آن وقایع اخیر بود.

بهاری گفت: وجود رهبری در ایران ریشه در سنت تاریخی و مذهبی این کشور دارد و رهبر ، هم رهبر مذهبی و هم رهبر سیاسی است که صحبت ایشان فصل الخطاب است.

وی افزود: در نمازجمعه پس از انتخابات، رهبری توانستند خیلی خوب مسأله را جمع کنند و بعد از صحبت های ایشان درگیری بین جناح ها تا حدود زیادی فروکش کرد.

بهاری گفت: امریکایی ها و غربی ها ریشه مذهبی و ملی این حقیقت را درک نمی کنند.


تاريخ : دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
 
بازتاب دادگاه متهمان آشوب‌های اخیر در رسانه‌های بین‌المللی
رسانه‌های بین‌المللی دادگاه متهمان آشوب‌های اخیر درتهران که صبح شنبه برگزار شد را به طور گسترده‌ای پوشش دادند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانى دولت به نقل از فارس، دادگاه متهمان آشوب‌های اخیر در تهران که صبح امروز برگزار شد بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های فرا منطقه‌ای داشته است.
اقدام علیه امنیت کشور از طریق آشوب اجتماعی و تبانی به قصد برهم زدن امنیت عمومی، حضور در محلهای اغتشاش و پخش سی دی و اعلامیه های تحریک آمیز، ایراد ضرب و شتم مأمورین ، حمل و نگهداری و پرتاب نارنجک جنگی از جمله اتهامات عوامل میدانی آشوب‌ها اعلام شده است.
رسانه‌های گوناگون انگلیسی به طور گسترده‌ای این خبر را پوشش دادند. خبرگزاری انگلیسی "رویترز " در گزارشی به آغاز دادگاه تعدادی از آشوب‌گران حوادث اخیر در تهران پرداخت.
این خبرگزاری همچنین در بخشی از گزارش خود به خبر آزاد شدن 140 نفر از بازداشت شدگان پرداخت. رویترز در پوشش این خبر از پنج عکس استفاده کرده که هیچ کدام از آنها هیچگونه ارتباطی به دادگاه امروز نداشتند.
روزنامه انگلیسی "گاردین " نیز خبر آغاز محاکمه آشوب‌طلبان حوادث اخیر در تهران را منتشر کرد. این روزنامه در گزارش خود نوشت که چندین فعال اصلاح طلب برجسته نظیر "محمد علی ابطحی "، عبدالله رمضان زاده " و "بهزاد نبوی " در بین بازداشت شدگان قرار دارند.
شبکه خبری انگلیسی "بی‌بی‌سی " نیز خبر آغاز دادگاه اغتشاش‌گران را اعلام کرد.
خبرگزاری فرانسه نیز طی گزارشی خبر این دادگاه را پوشش داد. این خبرگزاری نوشت که بازداشت‌شدگان به مشارکت در اغتشاشات و اقدام علیه امنیت ملی، مختل کردن نظم عمومی و تخریب اموال دولتی و عمومی متهم هستند.
روزنامه آلمانی "باسلر تسایتونگ " در پایگاه اینترنتی خود خبر آغاز محاکمه عوامل ناآرامی‌ها اخیر در تهران را منتشر کرد.
خبرگزاری آمریکایی آسوشیتدپرس نیز طی گزارشی به پوشش خبر محاکمه تعدادی از شرکت‌کنندگان در اغتشاشات اخیر در تهران را مخابره کرد.
پایگاه خبری صدای آمریکا نیز خبر آغاز محاکمه تعدادی از کسانی که در آشوب‌های اخیر در تهران حضور داشتند را اعلام کرد. همچنین پایگاه خبری آمریکایی "هافینگتون پست " نیز به پوشش خبر این دادگاه پرداخت.
پایگاه خبری "آر‌تی‌ای نیوز " ایرلند نیز با عکسی غیر مرتبط خبر برگزاری نخستین دادگاه عوامل ناآرامی‌های اخیر در تهران را اعلام کرد.
همچنین روزنامه صهیونیستی "جروزالم پست " خبر نخست پایگاه اینترنتی خود را به خبر آغاز محاکمه عوامل آشوب‌های اخیر در تهران اختصاص داده است. در صفحه نخست این روزنامه و در کنار این خبر، عکس "محمد علی ابطحی " که در دادگاه نشسته، استفاده شده است.
این روزنامه صهیونیستی در گزارش خود نوشت که اولین مرحله دادگاه متهمانی که علیه سیستم حاکم در این کشور اقدام کردند روز شنبه برگزار شد.
روزنامه "هاآرتص " نیز خبر آغاز دادگاه متهمان آشوب‌های اخیر در تهران را به نقل از خبرگزاری فارس گزارش داد.
این روزنامه صهیونیستی در این گزارش خود نوشت که تعدادی از بازداشت‌شدگان متهم هستند که علیه امنیت ملی اقدام کرده‌اند.
روزنامه "یدیعوت آحارونوت " نیز در پایگاه اینترنتی خود خبر آغاز دادگاه متهمان آشوب‌های اخیر را به نقل از خبرگزاری فارس گزارش داد.
این روزنامه صهیونیستی نیز اعلام کرد که تعدادی از بازداشت‌شدگان به اقدام علیه امنیت عمومی متهم هستند.


تاريخ : یکشنبه یازدهم مرداد 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

تصاویر و مطالب باورنکردنی حتما ببینید وبخوانید

امروز روز عفاف و حجاب است لازم دیدم بنا به شرایط فرهنگی حاکم بر جامعه مطالبی را به بعضی از آقایان گوشزد کنم

درقران کريم به جلوه هاي بارزي ازعفت اشاره گرديده که مهمترين آنان عبارتند از:

الف :عفت چشم که درسوره نورآيات 31و30به آن اشاره گرديده است که:«به مردان وزنان مؤمن بگوکه چشم ازنگاه به نامحرم فروببنديد .»

«قل للمومنين يغضوا من ابصارهم . وقل للمومنات يغضضن من ابصارهن » بيان صريح اين آيات، حرمت نگاه کردن مرد و زن نامحرم به يکديگر است . عبارت «ذلک ازکي لهم» در اين آيه، اشاره دارد که توصيه به عفاف ولزوم پرهيز از چشم چراني ويا خود نمائي زن، به منظور پاکي جان و روان انسانها وتطهير آنان از پليدي، آلودگي، نابسامانيهاي اخلاقي، خانوادگي واجتماعي است واين امري است که باسعادت مرد وزن ونسل انساني مرتبط است

پرهيز از مصافحه: حضرت رسول اکرم (صلي الله عليه واله) فرمودند: « ومن صافح امراه تحرم عليه فقد باء بسخط من الله عزوجل .» هرکس بازني که محرم او نيست مصافحه کند غضب حق تعالي را براي خود خريده است. درجاي ديگر مي فرمايند: هرکس به طور حرام با زني مصافحه کند، يعني بااو دست بدهد، روزقيامت درغل وزنجير بسته وبه آتش انداخته مي شود.

امام صادق (عليه السلام) دراين باره تصريح مي فرمايند: وقتي انسان نگاهش به سيماي زني مي افتد چشمش را ببندد وبه آسمان متوجه گردد خداي متعال بلا فاصله يکي از حوريه هاي بهشتي را به عقد او درمي آورد. وحضرت رسول (صلي الله عليه واله ) مي فرمايند: هر مسلماني که يکبار به زني بنگرد، آنگاه چشم ازاو بازدارد ، خداي متعال اورا با عبادتي انس دهد که لذت آن را درقلب خويش احساس کند28 درجاي ديگر امام صادق عليه السلام مي فرمايند: هرکس چشم خودرا از گناه پر کند، روز قيامت خدا چشم اورا ازآتش پرخواهد ساخت مگر، توبه وبازگشت نمايد.

از کتاب مقدس برمي آيد که درعهد سليمان عليه السلام، زنان علاوه بر پوشش بدن، برقع (روبند) به صورت مي انداختند

اين سنت در زمان ابراهيم عليه السلام نيز رايج بود، نامزد اسحاق(رفقه) ابتدا که اسحاق را ديد برقع بر صورت انداخت. در تورات، چنين مي‏خوانيم: و رفقه، چشمان خود را بلند کرد و اسحاق را ديد و از شتر خود فرود آمد. زيرا که از خادم پرسيد: «اين مرد کيست که در صحرا به استقبال ما مي‏آيد؟» و خادم گفت: «آقاي من است». پس بُرقعِ خود را گرفته، خود را پوشانيد.

ويل دورانت، که معمولاً سعي مي‏کند موارد برهنگي يا احياناً تزيينات و آرايش‏هاي زنان هر قوم را با آب و تاب نقل کند تا آن را طبيعي جلوه دهد، در اين مورد مي‏گويد: «در طول قرون وسطا، يهوديان همچنان زنان خويش را با البسه فاخر مي‏آراستند، لکن به آنها اجازه نمي‏دادند که با سر عريان به ميان مردم روند. نپوشاندن موي سر، خلافي بود که مرتکب را مستوجب طلاق مي‏ساخت. از جمله تعاليم شرعي يکي آن بود که مرد يهودي نبايد در حضور زني که موي سرش هويداست، دست دعا به درگاه خدا بردارد».

حال به این عکسها توجه کنید وخودتان نتیجه بگیرید

برای دیدن بقیه عکسها به ادامه مطلب بروید

 



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه یازدهم مرداد 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
به دنبال اعلام خبر دستگيري 3 تن از نيروهاي سيا آمريكايي  در مرزهاي ايران با کردستان عراق كه با استفاده از امكانات جاسوسي دستگير شده اند ، از شب گذشته تاکنون 2 هواپيماي جاسوسي آمريکا در مناطق مرزي ايران و عراق مشاهده مي شوند..به  گزارش فارس در منطقه  کرستان عراق، پس از اينکه  شبکه خبري "سي ان ان " مدعي شد که ايران سه نيروي اطلاعاتي آمريکايي را كه روز جمعه پس از ورود به اين کشور در نزديکي مرزهاي خود با کردستان عراق بازداشت کرده گردشگر خوانده است ، 2 هواپيمايي آمريکايي از جمعه شب گذشته  تاکنون در مناطق مرزي ايران و عراق ديده  مي شوند. بر اساس گزارش هاي دريافتي، 2 هواپيمايي نظامي نيروهاي آمريکايي از شب گذشته  تاکنون بر آسمان  مناطق مرزي ايران و عراق در منطقه  "احمد اوا " ديده  مي شوند. از سوي به  گفته  شاهدان عيني، صبح ديروز 3 خودروي جاسوسي نظاميان آمريکايي نيز وارد منطقه  شده اند. شبکه خبري "سي ان ان " در خبري مدعي شد که ايران سه گردشگر آمريکايي را روز گذشته پس از ورود آنها به اين کشور از کردستان عراق، بازداشت کرد. يک مقام عاليرتبه دولت آمريکا گفت که سفارت اين کشور در بغداد از اين گزارش ها آگاه بوده و در حال تحقيق در اين زمينه است. يک مقام پنتاگون تاکيد کرد که در اين رويداد هيچ يک از پرسنل ارتش آمريکا شرکت نداشته اند. اين شبکه خبري آمريکايي ادعا کرد که اين سه گردشگر هنگامي بازداشت شدند که در حال ديدار از "احمد آوا " يک محل معروف گردشگري در منطقه کردستان عراق بودند که از مرزهاي نشانه گذاري شده مشخص با ايران برخوردار نيست. براساس اين گزارش، چهارمين نفر از اين گروه گردشگري که به علت بيماري در هتل مانده بود، با ديگر اعضاي گروه خود تماس تلفني برقرار کرده و آنها اعلام کردند که از جانب ارتش ايران محاصره شده اند. چند ساعت بعد يک مقام در پليس مرزي عراق به خبرگزاري فرانسه گفت که اين سه نفر که مليت آنها تاييد نشده روز جمعه به علت عبور از مرز از جانب نيرو هاي امنيتي ايران دستگير شدند. اين مقام عراقي که نخواست نامش فاش شود، گفت که اين افراد پيش از دستگيري با کوله پشتي هاي خود در منطقه احمدآوا از مرز با ايران عبور کردند. منطقه احمدآوا حدود 90کيلومتري شمال شرق "سليمانيه " دومين شهر بزرگ منطقه کردستان عراق قرار دارد. سي ان ان افزود که پليس گردشگري در اطراف منطقه احمد آوا گزارش داده که با سه آمريکايي برخورد کرده و به آنها درباره نزديکي به مرز با ايران هشدار داده است.

 

منبع خبر : روزنامه صبح ايران

 



تاريخ : شنبه دهم مرداد 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

عضو مجمع روحانیون مبارز در دفاعیات خود در دادگاه به تلاش اصلاح‌طلبان برای محدودکردن رهبری ،‌ القای تقلب برای گسترش دامنه آشوب، هم قسم شدن هاشمی،خاتمی و موسوی و قصد هاشمی برای انتقام گیری از رهبری و رئیس‌جمهور اعتراف کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت به نقل از فارس محمد علی ابطحی عضو مجمع روحانیون مبارز و رئیس‌دفتر خاتمی در زمان ریاست‌جمهوری، که اخیرا بازداشت شده بود در اولین جلسه رسیدگی به جرائم متهمان سیاسی حوادث بعد از انتخابات که صبح امروز شنبه برگزار شد، طی سخنانی با اشاره به کیفر خواستی که از سوی معاون دادستان تهران در ابتدای جلسه بیان شد، گفت: همه صحبت‌هایی که معاون دادستان مطرح کرد، بنده قبول داشتم اما مسائلی را باید مطرح کنم.
وی افزود: چند نفر از دوستان مسائلی را در خصوص اصل مسئله انتخابات مطرح کردند، انتخابات واقعا فوق‌العاده بود 40 میلیون نفر مسئله‌ای نبود که بتوان از کنار آن به راحتی گذشت.
عضو مجمع روحانیون مبارز تصریح کرد: بنده شخصا از معدود کسانی بودم که در موضوع انتخابات با حضور موسوی موافق نبودم. سال 84 که وی برای حضور در انتخابات مطرح شده بود، بنده مخالفت کردم چرا که این مقطعی که وی در سیستم حکومتی حضور نداشت، می‌توانست توهماتی برای موسوی ایجاد کند که این توهمات به کشور آسیب می‌زد.

* اصلاح‌طلبان برای محدود کردن مقام معظم رهبری و اعتقادات مردم حرکت می‌کردند

ابطحی ادامه داد: انتخابات دور دهم، انتخابات متفاوتی بود و شاید انتخاباتی بود که دو تا سه سال برای آن کار شده بود و تصور می‌کنم که اصلاح‌طلبان پس از شکست در سه انتخابات برای به نوعی محدود کردن مقام معظم رهبری و اعتقادات مردم حرکت کردند.
وی خاطرنشان کرد: بنده اعتراف می‌کنم که بخش عمده‌ای از سفرهای خاتمی به عنوان سفرهای تبلیغی بود که این سفرها بتواند توجهات را معطوف به وی کرده و خاتمی را تنها شانس پیروزی در انتخابات ایران مطرح کنند.

* تقلب یک اسم رمز برای آشوب شده بود

عضو مجمع روحانیون مبارز در ادامه تاکید کرد: اصلی‌ترین اتفاقی که در این انتخابات افتاد و البته در طول برگزاری، قبل و بعد از انتخابات هم مطرح بود، مسئله تقلب است. بنده البته جایی مطرح کردم که تقلب یک اسم رمز آشوب شده است که در آن لشکرسازی برای تقلب وجود داشت و تمرین پهن شدن مردم هم در خیابان‌ها هم در آن موجود بود.
وی افزود: تمرین نگه داشتن گسترده مردم در خیابان‌ها در چارچوب تقلب بود که می‌توانست معنا پیدا کند.
ابطحی اظهار داشت: آنچه که معاون دادستان به عنوان انقلاب رنگی یا مخملی عنوان کردند بنده فکر می‌کنم ظرفیت آن در کشور وجود داشت البته نمی‌دانم که نیت آن واقعا وجود داشته یا نه ولی اگر این ظرفیت در کشور ضعیف‌تری موجود بود، موفق می‌شد و در خصوص رسانه هم باید گفت که رنگ سبز بیشتر تبدیل به یک رسانه شده بود.
وی گفت: اینکه هنوز نتایج انتخابات مشخص نشده و موسوی خود را به عنوان رئیس‌جمهور ایران معرفی میکند و البته خاتمی هم در این بین به وی تبریک می‌گوید نشاندهنده نوعی تفاوت دیدگاه در بحث تقلب است.
عضو مجمع روحانیون مبارز در ادامه افزود: تقلب واقعا در ایران وجود نداشت چرا که در انتخابات سال 84 وقتی فاصله کروبی و احمدی‌نژاد کمتر از نیم میلیون بود، وزارت کشور خاتمی نپذیرفت که کلمه تقلب مطرح شود لذا کروبی تخلف در انتخابات را مطرح می‌کرد و بنده تعجب می‌کنم که در این انتخابات با وجود اختلاف 11 میلیونی چگونه بحث تقلب پذیرفته می شود.

* همانهایی که 500 هزار اختلاف را تقلب نمی‌دانستند، ‌امروز 11 میلیون فاصله را تقلب می‌خوانند

این در حالی است که همانهایی که 500 هزار اختلاف را تقلب نمی‌خواندند،‌امروز 11 میلیون فاصله را تقلب می‌خوانند.
ابطحی اضافه کرد: همه ما در مصاحبه‌های مختلفی گفته بودیم که در بدترین شرایط بین یک تا دو میلیون بیشتر امکان تقلب وجود ندارد.فلذا می‌گفتیم که اگر بتوانیم از این میزان عبور کنیم کاندیدای ما در انتخابات پیروز می‌شود؛ واقعا ما اصلاح‌طلبان در بسیاری از موارد صداهایی را که باید می‌شنیدیم، نمی‌شنیدیم یا صدای همه را نمی‌شنیدیم و در واقع صداهای جامعه متوسط به بالا را می‌شنیدیم و در واقع این توهم،‌توهم بزرگی بود که موسوی پیدا کرده و احساس می‌کرد که تقلب 11 میلیونی امکان پذیر است.

* کل مدارک موسوی مبنی بر تقلب، 700 هزار رای هم نمی‌شد

ابطحی در ادامه سخنان خود در جلسه علنی دادگاه رسیدگی به جرایم پس از انتخابات گفت: زمانی که قرار بود موسوی مدارک مربوط به بحث تقلب در انتخابات را مطرح کند به خاطر دارم در جلسه مجمع روحانیون مبارز وقتی بحث ارائه مدارک تقلب در انتخابات مطرح شد یکی از دوستان که قبلا وزیر کشور هم بود گفت‌ همه این مدارک اگر جمع شود و درست باشد 700 هزار رای بیشتر نمی‌شود. بنده وقتی از موسوی به عنوان هندوانه سربسته یاد کردم به خاطر همین توهمات بود که در موسوی وجود داشت که وی امکان تقلب 11 میلیونی را امکان پذیر می‌دانست.

* هاشمی رفسنجانی، موسوی و خاتمی قسم خورده بودند یکدیگر را تنها نگذارند

وی افزود: پس از انتخابات در جلسه مشترکی هاشمی رفسنجانی، موسوی و خاتمی با هم قسم شدند که پشت یکدیگر را خالی نکنند و بنده نمی‌دانم که این تنها نگذاشتن و یاری کردن یکدیگر پس از 11 میلیون فاصله برای چه بود.

* همراهی خاتمی با موسوی خائنانه بود

عضو مجمع روحانیون مبارز تصریح کرد: شاید خاتمی دلیل خود را داشت، موسوی شاید کشور را نمی‌شناخت ولی خاتمی با همه ارادتی که به وی دارم اتفاقا برعکس همه مسائل را می‌دانست، توانایی و اقتدار مقام معظم رهبری را می‌شناخت اما به خاطر اتفاقات موسوی را همراهی کرد که این همراهی خائنانه بود.

* هاشمی در ذهن خود قصد انتقام از احمدی‌نژاد و مقام معظم رهبری را داشت

ابطحی اضافه کرد: هاشمی در ذهن خود قصد انتقام از احمدی‌نژاد و مقام معظم رهبری را داشت؛ این‌ها همه مسائلی بود که در ذهن موسوی به عنوان توهم همراهی شکل گرفته بود.
وی با اشاره به نقش مجمع روحانیون مبارز خاطرنشان کرد: واقعا مجمع روحانیون منتسب به امام و انقلاب بود لذا حداقل باید این انتصاب را نگه می‌داشت.

* به فرهنگ و تاریخ ایران خیانت کرده‌ام

عضو مجمع روحانیون مبارز تصریح کرد: بنده خودم را نیروی اصلاح‌طلب می‌دانم؛ لذا می‌گویم که خاتمی حق نداشت ظرفیت اصلاحات را به پای موسوی بریزد حتی موسوی هم این ظرفیت را نداشت. البته بنده طرفدار ریاست جمهوری احمدی‌نژاد نبودم ولی زمانی که 11 میلیون در انتخابات فاصله ایجاد شد به عنوان کسی که طرفدار مردم‌سالاری هستم این مسئله را نپذیرفتم و با این موضوع جلوی فضای رشد مدنی را گرفته و به فرهنگ و تاریخ ایران خیانت کرده‌ام. ولی اگر به جای پیام به موسوی به احمدی‌نژاد تبریک می‌گفتیم بهترین وضعیت را امروز در تاریخ ایران دارا بودیم.
ابطحی با اشاره به حضور خود در برخی راهپیمایی‌های غیرقانونی خیابانی تاکید کرد: کار بدی کردم که در راه‌پیمایی‌ها شرکت کردم ولی کروبی به بنده گفت که ما با این رای کم نمی‌توانیم مردم را به خیابان‌ها دعوت کنیم. ولی خود برویم تا به نوعی اعتراضمان را نشان بدهیم.
وی اظهار داشت: موسوی به کروبی پیغام داده بود که من چیزی برای از دست دادن ندارم، موسوی اگرچه چیزی برای از دست دادن نداشت ولی با توجه به رای 13 میلیونی با این پیگیری آشوب‌ها خیلی‌ چیزها را از دست داد و ما افتخار این حضور 40 میلیونی را از دست داده و آنرا خدشه‌دار کردیم ما می‌توانستیم در دنیا بهتر از این باشیم.
عضو مجمع روحانیون مبارز ادامه داد: موسوی در بسیاری از موارد می‌گفت ما طرفدار مردم مسلمان هستم. این درحالی است که این آشوب‌ها دلبستگی‌های مردمان مسلمان را نسبت به ایران قطع کرد، موسوی می‌گفت که من طرفدار خط امام هستم و همیشه روی نظام و امام تاکید می‌کرد، بنده می‌گویم که هیچکس نمی‌تواند روی امام و نظام تاکید کند ولی در عین حال کوچکترین عملی انجام دهد که نظام را هم به خطر بیندازد. چرا که امام فرموده‌اند حفظ نظام از اوجب واجبات است.
ابطحی اضافه کرد: اگر مقام معظم رهبری نبودند و یا اگر ایشان یک قدم به عقب می‌نشستند امروز هلال ناامنی ایران، افغانستان و پاکستان شکل می‌گرفت و درصورتی که این هلال تشکیل می‌شد دیگر هیچ جا و آثاری از انقلاب نمی‌ماند. از این رو ملت ایران باید از تیزهوشی مقام معظم رهبری و سربازان با نام و بی نام ایران که این کشور را از این مسئله نجات دادند تشکر کند.
وی با بیان اینکه معمولا ما نیمی از شجاعت را تعریف کرده‌ایم اظهار داشت: شجاعت بزرگتری هم وجود دارد که بنده از آن استفاده می‌کنم لذا اگر انسانی احساس کند که به دیدگاهی رسیده و این دیدگاه به نفع نظام است بیان آن شجاعانه‌تر است از بیان دیدگاه و نظر اپوزیسیون در مقابل حکومت و نظام.

* همه دوستانمان بدانند که موضوع تقلب در ایران دروغ بود

عضو مجمع روحانیون مبارز در ادامه تاکید کرد: به همه دوستان می‌گویم و همه دوستانی که صدای ما را می‌شنوند بدانند که موضوع تقلب در ایران دروغ بود و در واقع تقلب موضوعی بود تا آشوب‌ها شکل بگیرد تا ایران همانند افغانستان و عراق بشود، تا جایی که کشور دچار آسیب و سختی بشود.



تاريخ : شنبه دهم مرداد 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

احمدی نژاد چهارشنبه برای انجام مراسم تحلیف به مجلس می‌رود

مجلس شورای اسلامی روز چهارشنبه میزبان دکتر محمود احمدی نژاد رییس جمهوری و دیگر میهمانان مراسم تحلیف رییس جمهوری است تا وی در برابر نمایندگان مجلس و قرآن مجید سوگند یاد کند.

به گزارش پايگاه اطلاع رساني دولت به نقل از ایرنا و بر اساس دستور هفتگی مجلس شورای اسلامی، این مراسم روز چهارشنبه 14 مرداد برگزار می شود.
رای 24 میلیونی مردم به احمدی نژاد در انتخابات 22 خرداد، روز دوشنبه 12 مرداد طی مراسمی که در حسینیه حضرت امام خمینی(ره) برگزار می‌شود، از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی به احمدی نژاد تنفیذ خواهد شد.
احمدی نژاد باید 14 مرداد در مراسمی که با حضور رییس قوه قضاییه و اعضای شورای نگهبان تشکیل می‌شود در برابر قرآن مجید و ملت ایران سوگند یاد کرده و سپس سوگندنامه را امضا کند.
احمدی نژاد سوگند یاد می کند که در طول تصدی مسوولیت ریاست جمهوری اسلامی ایران همه استعداد و صلاحیت خود را در راه ایفای مسوولیت هایی که بر عهده گرفته است به کار گیرد و خود را وقف خدمت به مردم و اعتلای کشور، ترویج دین و اخلاق، پشتیبانی از حق و گسترش عدالت به کار گیرد و از هرگونه خودکامگی بپرهیزد و از آزادی و حرمت اشخاص و حقوقی که قانون اساسی برای ملت شناخته است حمایت کند.
متن سوگند نامه رییس جمهور که در اصل 121 قانون اساسی آمده است، به این شرح است:
بسم‏الله‏الرحمن‏الرحیم
"من به عنوان رییس جمهور در پیشگاه قرآن کریم و در برابر ملت ایران به خداوند قادر متعال سوگند یاد می‌کنم که پاسدار مذهب رسمی و نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی کشور باشم و همه استعداد و صلاحیت خویش را در راه ایفای مسوولیت‌هایی که بر عهده‏ گرفته‏ام به کار گیرم و خود را وقف خدمت به مردم و اعتلای کشور، ترویج دین و اخلاق، پشتیبانی از حق و گسترش عدالت سازم و از هر گونه خودکامگی بپرهیزم و از آزادی و حرمت اشخاص و حقوقی که قانون اساسی برای ملت شناخته است حمایت کنم. در حراست از مرزها و استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کشور از هیچ اقدامی دریغ نورزم و با استعانت از خداوند و پیروی از پیامبر اسلام و ائمه اطهار علیهم‏السلام قدرتی را که ملت به عنوان امانتی مقدس به من سپرده است همچون امینی پارسا و فداکار نگاهدار باشم و آن را به منتخب ملت پس از خود بسپارم."


تاريخ : شنبه دهم مرداد 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

قرائت متن کیفرخواست علیه متهمان آشوب و اغتشاش توسط معاون دادستان عمومی و انقلاب تهران

دادگاه اولین گروه از عوامل میدانی آشوبها، صبح امروز شنبه دهم مرداد ماه با قرائت کیفر خواست معاون دادستان عمومی و انقلاب تهران آغاز شد.
در اين جلسه ابتدا ، معاون دادستان عمومي و انقلاب تهران به نمايندگي از مدعي‌العموم متن كيفرخواست را قرائت كرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت به نقل از فارس، متن کیفرخواست دادستانی تهران علیه متهمان حوادث پس از انتخابات بدین شرح است:

بسم اللّه الرحمن الرحیم
وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً مِّن بَعْدِ ضَرَّاء مَسَّتْهُمْ إِذَا لَهُم مَّکْرٌ فِی آیاتِنَا قُلِ اللّهُ أَسْرَعُ مَکْرًا إِنَّ رُسُلَنَا یکْتُبُونَ مَا تَمْکُرُونَ(یونس 21)
(ما هرگاه بر آدمی بعد از آنکه او را رنج و زیانی رسید، رحمت می فرستیم، در این صورت برای محو آیات و رسولان حق مکر و سیاست به کار برند. بگو مکر و سیاست الهی کامل تر و سریع تر است که رسولان ما مکرهای شما را خواهند نوشت.)

ریاست محترم دادگاه انقلاب اسلامی تهران
سلام علیکم
همچنانکه استحضار دارید، رهبر حکیم و فرزانه انقلاب با درایت امام گونه خود فرمودند ملت آگاه ایران اسلامی با حضور کم نظیر خود در پای صندوق های رای در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری حماسه‌ای خیره کننده و بی همتا آفریدند که در آن رشد سیاسی وچهره مصمّم انقلابی وتوان وظرفیت مدنی ملت ایران در نمایی زیبا وپرشکوه در برابر چشم جهانیان به نمایش درآمد.
مقام معظم رهبری (دام عزه العالی)، در تبین اهمیت نقش آفرینی مردم بیدار کشورمان در ادامه پیام مهم خود تصریح فرمودند: "اقتدار وعزتی که مردم عزیز با آرامش ومتانت و کمال خود، در تاریخ کشور به ثبت رساندند واراده ی خلل ناپذیری که در میان آتشبار جنگ روانی دشمنان با حضور در این عرصه تعیین کننده نشان دادند، از چنان اهمیتی برخوردار است که با هیچ بیان معمول و متعارفی نمی توان آن را توصیف کرد. تنها می توان گفت که ملت ایران توانسته است همچنان موجبات رحمت الهی را در خود حفظ کند و دست قدرت خداوند را در حمایت از پیشرفت وتعالی کشور بالای سر خود نگاه دارد. "
هر انسان منصفی به راحتی می تواند دست‌آوردهای بزرگ این حماسه سترگ را در عرصه‌های گوناگون سیاسی، فرهنگی، اجتماعی واقتصادی در سطح داخلی وبین المللی مشاهده نماید.
اولاً این انتخابات به نمایش غرور انگیز مردمسالاری حقیقی تبدیل شد وبرای جهانیان این پیام را در بر داشت که جمهوری اسلامی ایران یکی از امن‌ترین و با ثبات‌ترین کشورهای جهان برای سرمایه گذاری و پیشبرد طرح‌های اقتصادی است.
ثانیاً؛ در عرصه روابط بین الملل این پشتوانه عظیم ملی قدرت چانه‌زنی و استیفای حقوق حقه مردم ولایت‌مدار ایران اسلامی را در سطح عالی افزایش داده و موقعیت کشورمان را در منطقه و جهان ارتقاء بخشید. به‌گونه‌ای که زبان مدعیان دروغین آزادی، دمکراسی وحقوق بشر را کوتاه نمود. بنابر این دولتمردان و متولیان دیپلماسی ایران در جهان می‌توانند بعد از این در معادلات منطقه‌ای و جهانی و تعاملات فیمابین با کشورهای جهان با قاطعیتی افزون و مبتنی بر حکمت، عزت و مصلحت بهتر از هر زمان ایفای نقش نمایند.
ثالثاً؛ تأثیرعمیق این حضور آگاهانه در نوع نگاه مردم جهان بویژه نخبگان به فرهنگ غنی مردم ایران و شعور سیاسی آنها که برخاسته از باورهای اسلامی وانقلابی است، بیش ‌از پیش افکار عمومی ملت‌هّا را متوجه کار آمدی الگوی مردمسالاری دینی نمود.
رابعأ ؛ از آنجائی که پشتوانه مردمی یکی از مهمترین مؤلفه‌های امنیت ملی نظام مقدس جمهوری اسلامی به حساب می‌آید‌، بدون شک مشارکت 85 درصدی مردم نقش بی بدیلی در تثبیت پایه‌های امنیت ملی داشته و دولت برآمده از این اکثرّیت پرشور و شعور در عرصه داخلی، منطقه‌ای و جهانی، مقتدرتر از گذشته ظاهر شده و این اقتدار به‌مثابه سرمایه عظیم ملی در حل مشکلات داخلی و خارجی و ارتقاء و پیشرفت روزافزون کشور اسلامی عزیزمان تجلی خواهد یافت.
اما همانگونه که رهبر معظم انقلاب در پیام خود به مردم مخصوصاً جوانان هشدار داده بودند که مراقب و هشیار باشند چرا که ممکن است " دشمنان بخواهند با گونه‌هایی از تحریکات بدخواهانه، شیرینی این رویداد را از کام ملت بزدایند " دشمن سرخورده و مأیوس فوراً دست به کار شد و با بسیج عوامل تبلیغی، سیاسی و میدانی خود زنجیره‌ای از اغتشاشات و آشوب‌ها را در تهران بوجود آورد که در اثر آن هموطنان عزیز خسارات جانی، مالی و روانی عدیده ای را متحمّل شدند. طبق مستندات به دست آمده و اعترافات مستدل متهمین، وقوع این حوادث کاملاً از پیش طراحی شده و طبق جدول زمانبندی و مراحل کودتای مخملی پیش رفته است، به گونه‌ای که بیش از 100 مورد از 198 مورد دستورالعمل‌های "جین شارپ " برای کودتای مخملی اجرا گردیده است.
ریاست محترم دادگاه
با توجه به اینکه سلسله حوادث اخیر به درستی در چارچوب تئوری های کودتای مخملی ارزیابی می‌گردد، از محضر عالی اجازه می‌خواهد بسیار مختصر در مورد این شیوه پیچیده و نوین براندازی نکاتی به استحضار برساند. اما پیش از آن به فرازی از فرمایشات مقام معظم رهبری در خطبه‌های نمازجمعه تاریخی 29 خرداد اشاره می گردد، که مؤید این مدعی است.
معظّم له چنین می فرماید: " ...... در داخل کشور هم عوامل این عناصر خارجی به کار افتادند و خط تخریب خیابانی شروع شد، خط تخریب، خط آتش سوزی، اموال عمومی را آتش بزنند، حریم کسب و کار مردم را نا امن کنند، شیشه‌های دکّان مردم را بشکنند، اموال بعضی از مغازه‌ها را غارت ببرند، امنیت مردم را از جانشان و مالشان سلب کنند، امنیت مردم مورد تطاول اینها قرار گرفت، این ربطی به مردم و طرفداران نامزدها ندارد، این مال بدخواهان است، مال مزدوران است، مال دست نشاندگان سرویس‌های جاسوسی غربی و صهیونیست است، این کاری که در داخل ناشیانه از بعضی سر زد، اینها را به طمع انداخت. خیال کردند ایران هم گرجستان است! یک سرمایه‌دار صهیونیست آمریکائی چند سال قبل از این، طبق ادعای خودش که در رسانه‌ها و در بعضی از مطبوعات نقل شد، گفت: من ده میلیون دلار خرج کردم در گرجستان و انقلاب مخملی راه انداختم، حکومتی را بردم، حکومتی را آوردم، احمق‌ها خیال می کردند جمهوری اسلامی ایران و این ملت عظیم هم مثل آنجاست ".
پس از فرمایشات رهبر عزیزمان توجه دادگاه محترم را به ادامه کیفر خواست جلب می نمایم.
و اما کودتای مخملی نوعی از انواع بر اندازی است که با کودتای نظامی در هدف مشترک امّا در شیوه و ابزار کاملا متفاوت است.
در همین رابطه آقای "رابرت هِلُوی " افسر بازنشسته سازمان سیا و شاگرد دکتر "جین شارپ " در کتاب خود با عنوان "مبارزه عاری از خشونت، تأملی در بنیادها "می‌نویسد: "مبارزه عاری از خشونت (یعنی همان کودتای مخملی) تفاوت خاصی با درگیری نظامی ندارد، جز در این مورد که اسلحه بکار رفته در آن متفاوت و منحصر به این روش می باشد "
یکی دیگر از تفاوت‌های کودتای مخملی با کودتای نظامی در فرایند شکل گیری از آغاز تا پایان و مدّت طولانی آن است که گاهی ممکن است ده سال یابیشتر به طول انجامد. مهمترین نکته‌ای که در مورد کودتای مخملی باید به آن توجّه داشت این است که نظریه پردازان اجیر شده توسط سرویس‌های جاسوسی و اطلاعاتی غرب طبق سفارش کارفرمایان خود‏، این شیوه را برای خروج جهان استکبار از بن بست عملی برای سرنگونی نظام‌های مستقل یا ناهماهنگ با هِژمُونی و استیلاطلبی غرب ابداع نمودند که نتیجه سال‌ها مطالعه و تحقیق میدانی در کشور‌های مختلف کودتاخیز بوده است. این شیوه براندازی بگونه ای طراحی شده است که با تمسّک به روشهای به اصطلاح مدنی و طی مدّت زمان طولانی بدون آنکه در بین مردم و نظام‌های سیاسی کشور‌های هدف حساسیتی جدّی ایجاد کند یکی پس از دیگری مراحل کودتای مخملی را بصورت خزنده و آرام پشت سر گذاشته و معمولاً نظام‌های سیاسی زمانی به خود می‌آیند که کودتای مخملی به مرحله پایانی خود رسیده و احتمال موفقیت آن بسیار افزایش یافته است.
از سالها پیش بنیادها و مؤسسات متعددی توسط سرویس‌های جاسوسی و دیگر نهادهای حکومتی کشورهای غربی بویژه آمریکا بوجود آمده که طبق یک تقسیم کار سازمانی و متمرکز، مأموریت‌های مختلفی را با هدف مشترک در اجرای پروژه کودتای مخملی به‌عهده گرفته‌اند. مهمترین این مؤسسات و بنیادها عبارتند از بنیاد سوروس(OSI)، بنیاد راکفلر، بنیاد فورد، بنیاد جرمن مارشال فایند، خانه آزادی، شورای روابط‌خارجی‌آمریکا، انجمن سیاست خارجی آلمان و مرکز مطالعات دموکراسی انگلیس.
در تبیین بیشتر این موضوع لازم است به اظهارات یک جاسوس که هم اکنون در بازداشت به سر می‌برد و با هدف ایفای نقش درانتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری به ایران بازگشته بود، اشاره شود.
وی می گوید: "در سفری که به اسرائیل داشتم با موسسه ای به نام مِمری آشنا شدم که متعلق به کشور آمریکاست ولی در اسرائیل مستقر می باشد و کارش در زمینه مطالعات رسانه‌ای خاورمیانه است. تلاش این موسسه مبارزه با فعالیت‌های ضد اسرائیلی است که در دیگر کشورها صورت می‌گیرد. این موسسه پروژه‌ای را دنبال می‌کند که هدف آن حمایت از اصلاح‌طلبان دنیای اسلام از جمله ایران است. مسئول این پروژه یکی از افسران قدیمی اطلاعات ارتش اسرائیل است که من با او دیداری داشتم. او در این دیدار به من گفت هدف ما این است که تفکراتی مانند تفکرات عبدالکریم سروش را در ایران پرورش و ترویج دهیم. "
این جاسوس ادامه می دهد: "یکی دیگر از موسسات فعال در حوزه ایران موسسه هلندی هیفُوس است که من ملاقات‌هایی هم با مسئولین این موسسه داشتم. این موسسه ارتباط خوبی با موسسات و NGOهای داخل ایران دارد و حتی مبلغ ده میلیون یورو در پایان ریاست جمهوری خاتمی در ایران هزینه کرده که بیشتر آن به جنبش زنان داده شده است. موسسه هیفوس بودجه خود را از طریق رشوه از شرکت‌های نفتی هلندی که می‌خواهند از پرداخت مالیات فرار کنند. به دست می آورد. "
نامبرده در مورد نقش پایگاه رادیویی اروپای آزاد می گوید: "پایگاه رادیویی اروپای آزاد که مانند خیلی از موسسات براندازی نرم از زمان جنگ سرد کار خود را آغاز کرده و به سازمان سیا متصل است. زمان جنگ سرد آمریکایی ها برای اینکه به شوروی فشار بیاورند از پوشش های فرهنگی- سیاسی و رسانه‌ای و با نام‌های زیبایی همچون دموکراسی، آزادی و حقوق بشر استفاده کردند و خیلی از موسساتی که در حال حاضر فعالیت می‌کنند، در زمینه براندازی نرم، بازمانده از آن زمان هستند که رادیو اروپای آزاد هم از این دسته است. بخش فارسی این رادیو به نام رادیو فردا فعالیت می کند. این رادیو بیشتر اعتراضاتی که در ایران رخ می دهد را پوشش می دهد و به شدت بزرگنمایی می‌کند. "
این جاسوس در ادامه به یکی دیگر از موسسات براندازی نرم به نام "بِرِکمَن " اشاره می کند و می‌گوید: "پروژه گِلُوبال وُیسِز یا همان صداهای جهانی زیر نظر مجموعه ای به نام مرکز برکمن در دانشگاه هاروارد انجام می گیرد. این پروژه از سال 2004 آغاز شده و من در اولین جلسه آن در هاروارد شرکت کرده‌ام. هدف این پروژه تمرکز بر تمام بلاگرهای دنیا به خصوص کشورهای مخالف آمریکا از جمله ایران است تا بتوانند به هدف خود که ایجاد جنگ روانی در این کشورها است برسند.
منابع مالی این پروژه را بنیاد سُورُوس (OSI) تأمین می کند که به اکثر موسسات غیردولتی در دنیا کمک مالی می‌دهد. مدیر این پروژه فردی به نام "اتان زوکِرمَن " است. او یک آمریکایی است که قبلا در بنیاد سوروس فعالیت داشته، او بر روی استفاده از اینترنت برای براندازی نرم در کشورهای مختلف خیلی کار کرده و با نهادهای اطلاعاتی امنیتی آمریکا نیز رابطه دارد. "
وی چنین ادامه می دهد: "مرکز برکمن توسط شخصی به نام "جان پالْفِری " اداره می شود که خودش مدعی بود دایی او کِرمیت روزولت کودتای 28 مرداد را مدیریت کرده است. "
نامبرده در اشاره به نقش آمریکا در طرح براندازی نرم می افزاید: "آمریکا برای طرح براندازی نرم از تئوریسین های مختلف از جمله "جین شارپ " که 50 سال از عمر خود را در موسسه اش صرف کرده تا طرح استفاده از نقاط ضعف حکومت ها برای براندازی نرم را شناسایی کند، استفاده می‌کند. در وب سایت این موسسه متون و روش مبارزه مسالمت آمیز شاید به 20 الی 30 زبان زنده دنیا آموزش داده شده است. البته این زبان‌ها آلمانی، فرانسوی و یا اسپانیایی نیست بلکه به زبان‌های برمه‌ای، چینی، عربی، فارسی و ... است که آمریکا دوست دارد در کشورهایی که به این زبانها گویش دارند انقلاب نرم صورت بگیرد. افراد دیگری مانند "مارک پالمر " رئیس موسسه "کُنُوس " نیز در مورد ایران خیلی تحقیق کرده اند. آنها حتی 2- 3 سال پیش کلاس هایی را تشکیل دادند و یکسری از فعالان 2 خردادی مانند عماد باقی را دعوت کرده و دوره های براندازی نرم را به آنها آموزش دادند. "
ریاست محترم دادگاه
تا کنون پروژه کودتای مخملی در چند کشور به مورد اجرا گذارده شده که اکثراً با موفقیت انجام شده امّا در مواردی هم ناکام مانده است. ازجمله کشورهایی که کودتای مخملی در آنها با موفقیت اجرا شده عبارت است از گرجستان، لهستان، چک، کرواسی، صربستان، اوکراین و قرقیزستان، در اکثر این کشورها، کودتای مخملی در بستر یک انتخابات شکل گرفته و مشابهت های فراوانی با پروژه شکست خورده‌ کودتای مخملی ایران که به بهانه انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری مرحله پایانی آن کلید خورد داشته‌اند. البته این توطئه با هوشیاری مردم بیدار و همیشه در صحنه و برخورد قاطع و به موقع دستگاه های انتظامی و امنیتی مقتدر کشورمان سرکوب گردید.
جاسوس بازداشت شده در پاسخ این سؤال که آمریکا برای براندازی نرم در ایران از چه مدلی استفاده کرده گفت: "این مدل مبتنی بر انتخابات است و زمان آغاز آن حداقل 2 سال قبل از برگزاری یک انتخابات شروع می‌شود .آنها ابتداء شروع به برنامه ریزی کرده ونامزد مورد نظر خودشان را انتخاب می‌کنند بطور نمونه آقای ساکاشویلی- رئیس جمهور فعلی گرجستان -کسی نیست که یک شبه در دنیای سیاست سبز شده باشد این فردبورسیه "فول برایت " متعلق به وزارت خارجه آمریکاست. او سالها در این کشور تحصیل کرده و برای این روزها تربیت شده است .پس از تعیین نامزد مورد نظر به شدت روی او سرمایه‌گذاری اجتماعی می کنند. به این صورت که افراد طرفدار آن نامزد به آموزش مردم به صورت شبکه‌ای - مدل تجاری، گلدکوئیستی – می‌پردازند که روش ثابت برای یارگیری در کمپین‌هاست. بعد از این مرحله سمبل و نماد گرافیکی و رنگی برای این نامزد انتخاب می کنند و شروع به آماده ‌سازی افکار عمومی جهت رأی دادن به نامزدشان می کنند. از طرف دیگر قبل از انتخابات خودشان را آماده می‌کنند تا اگر انتخابات را واگذار کردند شروع به تشکیک در انتخابات کنند و اعلام نمایند که تقلب صورت گرفته است و اصل مشروعیت حاکمیت را زیر سؤال می برند و شروع به اعتصاب می کنند و در نهایت انتخابات را ابطال کرده و یا مجدد با نظارت ناظران خارجی انتخابات را برگزار می‌کنند که در نهایت نامزد مورد نظرشان پیروز می‌شود. "
نامبرده ادامه می‌دهد: "این فرایند در کشورهای گرجستان، صربستان، اوکراین و کرواسی انجام شده و به نتیجه هم رسیده است. نکته قابل توجه اینکه همان متون آموزشی که در صربستان مورد استفاده قرار گرفته به فارسی ترجمه شده و با تغییرات کمی در ایران مورد استفاده قرار گرفته است. این موارد بستگی به آداب ورسوم، فرهنگ و مذهب جامعه دارد. مهمترین عوامل اجرایی این انقلاب جوانان هستند که سرمایه گذاری خوبی بر روی آنها صورت می‌گیرد. بر روی انرژی جوانان حساب می‌شود. زیرا آنان تنها افرادی هستند که 2 تا3 ماه از زندگی خود را بدون پول، وقف انتخابات می کنند. "
وی چنین می افزاید: "کودتای مخملی ایران خیلی شبیه انقلاب مخملی صربستان است، در آن کشور گروهی بنام "اُوتْ پُور " "OUTPOR " که گروهی دانشجو بودند، ابتداء شروع به عضو گیری کردند که شباهت زیادی به موج سبز در ایران داشت. در جزوه آموزشی که بر روی سایت آلبرت انیشتاین قرار گرفته، نکته‌ای به نام "موقعیت دشوار " وجود دارد که از مهمترین روش‌های استراتژیک است و حکومت‌ها را در شرایطی قرار می دهد که نتوانند با معترضین برخورد کنند. در این نکته آمده که اعتراضات باید زیر پوشش عادت‌های مذهبی قرار بگیرد و حرکاتی مانند پیاده روی در خیابان را انجام دهید که هیچ دولتی نمی تواند از آن جلوگیری نماید. در انتهای این جزوه آموزشی اشاره‌ای به چند حلقه فیلم آموزشی شده که پیرامون انقلاب صربستان است و حتی فیلم ها به زبان فارسی دوبله شده و بر روی وب سایت ها قرار گرفته است. جزوه دیگری نیز وجود دارد که در مورد نحوه تسخیر مکانها و ساختمان‌های حساس شهر است و در آن آموزش می‌دهد که گروه‌های معترض چگونه بتوانند مراکز مهم را تصرف کنند.
لازم است در اینجا به نکته مهمی در محضر دادگاه اشاره نمایم و آن این است که فیلم آموزش کودتای مخملی صربستان که به فارسی ترجمه گردیده توسط فردی به نام نادر صدیقی ویراستاری و باصدای وی روایت شده است. این فرد کسی است که اولین بار آقای کیان تاج بخش را به آقایان حجاریان و تاج‌زاده معرفی می نماید. آقای تاج بخش در مورد نقش آقای نادر صدیقی می گوید: "نقش آقای نادر صدیقی و اینکه چه کسی مرا به او معرفی کرده و او به سفارش چه کسی مسئول وصل من به آقای حجاریان و تاج زاده گردیده، برایم گنگ است. "در حال حاضر نامبرده متواری می باشد.
این جاسوس بازداشت شده که بنا به دلایل امنیتی فعلا از اعلان نام وی معذوریم، معتقد است براندازی نرم یا همان کودتای مخملی دارای سه بازوی فکری، رسانه ای و اجرایی است و تصریح می‌کند: "هر کدام از بازوهای کودتای مخملی با تعدادی از موسسات و بنیادهای آمریکایی ارتباط دارند و در واقع نوعی تقسیم کار صورت پذیرفته است. "
او در این رابطه می گوید: "در مثلث براندازی (بازوی فکری، بازوی رسانه ای و بازوی اجرایی) هر کدام از موسسات آمریکایی فعالیت خاصی را انجام می دهند که در ایران نیز یکسری افراد با آنها همکاری دارند. مهمترین آنها موسسه ای است به نام "هوفر " که زیر نظر دانشگاه استن فورد و در زمان جنگ سرد تشکیل شده است.
این موسسه پروژه ای به نام "دموکراسی در ایران " را در دستور کار قرار داده که زیر نظر سه عنصر امنیتی به نام های: عباس میلانی، لِری دایمِند و مایکل مک فور اداره می شود.
عباس میلانی در زمان محمدرضا پهلوی به دلیل فعالیت در گروه های چپ دستگیر می شود. او بعدها به یک سلطنت طلب دو آتیشه تبدیل می شود به طوری که پس از انقلاب یکی- دو سال در ایران زندگی می کند اما پس از چندی کشور را به مقصد آمریکا ترک و در آنجا کتاب‌های متعددی را به نگارش در می آورد و در این کتابها از دستاوردهای رژیم پهلوی تقدیر می کند. او کم کم به یکی از رهبران اپوزیسیون تبدیل شد که با دیگر رهبران این جریان یک تفاوت عمده داشت و آن رابطه با عناصر اصلاح طلب داخلی بود. "
این جاسوس بازداشت شده می افزاید: "پروژه "دمکراسی در ایران " پیرامون فرهنگ عامه مردم ایران مانند موسیقی، وبلاگها و مسائل جنسی کار می کند.
بخش دانشجویی این موسسه بسیار فعال است و افرادی مانند خانم حقیقت جو، آرش نراقی (از حلقه کیان و نزدیک به سروش) در کنفرانس های آنها سخنرانی می کنند. در داخل ایران نیز افرادی که به حزب کارگزاران سازندگی نزدیک هستند با این موسسه همکاری دارند. به طور نمونه عطریانفر درهر مجله یا روزنامه ای که کار می‌کند از عباس میلانی تحت پوشش یک تاریخ نگار مصاحبه می کند. اهمیت عباس میلانی برای "سیا " از رضا پهلوی هم بیشتر است زیرا او با اصلاح طلبان رابطه خوبی دارد و حتی تمام هزینه های مالی اکبر گنجی در خارج از کشور را نیز او تأمین می‌کند. "
بازوهای کودتای مخملی در ایران
جاسوس مذکور در مورد بازوهای کودتای مخملی در ایران می گوید: "مدلی که در ایران طراحی شده مانند دیگر کشورها دارای سه بازوی فکری، اجرایی و رسانه ای است هر کدام از این بازوها دارای زیرمجموعه های فعالی می باشند که به طور مثال بازوی فکری دارای زیر مجمه های روشنفکری مذهبی، روشنفکری سکولار، سرمایه داری، سیاست خارجی، ادبیات و ... می باشد که در هر کدام از این موارد موسساتی در خارج و داخل ایران هستند که به صورت فعال نقش دارند.
بازوی اجرایی این پروژه یعنی کودتای مخملی دارای شش زیرمجموعه می باشد.
1- زیرمجموعه زنان که از چند طیف تشکیل شده است. مهمترین لیدرهای این طیف خانم شادی صدر و خانم شیرین عبادی هستند. این طیف ها بیشتر با NGOهای هلندی در تماس هستند که هزینه‌های این گروه ها و کمپین ها را پرداخت می کنند.
طیف دیگری به مسئولیت پروین اردلان- دختر علی اردلان از رهبران جبهه ملی- فعالیت می کند. طیف نوشین همدانی خراسانی که تمایلات چپ دارند از جمله این طیفها هستند.
2- زیرمجموعه قومی- نژادی، بیشتر امور این کار در طیف شیرین عبادی صورت می گیرد. او با اینکه در زمینه حقوق بشر فعالیت می کند اما رگه های قومی-نژادی در آن وجود دارد. گروه های ملی- مذهبی نیز در این زمینه متمرکز هستند.
3- زیرمجموعه حقوق بشر، مهمترین چماقی که آمریکا برای رویارویی با مخالفان خود استفاده می کند حقوق بشر است. در این زیرمجموعه چند طیف وجود دارد که این بار نیز طیف شیرین عبادی از فعالان این عرصه هستند.
هادی قائمی که از عناصر فعال و امنیتی در آمریکاست از حامیان خارجی این طیف می باشد. او مدتی است که رئیس بخش ایران در سازمان صهیونیستی "دیده بان حقوق بشر " بوده و با بودجه 15 میلیون یورویی هلند موسسه ای را راه اندازی کرده که تمرکزش فقط حقوق بشر در ایران است.
4- زیرمجموعه کارگری؛ اگر به یاد داشته باشید در سال های گذشته سندیکای اتوبوسرانی اعتصابی را ایجاد کرده بود که رهبری آن را فردی به نام منصور اُسانلّو برعهده داشت. این جالب است که افرادی به دلایل مختلف از جمله عقب افتادگی دستمزد خود دست به اعتصاب می زنند اما حواسشان نیست که موسسات برانداز در آمریکا مانند NED، صندوق مالی و دموکراسی و ... به صورت آشکار به موسسات دیگر چندین میلیون دلار پول می دهند تا به سندیکاهای کارگری در ایران کمک شود. تمامی اسناد این کمک ها در وب سایت سازمان NED موجود است. علت دسترسی آسان به این اسناد را می توان تظاهرسازی دانست. خیلی از افراد معتقدند که اینها چون مخفی کاری انجام نمی دهند پس به دنبال مطلب و مسأله خاصی نیستند.
5- NGOها؛ این زیرمجموعه در دوره دولت اصلاحات از اهمیت خاصی برخوردار شد. غرب به این نتیجه رسیده بود که باید NGOها در ایران گسترش پیدا کنند و به دنبال این بود که ضعف آنان از نظر منابع انسانی، مالی و مدیریتی نیز تأمین شود. به همین دلیل موسساتی تأسیس شد که بیشتر آن در هلند بود. وظیفه این موسسات این بود که به NGOهای ایرانی خدمات آموزش پرسنل، آموزش جمع‌آوری پول از خارج کشور و ... را بدهند. دو NGO برجسته در کشور با نامهای کُنشگران به مدیریت سهراب رزاقی (مدیر NGOها در وزارت کشور دوره اصلاحات) که مبلغ دو میلیون یورو بودجه از موسسات هلندی دریافت کرد و موسسه همیاران با مدیریت باقر نمازی، موسسه همیاران بعد از زلزله بم در سال 2003 میلادی یکسری کلاس های آموزشی با عنوان جذب پول از خارج کشور در تهران برگزار کرد که مدرسان آن افرادی همچون هادی قائمی بودند که سابقه صهیونیستی و امنیتی دارند.
6- زیرمجموعه دانشجویی؛ اوج فعالیت زیرمجموعه دانشجویی در جریان 18 تیر 78 بود که البته مدتی بعد از آن نیز تضعیف شد. اما با گذشت زمان شاخه دانشجویی با مرکزیت دفتر تحکیم وحدت طیف علامه و شاخه های مرتبط با آن نقش جدی در بازوی اجرایی براندازی ایفا کرد.
دادگاه آغاجری، نامه به کوفی عنان، تحریم انتخابات و ... از جمله فعالیت های این زیرمجموعه بوده است. رفتن افرادی همچون محسن سازگارا، عطری، علی افشاری و رضا دلبری به آمریکا و شاغل شدن این افراد در موسساتی که کار آنها براندازی نظام جمهوری اسلامی است می تواند بهترین مستند برای همکاری این زیرمجموعه با پروژه کودتای مخملی در ایران دانست. "
بازوهای فکری پروژه کودتای مخملی در ایران
این جاسوس سیا در این باره می گوید: "این بازو از اهمیت بالایی برخوردار است و شاید بتوان گفت قبل از هر مسأله ای کار فکری شروع می‌شود و سالها طول می کشد که دیگر بازوها (اجرایی و رسانه‌ای) به کار بیفتد.
بازوی فکری در ایران از سال های خیلی دور یعنی از اواسط جنگ آغاز شد. در همین راستا یک تفکر روشنفکری جدید از میان نیروهای مسلمان بیرون می‌آید که رهبری آن به عهده عبدالکریم سروش و مجله کیهان فرهنگی است (در آن زمان مدیریت مجموعه کیهان با سید محمد خاتمی بود.)
مقالاتی که سروش در این مجله به نگارش در می آورد موضوعات خاصی را در پی داشت به طور نمونه سروش در اولین مقالات خود این موضوع را انتخاب می کند که چیزی به عنوان غرب وجود ندارد که بخواهیم در مورد غرب زدگی صحبت کنیم و اینگونه مبارزه با غرب زدگی را که یکی از گفتمان های مهم انقلاب بود، زیر سئوال می برد. آنها زیر پایه های فرهنگی انقلاب را آرام آرام هدف گرفته و از میان می‌بردند. از همان زمان یک تیپ نوچه پروری و استبداد فکری در بحث تفکرشان مطرح بود که آن را پنهان نگه می داشتند. اگر ما فرض کنیم که غرب و استبداد وجود ندارد دیگر شعارهای انقلاب از قبیل استقلال و آزادی معنا پیدا نمی کند. این روند ادامه یافته و یک به یک پایه های تفکر امام را می زند پایه‌هائی مثل وحدت دیانت و سیاست، ولایت فقیه، و بدینسان زمینه برای غربی شدن و آمریکایی شدن را فراهم نمودند. "
وی در ادامه می گوید: "افراد دیگری مانند سریع القلم، ناصر هادیان و هادی سمتی با تفکرات خاصی شروع به تئوری سازی در زمینه تأمین منافع آمریکا در ایران کردند. آنها موضوعاتی مانند انرژی اتمی و موشکی، حمایت از لبنان و فلسطین را آرام آرام مورد هجوم قرار می دادند. این تئوری ها در مراکز تحقیقاتی مختلفی در دولت اصلاحات پرداخته شد و در مطبوعات به صورت گسترده در جامعه پخش می شد.
اهم شباهت های کودتای مخملی شکست خورده در ایران به کودتای مخملی چند کشور نامبرده
1) طرح تقلب با هدف بی اعتماد سازی مردم ومشروعیت زدائی از نظام سیاسی مستقر، در همین رابطه رهبر بصیر انقلاب اسلامی در خطبه های تاریخی نماز جمعه 29 خرداد فرمودند:
" من اول فروردین در مشهد گفتم ، هی دارند دائماً به گوشها می خوانند ، تکرار میکنند که بناست در انتخابات تقلب شود ، می خواستند زمینه را آماده کنند، من آن وقت به دوستان خوبمان در داخل کشور تذکر دادم وگفتم این حرفی را که دشمن می خواهد به ذهن مردم رسوخ بدهد نگوئید.نظام جمهوری اسلامی مورد اعتماد مردم است؛ این اعتماد آسان به دست نیامده، سی سال است که نظام جمهوری اسلامی با مسئولانش، با عملکردش با تلاشهای فراوانش توانسته این اعتماد را در دل مردم عمیق کند.دشمن می خواهد این اعتماد را بگیرد، مردم را دچار تزلرل کند. "
متأسفانه برخی از جریانهای سیاسی، احزاب وفعالان سیاسی بدون توجه به هشدارهای معظم له ودر یک همنوائی معناداربا دشمنان مرتباً بر توهم احتمال بروز تقلب در انتخابات دامن زدند.آنهم بدون ارائه هیچ دلیل ومدرکی.
یکی از احزاب مورد نظر در این زمینه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی است که از ماهها پیش از انتخابات چه قبل وچه بعد از فرمایشات مقام معظم رهبری ودعوت معظم له به پرهیز از همسوئی با دشمن، در بیانیه های رسمی واظهار نظر های اعضاء آ‌ن کراراً بحث تقلب در انتخابات ترویج گردیده است.
سازمان مجاهدین در بیانیه21/1/88 که به عنوان اعلام حمایت ازنامزدی میرحسین موسوی ثبت گردیده وتنها 20 روز بعد از هشدار رهبر معظم انقلاب اسلامی منتشر شده است، اینگونه حرف دشمنان را تکرار می‌کند "سلامت انتخابات به شدّت به مخاطره افتاده است به طوری که دیگر تقریباً اعتمادی به آمارهای انتخابات از جمعیت واجد حق رأی گرفته تا آراءشرکت کنندگان وتا آراء کاندیداها وجود ندارد "
البته این سازمان ماهها قبل از آن نیز یعنی در تیر ماه سال 87 طی قطعنامه کنگره دوازدهم موضوع تقلب را به نوعی دیگر مطرح می نماید.بعد از اعلام نتایج و پیام رهبر عظیم الشأن انقلاب اسلامی مبنی بر تأئید انتخابات نیز سازمان مجاهدین با صدور چند بیانیه ، بدون ارائه سند ومدرکی صحت انتخابات را زیر سئوال برده است.به عنوان مثال در اولین بیانیه بعد از اعلام نتایج تصریح شده است: "ما در وجود تقلب وتخّلف تردیدی نداشتیم "
اسناد جعلی در منزل بهزاد نبوی و ستادهای انتخاباتی
این جریان با هدف القاء جعل وتقلب در انتخابات وتشویش اذهان عمومی، نامه وزارت کشور را جعل نموده و با انتصاب افتراء به این وزارت خانه وتوزیع وسیع آن قصد فریب افکار عمومی را داشته است.همچنین در بازرسی از منزل آقای بهزاد نبوی عضو مؤثر و محوری سازمان مجاهدین اسنادی دال بر جعل سند با هدف تشویش اذهان عمومی به دست آمده که به پیوست تقدیم دادگاه می شود.
شایان توجّه اینکه نمونه هائی از این اوراق و نامه های جعلی در ستادهای برخی کاندیداهای ناکام و معترض نیز کشف گردیده است.
حزب مشارکت، حزب کارگزاران، برخی از اعضاء مجمع روحانیون مبارز نیز رسماً و همسو بارسانه ها وگروههای معاند و مخالف نظام صحّت انتخابات را چه قبل و چه بعد از انتخابات مورد تردید قرار دادند.
این مسئله از آن جهت مهم وبرای دادگاه قابل توجّه است که اولاً طبق آنچه گفته شد مسأله تقلب همزاد با شروع فعالیت های انتخاباتی بوده که حاکی از برنامه ریزی قبلی برای هدفی مشخص می‌باشد.
ثانیا؛ این مسأله دلیل اصلی بروز تشنجات واغتشاشاتی است که خسارت مادی و معنوی فراوانی از جمله کشته شدن هموطنانمان را در بر داشت و این در حالی است که متهمین بازداشت شده در اعترافات خود اذعان دارند که با علم به عدم وجود تقلب وبا هدف ایجاد تردید ، موضوع تقلب را مطرح نموده اند.
القای خط تقلب قبل از انتخابات
مازیار بهاری خبرنگار هفته نامه نیوزویک در این رابطه اظهار می دارد:
"رسانه های غربی خط تقلب در انتخابات را حتی قبل از برگزاری انتخابات پیگیری می کردند و بنده هم در یک مصاحبه‌ای با آقای خاتمی این سؤال را از ایشان پرسیدم وپس از مصاحبه با ایشان مشاهده کردم که جریانی مطابق با الگوی کلاسیک انقلاب رنگی در کشور دنبال می شود "
بهزاد نبوی تقلب را مطرح کرد
محمد علی ابطحی مسئول دفتر رئیس جمهور سابق که اکنون در بازداشت به سر می برد در مورد بحث تقلب اظهاراتی دارد که به قسمت هایی از آن اشاره می شود وی می گوید:
"بحث تقلب در انتخابات در ایران از سال 76 اولّین بار (توسط فرد مورد الاشاره) مطرح شد که اصلاح طلبان از آن زمان به بعد از این صحبت خیلی استفاده کردند ودر این انتخابات اخیر هم این بحث را بهزاد نبوی مطرح کرد ودر ستاد خاتمی بعنوان مسئول کمیته صیانت از آرا مشغول به کار شد. "
آقای ابطحی می گوید: "آقای کروبی در جلسه ای با حضور دیگر دوستان اصلاح طلب اعلام کرد ؛ ما نباید بر روی بحث تقلب در انتخابات پافشاری کنیم چون با این کار اطمینان مردم سلب خواهد شد و دیگر در انتخابات شرکت نخواهند کرد. درهمان جلسه آقای موسوی لاری اعلام کرد در انتخابات ریاست جمهوری تقلب قطعی است. "
موسوی خوئینی ها گفته بود القای تقلب را برای جرزنی لازم داریم
وی در ادامه می گوید: "بعد از اعلام کاندیداتوری مهندس موسوی در ستاد ایشان آقای محتشمی‌پور طرح تقلب را مطرح کرد، هم آقای موسوی وهم محتشمی پور زمینه بسیار تندی در این باره داشتند و کمیته صیانت از آراء را تشکیل دادند ، نکته مهم در این زمینه عقیده داشتن تمام اصلاح‌طلبان است بر اینکه بیش از 2 یا 3 میلیون تقلب نمی شود انجام داد. در جلسه بعد آقای موسوی خوئینی ها اعلام کرد ؛ مانباید فیتیله بحث تقلب در انتخابات را پایین بکشیم چون موقع جرزدن لازم می شود. "
آقای ابطحی تصریح می کند: "من اعتقادم این است که محتشمی پور ضربه بزرگی به مهندس موسوی وارد کرد، او در جلسه 23 خرداد مجمع اعلام نمود ؛ من به مهندس موسوی گفته ام که نگران نباش ما آنقدر سند در مورد تقلب داریم که می توانیم مسیر انتخابات را تغییر دهیم. آقای مهندس موسوی به دلیل بی تجربگی ودور بودن از صحنه سیاسی زود تحت تأثیر قرار می گیرد. "
ابطحی در ادامه گفته فوق افزود: "2 روز بعد از انتخابات از موسوی لاری در زمینه تقلب پرسیدم که در جوابم گفت ؛ محتشمی پور چرند می گوید زیرا تغییر در آراء موسوی بیشتر از 700 الی800 هزار نخواهد بود. "
تاجزاده از طریق استان ها می دانست در انتخابات باخته اند
مصطفی تاج زاده معاون سیاسی وزیر کشور ورئیس ستاد انتخابات کشور در دولت آقای خاتمی یکی دیگر از بازداشت شدگان است که امکان تقلب را منتفی می داند ودر این باره می گوید: "تقلب در انتخابات وجهی نداشت اما به محض اینکه انتخابات تمام شد ومن از بچه های استانها سؤال کردم احساس کردم که انتخابات را باخته ایم ولی فاصله را 3 به1 نمی دانستیم "
تاج زاده ادامه داد: "این راهم برای اولین بار بگویم که از ساعت 12 که آراء اعلام شد هیچ کس از من نشنید که تقلب شده است. لذا چیزهایی که می گویند به من بر نمی گردد و من دخیل نبوده ام ، البته حزبم بیانیه ای داده و بنده را هم مثل آنها مجازات کنید. "
مصطفی تاج زاده اضافه می کند: "به نظر من این انتخابات به لحاظ کمّی جزء کم نظیرترین وبه لحاظ کیفی جزو بی نظیر ترین انتخاباتها بود.معتقدم این سرمایه 40 میلیونی سرجایش محفوظ است. "
همچنین در اظهارات یکی از متهمین آمده است: "... در جلسه روز شنبه مورخ 23/3/88 با آقای تاج‌زاده و تعدادی از دوستان دیگر در ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در محل ستاد آقای تاج زاده با حالتی بهت زده و خاص حضور داشتند. از ایشان دو سئوال مطرح کردم سئوال اول: اوضاع رأی آقای موسوی چطور است؟ ایشان گفتند: "رأی آقای موسوی خوب نیست و آقای احمدی نژاد قطعا در دور اول پیروز انتخابات خواهد بود. سئوال دوم:‌به نظر شما تقلب شده؟ که ایشان پاسخ دادند: من با همه استانها جز استان اردبیل تماس گرفته ام نتایج اعلام شده با نتایجی که ما داشتیم هیچ تفاوتی نمی کند و تقلبی صورت نگرفته است. "
بهزاد نبوی: سندی برای تخلف نداریم ولی به موسوی خیانت نمی کنم
بهزاد نبوی عضوشورای مرکزی سازمان مجاهدین، مشاور رئیس جمهور سابق و نایب رئیس مجلس ششم نیز که اکنون در بازداشت به سر می برد در مورد طرح تقلب اعتراف می کند:
"ما هیچ سندی دال بر وجود تقلب نداشته ایم وباید به رأی شورای نگهبان التزام داشته باشیم "
وقتی از آقای نبوی خواسته شد که لااقل برای جبران بخشی از تخلفات خود و به خاطر وضعیتی که با طرح واهی تقلب به وجود آورده اید و معترف هم هستید که سندی در تأیید آن ندارید و به خاطر این ادعاهای دروغ خسارت های جانی و مالی فراوانی بر مردم عزیزمان تحمیل نموده اید. همین مسأله را رسما اعلام کنید ایشان در پاسخ می گوید: "من به آقای موسوی خیانت نمی کنم. " از او سئوال شد آیا به خاطر عدم خیانت به موسوی، حاضر هستید که به مردم خود و تاریخ کشورت خیانت کنی؟ نامبرده هیچ پاسخی نمی دهد.
رمضان زاده: تقلب در ایران امکان ندارد
رمضان زاده سخنگوی دولت آقای خاتمی نیز در این باره می گوید: "من همیشه گفته ام ودوستان هم حزبی بنده هم می دانند که تقلب در ایران امکان ندارد. "
صفایی فراهانی: ادعای تقلب مورد سئوال است
محسن صفایی فراهانی عضو شورای مرکزی و رئیس هیأت اجرایی مشارکت، نماینده مجلس ششم و رئیس فدراسیون فوتبال از سال 1377 تا 1381 نیز در اقاریر خود چنین می گوید: "به هیچ وجه نمی توان پذیرفت که در این انتخابات تقلب شده است حتی اگر فرض را هم بر تقلب بدانیم یک میلیون، دو میلیون. "
او همچنین در این زمینه افزود: "برای خود من نیز سئوال است فردی مانند مهندس موسوی که عملکردش در انقلاب اسلامی روشن است در مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز عضو می باشد و افرادی همچون آقایان محتشمی پور و موسوی لاری که در دوره های گوناگون وزیر کشور بودند چنین ادعایی در مورد تقلب در انتخابات را دارند. "
خبرنگار شبکه های غربی:
ادعای موسوی درباره پیروزی در انتخابات بر اساس الگوی کلاسیک انقلاب رنگی بود
خاطر نشان می گردد که بقیه متهمین نیز در اظهاراتی مشابه قائلند که به هیچ وجه در این انتخابات تقلب نشده و امکان تقلب هم وجود ندارد.
مازیار بهاری، فیلمساز و خبرنگار شبکه های غربی در ادامه سخنان خود به نقش رسانه های غربی در طرح تقلب چنین اشاره می کند: "رسانه های غربی از چند ماه پیش از برگزاری انتخابات خط تقلب در انتخابات را در کانون توجهات خود قرار دادند و به گونه ای زمینه چینی کردند که اگر کاندیدای مورد نظر آنان در انتخابات پیروز نشد این حرکت را یک کودتا در آراء مردم تلقی کنند. چندی قبل با یکی از مشاوران کاندیدای مورد قبول غرب گفتگویی داشتیم که ایشان هم این نکته را مطرح کردندکه در کشور کودتا شده است. "
بهاری در تکمیل مطالب فوق می افزاید: "در همین راستا آقای موسوی قبل از اینکه نتایج انتخابات مشخص بشود طبق یک الگوی کلاسیک انقلاب رنگی گفتند: "من پیروز انتخابات هستم و هر نتیجه ای غیر از این اعلام شود تقلب شده است. "
با توجه به اقاریر متهمین و ادله مثبته طرح تقلب از سوی احزاب و فعالان سیاسی متهم در این پرونده از پیش طراحی شده و با هدف ایجاد آشوب و اغتشاش صورت گرفته است و این دقیقا یکی از مولفه هایی است که در کودتای مخملی مورد توجه ویژه بوده و علت اصلی بروز اغتشاشات و آشوبها به شمار می رود. و نکته مهم اینکه در بحث تقلب هماهنگی کاملی بین متهمین با بیگانگان صورت پذیرفته است.
2) تجمعات غیر قانونی گسترده و اردو کشی‌های خیابانی دومین شباهت کودتای مخملی ایران با کشورهای مذکور است، که با هدف تمرین وایجاد آمادگی برای تسخیر مراکز مهم دولتی صورت می پذیرد، اتفاقی که تقریباً در تمام کودتاهای مخملی به وقوع پیوسته است اما در ایران با ناکامی مواجه شد. برگزاری تجمع در مقابل وزارت کشور، صدا وسیما ، مجلس شورای اسلامی در همین رابطه ارزیابی می گردد. حمله به حوزه مقاومت بسیج با سلاحهای گرم وسرد وبمبهای آتش‌زا که پس از راهپیمائی غیر قانونی 25/3/88 در میدان آزادی اتفاق افتاد بنا بر اعترافات متهمین و تصاویر متعددی که از این حادثه و عوامل فعال آن بدست آمده کاملاً حکایت از سازمان یافتگی و از پیش طراحی شده این حمله دارد . حمل کوله پشتی‌های پر از سنگ وبمبهای آتش‌زا، حمل نارنجک ودیگر سلاحهای گرم در حمله مذکور دلیل محکمی است بر این ادعا، البته لازم است در اینجا به این نکته اشاره شود که حساب اعتراضات بخشی از مردم با مهاجمین هدایت شده کاملاً جداست.
رستم فرد تهرانی مسئول سایت سحام نیوز در مورد اهداف برگزاری تجمعات می گوید: "مسأله ای که ما در جریان انتخابات اخیر دنبال می کردیم این بود که با برگزاری این تجمعات بگوییم که در انتخابات تقلب صورت گرفته است. "
وی در ادامه به نحوه اطلاع رسانی برای تجمعات اشاره می کند ومی افزاید: "ما از سه طریق سایت، تلفن و ایمیل زمان و مکان تجمعات را به اطلاع اعضاء شبکه رأی خود می‌رساندیم. "
کیان تاجبخش نیز با مقایسه ای بین اقدامات انجام شده در کودتاهای مخملی چند کشور و آنچه که در ایام انتخابات مشاهده شده مانند نمادسازی، زنجیره انسانی، طرح تقلب، اعلام پیروزی پیش از شمارش آراء و تجمع گسترده در مقابل مراکز مهم دولتی با هدف تسخیر آن اثبات می کند که در ایران هم بنا بوده یک کودتای مخملی اتفاق بیفتد.
آقای ابطحی هم طی اظهارات خود مبنی بر از تجمعات از پیش طراحی شده می گوید: "در جشن پیروزی یا شکست که نتیجه آن شورش است مسأله ای بود که از قبل آماده شده بود. آوردن مردم به خیابان، تعیین مسیر، آوردن تجهیزات و گزارش لحظه به لحظه رخدادها توسط فیس بوک تماما مورادی بود که قبل از انتخابات آن را پیگیری می کردند و می خواستند این اعتراضات را به یک نهضت تبدیل کنند.
وی در ادامه می افزاید: "صبح جمعه (22 خرداد) اطلاعیه ای در فیس بوک مهندس موسوی منتشر شد که حامیان موسوی امشب تا صبح بیدار می مانند، این با موضوع سمبلیکی که کروبی مطرح کرده بود متفاوت بود. بعد از مشخص شدن نتایج اولیه انتخابات، ستاد مهندس موسوی به سرعت نیروهایش را سازماندهی کرد. تاج زاده، در یک تماس تلفنی به من گفت: "ما قصد داریم این جمعیت را تا پایان انتخابات نگه داریم و آنها را به تمام نقاط شهر هدایت کنیم. "
ابطحی ادامه می دهد: "معتقدم این جریان دارای سه ضلع است: 1- رأس 2- بدنه محرک 3-شبکه اجتماعی که در حقیقت جسم کار هستند. "
در توضیح بیشتر بدنه محرک ابطحی اضافه کرد: " در بدنه محرک یکسری نقش فعالتری داشتند مانند سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، جبهه مشارکت، گروه های لشگرساخته خاتمی مانند گروه 88، یاری نیوز، پویش و ... حوزه های مجازی که لحظه به لحظه مردم را دعوت به حضور در خیابان می کرد و شبکه های خارجی که توسط خبرنگاران خود تمام اخبار را پوشش می دادند. نکته مهم این است که خبرنگاران خارجی به این آقایان خیلی نزدیک شده بودند حتی از لشگرهای ساخته شده نیز نزدیکتر بودند. "
وی در مورد نقش بدنه محرک می گوید: "مهمترین نقش این عناصر نگه داشتن مردم در خیابانها بود تا اگر زمانی آقای موسوی اعلام کرد در فلان نقطه شهر هستم بتوانند همه را در آن نقطه جمع کنند. این سازماندهی توسط لشگرهای ساخته شده صورت می گرفت. "
ابطحی در جای دیگر می افزاید: "به خیابان آوردن جمعیت قبل از انتخابات مقدمه ای بود برای به خیابان آوردن آنها در شب شنبه، افرادی مانند فاتح، تاج زاده، خاتمی و ستادش، مهدی هاشمی و آدمهایش برای اینکه جمعیت را در خیابانهای شهر نگه دارند خیلی فعال بودند و همه اینها در پیش بینی و طراحی برنامه برای شب شبنه نقش داشتند. "
در پایان این بخش باید خاطرنشان کرد که نقش رسانه های بیگانه از جمله BBC فارسی، صدای آمریکا VOA، العربیه، رادیو فردا و رادیو زمانه در آموزش و تحریک با هدف گسترش ناارامی ها و برگزاری تجمعات غیرقانونی و اغتشاشات برجسته می باشد.
همچنین همسویی احزاب و عناصر متهم در این پرونده با رسانه های مذکور بسیار حائز اهمیت است که از ریاست محترم دادگاه درخواست توجه ویژه به این موضوع دارد.
3) فرهنگ سازی، نهاد سازی وشبکه سازی
بنا براعترافات متهمین وجزوات آموزشی ، فرایند کودتای مخملی در سه مرحله 1) فرهنگ سازی یا به عبارت بهتر جابجائی افکار به نفع ارزشهای غربی ،2) نهاد سازی در قالب تشکیل "NGO " و 3 )شبکه سازی از طریق وصل " NGO " به یکدیگر صورت می گیرد.
کیان تاج بخش یکی از متهمین بازداشت شده که بعنوان مأمور بنیاد سوروس برای مدیریت بالینی میدانی کودتای مخملی از سال 1377 در ایران حضور دارد در این رابطه میگوید ؛ ایجاد وسیع "NGO " با هدف یارگیری برای استفاده در بحران صورت می پذیرد .
محمد علی ابطحی یکی دیگر از متهمین نیز در تائید سخنان تاج بخش می گوید: "در دوره اصلاحات 2 وزارتخانه یعنی وزارت کشور و وزارت ارشاد وسازمان ملی جوانان موظف شده بودند در سطح وسیعی مجوز تأسیس " NGO " صادر نمایند. "
بنابر این طی سالهای گذشته دهها هزار NGO تأسیس واز سوی بنیادهای پیش گفته غربی مورد حمایت همه جانبه مادی ومعنوی قرار گرفته اند تا جائیکه شرکت شل نیز که یک شرکت نفتی است در زمینه راه اندازی ، آموزش ، سازماندهی وحمایت مالی از NGO ها وارد عمل شد.
مع الوصف NGO ها در کنار گروه غیر قانونی 88 که توسط احزاب فوق الذکر (مشارکت، سازمان مجاهدین وحزب کاگزاران) راه اندازی شده بود سازماندهی وهدایت تجمعات غیر قانونی قبل و بعد از انتخابات را به عهده داشتند.
ریاست محترم دادگاه
با توجه به آنچه که تاکنون گفته شد می توان نقش برخی از احزاب مانند مشارکت، سازمان مجاهدین و کارگزاران را در زمینه سازی و اجراء کودتای مخملی در ایران در محضر دادگاه در محورهای ذیل تبیین نمود.
1- بررسی عملکرد چند ساله احزاب فوق اعم از اعلام مواضع در مسائل مختلف ملی و فراملی از طریق بیانیه ها و سخنرانی اعضاء که عموما با سیاه نمایی و تشویش اذهان عمومی همراه بوده است.
2- اخذ تصمیمات محرمانه برای براندازی نظام در جلسات حزبی و محفلی
3- ارتباط مستمر و معنادار با بنیادها و موسسات که در زمینه کودتای مخملی فعالیت دارند.
4- جلب حمایت های مالی خارجی در راه اندازی NGO ها، گسترش و شبکه سازی آنها با هدف به کارگیری در کودتای مخملی به عنوان لشگر پیاده نظام
5- تلاش برای تحقق حاکمیت دوگانه و چند صدایی در کشور با هدف ایجاد شکاف بین نخبگان و جامعه
6- طراحی برای بهره برداری از بستر انتخابات در جهت تحقق کودتای مخملی و تغییر ساختار نظام
در اینجا به برخی از اسناد به دست آمده در مورد فعالیت های پنهانی احزاب و فعالان سیاسی مذکور اشاره می گردد.
1- حزب مشارکت در سند تعاملات راهبردی سیاسی- تشکیلاتی خود که برای دوره پنج ساله در پاییز 1387 تهیه نموده پرده از منویات خود برای تغییر ماهوی نظام مقدس جمهوری اسلامی برمی‌دارد. هر چند که نویسندگان این سند سعی نموده اند نیت واقعی خود که حاکمیت سکولاریسم در کشور است را در لفافه اصطلاحاتی مانند مردمسالاری و دموکراسی بپوشانند اما در بخش هایی نتوانسته اند واقعیت خویش را بپوشانند از جمله در صفحه 8 بند 4 این سند آمده است: "بخش مردمسالار حاکمیت بتواند از بحرانهایی که کل سیستم سیاسی را تهدید می کند به نفع تثبیت مردمسالاری و چانه زنی بیشتر استفاده نماید. "
آیا این جمله نامی جز خیانت دارد؟
البته سراسر محتوای سند فوق حاکی ازآن است که حزب مشارکت، نظام جمهوری اسلامی را نظامی اسبتدادی و غیرمردمسالار می داند و با این فرضیه قصد تغییر ماهوی آن را دارد و برای تحقق خواست خود برنامه ریزی نموده است و استفاده از عبارات آزادسازی اقتصادی و آزادسازی سیاسی دقیقا با همین نگاه صورت گرفته است.
با این توضیح توجه دادگاه محترم را به بخشی از این سند جلب می کنم، در صفحه 6 آمده است: "در مرحله نخست حضور در نهادهای ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و شوراهای شهر و روستا و در مرحله بعد مجلس خبرگان نهادهای مناسب تری برای حضور طرفداران مردمسالاری می باشند. "
البته تهیه کنندگان این سند که به امضاء دبیرکل و مهر حزب نیز مُنقّش است بلافاصله در سطر بعد پا را فراتر نهاده و این تغییر را به کل نظام قابل تسری می داند و این یعنی تغییر ماهوی نظام به نظامی سکولاریسم. مستند به اینکه 1- آقای خاتمی در دوره ریاست جمهوری خود در یکی از جلسات شورای عالی انقلاب فرهنگی تصریح می کند "گریزی از سکولاریسم نیست " و این تفکر متأثر از تصمیم سازی شبه علمی دفتر مطالعات استراتژیک نهاد ریاست جمهوری به ریاست آقای تاجیک عضو شورای مرکزی حزب مشارکت است طی مقالاتی سفارشی در نشریه راهبرد این استنتاج غیرعلمی را القاء و به رویت آقای خاتمی می رساند که "در آینده نزدیک احدی را یارای مقاومت در برابر سکولاریسم نیست و باید خود به نحو شایسته به این سرنوشت محتوم بشر تن دهیم و دعوت از هابرماس به ایران در سال 81 نیز با همین هدف صورت می پذیرد و در جلسه‌ای محرمانه در منزل آقای کدیور که با حضور افرادی مانند حجاریان و محمد مجتهد شبستری تشکیل گردید به دقت روند سکولاریزاسیون در ایران مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد و راهکارهای جدید ارائه می گردد.
آقای یورگِن هابرماس در حالی به کشور خود باز می گردد که در رایزنی های خود از اراده اصلاح‌طلبان برای استقرار حکومت سکولار در ایران مطمئن گردیده بود.
همچنین سفر آقای جان کین به ایران در سال 78 و ملاقات با برخی از چهره های اصلاح طلب نیز در همین رابطه ارزیابی می گردد.
آقای جان کین یکی از نظریه پردازان کودتای مخملی و عضو سرویس اطلاعات خارجی انگلیس ام آی 6 می باشد.
2- در یکی از جلسات مشترک بین نمایندگان چند حزب اصلاح طلب که در پرونده سند آن موجود می باشد در مورد بررسی راه های جلب حمایت اتحادیه اروپا به نفع خود در رقابت های سیاسی داخلی به صراحت بحث می گردد و حمایت اتحادیه اروپا از متحصنین مجلس ششم نشان می دهد که در جلسه فوق گزینه مذکور به تصویب رسیده است.
3- پیشنهاد بهزاد نبوی مبنی بر تشکیل جبهه ضد استبداد با حضور همه طیفهای اپوزیسیون
4- القای غیردموکراتیک بودن نظام که به صورت ترجیع بند اظهارات و بیانیه های احزاب مذکور و اعضاء آن نمایان می باشد.
5- بنا بر اطلاعات منابع موثق در یکی از جلسات سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی شاخه اصفهان در بین کلیه اعضاء نظرسنجی می گردد که در صورت حمله آمریکا به ایران آیا رهبر جمهوری اسلامی را تسلیم مهاجمین کنیم یا نه و این در حالی است که هیچ یک از شاخه ها اقداماتی در این سطح را جز با هماهنگی مرکزیت انجام نمی دهند.
6- در حزب مشارکت نیز اقدام مشابهی در شاخه اراک صورت می پذیرد و یکی از مسئولین شاخه طی سخنانی اظهار می دارد در صورت حمله آمریکا به ایران با دستان خودمان مسئولین جمهوری اسلامی را اعدام خواهیم نمود.
7- اظهارات و مواضع ضد دینی اعضاء سازمان طی سالهای گذشته که اسناد آن موجود می باشد به حدی رسید که مرحوم آیت الله مشکینی رحمه الله علیه این سازمان را نامشروع و باعث انحراف جوانان خواند.
8- صدور بیانیه های ساختار شکن و محوریت در جمع آوری امضاء برای نامه های سرگشاده به مسئولین نظام به ویژه به رهبر معظم انقلاب اسلامی که در یکی ازاین نامه ها از معظم له می خواهند مانند امام جام زهر رابرای مصلحت نظام بنوشند.
9- و اما در حوادث اخیر نقش محوری اعضاء حزب مشارکت، سازمان مجاهدین و حزب کارگزاران در سطح طراحی، سازماندهی و هدایت اغتشاشات و تجمعات غیرقانونی.
این نتیجه را به دست می دهد که احزاب مذکور همواره چه زمانی که در قدرت باشند مانند دوره‌ اصلاحات که دو قوه را در اختیار داشتند و چه زمانی که در قدرت نباشند، بر روند فتنه جویی تا تغییر ماهوی نظام به نظامی سکولار ادامه خواهند داد.
ریاست محترم دادگاه
آنچه گذشت خلاصه ای از اقدامات طراحان و هدایت کنندگان داخلی پروژه شکست خورده کودتای مخملی بود. در بخش دوم به نقش و اتهامات عوامل میدانی این پروژه اشاره می شود:
محاربه و افساد فی الارض از طریق تلاش و فعالیت موثر در راستای پیشبرد اهداف گروهک تروریستی منافقین
تعدادی از متهمان بازداشت شده که دارای سابقه محکومیت کیفری وعضویت در سازمان منافقین هستند در این فتنه دستگیر و یکی از آنان در اعترافات خود می گوید: "در سال 1379 جذب سازمان منافقین شدم و در اولین اقدام جدی در سال 1383 وارد فاز نظامی شدم.
در این سال برای بمب گذاری در یک مکان حساس در شهر تهران مشارکت پیدا کردم و سپس فعالیت های خود را در توزیع اعلامیه و جمع آوری و ارائه اخبار واطلاعات به سازمان منافقین گسترش دادم تا اینکه در صحنه تجمعات و اغتشاشات پس از انتخابات به صورت فعالانه ای شرکت کردم. مأموران انتظامی زمانی اقدام به دستگیری ام کردند که در حال پرتاب کوکتل مولوتف به یکی از مراکز دولتی در تهران بودم. "
مأموریت عضو گروهک نفاق برای حضور فعال در اغتشاشات
رضا خادمی با نام مستعار حبیب فرزند عباس متهم است که به واسطه برقراری ارتباط با گروهک تروریستی منافقین علیه امنیت جمهوری اسلامی ایران اقدام نموده است.
متهم مزبور به صورت غیرقانونی از کشور خارج و با حضور در قرارگاه اشرف در عراق و گذراندن دوره های مختلف آموزشی نظامی و جمع آوری اخبار و اطلاعات به کشور بازگشته است.
از دیگر اتهامات وی جذب نیرو برای گروهک منافقین و اعزام آنها به عراق است. متهم همچنین در دوران انتخابات اقدامات تبلیغی متعددی به نفع منافقین از جمله هوا کردن بالن با عکس سرکردگان گروهک منافقین و نصب تراکت و بیانیه درتهران نموده است.
وی با ناصر عبدالحسینی، محمد نوری و حسین شیرمحمدی از دیگر اعضای منافقین در ارتباط بوده است و اقدام به جمع آوری پنهان اخبار و گزارش های مربوط به اغتشاشات پس از انتخابات و حضور فعال در تجمعات غیرقانونی نموده است.
دستگیری عضو گروهک نفاق هنگام پرتاب کوکتل مولوتف به سمت نیروهای انتظامی
خانم عذرا سادات قاضی میرسعید فرزند حسن دارای سابقه محکومیت کیفری و عضویت در سازمان منافقین است.
اتهام وی محاربه و افساد فی الارض از طریق تلاش و فعالیت موثر در راستای پیشبرد اهداف گروهک تروریستی منافقین و همکاری با این سازمان است.
دستگیری متهمه در صحنه ارتکاب جرم و پس از شناسایی وی به عنوان یکی از عوامل اصلی اغتشاش توسط مأمورین امنیتی حین پرتاب کوکتل مولوتف صورت گرفته است.
متهمه در سال 83 در بمب گذاری تهران مشارکت داشته و در انتخابات اخیر اقدام به توزیع اعلامیه به نفع گروهک تروریستی منافقین و جمع آوری و ارائه اخبار و اطلاعات به این گروهک کرده است.
سوابق سیاسی و حزبی متهمه از جمله اقرار وی به عضویت در سازمان منافقین در سال 1379 و فعالیت های وسیع متهمه در جهت اهداف سازمان مورد اشاره محرز است.
حضور عضو گروهک نفاق در ستاد آقای کروبی و جمع آوری اطلاعات برای منافقین
ناصح فریدی فرزند محمد، از طریق تلفن و اینترنت با گروهک منافقین وصل می شود و سپس با شرکت فعال در تجمعات دانشجویی و صنفی، اقدام به تهیه و ارسال عکس و فیلم و اخبار به گروهک نفاق می کند.
متهم مزبور همچنین مأموریت داشته است اخبار و اطلاعات زندانیان گروهک نفاق را پیگیری و این اطلاعات را به خانواده های آنان و گروهک منافقین ارسال نماید.
وی با حضور در اغتشاشات و تشویق دانشجویان به حضور در تجمعات غیرقانونی، اطلاعات این تجمعات و آشوب ها را برای منافقین ارسال می کرده است.
متهم ضمن ارتباط گیری با خانواده زندانیان و مصاحبه با آنان، نوارهای مصاحبه را برای سیمای آزادی، صدای آمریکا، رادیو فردا و ... ارسال کرده است.
وی همچنین خانواده شبنم مدد زاده از اعضای گروهک را به سرپل منافقین وصل نموده است.
متهم مزبور در ستاد انتخاباتی آقای کروبی حضور داشته است.
دستگیری اعضای گروهک نفاق در جلسه ساماندهی آشوب ها
- آقای امیرحسین فتوحی فرزند حسن، از عناصر فعال گروهک منافقین است که در اغتشاشات اخیر نقش موثری داشته و در جلسه تشکیلاتی گروهک دستگیر شده است.
- آقای مهدی شیرازی فرزند احمد از دیگر اعضای گروهک تروریستی منافقین است که در جلسه سازماندهی اعضای گروهک منافقین جهت دامن زدن به آشوب ها و اغتشاشات دستگیر شده است.
همکاری و ارتباط با اعضای گروهک منافقین در اغتشاشات اخیر
آقای حسام سلامت فرزند محمد، متهم به همکاری و ارتباط داشتن با ضیاء نبوی چاشمی از عناصر مرتبط با گروهک منافقین در داخل کشور است.
وی همچنین ارتباط نزدیکی با شورای محرومین از تحصیل دارد که این شورا تحت نفوذ و هدایت منافقین می باشد. متهم مزبور از فعالین و محرکین شرکت در تجمعات غیرقانونی پس از انتخابات ریاست جمهوری بوده است و اخبار و گزارشهای مربوط به اغتشاشات را از طریق مجید دری که از سرپل های منافقین در داخل است، برای رسانه های بیگانه و منافقین ارسال کرده است.
اقدامات یک شبکه تروریستی وابسته به سرویس های امنیتی آمریکا و اسرائیل در آستانه انتخابات ریاست جمهوری
یکی از اعضای شبکه تروریستی مذکور به نام محمدرضا علی زمانی فرزند اسماعیل می باشد که دارای سابقه محکومیت کیفری در جرایم کلاهبرداری، جعل مهرهای سپاه، دادگستری و قوه قضائیه است.
فرد متهم به همراه حامد روحی نژاد و احمد کریمی در اسفند 1385 به عراق سفر می کنند و از این تاریخ ارتباط سازمان یافته ای را با نیروهای آمریکایی و اسرائیلی برقرار می نمایند. متهمان جلسات متعددی را در دهوک اربیل، منطقه ربیعه در مرز سوریه و سلیمانیه با مقامات آمریکایی برقرار می نمایند و با دریافت پول از آنان، جهت ادامه مأموریت خود به تهران باز می گردند. ترور یکی از مسئولان شهر پاوه، جمع آوری اطلاعات مربوط به نیروهای بسیجی در تهران، دامن زدن به تجمعات، کارگری، تهیه بمب های قوی آتش زا، مشخص کردن اماکن سیاسی و مذهبی برای ایجاد انفجار، جمع آوری اطلاعات درباره ساختار و سازمان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نحوه قاچاق سلاح به کردستان عراق، جمع آوری اطلاعات از پادگان امام حسین(ع)، انجام عملیات تروریستی در جریان برگزاری نماز عید فطر در مصلای تهران و همکاری اطلاعاتی جهت انفجار در برخی مراکز مذهبی در فروردین 1387 از مهمترین مأموریت های محوله به متهم و تیم همراه وی بوده است.
طراحی بمب گذاری در حوزه های رأی گیری و اقدام علیه امنیت ملی و دامن زدن به آشوب و اغتشاش از دیگر مأموریت های متهم بود که قبل از هرگونه اقدامی توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده است امنیتی گرفتار شد.


تاريخ : جمعه نهم مرداد 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

دادگاه اولین گروه از عوامل آشوب ها،شنبه دهم مرداد

"حمله به مراکز نظامی،تخریب اموال عمومی،ایجاد رعب و وحشت، ارتباط با گروه های معاند و محارب،تخریب اموال شخصی، توزیع شبنامه بر علیه نظام، ضرب و شتم شهروندان از جمله اتهام های این گروه از متهمین است"

دادستان عمومی و انقلاب تهران درباره حوادث پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اطلاعیه ای منتشر کرد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت به نقل از واحد مرکزی خبر ،‌ متن اطلاعیه دادستانی تهران به این شرح است:
ملت غیور و سرافراز ایران اسلامی
حرکت عظیم و هوشمندانه شما در خلق حماسه ای دیگر با حضور 40 میلیونی به میزان 85 درصد واجدین شرایط در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری رقم خورد بار دیگر عمق دلبستگی امت مسلمان و ولایتمدار ایران عزیز را به آرمان های معمار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) و بیعت آگاهانه از ولی امر مسلمین حضرت آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی) در پیش چشمان تحسین‌گر جهانیان به نمایش گذاشت و برگ زرین دیگری را بر صفحات کتاب قطور مردمسالاری دینی افزود.
انتظار می رفت بعد از این نمایش قدرت ملی و ا سلامی، دشمنان کینه توز سر عقل آمده با پذیرش واقعیت ایران مقتدر و یکپارچه راه تعامل منطقی مبتنی بر اصول انسانی در پیش گیرند، اما متاسفانه بار دیگر شاهد آن بودیم که استکبار جهانی به سرکردگی امریکا و انگلیس علی رغم شعارهای عوام فریب به اصطلاح بشردوستانه و ادعاهای ریاکارانه مبنی بر گسترش دموکراسی، در مقابل یکی از دموکراتیک ترین انتخابات های دنیا و اراده شما مردم آزاده تمکین نکردند و با دخالت های آشکار و بی شرمانه خود در امور داخلی ایران با طراحی و مدیریت اغتشاشات و آشوب های پس از انتخابات، نقاب از چهره کریه خود برداشتند.
البته عده ای خودفروخته و گروهی بازی خورده نیز در داخل کشور وسیله دست بیگانگان قرار گرفتند و با اقدامات غیرقانونی و هنجارشکن، زمینه فتنه انگیزی و شرارت را برای عوامل دشمن فراهم نمودند که منجر به وارد آمدن خسارت جانی و مالی فراوان به هموطنانمان گردید و شیرینی این جشن واقعی را به کام همه تلخ نمود.
مع الوصف همان گونه که مردم عزیزمان مطلعند با حضور به موقع و مقتدرانه نیروهای خدوم و جان بر کف انتظامی و امنیتی و بسیج مردمی، اغتشاشگران دستگیر و آتش افروزی ها پایان یافت و همچنین تعدادی از طراحان، هدایت کنندگان و عوامل میدانی اغتشاش نیز بازداشت گردیدند که دادگاه اولین گروه از عوامل میدانی آشوب ها روز شنبه مورخ 10-05-1388 برگزار خواهد شد.
لازم به ذکر است در بین متهمان اشخاصی هستند که از روی تصاویر به دست آمده از آنها در هنگام ارتکاب جرم توسط مردم بیدار و آگاهمان مورد شناسایی و بازداشت شده اند.
البته برخی از همدستان ایشان که در تصاویر وجود دارند در حال حاضر متواری‌اند که مطمئنا به زودی با کمک مردم عزیز آنها نیز مورد شناسایی و به دست قانون سپرده خواهند شد.
اتهام این گروه از متهمین به شرح ذیل می باشد:
1- حمله به مراکز نظامی با سلاح گرم و سرد و بمب های آتش زا
2- حمله به مراکز دولتی و به آتش کشیدن آنها
3- تخریب اموال عمومی
4- ایجاد رعب و وحشت در بین مردم
5- ارتباط با گروه های معاند و محارب مانند گروهگ منافقین
6- ضرب و شتم مامورین انتظامی و امنیتی
7- ضرب و شتم شهروندان
8- تخریب اموال شخصی مردم
9- تهیه گزارش برای رسانه های بیگانه و دشمن
10- توزیع شبنامه بر علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی.
در پایان یادآوری می گردد به زودی و پس از تکمیل پرونده های بقیه متهمین دادگاه رسیدگی به اتهامات ایشان نیز تشکیل و طی اطلاعیه های بعدی زمان برگزاری هر دادگاه و نتایج آن به اطلاع عموم ملت عزیز خواهد رسید.

 



تاريخ : پنجشنبه هشتم مرداد 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

 

آقاي دكتر احمدي نژاد تا ديروز هر چه خواستند ناجوانمردانه نثارت کردند. امروز که طعم شکست را هم چشيده اند و از عمق جان سوخته اند ، انتظار نداشته باش که از آنها مردانگي ببيني. تحملت را بالاتر ببر. بگذار خود را نزد ملت رسوا تر از قبل کنند. دعاي ما بدرقه راه توست.
 

   ----------------------------------------

 

پس بصيرت کجاست ؟  
   
  با اندکي توجه در خصوص مباحث پيش آمده در خصوص آقاي مشايي به نکاتي شگرف در خصوص تحليل اين موارد بر خواهيم خورد . همانطور که مي دانيم هشت سال هجمه عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران در دولت اصلاحات بعنوان رويکردي است که همه به آن اذهان داشته و دارند و آنقدر موضوع در اين خصوص موجود مي باشد که در اين مقال نمي گنجد ولي مي دانيم که تضعيف جايگاه ولايت و سعي در شکست و از بين بردن هيمنه اصلي و عمود نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران از اهداف جنبش سبز اصلاحات و انقلاب مخملي بوده و مي باشد و امتداد همين استراتژي ناکام در چهار سال دولت آقاي دکتر احمدي نژاد ادامه داشته و پيوند اين موارد به حوادث اخير و آشوبهاي خياباني مدعيان قانون گرائي بوده و مي باشد

سوالي که به اذهان مي رسد اين است که براندازان و دشمنان بيروني و مرعوبين داخلي را چه شده است که حامي ولايت شده اند ؟

از برکات دولت کريمه آقاي دکتر احمدي نژاد اين است که همه مخالفين ولايت و افرادي که 8 سال هجمه عليه نظام و رهبري نموده اند حالا پيرو ولايت شده اند و اين امر مبارک و خجسته است

 

نکته بعد شائبه هاي ايجاد شده در خصوص ولايت مداري آقاي دکتر احمدي نژاد است به يقين ملت فهيم و با بصيرت و دشمن شناس ايران مي دانند که آقاي دکتر اندکي از اصول انقلاب و رهبري فاصله نگرفته و نمي گيرد

لذا انتقادات بي مورد و غلط مي باشد

در خصوي آقايان اژه اي و صفار بايد گفت آقاي دکتر نسبت به هر دو اين بزرگواران انتقاد داشته اند به آقاي صفار در خصوص مباحث فرهنگي و راضي نبودن از روند مديريتي ايشان (از ماهها قبل از حوادث اخير ) يعني آنطور که بايد باشد نمي باشد

همينطور ديگر آقايان حالا سوال از آقاي صفار اين است که آب در آسياب دشمنان ريختن و خيل کثيري از عناصر حزب اللهي بي تحليل را به وادي شک و شبهه افکندن و دشمن شاد کردن هم استراتژي جديد ايشان است ؟

چرا بچه هاي حزب اللهي ما نسبت به عملکرد و گفتار و رفتار خود اندکي تامل نمي کنند ؟چرا عده اي با دشمنان هم نوا شده اند؟ پس بصيرت کجاست ؟ خواص طرفدار حق حواس خود را مي بايست بيش از پيش جمع نمايند

آقاياني که از لزوم ولايت مداري ساعتي و روزي صحبت مي کنند بهتر است بجاي وارد شدن به اين مقولات بي اهميت به منويات مقام عظماي ولايت در خصوص بصيرت و لزوم توجه به اين موارد توجه نمايند . همانطور که مي دانيم حضرت آيت الله خامنه اي در خصوص تحليل موارد پيش آمده فرمودند:

هر فردي با هر عنوان و موقعيتي، اگر بخواهد جامعه را به سمت ناامني سوق دهد از نظر عموم ملت ايران، انسان منفوري است.نخبگان هوشيار باشند زيرا هرگونه حرف، تحليل، و اقدام آنان که موجب بر هم خوردن امنيت جامعه شود، حرکت در خلاف مسير ملت ايران است.همه بايد مراقب گفتار و مواضع و حتي نگفتن‌هاي خود باشند زيرا نگفتن مسائلي که بايد گفت، عمل نکردن به وظيفه است و گفتن مسائلي که نبايد گفت، عمل کردن بر خلاف وظيفه است.

لذا توجه به اين امر و اينکه تحليل ها و عدم مراقبت از گفتار و رويکردهاي بس مخرب آن که متاسفانه در بسياري از سايتها و حتي روزنامه هاي ( تا ديروز ) طرفدار دولت ..... مي بينيد . دوستان اينجاست که اهميت بصيرت روشن و مشخص مي شود .

جالب است بيشتر افرادي که در خصوص ولايت شاخص مشخص مي کنند در اردوگاه ...... هستند ...... اندکي بهوش باشيد سحر نزديک است

در پايان توجه همه عناصر حزب اللهي و متعهد را به فرازهائي از بيانات مقام معظم رهبري در خصوص لزوم داشتن بصيرت و دشمن شناسي جلب مي نمايم .

مهمترين‌ نياز نسل‌ جوان‌ کشور عمق‌ بخشيدن‌ به‌ ايمان‌، بصيرت‌ و معرفت‌ خود است‌.
80/12/8

 

اگر بصيرت نباشد، شخص در تشخيص جايگاه خود و موقعيت دشمن، اشتباه مي کند و همانگونه که متأسفانه در مسائل سياسي، ديني و اجتماعي بارها اتفاق افتاده است، جبهه خودي را مورد حمله قرار مي دهد.
86/10/12

 

در نتيجه فقدان بيدارى و پايدارى است که ملتها دچار غفلت مى‏شوند، واقعيتها را تشخيص نمى‏دهند، حقايق را نمى‏فهمند و يا با وجود درک حقايق نمى‏توانند پايدارى و ايستادگى کنند و بر همين اساس تاريخ بشر آکنده از محنتهاى بزرگ ملتهاست.

77/8/12


اميرالمؤمنين عليه‏السّلام از اوايل نوجواني تا هنگام مرگ، دو صفت «بصيرت» و «صبر» - بيداري و پايداري - را با خود همراه داشت. او يک لحظه دچار غفلت و کج فهمي و انحراف فکري و بد تشخيص دادن واقعيتها نشد. از همان وقتي که از غار حرا و کوه نور، پرچم اسلام به دست پيامبر برافراشته شد و کلمه «لااله‏الاالله» بر زبان آن بزرگوار جاري شد و حرکت نبوت و رسالت آغاز گرديد، اين واقعيت درخشان را علي‏بن ابي‏طالب عليه‏السّلام تشخيص داد؛ پاي اين تشخيص هم ايستاد و با مشکلات آن هم ساخت؛ اگر تلاش لازم داشت، آن تلاش را هم انجام داد؛ اگر مبارزه لازم داشت، آن مبارزه را کرد؛ اگر جانفشاني مي‏خواست، جان خود را در طبق اخلاص گذاشت و به ميدان برد و اگر کار سياسي و فعاليت حکومت‏داري و کشورداري مي‏خواست، آن را انجام داد. بصيرت و بيداري او، يک لحظه از او جدا نشد. دوم، صبر و پايداري کرد و در اين راه استوار و صراطمستقيم، استقامت ورزيد. اين استقامت ورزيدن، خسته نشدن، مغلوب خواسته‏ها و هواهاي نفس انساني - که انسان را به تنبلي و رها کردن کار فرا مي‏خواند - نشدن، نکته مهمي است.


آري؛ عصمت اميرالمؤمنين عليه‏السّلام قابل تقليد نيست. شخصيت اميرالمؤمنين عليه‏السّلام قابل مقايسه با هيچ کس نيست. هر کدام از انسانهاي بزرگي که ما در محيط و يا در تاريخ خودمان هم مشاهده کرده‏ايم، اگر بخواهند با اميرالمؤمنين عليه‏السّلام مقايسه شوند، مثل مقايسه ذرّه با آفتاب است - قابل مقايسه نيستند - اما اين دو خصوصيت در اميرالمؤمنين عليه‏السّلام قابل تقليد و قابل پيروي است. کسي نمي‏تواند بگويد که اگر اميرالمؤمنين عليه‏السّلام صبر و بصيرت - يعني بيداري و پايداري - داشت به خاطر اين بود که اميرالمؤمنين بود. همه در اين خصوصيت بايد سعي کنند که خودشان را به اميرالمؤمنين عليه‏السّلام نزديک کنند؛ هر چه همت و استعدادشان باشد.


عزيزان من! تمام مشکلاتي که براي افراد يا اجتماعات بشر پيش مي‏آيد، بر اثر يکي از اين دو است: يا عدم بصيرت، يا عدم صبر. يا دچار غفلت مي‏شوند، واقعيتها را تشخيص نمي‏دهند، حقايقها را نمي‏فهمند، يا با وجود فهميدن واقعيّات، از ايستادگي خسته مي‏شوند. لذاست که به خاطر يکي از اين دو، يا هر دو، تاريخ بشر پُر از محنتهاي بزرگ ملتهاست؛ پُر از غلبه‏ي زورگويان عالم بر ملتهاي ضعيف‏النّفس و غافل است. دهها سال - گاهي صدها سال - يک ملت مقهور سياست يک جهانخوار و يک قدرت بزرگ بوده است. چرا؟ مگر اينها انسان نبوده‏اند؟ بله، انسان بوده‏اند؛ ليکن يا بصيرت نداشته‏اند، يا اگر بصيرت داشته‏اند، در راه آن آگاهي خود، فاقد صبر لازم را بوده‏اند؛ يعني يا بيداري نداشته‏اند، يا پايداري نداشته‏اند.


در طول سالهاي قبل از انقلاب، هرچه شما عقب برويد، محنت، ذلّت، بدبختي، فشارهاي گوناگون از طبقات حاکم و سلطه و زورگويي و تحقير از طرف قدرتهاي بيگانه را در کشور ما مي‏بينيد. در اين کشور، سالهاي متمادي انگليسيها، سالهاي متمادي روسها، سالهاي متمادي هر دو، و در نهايت سالهاي متمادي امريکاييها، هرچه تصميم گرفتند، نسبت به اين ملت انجام دادند. ملت ما همين ملت بود و همين استعدادها را داشت - که امروز بحمدالله در ميدانهاي گوناگون، استعدادهاي شما جوانان مثل ستاره و خورشيد مي‏درخشد - اما به خاطر حکومتهاي ناباب و به‏خاطر تربيتهاي غلط، بصيرت و صبرش کم بود.

وقتي در برهه‏اي از زمان، آگاهان جامعه، بزرگان جامعه، دانايان جامعه و کسي مثل امام بزرگوار پيدا شدند، در مردم بصيرت دميدند، مردم را به صبر وادار کردند، «و تواصوا بالحق و تواصوبالصبر» را در جامعه رايج کردند، اين درياي خروشان به‏وجود آمد و توانست آن تاريخ سرتاپا ذلّت و محنت را قطع کند و تسلّط بيگانگان را بر اين کشور از ميان بردارد.


شما امروز وقتي در افق سياسي جهان نگاه مي‏کنيد، اگر يک ملت وجود داشته باشد که هيچ سلطه خارجي بر آن نيست، آن ملت، ملت ايران است. اگر تعدادي ملتها و کشورها با اين خصوصيت وجود داشته باشند، باز در رأس آن کشورها، ايران و ملت ايران است. چرا؟ چون به وسيله اين مردم، به وسيله جوانان اين ملت، به وسيله مسؤولان اين ملت، به وسيله رهبران و هدايتگران اين ملت، بصيرت و صبر از اميرالمؤمنين عليه‏السّلام آموخته شد.

اين دو خصوصيت اين قدر مهمّ است! امروز هم در دنيا کساني که در رأس قدرتهاي سياسي زور گو و مداخله‏گر، يا در رأس کمپانيهاي اقتصادي، يا در رأس دستگاههاي سرطان‏گونه تبليغاتي و شبکه‏هاي عظيم سودجوي تبليغات قرار گرفته‏اند، از طريق يکي از اين دو خصوصيت بر ملتها حکم مي‏رانند و زورگويي مي‏کنند.

يا سعي مي‏کنند ملتها را در غفلت نگه‏دارند و بصيرت آنها را از آنها بگيرند - اگر هم نتوانند به طور کلّي از آنها بصيرت را سلب کنند، در يک مورد که يک مسأله خاص برايشان مهمّ است، سعي مي‏کنند بيداري ملتها و بصيرت انسانها را در آن جامعه سلب نمايند - يا آنها را دچار بي‏صبري کنند.

گاهي يک ملت و يک مجموعه انسان، در يک راه درست دچار بي‏صبري مي‏شوند. اين بي‏صبري هم يک امر تلقيني است؛ مي‏شود به ملتها تلقين کرد. امروز شما بدانيد که در شبکه‏هاي تبليغاتي، ميلياردها دلار خرج مي‏شود، براي تلقين همين چيزها در ملتها، که آنها را يا از تشخيص درست، يا از صبر صحيح و کامل دور بيندازند و دور کنند. علّتِ اين که استکبار و در رأس قدرتهاي استکباري، رژيم ايالات متّحده امريکا با انقلاب اسلامي و با جمهوري اسلامي مخالف است، اين است که جمهوري اسلامي و انقلاب اسلامي، يک بيداري جهاني را طرّاحي و زمينه‏سازي کرد. شايد شما شنيده باشيد که تحليلگران بخشهاي سياسي امروز کشور امريکا، در سمينارهاي تخصّصي و در جلسات ويژه، اين کلمه را بر زبان آورده‏اند که امروز بزرگترين مشکل براي ما «انقلاب اسلامي» است. چرا بزرگترين مشکل است؟ حدّاکثر اين است که ملتي راه خودش را از راه اين دولت زورگو جدا کرده است؛ اما مشکل بودنش به خاطر چيست؟ مشکل بودن به خاطر اين است که استکبار از غفلت ملتها استفاده مي‏کند. وقتي نقطه‏اي در دنيا به وجود آمد که بيداري را در جهان پراکنده کرد، ملتها بيدار شدند، به راهي رهنمايي شدند، يک تجربه عملي به دست آوردند، آن مرکز مي‏شود دشمن آن سياستهايي که مي‏خواهند ملتها در خواب و در غفلت بمانند. بله؛ حقيقت همين است.

ملت ايران و انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي موجب شدند که ملتهاي ديگر بيدار شوند. در آن زماني که اين انقلاب عظيم پيش نيامده بود و اين ملت اين طور رها و آزاد و با نشاط و پرتوان وارد صحنه نشده بود، خيلي از کشورهايي که امروز فرياد اسلامخواهي بلند کرده‏اند، فرياد دشمني با امريکا بلند کرده‏اند و از دخالتهاي امريکا در کشورشان بيزار شده‏اند، اين طور نبودند؛ سرهايشان را پايين انداخته بودند و زندگي مي‏کردند! اگر يک وقت هم روشنفکر و عالمي در ميان آنها پيدا مي‏شد و به آنها يک کلمه حرفي مي‏زد، مي‏گفتند: آقا نمي‏شود، فايده‏اي ندارد؛ مگر مي‏شود از زير سلطه امريکا کسي خودش را نجات دهد؟ مي‏گفتند نمي‏شود؛ مأيوس بودند. انقلاب اسلامي ايران اين ابر يأس را از افق زندگي و ديد ملتها زدود؛ بسياري از ملتها بيدار و اميدوار شدند و جوانان به سمت اسلام گرايش پيدا کردند. وقتي ملتها به اسلام رو بياورند، چه ضرري براي استکبار دارد؟ معلوم است؛ اسلام با سلطه يک قدرت استکباري بر ملت مسلمان مخالف است. اسلام نمي‏گذارد؛ کما اين که در ايران اين طور است.


شما جوانان عزيز بدانيد: در اين کشوري که شما زندگي مي‏کنيد، امروز هيچ‏گونه تسلّطي نه امريکا و نه هيچ قدرت ديگري بر اين کشور و بر سياستهاي اين کشور و بر دولت اين کشور ندارد. روزگاري در اين کشور، سفير امريکا و سفير انگليس، هرچه مي‏خواستند به رؤساي اين کشور ديکته مي‏کردند! آن روز اگر سفير امريکا در مهمترين مسائل جهاني و داخلي نظري داشت و آن نظر را به محمّدرضا پهلوي که شاه ايران بود و يا به نخست وزير او و يا به هر يک از وزرايش مي‏گفت؛ محال بود آنها بر طبق آن نظر عمل نکنند! حتّي اگر برخلاف منافع شخصي آنها هم بود، ناچار بودند عمل کنند. مدّتي تلاشي مي‏کردند، دست و پايي مي‏زدند، ليکن مجبور بودند عمل کنند. تسلّط بيگانگان در اين کشور اين‏گونه بود.


در اين کشور چند روزي مانده بود به اين‏که مدّت قرارداد نفت ايران و انگليس تمام شود. چند نفر در دوره پهلوي اوّل نشستند قراردادي را تنظيم کردند که تا حدودي منافع ايران در آن رعايت مي‏شد. رضاخان وارد جلسه هيأت وزرا شد، رفت آن نوشته را از مقابل وزير ذي‏ربط برداشت و همان‏جا جلوِ چشمشان داخل بخاري انداخت و سوزاند! چرا؟ چون قبلاً سفير و فرستاده انگليس پيش او آمده بود و يکي، دو ساعت با او جلسه خصوصي برگزار کرده بود و در آن جلسه خصوصي، آنچه بايد به آن شخص بگويد، گفته بود و او هم آمد چيزي را که حتّي اندکي منافع ايران را تأمين مي‏کرد و دشمن و بيگانه آن را تحمّل نمي‏نمود، داخل بخاري انداخت و سوزاند و از بين برد! عزيزان من! تمام تاريخ دوران پهلوي در اين کشور، اين گونه گذشته است. منافع ملت، اوّلِ کار تحت‏الشّعاع منافع انگليس، بعد هم در اين سي، چهل سال اخير، تحت‏الشّعاع منافع امريکا. اگر منافع امريکا در چيزي بود، در کاري بود، در معامله‏اي بود، محال بود که مسؤولان اين کشور برخلاف آن رفتار کنند؛ بر طبق‏نظر آنها رفتار مي‏کردند. انقلاب‏آمد، اين بساط غلط، اين معادله غلط و اين رابطه بسيار تحقيرآميز و ذلّت‏بار را به هم زد.


پس از تسخير لانه جاسوسي امريکا، امريکاييها تکرار کردند که چرا اين کار را کرديد؟ اين اهانت بود؛ اين تجاوز به حدود بين‏المللي بود. بعضي خيال مي‏کنند که لانه جاسوسي را که دانشجويان ما تسخير کردند، واقعاً اين‏گونه بوده است؛ نه. بعد از انقلاب، اين ملت و نظام جمهوري اسلامي، نهايت مدارا را با امريکاييها کردند. اوّلِ انقلاب، مردم به‏خاطر بُغضي که نسبت به امريکاييها داشتند، رفتند عناصري از سفارت را دستگير کردند و به همين مدرسه رفاه و علوي - که محلّ اقامت امام بزرگوار بود - آوردند؛ اما امام دستور دادند آنها را آزاد کردند و وسايل را فراهم نمودند که اگر مي‏خواهند از کشور خارج شوند، با سلامت خارج شوند و رفتند. کسي به آنها تعرّضي نکرد.


امريکا دست‏بردار نبود. آنها در همان ماههاي اوّلِ انقلاب، هر روز يک توطئه و يک حرکت عليه انقلاب کردند؛ هر روز با اين ملت يک طور دشمني ورزيدند. عکس‏العمل دشمنيهاي آنها اين شد که جوانان ما رفتند سفارت امريکا را تصرّف کردند و عوامل آن سفارت را مدتي نگهداشتند؛ بعد هم فرستادند و تمام شد و رابطه با امريکا قطع گرديد. بنابراين، سياست استکباري امريکا از روز اوّلِ انقلاب اسلامي، توطئه‏ها و دشمنيهاي خود را عليه اين انقلاب شروع کرد. البته آنها يقين داشتند که به مدّت کوتاهي خواهند توانست نظام اسلامي و انقلاب را از بين ببرند! مطمئن بودند که اين کار را خواهند کرد؛ منتها بد فهميده بودند و ملت و اسلام و مسؤولان کشور و انقلاب را نشناخته بودند. امروز هم بد مي‏فهمند. امروز هم لحن مسؤولان امريکايي علي‏الظّاهر ملايم شده است و به ظاهر تفاوت پيدا کرده است؛ اما باطن قضيه همان است. آنها به کمتر از تسلّط بر منابع سياسي و اقتصادي اين کشور، به چيزي قانع نيستند. آنها مي‏خواهند همان بساط قبل از انقلاب تکرار شود. البته در وهله اوّل اين را نمي‏گويند؛ اما هدفشان اين است. آنها با اصل استقرار حاکميت اسلام که موجب بيداري و پايداري مردم شده است، مخالفند. هرچيزي که موجب شود ملتها بيدار شوند، هر استکباري و امروز استکبار امريکايي در درجه اوّل، با آن مخالف است؛ چون اينها با بيداري ملتها مخالفند. هرچيزي به مردم پايداري و صبر و استقامت بدهد، در نظر آنها مبغوض است.


اسلام به جوانان پايداري و استقامت مي‏دهد. اين را در جنگ هشت ساله و در خودِ انقلاب امتحان کردند. ديدند که عشق به اسلام چطور جوانان را با استقامت در صحنه نگه مي‏دارد؛ مردم را در مقابل سدّ پولادينِ به ظاهر خلل‏ناپذير دشمن، وادار به استقامت مي‏کند و آن سد را فرو مي‏ريزد. اين را ديدند، لذا با اسلام دشمنند، با اسلام مخالفند. در تبليغات خودشان شايع مي‏کنند که قطع رابطه ايران و دولت امريکا به ضرر ملت ايران است! نه آقا، صددرصد به نفع ملت ايران است. اين يک حربه از اثر افتاده است که بخواهند در ميان ملتها اين‏طور وانمود کنند که اگر ملتي با امريکا رابطه داشته باشد، از لحاظ اقتصادي و مادّي، همه مشکلاتش بر طرف مي‏شود؛ نه، يک روزي بعضي از دولتهاي ساده لوح اين‏گونه خيال مي‏کردند. در کشور ما هم در اوّلِ انقلاب، عدّه‏اي که قدرتي پيدا کرده بودند و در رأس کارها قرار داشتند، اين‏گونه خيال مي‏کردند؛ ليکن تجربه‏ها در نقاط مختلف دنيا عکس اين را ثابت کرد. در کشور الجزاير، مردم مشکلات اقتصادي داشتند - که داستانهاي مفصّلي دارد - اين‏طور وانمود کردند که رابطه با امريکا، بازکننده اين گره‏هاست! در نتيجه به اين سمت رفتند؛ اما نتيجه کار آنها را شما امروز مي‏بينيد که در الجزاير چه خبر است: دولتهاي منقطع از مردم، حکومت نظامي ستمگر، سرکوب شديد حرکت مردمي و اسلامي، تسلّط باندهاي قدرتي که تا چند ماه قبل از اين در روزنامه‏ها مي‏خوانديد و از رسانه‏ها مي‏شنيديد که هرچند روز يک بار در يکي از روستاهاي الجزاير، يا در يکي از شهرکهاي اطراف مرکز کشور، کشتار و قتل عام بيست نفر، پنجاه نفر، صد نفر به وسيله ايادي شناخته نشده(!) انجام مي‏شد.


امام در نامه‏اي که به رهبر شوروي سابق نوشتند، فرمودند: شما که بساط جديدي را در کشورتان راه مي‏اندازيد، مواظب باشيد که به غرب و به امريکا آن چنان گرايش پيدا نکنيد که آنها بر امورتان مسلّط شوند! اين توصيه مورد توجّه قرار نگرفت و امروز شما وضعشان را مي‏بينيد. رابطه با امريکا، از لحاظ اقتصادي، نتيجه‏اش همان چيزي است که امروز شما در روسيه مي‏بينيد. بسياري از کشورهايي که من نمي‏خواهم اسم بياورم و رابطه‏هاي بسيار خوب و عالي با امريکا دارند، از لحاظ اقتصادي، وضعشان زير صفر و بسيار بد است و پول ملي‏شان بسياربسيار بي‏ارزش است. اينها براي ملت ايران تجربه است.

ملت ايران اگر بخواهد وضع مادّي و اقتصادي خود را اصلاح کند - که البته بدون ترديد اصلاح خواهد کرد - اين به عزم، به اراده، به تصميم، به کار همه طبقات، به همکاري با دولت و حمايت از مسؤولان کشور، به شجاعت در اقدام، به تأثير نپذيرفتن از سياستهاي خارجي و به تأثير نپذيرفتن از تبليغات بيگانه احتياج دارد. اينهاست که وضع يک کشور را درست مي‏کند؛ نه ارتباط با امريکا، نه رفتن زير بار زورگوياني که تجربه ارتباط با آنها را ما سالها در اين کشور داريم. ملت ايران گولِ اين تبليغات فريبنده دشمن را نمي‏خورد.

 

 

اگر چه شما جوانان عزيز، آن دوراني را که ما عمري را در آن گذرانديم و سختيها و رنجها و تحقيرهاي آن را نسبت به ملت ايران، با همه وجودمان لمس کرديم، نديديد، اما مي‏توانيد آن را بشناسيد؛ مي‏توانيد بدانيد که آن روز بر ملت ايران چه مي‏گذشت. ملت ايران تجربه رابطه دوستانه با امريکا را سالهاي متمادي - دهها سال - در اين کشور داشته است! اين کشور، مأمن صهيونيستها و سرمايه‏داران امريکايي شده بود که به اين جا بيايند و خوش بگذرانند؛ نه اين که اين جا فناوري بياورند، نه اين که علم بياورند، نه اين که سطح دانشگاههاي کشور را ارتقاء دهند، نه اين که جوانانِ اين‏جا را با معلومات و با دانش تربيت کنند. در يک عرصه علمي جهاني هم ايرانيها آن روز حضور قابل توجّهي نداشتند؛ اما امروز همان جوانان ايراني هستند که در مسابقات علمي جهاني رتبه‏هاي بالا را به‏دست مي‏آورند. آن روز در دنيا، ايران کشور قابل ذکري محسوب نمي‏شد. اگر اسمي از ايران برده مي‏شد، به‏خاطر فلان محصول بود - در محافل خواص، نفت؛ در محافل عوام، قالي و فرش! - اما امروز جوانان ايران، رزمندگان ايران، شخصيتهاي برجسته ايران، انسانهاي والاي ايران، جوانان با استعداد و نوآور ايران، ساخته‏هاي دست جوانان ايران، چشم ملتها و دوستان ايران را خيره مي‏کند. موفّقيتهاي شما، در اعماق دنياي اسلام، دلها را شاد مي‏کند. چرا وقتي شما در فلان مسابقه پيروز مي‏شويد، در مصر و فلسطين و سوريه و ترکيه و حتي در بعضي از کشورهاي امريکاي لاتين، يک عدّه بلند مي‏شوند، پايکوبي و شادي مي‏کنند؟ چون امروز ايران در دنيا عزيز است. اين عزّت، به برکت ايستادگي و به برکت «نه» گفتن به استکبار است. عدّه‏اي از پيشکرده‏هاي دشمن مي‏خواهند اين «نه» گفتن را از اين ملت بگيرند؛ اما به فضل پروردگار نخواهند توانست.

 

به شما جوانان عزيز دعا مي‏کنم؛ اميدوارم خداوند شما را حفظ و هدايت کند و گامهايتان را استوار بدارد و ذهنهايتان را ان‏شاءالله با بصيرتِ هرچه بيشتر منوّر کند و قلب مقدّس ولي‏عصر را از شما راضي گرداند و روح امام بزرگوار و شهدا را از شما خشنود سازد.
والسّلام عليکم و رحمةالله و برکاته

77/8/12
 

------------------------------

 

يادداشت جديد آقاي دكتر احمدي نژاد

 

 

دوران جديد خدمت

1388/04/27

بسم الله الرحمن الرحيم



از همان ماه هاي ابتدايي دولت نهم، به طور مستمر عملکرد اعضاي دولت را مورد بررسي قرار مي دادم. نتايج اين بررسي ها گاهي منجر به تقدير و تشکر و گاهي منجر به تذکر مي شد. با مديراني که عملکرد آنها نياز به اصلاح و تجديد نظر داشت جلسه مي گذاشتم و با حضور آنها جوانب امر را بررسي مي کرديم. اين گونه جلسات همواره اثر بخش بود و نقش به سزايي در بهبود عملکرد دولت و سرعت بخشيدن به توسعه کشور و گسترش خدمت رساني داشت. اما بعضا نيز مواردي پيش مي آمد که برگزاري اين گونه جلسات و حتي تکرار آن، منجر به اصلاحات مد نظر نمي شد و به عنوان آخرين گام و بر اساس ميثاقي که در ابتدا با همکاران خود و از آن مهمتر با مردم عزيز بسته بودم، دست به تغيير و جابجايي مي زدم.



از طرف ديگر از دوستان امين خود نيز خواسته بودم که همواره عملکرد من را نقد کنند و خطاهاي احتمالي را به شخص من نيز بازگو کنند. همچنين از آنها خواسته بودم همه انتقادهاي منصفانه اي را که در رسانه ها يا مجامع يا مکاتبات مردمي مطرح مي شوند بررسي و نتايج را به من گزارش کنند.



همچنين سعي وافر داشتم که براي افراد متعهد، متخصص و دلسوزي که انتقادها و پيشنهادهاي به جا و کارگشا دارند دسترسي به خود را تسهيل نمايم و تاجايي که امکان دارد حضورا از نقطه نظرات آنان بهره مند شوم. اما قطعا دايره افراد صاحب صلاحيت براي مشورت بسيار فراتر از وقت محدود رييس جمهور و اطرافيان وي است و براي حل اين مساله بايد چاره اي مي انديشيدم.



براي تشکيل دولت جديد نيز سعي کرده ام از نظرات دلسوزان و کارشناساني که به دنبال منافع شخصي يا گروهي خود نيستند در ارزيابي عملکرد اعضاي کابينه بهره گيري کنم و برايند نتايج ارزيابي هاي قبلي با بررسي هاي جديد را مبناي تصميم گيري قرار دهم.



گروهي را نيز مامور تهيه فهرست واجدين شرايط و صاحبان صلاحيت براي پست هاي مورد نياز نموده ام و آنها نيز با بهره گيري از اطلاعات موجود در مورد مديران کشور مشغول کار خود هستند.



با وجود همه اين تدابير به نظر مي رسد که هنوز حلقه مفقوده اي در اين ميان وجود دارد. آيا همه افراد شايسته براي مديريت، در معرض انتخاب قرار دارند؟ آيا بانک هاي اطلاعاتي موجود و فهرست هاي متعدد دربرگيرنده همه استعدادهاي ايراني است؟ آيا ممکن است خارج از دايره شناخت ما افراد توانمند و تحول آفريني وجود داشته باشند که بنا به دلايل گوناگون تا به حال مجال خدمت نيافته اند؟



قطعا پاسخ مثبت است و امروز که مردم ما با حضور حماسي خود در انتخابات بر عملکرد خدمتگزاران خود مهر تاييدي مجدد زده اند، بار عظيمي بر دوش دولت جديد قرار گرفته است.



رسالت ما در اين دوران جديد ايجاب مي کند که بر اساس آرمانهاي انقلاب عزيزمان و آموزه هاي امام عظيم الشانمان براي آباداني کشور سر از پا نشناسيم و از تمام ظرفيت هاي موجود بهره مند گرديم. و قطعا مقدمه بهره مندي از اين سرمايه عظيم، شناخت آن است.



 ما در دولت نهم موفق شديم تعدادي از اين شايستگان را شناسايي کنيم و استفاده از آنان در رده هاي مديريت ارشد و مياني در سطح ملي و استاني ، تجربه بسيار موفقي بود



براي انتخاب همکاران در دولت دهم نيز قصد داريم اين تجربه را با وسعت بيشتري تکرار کنيم و کشور را از مزاياي آن بهره مند سازيم. اما در اين مرحله جديد نيازمند شيوه اي نوين و کارآمد براي شناسايي استعدادهاي برتر و منابع انساني لايق و کاردان کشور هستيم.



بايد راه را براي هر کس که در خود بضاعت و توان ويژه اي براي کمک به کشور مي بيند باز کنيم تا الزاما براي خدمت و حضور در عرصته مديريت کشور نيازي به عضويت در محافل و گروه هاي خاص و يا داشتن ارتباطات ويژه نباشد. هر ايراني بايد بتواند به تناسب توان و تخصص خود، آزادانه در پيشرفت کشور عزيزمان نقش آفريني کند.



بايد حلقه مديريت کشور را بازتر و بازتر کنيم و حصارهاي تنگ و محدوديت آور غير منطقي و نا عادلانه را برچينيم ...



دولت دهم، در اين مرحله جديدي که مردم هوشيارمان رقم زده اند وظيفه خود مي داند تا زمينه حضور چهره هاي شايسته و چه بسا گمنام را، در شرايطي برابر براي همه هموطنان فراهم کند تا همه بتوانند با افتخار و متناسب با توان خود در ساختن فرداي درخشان و اميد بخش ايران عزيزمان مشارکت کنند. از ارائه يک گزارش يا يک پيشنهاد يا انتقاد ساده گرفته تا اعلام آمادگي براي حضور در عرصه هاي کلان مديريتي.



شايد بزرگترين خدمتي که دولت جديد برامده از اراده آهنين ملت مي تواند انجام دهد، همين زمينه سازي براي عزم و مشارکتي ملي در اعتلا و آباداني کشور است.



از اين رو و بنا به ضرورتي که شرح دادم، هياتي را مامور پيگيري و تدوين "طرح ملي خدمت"  نموده ام و خود نيز راسا بر تمام مراحل آن نظارت و اشراف خواهم داشت. در طرح ملي خدمت قرار است با به خدمت گرفتن روش هاي نوين و بهره گيري از الگويي علمي، فاصله هاي معمول ميان مردم با مسئولان، فارغ از اينکه کجا زندگي مي کنند برداشته شود و هر کس متناسب با توان، تخصص، تجربه و استعداد خود بتواند به مسئولان کشور مشاوره دهد و يا افراد واجد شرايط را براي تصدي مسئوليت پيشنهاد دهد ودر تصميم سازي هاي کشور سهيم باشد. ان شاء  الله در آينده نزديک جزييات بيشتري از ابعاد اين طرح را به اطلاع هموطنان عزيز خواهم رساند.



والسلام

 



تاريخ : سه شنبه ششم مرداد 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
گيتس: حمله اسرائيل به ايران "بي‌ثباتي خاورميانه " را به دنبال دارد

خبرگزاري فارس: وزير دفاع آمريكا در واكنش به اظهارات مقامات رژيم صهيونيستي مبني بر حمله به ايران تصريح كرد كه حمله اسرائيل به ايران منجر به بروز بي‌ثباتي در خاورميانه مي‌شود.


به گزارش فارس به نقل از روزنامه آمريكايي "نيويورك‌تايمز "، "رابرت گيتس " در سفر روز گذشته خود به تل‌آويو، ايران را محور گفت‌وگوهاي خود با مقامات اسرائيلي قرار داد و تصريح كرد كه حمله اسرائيل به ايران تنها بي‌ثباتي در منطقه خاورميانه را به دنبال خواهد داشت.
بنا بر اين گزارش، آمريكا با فرستادن نماينده خود به سرزمين‌هاي اشغالي تمام تلاش خود را به كار گرفته است تا به اسرائيل تأكيد كند كه پيشنهادات آمريكا به ايران نامحدود است اما "ايهود باراك " وزير جنگ اسرائيل در مقابل آمريكا كه در تلاش است وارد تعامل با ايران شود بسيار ناشكيباست.
باراك در كنفرانس خبري مشترك با رابرت گيتس در هتل "كينگ ديويد " در سرزمين‌هاي اشغالي با اشاره به پيشنهاد آمريكا به ايران در رابطه با آغاز مذاكره درباره برنامه هسته‌اي اين كشور تأكيد كرد: گرچه اسرائيل در موقعيتي قرار ندارد كه به آمريكا دستور دهد كه چه كاري بايد انجام دهد اما فكر نمي‌كنم در اين برهه از زمان ارائه چنين پيشنهادي به ايران و مذاكره با اين كشور صحيح باشد.
باراك با اشاره به حمله اسرائيل به ايران در صورت عدم توقف برنامه هسته‌اي اين كشور، افزود: ما معتقديم كه هيچ گزينه‌اي نبايد درباره ايران حذف شود. اين سياست ما است كه به ديگران پيشنهاد دهيم تا همان موقعيتي را كه ما پيشنهاد مي‌دهيم در پيش گيرند اما ما نمي‌توانيم سياست خود را به ديگران ديكته و تحميل كنيم.
بر اساس اين گزارش گيتس پس آنكه به همراه باراك در يك كنفرانس خبري مشترك حضور پيدا كرد، به ديدار با "بنيامين نتانياهو " رفت و نتانياهو در اين ديدار، گيتس را وادار كرد تا از هرگونه امكاناتي استفاده كنند تا ايران برنامه‌ هسته‌اي خود را متوقف كند.
بنا به گزارش نيويورك‌تايمز، اسرائيل براي چندين ماه متوالي است كه از تصميم دولت اوباما براي مذاكره با ايران بسيار نگران است.
روز گذشته، گيتس قبل از آنكه سرزمين‌هاي اشغالي را به مقصد "امان " پايتخت اردن ترك كند، از اسرائيل ضمانت گرفت تا اجازه دهد تا پيشرفت‌هايي در زمينه مذاكره با ايران حاصل آيد زيرا فرصت مذاكره با ايران را بسيار محدود دانست.
وزير دفاع آمريكا در كنفرانس خبري خود در سرزمين‌هاي اشغالي همچنين تصريح كرد كه اوباما اميدوار است كه ايران پيشنهادات آمريكا را براي مذاكره درباره برنامه هسته‌اي ايران بپذيرد تا آمريكا بتواند از راه مذاكره، مسئله هسته‌اي ايران را بررسي كند.
وي در ادامه تصريح كرد: ما هنوز اميدواريم كه ايران به دستان دراز شده اوباما به طرف اين كشور پاسخ مثبت و سازنده‌اي دهد.
نيويورك تايمز همچنين نوشت: آمريكا و رژيم صهيونيستي مدعي شده‌اند كه ايران در يك تا سه سال آينده به سلاح هسته‌اي مجهز خواهد شد.
"جيمز جونز " مشاور امنيت ملي آمريكا، "دنيس راس " كارشناس ايران در شوراي امنيت ملي آمريكا و "جرج ميچل " فرستاده ويژه آمريكا به خاورميانه از جمله مقامات دولت اوباما محسوب مي‌شوند كه در هفته جاري به سرزمين‌هاي اشغالي سفر كرده‌اند.
"باراك اوباما " رئيس‌جمهور آمريكا اخيراً تأكيد كرده است كه آمريكا حمله اسرائيل به ايران را تأييد نخواهد كرد.
بنا بر اين گزارش، گيتس در "امان " پايتخت اردن، با "ملك عبدالله دوم " ملاقات كرد.
انتهاي پيام/+



تاريخ : سه شنبه ششم مرداد 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

چرا موسوي حاضر به مصاحبه نيست ؟

سايت نزديك به احمد توكلي پس از تلاش هاي 40 روزه براي گفتگو با مهندس ميرحسين موسوي كه با مخالفت وي مواجه شد ، از رفتار كانديداي انتخابات دهم رياست جمهوري به شدت انتقاد كرد و نوشت : خودداري از پذيرش مصاحبه شايد از (( نخست وزير سابق )) قابل قبول باشد و به وي وجه هاي وهم انگيز . اسطوره وار بدهد اما براي (( نامزد مدعي تقلب )) نقطه ضعفي بزرگ خواهد بود .

اين سايت اضافه كرد: موسوي حق دارد به برخي سؤال ها درباره عملكرد خود و ستادش پاسخ ندهد. مانند اين سؤال كه هزينه هاي تبليغاتي ايشان چقدر بوده و از چه محلي تأمين مي شد؟ اما آقاي موسوي نمي تواند به هيچ سؤالي درباره مواضع و عملكردش بعد از انتخابات پاسخ ندهد.

مثلا اينكه چرا و با چه دليلي ايشان جمعه شب 22 خرداد و در شرايطي كه رأي گيري هنوز در جريان بود ، خبرنگاران را به ستاد خود فراخواند و خود را پيروز قطعي انتخابات ناميد ...؟ در ادامه اين نوشته تصريح شده در شرايط فعلي ، فرار از پاسخگويي ، ايجاد هيجان و تحريك احساسات نه فقط از نظر افكار عمومي مردود است بلكه آقاي موسوي را در مسيري بن بست قرار مي دهد.



تاريخ : یکشنبه چهارم مرداد 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

فرمانده كل سپاه اعلام كرد:

رژيم صهيونيستى در تيررس موشك هاى ايران

موشك هاى ايران مى تواند در صورت حماقت رژيم صهيونيستى تمام گستره سرزمين هاى اشغالى را مورد اصابت قرار دهد.

 سردارجعفرى روزگذشته در جمع خبرنگاران با بيان مطلب فوق گفت: ما مسؤول حماقت هاى رژيم صهيونيستى و دشمنان نيستيم و در صورت انجام اين حماقت يكى از توانمندى هاى ايران اين است كه به صورت دقيق و محكم پاسخ دشمنان را خواهد داد.

فرمانده كل سپاه با اشاره به آزمايش موشكى اسراييل در چند روز گذشته ادامه داد: شايد رژيم صهيونيستى و كشورهاى دشمن بتوانند به وسيله سپر دفاع موشكى به صورت محدود با موشك هاى ايران مقابله كنند اما زمانى كه حجم عظيم و تعداد زيادى از موشك ها به سمت اين كشورها ارسال شود پاسخى در برابر آن نخواهند داشت.

وى آمادگى سپاه پاسداران را براى دفاع از انقلاب، از ماموريت هاى اصلى و براساس اصل ۱۵۰ قانون اساسى دانست و اظهار داشت: سپاه در وضعيت بسيار مناسب و خوبى قرار دارد و با توجه به تغييرات ساختارى كه در چند سال اخير شاهد آن بوديم به سمت وضعيت مطلوب تر و مناسب تر در حال حركت است. وى يكى از برنامه سپاه پاسداران را پرداختن به ساير ابعاد سازمانى سپاه و رسيدن به سطح كيفى و مديريت سازمانى در اين نيرو عنوان كرد.

سردار جعفرى با اشاره به حوادث بعد از انتخابات رياست جمهورى، اين آشوب ها را در راستاى تهديدات داخلى ارزيابى كرد و ادامه داد: استفاده از فرصت انتخابات و آزادى به وجود آمده در جامعه به وسيله استكبار جهانى و غرب آنها را به فكر انداخت تا با الگوگيرى از انقلاب هاى رنگى در آسياى ميانه دست به اقداماتى عليه نظام بزنند به رغم اين كه خيلى ها معتقد بودند اين اقدامات در نظام قدرتمند جمهورى اسلامى جايگاهى ندارد ولى آنها اين الگو را مدنظر قرار داده و بسيارى نيز در داخل باور كردند كه مى توانند تغييرات كلى در سياست هاى نظام ايجاد كنند.

فرمانده كل سپاه گفت: اين فتنه البته تبعات منفى و خسارت هاى مادى و معنوى به دنبال داشت كه بايد محركين و مسببين اين اقدامات پاسخگوى رفتارهاى خود باشند كه اين گونه تهديدات تمام شدنى نيست و در آينده نيز بايد خود را براى مقابله با اين تهديدات آماده كنيم.

لحظاتي پس از انتشار آن بخش از سخنان سردار كه در مقابل تهديدات اخير ر‍ژيم صهيونيستي عليه كشورمان صورت گرفت خبرگزاريهاي بين المللي ورسانه هاي صهيونيستي بازتاب ويژه اي به آن دادند.

 

فرمانده قرار گاه ثار الله:

نظام تهديد شود سپاه وارد مي شود

سردار سيد محمد حجازى جانشين فرمانده كل سپاه و فرمانده قرار گاه ثار الله روزگذشته در همايش پاسداران اهل قلم با بيان اينكه عرصه پاسدارى منحصر به يك نوع خاص تهديد نيست، گفت: هر نوع عرصه اى كه بخواهد در آن نظام تهديد شود، سپاه در آن وارد مى شود و در همين قضاياى اخير مسائلى در كشور اتفاق افتاد، جدا از جنبه عمومى و مردمى كارهاى انتخاباتى، تا جايى پيش رفت كه از مدار يك رقابت انتخاباتى عادى خارج شد و عده اى خواستند از احساسات مردم سوء استفاده كنند و شرايط را به سمت اهداف خود پيش ببرند و به ناامنى دامن بزنند و ناامنى را مقدمه دخالت بيگانگان قرار بدهند. وي گفت: آنها مى خواستند آرام آرام ناامنى ها را توسعه دهند تا كشور با يك بحران سراسرى روبه رو شود و كيست كه نداند بخشى از اين مسائل ناامنى، آتش زدن و حمله به اموال عمومى در راستاى خواست دشمنان قسم خورده انقلاب بودند. جانشين فرمانده كل سپاه با اشاره به رسانه هاى بيگانه اظهار داشت: هر كس كه براى يك بار به رسانه هاى بيگانه مراجعه كند و شادى مجريان را ببيند كه با چه نشاط و شور و شعفى مسائل ناامنى در ايران را دنبال مى كنند به خود ترديد نمى دهد كه اين جور مسائل آب به آسياب دشمن ريختن است. حجازى افزود: اين كه تصور شود چند آشوبگر آمدند و اغتشاش كردند و رفتند ،بسيار ساده لوحانه است .وقتى در سايت ها و برنامه هاى بيگانگان مطرح مى شود كه به چه نحو در خيابان ها حاضر شويد و چه تجهيزاتى داشته و با ماموران چه برخوردى داشته باشيد اين ديگر انعكاس خبرى نيست، بلكه آموزش خرابكارى است.



تاريخ : یکشنبه چهارم مرداد 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
احمد متوسّليان
    سال 1332 در شهر تهران متولد شد. مدرك ديپلم را در رشته برق صنعتي از هنرستان صنعتي شماره 4 تهران دريافت كرد و در سال 1356 در رشته مهندسي الكترونيك دانشگاه علم و صنعت تهران، مشغول به تحصيل شد. فعاليت هاي مذهبي - سياسي و اجتماعي وي را مي توان در سر خط هاي ذيل خلاصه كرد:
    مبارزات مخفي طي نيمه اول دهه 1350 در استان هاي تهران و لرستان، دستگيري توسط مامورين ساواك در شهرستان خرم آباد در شهريور ماه سال 1357؛ تحمل سه ماه شكنجه وحشيانه عوامل رژيم كه در نهايت با گسترش دامنه انقلاب منجر به آزادي او گرديد؛ عضويت در كميته هاي انقلاب و سپس مشاركت فعال در تشكيل سپاه تهران؛ فرماندهي واحد ضربت سپاه منطقه 6 تهران؛ عزيمت به كردستان در تابستان 1358 و ايفاي نقش فعال در آزادسازي شهرهاي مهاباد؛ سنندج، سقز، بانه، پاوه؛ فرماندهي سپاه بانه، فرماندهي عمليات سپاه پاوه در دي ماه سال 1358؛ آزادسازي روستاهاي حومه پاوه طي چهار عمليات؛ عزيمت به مريوان و آزادسازي اين شهر به اتفاق سرهنگ صيّاد شيرازي در خرداد 1359؛ انتصاب به سمت فرماندهي سپاه مريوان، آزادسازي منطقه استراتژيك دزلي: مركز ستاد مشترك ضدانقلاب در مناطق كردنشين غرب كشور؛ مقابله با يورش مستمر نيروهاي سپاه يكم ارتش عراق و گروهك هاي مسلح ضدانقلاب از تير تا پايان اسفند 1359؛ آزادسازي قله سوق الجيشي تته؛ باز پس گيري پاسگاه مرزي ژالانه؛ تصرف دكل مرزي كمانجير، مشرف به خاك عراق؛ تسخير ارتفاع 2890 متري اورامان تخت، تصرف منطقه مرزي ملخور و قله مرتفع دالاني، مشرف بر شهرهاي خرمال، بياره، طويله، سيّد صادق و شانه دري عراق از چهارم فروردين تا هشتم خرداد 1360؛ آزادسازي ارتفاعات استراتژيك قوچ سلطان در نوار مرزي مريوان - پنجوين و تسخير 24 ساعته شهر عراقي پنجوين در تاريخ يازدهم تا سيزدهم تير 1360، تشرف به بيت الله الحرام به همراه محمّدابراهيم همّت و محمود شهبازي در مهر 1360، طراحي و فرماندهي عمليات محمّد رسول الله(ص) به اتفاق همّت، فرمانده وقت سپاه پاوه و آزادسازي پاسگاه طويله، ارتفاع ملگاه، ارتفاع پشت قلعه، ارتفاع سمت چپ پاسگاه مرزي عراق، نفوذ به شهر عراقي طويله و انهدام مقر ستاد فرماندهي تيپ 116 سپاه يكم عراق و استخبارات اين شهر، از دوازده تا بيستم دي 1360؛ عزيمت به خوزستان در معيت محمّدابراهيم همّت و محمود شهبازي و صد و بيست تن از نيروهاي سپاهي مريوان، پاوه و همدان جهت تاسيس و فرماندهي تيپ 27
    محمّد رسول الله(ص)، شركت در چهار مرحله از عمليات فتح مبين در شمال خوزستان و چهار مرحله از عمليات الي بيت المقدس در جنوب خوزستان تا آزادسازي خرّمشهر، از بيست و هفتم دي 1360 تا چهارم خرداد 1361؛ انتصاب به سمت فرماندهي قواي محمّد رسول الله(ص) از سوي «شوراي عالي دفاع» جهت سرپرستي نيروهاي اعزامي جمهوري اسلامي ايران به جبهه هاي سوريه و لبنان، از بيستم خرداد تا چهارده تير 1361؛ ربايش توسط عمال رژيم صهيونيستي در راه عزيمت به بيروت، در ظهر روز چهاردهم تيرماه 1361، به همراه سيّد محسن موسوي: كاردار سفارت ايران در لبنان، كاظم اخوان: خبرنگار و نماينده خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران، تقي رستگار مقدم: مسوول واحد آموزش و تاكتيك تيپ 27 محمّد رسول الله(ص).
    
    محمّدابراهيم همّت
    سال 1334 در شهرضاي استان اصفهان متولد شد. در سال 1354 از دانشسراي تربيت معلم اصفهان فارغ التحصيل گرديد و سپس در سال 1356 براي گذراندن خدمت نظام وظيفه اقدام كرد. مدتي در مدارس راهنمايي شهرضا به تدريس تاريخ پرداخت.
    در ذيل، اشاره مختصري به فعاليت هاي بسيار همّت داريم:
    عضويت در كميته دفاع شهري و مبارزه با عناصر مسلح خوانين طاغوتي و ضدانقلابي و تشكيل سپاه شهرضا و تصدي امور فرهنگي - تبليغي اين نهاد؛ سفري كوتاه به سيستان و بلوچستان جهت كارهاي فرهنگي و تبليغي و عمراني در اين استان، از بهمن 57 تا ارديبهشت 1359، عزيمت به مناطق كردنشين غرب كشور، ورود به شهرستان پاوه و همكاري با مهندس ناصر كاظمي، فرماندار پاوه و فرمانده سپاه و سرپرستي روابط عمومي سپاه پاوه و انتصاب به سمت فرماندهي واحد عمليات سپاه پاوه از بهار 59 تا تابستان 1360، فرماندهي سپاه پاوه از شهريور 1360 تا دي 1360، عزيمت به سفر حج به همراه احمد متوسّليان و محمود شهبازي در مهر 1360، طراحي و فرماندهي عمليات محمّد رسول الله (ص) ]محورهاي پاوه و مريوان[ به اتفاق احمد متوسّليان؛ عزيمت به منطقه جنوب و مشاركت در تشكيل تيپ 27 محمّد رسول الله(ص)، انتصاب به سمت مسوول ستاد پشتيباني تيپ 27 و هدايت بخشي از گردان هاي تيپ طي چهار مرحله عمليات فتح مبين و مراحل اول و دوم عمليات الي بيت المقدس، انتصاب به سمت قائم مقام تيپ 27 تا پايان مرحله چهارم نبرد الي بيت المقدس و آزادي خرّمشهر از 12 دي 1360 تا 4 خرداد 1361؛ عزيمت به سوريه با سمت جانشين فرماندهي قواي محمّد رسول الله(ص) و حضور فعال به همراه احمد متوسّليان در جبهه هاي سوريه و لبنان، تصدي سرپرستي امور تيپ در پي ربوده شدن احمد متوسّليان و بازگشت نيروها به ايران از تاريخ 21 خرداد تا 15 تير 1361؛ فرماندهي تيپ 27 محمّد رسول الله (ص) از مرحله سوم عمليات رمضان تا عمليات مسلم بن عقيل، فرماندهي قواي قرارگاه شهيد بهشتي؛ فرماندهي لشكر 27 محمّد رسول الله(ص)؛ تشكيل سپاه 11 قدر و فرماندهي اين سپاه، متشكل از سه لشكر نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در نبردهاي زين العابدين(ع)، والفجر مقدماتي و والفجر يك؛ فرماندهي لشكر 27 در نبردهاي والفجر چهار و عمليات آبي - خاكي خيبر؛ سرانجام شهادت در غروب روز هفده اسفند 1362 در محل تقاطع جاده هاي جزاير مجنون شمالي و جنوبي.
    
    محمود شهبازي دستجردي
    سال 1337 در اصفهان ديده به جهان گشود. محمود از بدو كودكي، طعم محروميت و فقر را در محيط خانواده چشيد. پدرش كشاورز بود و مادرش مومنه اي خانه دار. محمود، قرآن را نزد مادرش آموخت و تحصيلات ابتدايي را در زادگاهش به پايان رسانيد و بعد وارد دبيرستان احمديه حكيم سنايي شد.
    در سال 1356 موفق به اخذ ديپلم گرديد. در همان سال در كنكور سراسري شركت كرد و در رشته مهندسي صنايع دانشگاه علم و صنعت تهران پذيرفته شد.
    با شروع زندگي دانشجويي، مبارزات سياسي محمود هم شروع شد. او با شركت در محافل و مجالس مذهبي ضدرژيم، بيش از پيش با جنايات اين رژيم آشنا گرديد. در اوج خفقان رژيم شاه، بدون ترس از مامورين ساواك، به روشنگري دانشجويان مي پرداخت و تظاهرات دانشجويي را رهبري مي كرد. در همين دوران توسط شهيد محمّد بروجردي با «گروه توحيدي صف» مرتبط شد. در جريان مراجعت امام خميني به ايران، به عضويت كميته حفاظت ايشان برگزيده شد و مسووليت حراست فيزيكي رهبر انقلاب در بهشت زهرا، در روز دوازدهم بهمن 57 را بر عهده داشت.
    پس از پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1357 به عضويت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي درآمد و ضمن تحصيل در دانشگاه، در دفتر هماهنگي ستاد كل سپاه فعاليت مي كرد. در جريان تسخير لانه جاسوسي آمريكا در روز 13 آبان سال 58 جزو پيشگامان دانشجويان مسلمان پيرو خط امام بود. در پي آغاز جنگ تحميلي، به همراه دوست و همرزم وفادارش محسن وزوايي، رهسپار جبهه چپ سر پل ذهاب شد و تا اواخر بهمن 59 هدايت اطلاعاتي امور آن جبهه را به عهده داشت.
    در اسفند 1359 به فرماندهي سپاه پاسداران استان همدان منصوب شد و تا قبل از تشكيل تيپ 27 با همين مسووليت در نبردهاي جبهه غرب همچون بازي دراز 2، بازي دراز 3 و مطلع الفجر حضوري چشمگير داشت.
    در دي ماه 1360 به همراه تني چند از پاسداران سپاه استان همدان به جنوب هجرت كرد و از بدو تشكيل تيپ 27 محمّد
    رسول الله(ص) به عنوان قائم مقام تيپ منصوب شد. سرانجام سحرگاه دوم خرداد 1361 در آستانه ورود به خرّمشهر، در جبهه «نهرخّين» به شهادت رسيد.
    
    رضا چراغي
    سال 1336 در شهرستان ساوه ديده به جهان گشود. تحصيلات خود را در همان شهرستان تا مقطع ديپلم ادامه داد.
    چكيده اي از فعاليت هاي بي شمار وي به اين شرح است:
    مشاركت در مبارزات مردمي عليه رژيم شاهنشاهي در سال 1357؛ عزيمت به جبهه هاي غرب و الحاق به نيروهاي احمد متوسّليان در مريوان در بهار 1359؛ جانشين فرماندهي سپاه دزلي؛ مسوول محور تته در جبهه ي مريوان؛ مشاركت در عمليات قوچ سلطان؛ حضوري كوتاه مدت در جبهه سر پل ذهاب و گيلان غرب طي سه ماهه پاييز 1359 و درگيري چريكي با ارتش عراق؛ فرماندهي يكي از دو محور عملياتي نبرد محمّد رسول الله (ص) در جبهه ي مريوان تا بيست دي 1360؛ عزيمت به خوزستان به همراه فرماندهان سپاه در منطقه غرب، جهت تشكيل تيپ 27 محمّد رسول الله(ص) و انتصاب وي به سمت فرمانده گردان حمزه سيدالشهدا توسط احمد متوسّليان؛ شركت فعال در مراحل چهارگانه نبرد فتح مبين؛ فرماندهي گردان حمزه در مرحله اوّل تا سوم نبرد الي بيت المقدس و مجروحيت شديد از ناحيه پا از دي 1360 تا بيست ارديبهشت 1361؛ انتصاب به سمت قائم مقام تيپ 27 از چهارم مرداد 1361 و فرماندهي تيپ 27 در نبردهاي مسلم بن عقيل و زين العابدين، پس از تشكيل سپاه يازده قدر و انتخاب همّت به فرماندهي اين سپاه، چراغي فرماندهي لشكر 27 محمّد رسول الله(ص) و جانشيني سپاه يازده قدر در نبرد والفجر مقدماتي و والفجر 1 را عهده دار بود. سرانجام در جريان عمليات والفجر يك در روز بيست و ششم فروردين 1362 در ارتفاع 143 فكّه شمالي به شهادت رسيد.
    
    عبّاس كريمي
    سال 1336 در شهرستان قهرود كاشان به دنيا آمد. پس از اخذ ديپلم در سال 1355 به خدمت سربازي اعزام شد.
    در دوران اوج گيري انقلاب، به صف انقلابيون پيوست و به فرمان امام، پادگان را ترك كرد. در بهار سال 58 وارد سپاه شد و در سال 1359 داوطلبانه به كردستان رفت. پس از پيوستن به احمد متوسّليان، فرماندهي واحد اطلاعات سپاه مريوان را بر عهده گرفت و در تيپ 27 نيز به سمت مسوول واحد اطلاعات عمليات منصوب شد و در عمليات فتح مبين شركت كرد.
    در همين عمليات، از ناحيه پا به شدت مجروح شد و پس از مداوا با مرحله ي سوّم عمليات در تير 1361 رمضان مجددا به صف همرزمان خود پيوست.
    اين سردار سرافراز با سمت مسوول اطلاعات لشكر 27 و فرماندهي تيپ 2 سلمان، در نبردهاي زين العابدين(ع)، والفجر مقدماتي، والفجر1، والفجر3، والفجر 4 و خيبر شركت كرد.
    در پي شهادت محمّد ابراهيم همّت، از اواخر اسفند 1362 مسووليت فرماندهي لشكر27 محمّد رسول الله(ص) را بر عهده گرفت و سرانجام در عمليات بدر، روز 24 اسفند 1363 در شرق دجله به شهادت رسيد.
    
    سيّد محمّدرضا دستواره
    سال 1338 در تهران به دنيا آمد. تحصيلات خود را تا اخذ ديپلم متوسطه ادامه داد. در جريان قيام سراسري ملت عليه ديكتاتوري پهلوي حضوري فعال داشت. روز چهاردهم آبان 1357، در حال توزيع اعلاميه حضرت امام در محوطه دانشگاه تهران، توسط مامورين ساواك شاه دستگير و روانه زندان گشت.
    در دي ماه 1357 از زندان رهايي يافت و به عضويت كميته استقبال از ورود امام درآمد.
    پس از پيروزي انقلاب اسلامي در دوازدهم آبان سال 1358 وارد سپاه پاسداران شد. در دي ماه 1358 به مناطق آشوب زده غرب كشور رفت و در كنار احمد متوسّليان مشغول خدمت در سپاه پاوه شد. پس از آزادسازي مريوان در خرداد 1359 به دستور متوسّليان، مسووليت واحد پرسنلي سپاه مريوان را بر عهده گرفت.
    در پي تجاوز ارتش عراق به خاك ايران، طي پاييز 1359 به همراه رضا چراغي و حسن زماني در محورهاي عملياتي سرپل ذهاب و گيلان غرب حضور يافت و درگير چند رشته نبرد چريكي با دشمن شد. سپس به مريوان بازگشت و پس از خاتمه عمليات محمّد رسول الله (ص) و تشكيل تيپ 27 مسووليت واحد پرسنلي اين يگان را بر عهده گرفت. دستواره با همين سمت در نبردهاي فتح مبين و الي بيت المقدس شركت كرد و پس از تهاجم ژوئن 1982 اسرائيل به لبنان، به همراه همرزمانش در تيپ 27 محمّد رسول الله(ص) عازم سوريه شد.
    وي در نبردهاي رمضان، مسلم بن عقيل، زين العابدين، والفجر مقدماتي، والفجر يك، والفجر سه، والفجر چهار و عمليات خيبر با سمت مسوول محور و فرماندهي تيپ 3 ابوذر لشكر 27، حضور فعال داشت. پس از شهادت همّت و انتصاب عبّاس كريمي به سمت فرماندهي لشكر27، رضا دستواره در كسوت قائم مقامي لشكر در عمليات آبي - خاكي بدر شركت كرد و در پي شهات عبّاس كريمي در اين عمليات، از اسفند 1363 تا اواسط 1364، مسووليت سرپرستي لشكر 27 محمّد رسول الله (ص) را بر عهده گرفت. با انتخاب محمّد كوثري به فرماندهي لشكر، رضا دستواره در سمت قائم مقام فرماندهي لشكر در نبرد والفجر هشت شركت كرد. سرانجام در سيزدهم تير 1365 طي عمليات كربلاي يك، درشرايطي كه در خط مقدم جبهه حضور يافته بود، به شهادت رسيد.
    


تاريخ : یکشنبه چهارم مرداد 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
1- كودك بزرگ ، طاهره كاوه

گفتم: اصلا چرا بايد اين قدر خودمون رو زجر بديم و پسته بشكنيم، پاشيم بريم بخوابيم. با وجود اين كه او هم مثل من تا نيمه شب كار مي كرد و خسته بود، گفت: نه، اول اينا رو تموم مي كنيم بعد مي ريم مي خوابيم؛ هر چي باشه ما هم بايد اندازه خودمون به بابا كمك کنیم. يادم هست محمود مدام يادآوري مي كرد: نكنه از اين پسته ها بخوري! اگه صاحبش راضي نباشه، جواب دادنش توي اون دنيا خيلي سخته.اگر پسته اي از زير چكش در مي رفت و اين طرف و آن طرف مي افتاد، تا پيداش نمي كرد و نمي ريخت روي بقيه پسته ها، خاطرش جمع نمي شد.موقع حساب كتاب كه مي شد، صاحب پسته ها پول كمتري به ما مي داد؛ محمود هم مثل من دل خوشي از او نداشت ولي هر بار، ازش رضايت مي گرفت و مي گفت: آقا راضي باشين اگه كم و زيادي شده.

*************

2- سگ هاي آمريكائي ، طاهره كاوه

يك زن و مرد آمريكائي با سگشان آمدند داخل مغازه تا سيگار بخرند. سر و وضع ناجوري داشتند. محمود نگاه پر تنفرش را دوخت به چهره كريه آن مرد؛ شكسته بسته حاليش كرد ما سيگار نداريم، بعد هم با عصبانيت آن ها را از مغازه بيرون كرد. زن و مرد آمریکایی نگاهي به همديگر كردند و حيرت زده از مغازه بيرون رفتند، آخر آن روزها كسي جرأت نداشت به آن ها بگويد بالاي چشمشان ابروست.محمود روكرد به من و گفت: برو شلنگ بيار، بايد اين جا رو آب بكشيم. گفتم: براي چي؟ گفت: چون اينا مثل سگشون نجس اند.

*************

3- بايكوت ، طاهره كاوه

خاطرم هست، يك روز دختر بي حجابي آمد توي مغازه خانواده اش از آن شاه دوست هاي درجه يك بودند. محمود گفت: ما با شما معامله نمي كنيم، پرسيد: چرا؟ گفت: چون پول شما خير و بركت نداره. دختر با عصبانيت، با حالت تهديد گفت: حسابت رو مي رسم ها! . محمود هم خيلي محكم و با جسارت گفت: هر غلطي مي خواهي بكني، بكن.تمام آن روز نگران بوديم كه نكند مامورهاي كلانتري بيايند محمود را ببرند؛ آخر شب ديديم در مي زنند. همان دختر بود، منتهي با پدرش. خودشان را طلبكار مي دانستند! محمود گفت: ما اختيار مالمان را داريم، نمي خواهيم بفروشيم. حرفش تمام نشده بود كه دختر با يك سيلي زد توی گوش محمود. خواست جواب گستاخي او را بدهد كه پدرم نگذاشت؛ آخر اگر پاي مامورين به آن جا باز مي شد، برايمان خيلي گران تمام مي شد؛ توی خانه نوار، اعلاميه و رساله امام داشتيم. بعد از اين موضوع محمود هيچ وقت به آن ها جنس نفروخت.

*************

4- خانه و خانواده ، محمد يزدي

علاوه بر مربي گري، مسئول كميته تاكتيك هم بود. از آموزش ايست و بازرسي گرفته تا آموزش جنگ شهری و كوهستان را بايد درس مي داد. همه هم بصورت عملي. يك روز بهش گفتم: تو که اين قدر زحمت مي كشي، كي وقت مي كني به خودت و خانواده ات برسي؟ گفت: حالا وقت رسيدن به خانه و خانواده نيست. مكثي كرد و ادامه داد: مگه نمي بيني دشمن تو كردستان و جاهاي ديگه داره چيكار مي كنه؟گفتم اين كه مي گي درسته، اما بالاخره خانواده هم حقي دارن، حداقل هر از گاهي بايد يك خبر از خانواده ات هم بگيري. گفت: به نظر من تو اين دوره و زمونه، انسان همه هست و نيستش رو هم فداي اسلام و انقلاب بكنه، باز هم كمه. الان اگه لحظه اي غفلت كنيم، فردا مشكل بتونيم جواب بديم. نه محمد، فعلاً وقت استراحت و سرزدن از خانواده نيست. بدجور به او غبطه مي خوردم.

*************



5- تيرانداز ماهر ، علي آل سيدان

يكي از پاسدارها كه اسلحه يوزي داشت، سركوچه ايستاده بود و داد مي زد:اگه مردي بيا بيرون، چرا رفتي قایم شدي، بيا بيرون ديگه. قصد بيرون آمدن نداشت؛ ضامن نارنجك را كشيده بود و مدام تهديد مي كرد كه اگر به سمتش برود، نارنجك را پرت مي كند بين مردم؛ چند دقيقه اي به همين نحو گذشت، ناگهان آن منافق از پشت پله ها پريد بيرون. تا آمد نارنجك را پرتاب كنه همان پاسدار پاهايش را به رگبار بست؛ آن قدر با مهارت اين كار را كرد كه انگار عمري تيرانداز بوده است. دو سه سال بعد رفتيم تيپ ويژه شهدا. يك شب همين خاطره را برای كاوه تعريف كردم، گفت: اين قدرها هم كه مي گوئي كارش تعريفي نبود.پرسيدم مگر شما هم آن جا بودي؟خنديد و گفت: اون كسي كه تو می گی خود من بودم.

*************



6- نيروي آماده ، احمد جاويد

تنها كسي كه با من آمد در سالگردها و هواپيما ها(1) محمود بود، اسناد و مدارك را جمع آوری مي كرد، مي برد بيرون و با سرعت برمي گشت.احتمال اين كه بني صدر، دستور حمله بدهد زياد بود. يكي دو بار كه رفت و برگشت، چشمش به يك مسلسل افتاد كه وسط يكي از بالگردها بسته بودنش! آن را باز كرد و برد يك جاي دورتر، روي زمين مستقر كرد. من كه رفته بودم توی نخش، از كوره در رفتم و با تندی بهش گفتم: می دونی كه بردن مدارك مهم تر از اسلحه هاست؟ چرا اين كار را كردی؟ با تعجب نگاهم كرد و گفت: شايد هواپيماها بخوان دوباره حمله كنن، بردمش تا اگه حمله كردن ازش استفاده كنيم.بعدها فهميدم بعضي از تجهيزاتي كه از هواپيما خارج كرده بود را با خودش برده بود كردستان، تا بر عليه ضد انقلاب و عراقي ها استفاده كند.

1- ارديبهشت 59، حمله ناموفق آمريكا به صحراي طبس.

*************



7- سربازان امام ، سيد هاشم موسوي

بچه ها را جمع كردن توی ميدان صبحگاه پادگان؛ قرار بود آيت ا... موسوي اردبيلي برایمان سخنراني كنند. لابلاي صحبت هايشان گفتند: امام فرمودند، من به پاسدارها خيلي علاقه دارم، چرا كه پا چسچ=دارها سربازان امام زمان (عج) هستند. كنار محمود ايستاده بودم و سخنراني را گوش مي دادم. وقتي آيت ا... اردبيلي اين حرف را گفتند، يك دفعه ديدم محمود رنگش عوض شد؛ بي حال و ناراحت یک جا نشست مثل كسي كه درد شديدي داشته باشد. زير لب مي گفت:"لا اله الا الله" تا آخر سخنرانی همين اوضاع و احوال را داشت. تا آن موقع اين جوری نديده بودمش. از آن روز به بعد هر وقت كلاس مي رفت، اول از همه كلام امام را می گفت، بعد درسش را شروع مي كرد. می گفت: اگر شما كاري كنيد كه خلاف اسلام باشد، ديگه پاسدار نيستید، ما بايد اون چيزي باشيم كه امام مي خواد.

*************



8- آزمون الهي ، محمد كاوه «پد ر شهيد»

از سر شب حالتي داشت كه احساس می كردم می خواهد چيزی به من بگويد، بالاخره سر صحبت را باز كرد و گفت: بابا! خبرداری كه ضد انقلاب تو كردستان خيلي شلوغ كرده؟ اگه بخوام برم اون جا، شما اجازه می دي؟ گفتم: بله. اجازه می دم، چرا كه نه، فرمان امامه همه بايد بريم دفاع كنيم. پرسيد: مي دونين اون جا چه وضعيتي داره؟ جنگ، جنگ نامرديه؛ احتمال برگشت خيلي ضعيفه. با خنده گفتم: می دونم، براي اين كه خيالش را راحت كنم، ادامه دادم: از همان روز اولی كه به دنيا آمدی، با خدا عهد كردم كه تو را وقف راه دين و حق كنم. اصلا آرزوی من اين بود كه تو توی اين راه باشی؛ برو به امان خدا پسرم.گل از گلش شگفت. خنديد و صورتم را بوسيد. بعدها به يكی از خواهرانش گفته بود: آن شب آقاجان، امتحان اللهی اش را خوب پس داد.

*************



9- گروه اسكورت ، شهید ناصر ظريف

نرسيده به سقز، يكي از ماشين ها كه ميني بوس بود از ستون خارج شد و شروع كرد به گاز دادن. بعداً فهميديم راننده اش فكر كرده، چون توی شهر هستيم، خطر كمين هم از بين رفته است. زياد فاصله نگرفته بود كه افتاد تو كمين. همان اول كار يك تير به پای راننده مينی بوس خورد. مينی بوس پر از نيرو بود؛ داشت به سمت پرتگاه می رفت. تنها دعا و توسل بود كه به دردمان خورد. يك لحظه ديدم مينی بوس لبه پرتگاه ايستاد.لاستيكش به يك سنگ بزرگ گير كرده است. بچه ها پريدند بيرون و تو سينه كوه سنگر گرفتند. تا محمود خودش را رساند به سر ستون، محمد يزدي با كاليبرش آتش شديدی ريخت روی سر ضد انقلاب. تيربار آخر ستون هم آمد كمك. بيشتر نيروهای تازه وارد، نمی دانستند كمين يعني چه و اين طور جاها بايد چه كار كنند. محمود چند تا از بچه ها را از سمت راست گردنه كشاند بالا. يك گروه را هم از توی جاده حركت داد طرف خود گردنه، جائی كه بيشتر حجم آتش دشمن از آن جا بود. مانده بودم كه تاكتيك محمود چيست و چه نقشه ای دارد، اما مطمئن بودم كه منطقه و دشمن را خوب می شناسد. انتظارم خيلي طول نكشيد؛ ضد انقلاب از سه طرف محاصره شد. حالا ديگر هيچ راهی جز فرار نداشت، فرار هم كرد.

*************



10 - شيفته ی محمود ، ابراهيم پور خسرواني

يكی از بچه ها به شوخی پتويش را پرت كرد طرفم. اسلحه از دوشم افتاد و خورد توی سر كاوه. كم مانده بود سكته كنم؛ سر محمود شكسته بود و داشت خون می آمد. با خودم گفتم: الان است كه يك برخورد ناجوری با من بكند. چون خودم را بی تقصير مي دانستم، آماده شدم كه اگر حرفی ،چيزی گفت، جوابش را بدهم. كاملاً خلاف انتظارم عمل كرد؛ يك دستمال از تو جيبش در آورد، گذاشت رو زخم سرشو بعد از سالن رفت بيرون. اين برخورد از صد تا توگوشی برايم سخت تر بود. دنبالش دويدم. در حالي كه دلم مي سوخت، با ناراحتی گفتم: آخه يه حرفی بزن، چيزی بگو، همانطور كه می خنديد گفت: مگه چی شده؟ گفتم: من زدم سرت رو شكستم، تو حتی نگاه نكردی ببينی كار كی بوده همان طور كه خون ها را پاك می كرد، گفت: اين جا كردستانه، از اين خون ها بايد ريخته بشه، اين كه چيزی نيست. چنان مرا شيفته خودش كرد كه بعدها اگر می گفت: بمير، می مردم.

*************



11- ارزش ضد انقلاب ، علي محمود داوودي

بلنديهای «سرا (1)» دست ضد انقلاب بود، از آن جا ديد خوبی روی ما داشتند. آتش سنگينی طرفمان می ریختند، طوري كه سرت را نمی توانستی بالا بگيری. همه خوابيده بودن روی زمين. برای اين كه نيروها را تحت كنترل داشته باشم به حالت نيم خيز بودم، ناگهان از پشت، دست سنگينی را بر شانه ام احساس كردم؛ برگشتم ديدم محمود است. جلوی آن همه تير و گلوله، صاف ايستاده بود. آمدم بگويم سرت را خم كن، ديدم دارد بدجوری نگاهم می كند. گفت: داوودی اين چه وضعيه؟ خجالت بكش. چشمانش از خشم می درخشيد. با صدايی كه به فرياد می ماند، گفت: فكر نكردی اگه سرت رو پايين بياری، نيروهات منطقه را خالي می كنن؟بعد هم، بدون توجه به آن همه تير و گلوله كه به طرفش می آمد، به سمت جلو حركت كرد.

عمليات تمام شده بود كه ديدمش، دستی به شانه ام زد و گفت: ضد انقلاب ارزش اين رو نداره که جلويش سرتو خم كنی.

1- از پايگاهای اصلی ضد انقلاب بود كه در حد فاصل شهرهای سقز- بوكان قرار دارد.

*************



12- ضد كمين ، حسن سيستاني

نرسيده به روستای سرا، محمود ايستاد. آهسته گفت: كمين! طولی نكشيد كه از سه طرف به ما تيراندازی كردند. در تمام عمرمان، اولين باری بود كه كمين می خورديم. ظرف چند ثانيه، محمود گروه را آرايش نظامی داد. كاملا خونسرد و مسلط بود. با اسلحه تخم مرغی اش هر چند گاهی تيراندازی می كرد، تا ضد انقلاب جرأت نكند جلو بياید. مهماتشان داشت ته می كشيد. بايد تا آمدن نيروی كمكي مقاومت می كرديم. در آن اوضاع و احوال محمود تغيير موضع داد و آمد وسط بچه ها. گفت: اين جا جايی است كه اگه چيزی از خدا بخواين اجابت می شه، خدا به شما نظر داره. صحبتش تاثير عجيبی روی بچه ها گذاشت؛ طوری كه احساس كرديم بدون نيروی كمكی می توانيم از پس دشمن بر بياييم. با هدايت دقيق و زيركانه ی محمود، پخش شديم تو منطقه تا دورشان بزنيم. در همين گير و دار، نيروی كمكی هم رسيد. از همه طرف روی سر دشمن آتش می ريختيم. آن ها كه اين چشمه اش را نخوانده بودند، پا به فرار گذاشتند و منطقه را خالی كردند.

*************



13- بهترين نقشه ، ناصر ظريف

گفتند: روی گردنه(1) كنار جاده، جنازه سه تا پاسدار افتاده بود. محمود گفت: اين طور كه معلومه، ضد انقلاب می خواد باز از ما تلفات بگيره. با نقشه محمود راه افتاديم سمت بانه. اوضاع عادی به نظر می رسيد. روی گردنه، راننده كاميون دور زد و كنار جنازه شهدا نگه داشت. طوری وانمود كرد كه انگار ماشين خراب شده است. يكی از بچه ها سريع پريد پایین و كاپوت ماشين را زد بالا. دو، سه تا از بچه ها افتادند به جان موتور ماشين؛ بقيه هم رفتند سراغ شهدا. بدون هيچ دردسری جنازه شان را آوردند گذاشتند عقب كاميون و باسرعت برگشتيم سمت سقز، پيچ اول را رد نكرده بوديم كه، تيراندازی شروع شد. ضد انقلاب تازه فهميده بود فريب خورده و جنازه ها را از دست داده است، اما ديگر فايده ای نداشت. ما از تيررسشان خارج شده بوديم.

1- گردنه ی خان در 15 كيلومتری شهر بانه.

*************



14- مجازات ، حسن معدنی

فهميديم عده ای تو مجلس عروسيشان، علاوه بر انجام كارهای ناشايست، براي مردم هم ايجاد مزاحمت كرده اند. محمود سريع يك گروه از بچه های سپاه را فرستاد آن جا؛ كه چند نفري را كه مست بودند، گرفتند و آوردند. مدتی گذشت تا آقای معصوم زاده(1) برای هر كدامشان یک حکم صادر كرد. يكي از مجرمان، مردی بود كه فروشگاه لوازم يدكی داشت و ما مشتری دائم اش بوديم؛ مدام می گفت: من بهتون خدمت می كنم، لوازم براتون می خرم، ببخشيد. همه می دانستند محمود اين جور وقت ها ملاحظه غريبه ها را نمی كند. برای همين گفت: بخوابانيد، شلاقش را بزنيد.به خاطر دارم يكی ديگر از آن ها رئيس بانك بود. می گفت: به همه ی شما ها وام می دهم، هر كاری ازدستم بر بياد، براتون انجام می دم، فقط اين بار رو نديده بگيرين. محمود گفت: كسي این جا محتاج وام و پول شما نيست، حكمی را كه برات صادر شده اجرا می كنيم، نه كمتر نه بيشتر.

1- از قضات دادگستری سنندج.

*************



15- محاصره ، علی محمد داوودی

يك شب توی اتاق نشسته بودیم كه صدای تيراندازی بلند شد. ريختيم توی ميدان صبحگاه و به خط شديم. مسئول مخابرات كه صحبت می كرد، فهميديم به ژاندارمری حمله كردند. می گفت: تو ژاندارمری اسلحه و مهمات زيادی هست، اگر سقوط كنه همه اش دست ضد انقلاب می افته. در مدت كمی خودمان را به محل ديگری رسانديم. نيروها چند گروه شدند. زير نظر محمود، با يك حركت حساب شده دشمن را دور زديم و پشت سرش موضع گرفتيم. شروع كرديم به ريختن آتش شديد و مداوم، فكرش را هم نمی كردند كه به اين سرعت غافلگير شوند. بچه های ژاندارمري گوئی جان تازه ای گرفته بودند. آنها از روبرو تيراندازی مي كردن، ما از پشت سر. ضد انقلاب وقتی فهميد رودست خورده، کشته هايش را گذاشت و فرار كرد.

*************



16- بی پروا ، حسن علی دروكی

برای اينكه بفهمد اسرا را از كجا برده اند همان شب رفتيم شناسائی. رسيديم به پايگاهی كه ميانه راه بوكان بود. هنوز موقعيت آنجا دستمان نيامده بود كه صدای ناله ای را شنيديم، دقت كه كرديم، ديديم صدای آشناست، ناله يكی از اسيرها بود. وقتی به خودم آمدم ديدم كاوه گريه می كند، با سوز و بلند. من و دوستم بهش گفتيم: يواش تر آقا محمود. الان نگهبان می فهمه. داشت راست می آمد طرف ما، تا جائی كه جا داشت خودم را به زمين رساندم، هر چه دعا به خاطر داشتم خواندم، لجم در آمده بود. كاوه همين طور نشسته بود و بي پروا گريه می كرد، تا صدای نفس نگهبان را شنيدم، دستم را بردم روی ماشه كه بچكانم، كه ديدم برگشت؛ما هم برگشتيم سقز.چند روز بعد مبادله ای بين ما وضد انقلاب شد و اسرایمان آزاد شدند. شناسایی خوب و دقيقی كه آن شب داشتيم، مقوله عمليات بزرگی بود كه منجر به آزادی بوكان، از لوث وجود ضد انقلاب شد.

*************



17- مبادله ، چنگيز عبدی فر

گفتند: شما كه نبوديد ضد انقلاب حمله كرد به شهر، سی _ چهل نفر از نظامي ها رو با خودشون بردن، اين طور وقتها محمود نه تنها خودش را نمی باخت، بلكه در كمترين وقت، بهترين تصميم را می گرفت. رو همين حساب، فوراً نقشه عمليات را ريخت، درست عكس مسيری كه ضد انقلاب رفته بود؛ عمليات كرديم و چند نفر از بستگان يكی از سركرده های حزب دمكرات را گرفتيم. چند روز گذشت، كم كم پيك فرستادند و مسئله مبادله اسرا را مطرح كردند. موضوع به تهران هم كشيده شد. هيئتی از طرف نخست وزيری(1) به سقز آمدند. خوب كه قضيه را بررسی كردند، بالاخره موافقت كردند اسرا مبادله شوند.

1- آن موقع نخست وزير شهيد رجائی بود.

*************



18- كمين ، سيد مجيد ايافت

آخرين پيچ جاده را رد كرديم كه به كمين ضد انقلاب خورديم، بارانی از گلوله بر سر ما باريدن گرفت. خودمان را سريع بالای تپه ای كه سمت چپ جاده بود رسانديم. در آن شرايط كاوه كنار جاده و پشت يك تخته سنگ ايستاد. تعجب كردم كه چرا همه بچه ها را فرستاده بالا ولي خودش پائين مانده است، در همين فكر بودم كه ديدم با سرعت برق پريد پشت جیپ، مصطفي اكرمی بی مهابا تيراندازی می كرد، پوشش خوبی به محمود داد تا بتواند دور شود، هر آن احساس می كردم با اصابت گلوله به محمود، خودش با ماشين به ته دره سقوط كند. هر چه محمود دورتر می شد، شدت آتش هم بيشتر می شد.بالاخره خدا كمك كرد تا خودش و جيپ را نجات داد. زمان به سرعت گذشت، بايد تا شب نشده ، كاری مي كرديم و نمی گذاشتيم پای ضد انقلاب به خاك عراق برسد. محمود خيلي زود برگشت، با يك آرايش نظامی به ضد انقلاب حمله كرديم و كمين «كس نزان» در هم شكسته شد، همه شان فرار كردند، ما هم دنبالشان ، نزديكی های مرز هر چه توپ و گلوله داشتيم رو سرشان خالی كرديم.

1- از روستاهای حوالی سقز و يكی از نفرهای اصلي ضد انقلاب.

*************



19 – غربال ، علی اكبر آذرنوش

گفت:اكبراين كاوه ای كه اين همه ازش تعريف می كنن ديدی؟ گفتم: نه. گفت: بيا ببينش كه واقعاً ديدنيه! ناصر(1) كسی را نشانم داد و گفت: همونه، اينقدر جوان بود كه باورم نمی شد كاوه باشد. داشت برای بچه ها صحبت می كرد. رفتيم نزديك، می گفت: ضد انقلاب كار چريكی می كنه، مياد ضربه می زنه و بعد فرار می كنه، حالا ما چرا اين كار را نكنيم، ما چرا ضد چريك نباشيم و دنبالش نرويم، بعد با شور و حال خاصی می گفت: از حالا به بعد بايد هميشه صددرصد آماده باشين تا لحظه ای كه قرار شد بريم عمليات ويا ضد انقلاب رو تعقيب كنيم، بدون معطلی راه بيفتيم صحبت های كاوه آنقدر روحيه بخش بود كه از خدا می خواستم الان از ضد انقلاب خبری برسد، تا برويم سر وقتش و دمار از روزگارش در آوريم.

1- ناصر اكبران- بعدها به شهادت رسيد.

*************



20- برخورد قاطع ، شهید ناصر ظريف

هر كسی چيزي گفت، تا اينكه نوبت به محمود رسيد. گزارشی از وضعيت منطقه داد، بعد خيلی جدی و محكم گفت: ما بايد با ضد انقلاب برخورد قاطع داشته باشيم، بايد ريشه شان را بكنيم. همه سراپا گوش بودند، گاهی لبخند می زدند و با بغل دستی شان پچ پچ می كردند. نتيجه جلسه هم اين شد كه تا آخر دهه فجر كاری به كار ضد انقلاب نداشته باشيم. همين كه جلسه تمام شد بچه ها دور صياد را گرفتند. از طرز نگاهش معلوم بود خيلی از كاوه خوشش آمده، همان طور كه دست كاوه را توی دستش گرفته بود، گفت: آقا محمود مواظب خودت باش! ما حالا حالا ها به تو احتياج داريم.

بچه ها گفتند: ضد انقلاب توی جاده بوكان كمين گذاشته و همه رفتند آنجا باهشان درگير شده اند؛ با يك طرح آنها را محاصره كرديم، هنوز درگيری تمام نشده بود كه محمود رسيد. تا رفتم وضعيت را برايش توضيح بدهم ديدم ناباورانه به من تشر زد و گفت: مگه تو امروز جلسه نبودی؟ مگه نشنيدی كه گفتند درگير نشيد؟ گفتم: بابا ضد انقلاب كمين زده! عذرخواهی كرد و بعد هم با خنده گفت: نه، مثل اينكه بايد طور ديگری برخورد كنيم. بلافاصله افتاد جلو و شروع كرد به تعقيب ضد انقلاب.



*************

21- تحقير و تشويق ، رضا ريحانی

بايد تا قبل از رفتن نيروهای تامين جاده، به ديوان دره می رسيديم كه نرسيديم، تصميم گرفتيم شبانه به دشمن بزنيم. چراغ خاموش راه افتاديم سمت ديوان دره، زير لب با خودم می گفتم: اگه بميرم بايد اين تريلی مهمات رو امشب برسونم به نيروها. پيچ هر جاده ای را كه رد می كردم، تمام دعاهايی را كه حفظ بودم می خواندم.تو مقر به قول معروف هنوز عرق تنم خشك نشده بود كه يكی آمد و گفت: آقای ريحانی تلفن كارت داره! حدس زدم كه بايد از سقز باشد، خودم را آماده يك توپ و تشر درست و حسابی از طرف كاوه كردم، محمود گفت: رضا گل كاشتی، غرور ضد انقلاب رو شكستی! گفتم: برای چی؟ مگه چی شده! گفت: با مهمات و اسلحه، دوازده شب آمدی توی جاده، آن هم جاده ی ديوان دره! پدرشان را در آوردی.

چنان روحيه ای به من داد كه اگر لازم می شد، همان شب باز راه می افتادم و مهمات را تا خود سقز می بردم.

*************



22- ترور ، سيد مجيد ايافت

رفتيم غذاخوری پرشنگ(1) با بچه ها گرم صحبت بوديم و انتظار می كشيديم هر چه زودتر غذا را بياورند، احساس كردم محمود خودش با ما هست ولی حواسش جای ديگری است. زير چشمی به چند نفر تازه وارد نگاه كردم، از طرز نگاه محمود فهميدم كه وضعيت غير عادی است. در همين حال محمود و يكی از بچه ها بلند شدند و دويدند طرف ميز آنها، تا آمدم به خودم بجنبم، ديدم درگير شدند، ما هم رفتيم كمكشان؛ همه را گرفتيم و دستبند زديم ، لباس هايشان را دقيق گشتيم، چند تا كلت و نارنجك داشتند ، آن روز از خير غذا خوردن گذشتيم، سريع آنها را به مركز سپاه آورديم و سپرديمشان دست حفاظت اطلاعات. خاطرم هست در بازجوئی ها، اعتراف كردند كه می خواستند كاوه را ترور كنند.

1- از رستورانهای شهر سقز

*************



23- دكل بنفشه ، حميد خلخالی

گروهبان جعفری از تكاورهای ارتشی بود، محمود او را فرمانده ی يك پايگاه گذاشته بود، پايگاه دكل بنفشه. اين پايگاه مشرف به سقز بود و خيلی اهميت داشت. يك روز نزديك صبح بی سيم زد و گفت: به پايگاه حمله كردند. نيروی كمكی می خواست. می دانستيم او و بقيه بچه ها مقاومت می كنند. با يك گروه سريع خودمان را رسانديم پايگاه دكل. دم،دمای طلوع خورشيد، وارد پايگاه شديم. كسی زنده نبود. گروهبان جعفری وسط پايگاه افتاده بود، غرق خون بود. ياد حرفش افتادم، حرفی كه مدتها قبل گفته بود (اونقدر با كاوه می مونم تا شهيد بشم)

*************



24- كاك فتاح ، شهید ناصر ظريف

جمعيت را كنار زدم و خودم را رساندم كنار جنازه، لباسهای كردی اش غرق خون بود. تا نزديكش رفتم، بی اختيار گفتم: كاك فتاح! از پيش مرگهای سپاه سقز بود. يكی گفت: فتاح توی مغازه بود، دو نفر آمدند صدایش كردند؛ تا آمد دم در، به رگبار بستنش و فرار كردند. محمود آن موقع فرمانده سپاه بود و خيلی ها او را می شناختند. برای بعضی ها عجيب بود كه او تا آخر مجلس ختم كاك فتاح نشست. محمود حال و هوای يك عزادار را داشت. قبلا قرآن خواندنش را ديده بودم، ولی آن روز خيلی محزون می خواند. انصافاً از كاك فتاح تجليل خوبی كرد. چند روز از شهادت كاك فتاح گذشت، جلوی سپاه بودم كه ديدم دو سه تا كرد آمدند، يكی شان گفت: با آقای كاوه كار داريم. قيافه شان آشنا بود، گفتم: شما كی هستين، با برادر كاوه چي كار دارين؟ همانطور كه به من خيره شده بودند، گفتند: ما برادرهای فتاح هستيم، آمديم از كاوه اسلحه بگيريم تا با ضد انقلاب بجنگيم.

*************



25- حكم فرماندهي ، حميد خلخالی

دست كرد توی جيبش و نامه اي بيرون آورد. حكم فرماندهی سپاه سقز بود. فكر كردم مال خودش است، با خودم گفتم: حتماً می خواد قول بگيره كه پشتش باشم و باهاش كار كنم. حكم را داد دستم، ديدم اسم من توی آن نامه نوشته شده. نگاهش كردم، پرسيدم: اين حكم چيه؟ گفت: حكم فرماندهی سپاه سقز، برای تو گرفتمش، گفتم: خودت چی؟ گفت: از اين به بعد من هم مسئول عملياتم، اينم حكم. بی اختيار زدم زير خنده، گفتم: آقا محمود تو هم چه كارهایی می كنی ها! اينجا همه می دونن كه از تو شايسته تر و بهتر برای فرماندهی سپاه كس ديگه ای نيست. تنها چيزی كه نمی توانستم قبول كنم همين يك مورد بود كه او بشود مسئول عمليات و من بشوم فرمانده. آنقدر اصرار كردم تا مجبور شد حكم ها را عوض كند.

*************



26- چريك های كاوه ، سيد محمد

آخرين بار كه از گردان كمك خواستم، فرمانده گردان گفت: بچه ها ی سپاه سقز هر كجا كه باشند بايد الان برسند. تنگ غروب، يك دفعه آتش ريختن ضد انقلاب قطع شد. طولی نكشيد كه هر كدامشان به طرفی فرار كردند، طوری كه بقيه را خبر كنند، داد می زدند: چريكهای كاوه! چريكهای كاوه! فرار ضد انقلاب باعث شده بود جان بگيريم و قد راست كنيم. نگاه كردم، ديدم يك گروه پانزده _ بيست نفره روی ارتفاعات هستند؛ يك ماشين هم همراهشان بود كه يك دوشيكا روی آن بسته بودند. به محض اينكه گفتم: رفتند طرف سنته؛رفتند تعقيب آنها. من هم دنبالشان رفتم، مسئول گروه به بزرگ روستا گفت: آنها آمدند توی روستای شما، اسرا را هم آوردند همين جا، برو بهشان بگو اگر گروگانهارا همين امشب آزاد نشن، كاوه خودش مي یاد و آن وقت هر چه ديدند از چشم خودشان ديدند، مامور روستا و چند تا ديگر از اهالی به دست و پا افتادند و گفتند: ما خودمان می ريم با آنها صحبت می كنيم، فقط شما يك ساعت مهلت بدين. ساعت هفت، هشت شب بود كه ريش سفيدهای روستا ، اسرا و آنهايی را كه تسليم شده بودند، آوردند و تحويلمان دادند.

*************



27- نيروهای كاوه ، محمد يزدی

هر چه از دور بوق زد و چراغ داد، نرفتيم كنار، وقتی ديد ما از رو نمی رويم، مجبور شد بايستد. گفتم: حتماً بايد امشب بريم سقز، ماشين گيرمان نيامد، ما رو با خودتون مي برين ؟ اينطور كه معلوم بود با مسئوليت خودشان از دژباني رد شده بودند. نفر كنار راننده وقتی اسراء ما را ديد، با خنده گفت: شما چكاره ايد؟ گفتم: بسيجی هستيم ، اشاره كرد و سوار شديم.نقشه ی بزرگی را وسط اتاق پهن كرده بودند، چند نفر هم نشسته بودند دورش، يكهو چشمم افتاد به همان دو نفری كه ما رابا ماشين شان تا اينجا آورده بودند، تا ديدنمان خنديدند. راننده جيپ رو كرد به محمود گفت: آقای كاوه اينها كی ان؟ محمود گفت: اينها دو تا از مربيهای مشهدی هستند كه قبلا سقز بودند، حالا هم من ازشان خواستم تا خودشون رو برای عمليات برسونند. محمود پرسيد: ببينم آقای كاظمی(1) مگه شما همديگر را می شناسين؟ گفت: بله، هم من می شناسمشون، هم حاج آقا بروجردی(2)، آقای بروجردی رو كرد به كاظمی و گفت: از همون اول حدس زدم كه اينها بايد نيروهای كاوه باشن و گرنه اون طور اصرار نمی كردن برای اومدن.

1- ناصر كاظمی: اولين فرمانده ی تيپ ويژه شهدا که بعدها در عمليات پاكسازی پيرانشهر- سردشت به شهادت رسيد.

2- محمد بروجردی: فرمانده ی قرارگاه حمزه سيدالشهدا و يكی از بنيانگذاران تيپ ويژه، بعدها به شهادت رسيد.

*************



28- يك تشخيص به موقع ، عبدالحسين دهقان

رحيم صفوی(1) پرسيد: اسمتون چيه؟ محمود گفت: كاوه هستم. تا اسم كاوه را شنيد چند لحظه مات و مبهوت خيره شد به محمود، بعد هم به دقت شكل و شمايلش را نگاه كرد. اسم و آوازه ی كاوه حتی تا ستاد كل سپاه هم رسيده بود. آقا رحيم وقتی به خودش آمد، بدون معطلی دستش را دراز كرد و حكم محمود را گرفت، گفت: شما حق ندارين بريد جنوب، بايد از همين جا برگرديد كردستان! محمود گفت: مشكلاتی تو كردستان، جلو را همون هست كه ما رو توی تنگنا گذاشته و نمی تونيم اون طور كه بايد اونجا كار كنيم. پرسيد: چه مشكلاتی؟ محمود گفت: تو خود سپاه يك سری مشكلات داريم، ادوات و مسئولين از ما پشتيبانی نمی كنندو بعضی وقتها هم سد راهمون می شوند، آقا رحيم گفت: شما برگرديد كردستان، بنده از همين حالا به شما اختيار تام می دهم، هر اداره و مسئولی كه همكاری نكرد، كافيه فقط معرفی اش كنی تا ما باهاش برخورد لازم را بكنيم. محمود گفت: پس اجازه بدین برای سه ماه هم كه شده برم جنوب، عمليات كه تمام شد برمی گردم،چیزی گفت كه ديگه محمود ساكت شد. گفت: آقای كاوه! اصلا برای سه روز هم شما را نمی گذاريم بريد جنوب، همين الان مستقيم بريد کردستان

1- سردار سرلشگر پاسدار رحيم صفوی: فرمانده ی كل سپاه پاسداران ايران.

*************



29- كشف بزرگ ، جاويد نظامپور

ناصر كاظمي آهی كشيد و از روی افسوس گفت: اين عمليات(1) تموم شد و باز من شهيد نشدم، اولين باری بود كه از او چنين حرفی را مي شنيدم، همه سراپا گوش شدند و خيره به او. گفت: البته اگر نتونم با خون خودم خدمتی به اسلام بكنم و شهید نشم خيلی نگران نيستم. اين حرف بيشتر مايه تعجب شد، ادامه داد: من كاری برای جمهوری اسلامی كردم كه اميدوارم حق تعالی نظر عنايتش را شامل حالم كند، من هم مثل بقيه حسابی كنجكاو شده بودم! گفت: اون كار اينه كه من كاوه را برای جمهوری اسلامی كشف كردم و يقين دارم كه كاوه می تواند مسئله كردستان را حل كند.

1- عمليات آزادسازی سد بوكان

*************



30- جان های باارزش ، سيد محمد موسوی

يك بار می خواستيم از جاده ای عبور كنيم .قبل از رسيدن ما ضد انقلاب تو جاده مين گذاشته و فرار كرده بود.ِمی بايست به سرعت تعقيبشان می كرديم، بهترين راه حل ،راهی بود كه كاوه پيشنهاد كرد، گفت: بريد از تو روستا تراكتور بياريد، سريع رفتيم يك تراكتور را با راننده اش آورديم. به اصرار محمود، راننده برخلاف ميل از تراكتور پياده شد. محمود يكی از سربازهای تيپ را كه به رانندگی وارد بود نشاند پشت فرمان، براي اين كه او دلگرم باشد و ترسش بريزد خودش هم نشست روی گلگير، من و چند تا از بچه های تخريب رفتيم جلوی ماشين را سد كرديم.

خطرناكه آقا محمود، لبخندی زد و گفت: نمی خواد حرص و جوش بخوريد، برين كنار! شروع كرديم به اصرار كه، اجازه بده ما كنار دست راننده بشينيم، شما پياده شين. گفت: اگه جون من برای شما ارزش داره، جون شما و اين سربازها هم برای من ارزش داره. بعد يك درگيري درست و حسابی،با گرفتن دو سه اسير و چند كشته، به مقرمان بازگشتيم.

*************



31- پيچ آخر، غلامعلی اسدی

بچه ها در جاده سنگر گرفته بودند و آنها آن طرف از لابلای درختها و صخره ها تيراندازی می كردند. كاوه سريع اوضاع را بررسی كرد. بند پوتينهايش را محكم بست، گفت: من می رم دوشيكا را بيارم. بروجردی گفت: اين كار عملی نيست، درجا تكون بخوريم می زننمان، تو چطور می خواهی از جلوی اين همه آدم ... ، كه كاوه مجال نداد و با گفتن ذكر مقدس «يا علی» مثل فنر از جا جهيد؛ با سرعت شگفت آوری روی جاده می دويد، گويا دشمن تمام سلاح هايش را بكار انداخته بود تا نگذارد او قسر در رود، به پيچ آخر كه رسيد نفس را حتي كشيدم، تحرك ضد انقلاب كم شده بود، انگار دیگر كار را تمام شده مي دانستند و مي خواستند به راحتي اسيرمان كنند. در همين وضعيت سر و كله ی ماشين دوشيكا پيدا شد، دوشيكاچي پشت سرهم تيراندازي مي كرد و مي آمد جلو. ماشين كه نزديكم رسيد، ديدم كاوه كنار دست دوشيكاچي ايستاده، دائماً با اشاره ی دست مي گفت كجا رابزند، وقتي به خودم آمدم همه داشتند تيراندازي مي كردند، اگر هوا تاريك نمي شد، تا هر كجا كه فرار مي كردند، مثل سايه تعقيبشان مي كرديم. رعب و وحشتي كه بعدازاين ضد كمين، تو دل ضد انقلاب افتاد، باعث شد كه ديگر جرأت نكنند براي ما كمين بگذارند، آن هم توي جاده ی اصلي.

*************



32- تاكتيك موثر، احمد منگور كردستاني- پيشمرگ كرد مسلمان

گفتم: من كه سر در نمي یارم سليم، دارن ما رو مي زنن، اون وقت كاوه مي گه هيچ كس حق نداره تيراندازي كنه! تپه، تپه ی صافي بود، نه درختي داشت و نه صخره اي كه بشود در پناه آن سنگر گرفت؛ هر چه دور وبرم را نگاه مي كردم، اثري از ضد انقلاب نمی دیدم، ما فقط صداي تيراندازي هايشان را مي شنيديم، لحظات به كندي مي گذشت و ما بايد تا صبح صبر مي كرديم. نزديك صبح ضد انقلاب اطمينان پيدا كرده بود كه همه مان كشته شده ايم و يا فرار كرده ايم، اين را از قطع شدن تيراندازي هایشان فهميدیم. كاوه، دهقان را صدا زد و گفت: با بچه ها بلندشو و بكش جلو، اصغر محراب(1) را هم با يك دسته ی ديگر، از طرف ديگر روانه كرد؛ با آرايشي كه كاوه به بچه ها داد، زديم به دشمن. ضد انقلاب با ديدن ما كه به طرفشان تيراندازي مي كرديم، مات و مبهوت شروع كردند به فرار. آن شب اگر طرح كاوه را اجرا نمي كرديم، جايمان را لو مي داديم؛ ضد انقلاب با بستن دره قاسم گراني(2) محاصره مان مي كرد و همه ی بچه ها را به شهادت مي رساند.

1- فرمانده ی تيپ قائم(عج) که بعدها به شهادت رسيد.

2- از روستاهاي حوالي پيرانشهر.

*************



33- وداع آخر ، شهید ناصر ظريف

نزديك ظهر محمود ناراحت و نگران آمد پيش من، گفت: می گن حاجي بروجردي رفته روي مين، سريع برو ببين چه خبر شده! باريكه اي از خون، از گوشه لب بروجردي جاري بود. آنقدر آرام شهيد شده بود كه فكر كردم خوابيده است. تا رسيدم مهاباد سراغ كاوه را گرفتم، گفتند: رفته تو مسجد، همه را جمع كرده و داره دعاي توسل مي خونه، سريع رفتم توي مسجد، تا چشمش به من افتاد آمد سراغم، گفت: چه خبر، حاجي وضعش چطوره؟ آنقدر با تشويش حرف مي زد كه نتوانستم خودم را كنترل كنم و زدم زير گريه، همين كافي بود تا او بفهمد چه مصيبتي نازل شده، چنان بي پروا و بلند زد زير گريه كه همه فهميدند چه خبر شده، آن روز تمام هوش و هواسم به محمود بود. با وجود مجروحيتي كه داشت، مثل يك شخص پدر از دست داده، گريه مي كرد.

*************



34- كار ناتمام ، مصطفي ايزدي

يك روز تودفترم نشسته بودم كه محمود همراه علي قمي(1) وارد شد. بعد از احوالپرسي گفتم: خيلي از كارهامون زمين مونده، با رفتن بروجردي تيپ ويژه شهدا هم بي فرمانده شده، بايد فكر چاره باشيم. سرش را بلند كرد و گفت: با شرايطي كه پيش آمده ما بايد عمليات را ادامه بدهيم، نبايد بگذاريم جاي خالي بروجردي احساس شود، با تعجب نگاهش كردم، از رنگ صورتش معلوم بود كه هنوز حالش خوب نشده و خيلي درد مي كشد، مصمم تر از قبل گفت: پاكسازي جاده مهاباد - سردشت رو ادامه مي ديم، انشاا... كار رو تموم مي كنيم و رفت. پاكسازي جاده از همان جائي كه با شهادت بروجردي رها شده بود، از سر گرفته شد. زودتر از آنچه كه فكر ش را مي كرديم جاده آزاد شد.

1- جانشين تيپ ويژه شهدا که در مرداد ماه سال 1363 به شهادت رسيد.

*************



35- مهمان عزيز ، عليرضا خطي

فكر كرديم نقده هم مثل جاهاي ديگر است كه بايد اسلحه و تجهيزات توي شهر ببریم، اما وقتي برخورد مردم و خصوصاً ترك هاي نقده را ديديم، حسابي شرمنده شديم. آنها هر كجا كه ما را مي ديدند كلي احتراممان مي كردند. وقتي مي خواستيم از مغازه اي خريد كنيم، پول قبول نمي كردند، مي گفتند: شما مهمان هاي ما هستيد، مهمان هاي عزيز. مخصوصاً وقتي مي فهميدند كه ما نيروهاي تيپ ويژه هستيم و محمود كاوه فرمانده مان هست، اين احترام و تحويل گرفتن خيلي بيشتر مي شد. وقتي مي آمديم پادگان جيب هایمان پر بود از آجيل هايي كه مردم با هزار تعارف داده بودند.

*************



36- در خاطر كوهها ، رضا ريحاني

گفتم: آقا محمود اگه مردم تو رو فراموش كنن! اين كوهها فراموشت نمي كنن. گفت: چظور مگه؟ گفتم: به دستور تو، سربازهای امام روی خيلي از قله هاي كردستان نماز خواندن، اين تو بودي كه كلمه اشهد ان لا اله الا... و علي ولي ا... رو ،در بيشتر اين كوهها طنين انداز كردي. بچه ها مثل اينكه منتظر بودند كسي سر حرف را باز كند، همه شروع كردند به زدن حرفهايي از همين دست. چهره اش نشان مي داد كه از اين حرفها خوشش نيامده، گفت: ما بدون امام چيزي نيستيم، امام همه چيز را از خدا مي دونن.كمي مكث كرد و گفت: از اين حرفها هم ديگه كسي نزنه و گرنه كلاهمون مي ره تو هم.

*************



37- مرد جنگ ، فاطمه عمادالااسلامي

ساعت 8 از تهران راه افتاديم سمت مشهد، محمود طوري رانندگي مي كرد كه انگار مي خواست پرواز كند. هنوز رويم درست و حسابي با او باز نشده بود، آخر تازه ديروز عقد كرده بوديم. يكبار خجالت را گذاشتم كنار و گفتم: چرا اينقدر با سرعت مي رين آقا محمود؟! لبخند زد، نگاهي كرد و بهم گفت: كم كم علتش را مي فهمي. پاپي اش شدم كه علت را بدانم، آخرش در حالي كه سعي مي كرد مراعات حال مرا بكند، گفت: بايد برم منطقه، حقيقتش، اين چند روزه خيلي از كارهام عقب افتادم! حيرت زده پرسيدم: به همين زودي مي خواي بري؟ گفت: آره ديگه، بايد برم، گفتم: تازه هنوز اول ازدواجمونه، چند روز بمون بعدش برو. گفت: من هم خيلي دوست دارم بمونم، شايد بيشتر از شما، ولي وظيفه و تكليف چيز ديگه ايه، شما هم بايد تو فكر وظيفه و تكليف باشي تا انشاا... هر دومون بتونيم رضاي خدا رو بدست بياريم.

*************



38- فرمانده عجيب ، احمد رادمرد

پيرمرد كه زل زده بود توي صورت كاوه، بروبر نگاهش مي كرد، يك نگاه به كاوه مي كرد يك نگاه به ما. فكر مي كرد داريم سربه سرش مي گذاريم. با ترسي كه محمود تو دل ضد انقلاب انداخته بود، مردم و حتي خود ضد انقلاب هم تصور مي كردند كاوه آدمي هست با ريش بلند و هيكلي آن چناني. يكي از بچه ها گفت: كاكا! به خدا همين خود كاوه هست، فرمانده ی ما كه تو دنبالشي همينه. كاوه رو كرد به پيرمرد و گفت: چكار داري بابا؟ پيرمرد وقتي فهميد فرمانده ما همان است كه با او صحبت مي كند. خودش را انداخت روي قدمهاي محمود و بلند بلند شروع كرد به گريه. كاوه خم شد تا پير مرد را بلند كند، نتوانست، محكم به پايش چسبيده بود، پير مرد هي مي گفت: بچه ها م فداي شما، قربان شما برم. وقتي آرامش كرديم، سر درد دلش باز شد، گفت: به خدا قسم از شادي، دلمان مي خواد بتركه كه شما پاسدارها آمدين از دستشان نجاتمان دادين، زن و بچه هايمان را خلاص كردين؛ اونا امانمان را بريده بودن. مي گفت و گريه مي كرد.

*************



39- قربان سركاوه ، محمود سليم تيموري- پيشمرگ كرد مسلمان

درگيري كه تمام شد وارد روستا(1) شديم. بين مجروحين يك نفر بود كه اسلحه و تجهيزات نداشت، سر و وضع خاصي داشت، صحبت هم نمي توانست بكند، يك روستايي را آورديم شناسايي اش كند، تا او را ديد گفت: اين ديوانه است. هر كارش كرده بودند تا با بقيه به كوه برود نرفته بود، بچه هاي بهداري با آمبولانس به بيمارستان مهاباد فرستادنش. عمليات كه تمام شد، برگشتيم مهاباد. زن و بچه ام مهاباد بودند، آمدم از كاوه خداحافظي كنم، گفت: كاك سليم! قبل از اين كه بري خانه، يك كاري براي من انجام بده، خيلي خوشحال شدم با خودم گفتم: كاوه چه كاري داره كه از من مي خواد براش انجام بدم، گفت: برو بيمارستان از آن مجروح سري بزن، سلام منو بهش برسون. منظورش همان ديوانه بود. ادامه داد: خبرش را پادگان كه آمدي بهم بده. يك كيسه برنج آورد، چند كيلوگرم روغن هم داد تا ببرم براي پدرش.

1- روستاي زيراندول از حوالي مهاباد.

*************



40- مسکّن آسماني ، حسن عماالاسلامي

از وقتي بچه ها فهميده بودند كه من برادر خانم كاوه هستم، مهرباني شان نسبت به من بيشتر شده بود. يك روز تصادفي محمود را تو گوشه ی دنجي از پادگان ديدم. با كلي شك و ترديد جلو رفتم، سلام و احوالپرسي كردم، شك و ترديدم از اين بود كه شايد بازهم تحويل نگيرد و سرد برخورد كند، ولي برعكس روزهاي قبل ديدم گرم گرفت، گفت: حسن، تا مي توني اطراف من نيا و خيلي چيزها را از من نخواه! آهي كشيد و انگار كه بخواهد حرف دلش را بگويد، ادامه داد: از اينها گذشته، وقتي تو هي بيايي پيش من، مي ترسم نتونم از پس فرماندهي و مسئوليتي كه خدا و اهل بيت (ع) از من خواستند بر بيام و در نهايت، بين تو و بقيه تبعيض قائل بشم و خداي ناكرده، بكنم اون كاري رو كه نبايد، حرفهايش عين يك مسكّن آسماني آرامم كرد. آن روز، وقتی خواستيم از هم جدا بشيم گفت: مطمئن باش تو همون ارج و قربي رو پيش من داري كه بقيه ی نيروها دارن، چه بسا كه تو رو هم بيشتر دوست داشته باشم، من هر كسي رو به واحد اطلاعات و گردانهاي رزمي معرفي نمي كنم...روزهاي بعد فهميدم كه چند نفر ديگر از اقوام و خويشان محمود تو تيپ خدمت مي كنند، با كمي تحقيق دريافتم كه محل خدمت هر كدام از آنها هم بدون استثناء، در گردانهاي رزمي است.

*************



41- جنگ رواني ، علي صلاحي

مي گفت: همان روزهاي اول كه به عنوان فرمانده سپاه سقز معرفي شدم، يك اعلاميه نوشتم و دادم بچه ها از رويش تكثير كردند؛ بعد هم گفتم كه توي شهر پخشش كنند. در آن اعلاميه يك جمله از حضرت امام نوشته بودم كه :«ما با كفر مي جنگيم، نه با كرد»، و از مردم خواسته بودم تا براي ايجاد آرامش و امنيت، با ضد انقلاب همكاري نكنند. بعد هم به ضد انقلاب توصيه كرده بودم كه بيانيه ی خودشان را تسليم كنند و امان نامه بگيرند، و گرنه با آنها مي جنگيم و جواب تيركلاش را با آرپي جي و 106 مي دهيم. اين در واقع يك جنگ رواني بود كه باعث شد مردم بدانند ما صف آنها را از ضد انقلاب جدا مي دانيم، چند روزي نگذشت كه ضد انقلاب با يك تاكتيك حساب شده، چند درگيري در جاهاي مختلف شهر بوجود آورد. قصدشان اين بود که ما را تا جايي كه خودشان مي خواهند بكشانند و بعد از آن، از همه طرف به ما حمله كنند؛ اما هر بار باسازماني كه از قبل طراحي كرده بوديم، سراغشان مي رفتيم. طوري كه يكبار هم در محاصره آنها نيفتاديم و واقعاً جواب تيرهاي كلاش را با موشك آرپي جي مي داديم. كومله و دمكرات وقتي ديدند جز دادن تلفات، چيز ديگري عايد شان نمي شود، حساب كارشان را كردند و دور سقز خط كشيدند.

*************



42- افسري كاركشته ، محمد بهشتي خواه

خاطرم هست يك روز تو پادگان جلسه داشتيم، آن روزهر كدام از مسئولين و فرماندهان، شروع كردند به دادن گزارش از وضعيت نيروهاي تحت امرشان، بعضي از بي انضباطي نيرو گله مي كردند و مي خواستند كه دفتر قضايي با آنها برخورد بكند، من ساكت نشسته بودم و چيزي نمي گفتم، كاوه رو كرد به من و با خنده پرسيد: شما چرا ساكت نشستي؟ لابد آدم بي انضباط توي ادوات پيدا نمي شه! گفتم: تو ادوات كسي بي نظمي نمي كنه، چون مي دانند روز آخر به حسابشون رسيدگي مي كنیم، چند وقتي هست اين برنامه را اجرا مي كنيم، خوب هم جواب مي ده، كاوه يكدفعه عصباني شد و با تشر گفت: تو خيلي اشتباه مي كني اين كار را مي كني، تو با اين كارت حق پدرو مادر و بچه هايشان را غصب مي كني، و بعد با لحن جدي تری گفت: آخرين باري باشه كه اين كار را مي كني.

*************



43- عكس العمل حساب شده ، سيد محمد

راننده كاميونها مي گفتند: اگه ما رو اعدام هم بكنين، با اين همه مهمات به خط مقدم نمي رويم! وقتي صحبتها و اعتراضات آنها تمام شد، كاوه شروع كرد به صحبت، گفت: ما اينجا هيچ كس را با زور به خط نمي بريم، خيلي از اين بچه ها كه الان مي بينيدشون، براي رفتن به خط گريه مي كنن، سعي شون اينه كه از هم سبقت بگيرند. بعد هم بدون اينكه يك كلمه درخواست ماندن از آنها بكند، گفت: انشاا... سعي مي كنيم بار كاميونها تون رو همين جا خالي كنيم. كاوه وقتي ازدهام بچه ها را ديد، گفت: بهتره بريم دفتر ما، بقيه حرفها را آنجا مي زنيم. نيم ساعت نگذشته بود كه جلسه كاوه با آنها تمام شد و همه شان آمدند بيرون، بعضي هایشان داشتند گريه مي كردند. نمي دانم آن روز كاوه به آنها چه گفته بود كه از اين رو به آنرو شدند. همان روز كاميون ها همه ی مهمات را رساندند منطقه.

*************



44- راز آن دستور ، علي ايماني

نيروهاي دشمن و نيروهاي ضد انقلاب دست، به دست هم داده بودند و هم زمان آتش شديدي مي ريختند. از طرفي هم بالگردهاي توپ دارشان ما را از بالا گرفته بودند زير آتش. كاوه گاهي با وسواس خاصي دوربين مي كشيد روي مواضع دشمن، گاهي هم از طريق بي سيم با علي قمي صحبت مي كرد و وضع دقيق نيروها را جويا مي شد. بعد از نماز ظهر تصميمي گرفت كه هيچ كدام از ما دليلش را نفهميديم. مسئول قبضه ميني كاتيوشا را صدا زد. نقشه اي را پهن كرد روي زمين و نقطه اي را به او نشان داد. گفت: اين سه راهي را بكوب، كاوه ايستاده بود نزديك او و هر چند لحظه فرياد مي زد: رحم نكن، مهات بده، بزن، بزن! طولي نكشيد كه علي قمي تماس گرفت، صدايش هيجان و شادي خاصي داشت، گفت: محمود جان! ما رسيديم روی ارتفاعات، تمام هدفها را گرفتيم. گل از گل محمود شكفت و به سجده افتاد، يادم هست همان روز مطلع شديم حدود 300 نفر از عراقيها و ضد انقلاب، در سه راهي پشت سياه كوه، به درك واصل شده اند و اين براي همه عجيب بود. راز آن دستور كاوه پس از سالها هنوز برايم كشف نشده باقي مانده است.

*************



45 - مجروحيت ويژه ، علي شمقدري

دست راستش مجروح شده بود. آمده بود ملاقات آيت ا... خامنه اي كه آن موقع رئيس جمهور بودند، حدود نيم ساعت با هم بودند. شب پيش من ماند، تا ساعت يك نيمه شب مرتب اين طرف و آن طرف تلفن مي زد و كارهايش را دنبال مي كرد، در ضمن دستوراتي هم مي داد، ديدم اينطوري نمي شود خوابيد، ناچار تو اتاق ديگري بردمش ، يك تلفن هم گذاشتم جلويش، تا خود سحر هر وقت از خواب بلند مي شدم، بيدار بود و به جاهاي مختلف زنگ مي زد، آن شب اصلا نخوابيد. بعدها آقا راجع به ملاقات آن روزشان با محمود مي گفتند: من به آنهايي كه دستشان مجروح است حساسيت دارم، ازش پرسيدم دستت درد مي كند و او گفت: نه ، مي گفتند: اينكه انسان دردش را كتمان كند مستحب است.

*************



46 - لحظه ی نفس گير ، حسن عمادالاسلامي

وقتي خبر شهادت قمي تو بچه ها پيچيد، بقدري تو روحيه شان اثر كرد كه همه زمين گير شدند. تو يك بلاتكليفي شديد به سرمي برديم كه ناگهان محمود رسيد. فكرش را هم نمي كردیم كه به اين سرعت خودش را برساند، آن هم با دست مجروحي كه چند روز پيش توی عمليات «ليله القدر» گلوله خورده بود. سريع پياده شد و بدون معطلي داد زد، شما چرا نشستيد؟ ياا... بلند شيد و بعد خودش از همان روي جاده شروع كرد به دويدن به سمت ضد انقلاب؛ گويي همه جان تازه اي گرفته بودند ، نه تنها نيروها را از زمين بلند كرد، بلكه به آنها حالت تهاجمي هم داد، داشت با بي سيم صحبت مي كرد كه بازويش تير خورد، چيزي نگفت، اما خون همه آستينش را سرخ كرد، حالا ديگر نيروهاي كمكي رسيده بودند و دوشيكاچي ها هم كشيده بودند جلو. حضور پرصلابت محمود و تدابير ويژه ی او کار خودش را كرده بود. آن روز تا قبل از غروب كار يكسره شد و باقيمانده ی نيروهاي ضد انقلاب با بجا گذاشتن كلي تلفات ، فرار را بر قرار ترجيح دادند.

*************



47- حتي در منطقه... ،ماه نساء شيخي

جلو پادگان، عده زيادي از بچه هاي رزمنده جمع شده بودند براي استقبال از ما، بين آنها دنبال محمود مي گشتم، ولي پيداش نكردم؛ سراغش را كه گرفتم گفتند: ديروز رفته عمليات.نزديك غروب از عمليات برگشت، نيم ساعت پيش ما نشست، بعد عذرخواهي كرد و رفت تو ساختمان كناري. از يكي از دوستانش پرسيدم: اون ساختمون مال چيه؟ گفت: بهش مي گن اتاق نقشه. آن شب عقربه هاي ساعت رسيد به دوازده شب، او نيامد، دو - سه دفعه تا جلو آن ساختمان رفتم ولي هنوز سرگرم كارشان بودند. خواستم اعتراض بكنم كه پدر محمود گفت: خدا رو شكر مي كنم كه همچين پسري نصيب من شده، صبح روز بعد محمود آمد پيش ما براي عذر خواهي، و بعد هم همراه بقيه راهي عمليات شد. دو روز بعد وقتي برگشت، كه ما سوار اتوبوس شده بوديم و داشتيم برمي گشتيم. وقتي اتوبوس راه افتاد، من به اين فكر مي كردم كه حتي در منطقه هم نمي شود او را سير ديد.

*************



48- گردنه قوشچي ، محمد بهشتي خواه

فاصله ما با ضد انقلاب چيزي كمتر از ببيست، سي متر بود. همان اول كار، سه تا شهيد داديم و يكي دو تا مجروح، چند متري آمدم عقب تر. نيروها همه زمين گير شده بودند و مجروهها هم مانده بودند بين ما و ضد انقلاب. حسابي دست و بالم را گم كرده بودم كه كاوه رسيد؛ تا وضع را اينطوري ديد، به يكي از آرپي جي زنهاي گردان گفت: بلند شو بزن! آرپي جي دستش روي ماشه بود كه يك تير قناسه خورد تو پيشاني اش، كاوه منتظر نماند كه كمك آرپي جي زن و يا يكي ديگر از بچه ها كار را تمام كند، درست كنار شهيد ايستاد، رفتم آرپي جي را ازش بگيرم، نداد؛ داد زدم: پس حداقل جاتو عوض كن ... حرفم تمام نشده بود كه صداي خشك شليك آرپي جي پيچيد توی گوشم. روحيه بچه ها از اين رو به آن رو شد، آرپي جي دوم و سوم كه شليك شد، همه ی بچه ها بلند شدند و حالت تهاجمی گرفتند. ا... اكبر مي گفتيم و جلو مي رفتيم، در عرض چند دقيقه اوضاع به نفع ما تغيير كرد.

*************



49- سيد كان ، محمد بناء رضوي

گفتم: توی اين شناسايي اون قدر جلو رفتيم كه صحبت نگهبانها رو شنيديم، حتي دستمون رو هم به سيم خاردارهایشان زديم. گفت: شما امشب با كاك احمد، دو نفري بريد سيدکان، مي خوام از داخل شهر هم برام خبر بيارين، همه با تعجب داشتند محمود را نگاه مي كردند، آخر براي رفتن به داخل شهر بايد از جلوي چند تا پايگاه دشمن مي گذشتيم و كمين هاي زيادي را هم رد مي كرديم؛ محمود طبيعي تر از قبل گفت: مي رین تمام مساجد و حسينيه ها را شناسايي مي كنين! انشاا... وقتي شهر رو گرفتيم، مي خوايم نيروها رو اون جا مستقر كنيم، تعجبم بيشتر شد. ما هنوز عمليات نكرده بوديم، ولي كاوه در فكرش، سيد كان را هم تصرف كرده بود. دم دماي غروب آماده رفتن شده بوديم كه كاوه پيغام فرستاد ، نمي خواد برين. اينطور كه بعدها فهميديم، عراق تحركاتي از خودش نشان داده بود و منطقه حساس شده بود، رفتن ما مي توانست باعث لو رفتن عمليات شود.



*************

50- اولين حمله ، علي اسلامي

يك روز به خودم جرأت دادم و از او پرسيدم: از كجا شروع كردي كه كاوه شدي؟ گفت: از يك عمليات شروع شد، محل عمليات يك روستا بود؛ براي پاكسازي بايد تپه اي را كه مشرف به آنجا بود تصرف مي كرديم، اين ماموريت به من و چند نفر ديگر داده شد، به نزديك ارتفاع كه رسيديم، ديديم چند نفر ضد انقلاب هم به سمت همان ارتفاع بالا مي روند، بدون معطلي درگير شديم. غير از چهار - پنج نفر پيش مرگ كرد كه با من بودند، بقيه فرار كردند، به بچه هاي پائين هم گفته بودند كاوه شهيد مي شود. تا به بالاي ارتفاع رسيديم، يك ضد انقلاب كشته شد و بقيه شان فرار كردند. بلافاصله چند تا ا... اكبر گفتيم و به نيروهاي پايين اشاره كردم بيايند بالا. صحبتش تا به اينجا رسيد خنديد و ديگر چيزي نگفت.

*************

51 - حق شناس ، علي خسروي

گفتم: برادر كاوه تا ساعت سه شب جلسه داشته، الان هم از شدت خستگي خوابيده، برين بعداً بياين، گفتند: ما مي خوايم بريم شهرستان، شايد ديگه نتونيم آقاي كاوه رو ببينیم ، مي خوايم باهاش خداحافظي كنيم، چند تا عكس هم بگيريم. همه با اصرار مي خواستند كاوه را بيدار كنند. ديگر داشتم كلافه مي شدم كه كاوه بيدار شد و صدايم زد، رفتم داخل اتاق، پرسيد: اين سرو صداها براي چيه؟ گفتم: چند تا بسيجي آمدن اصرار دارند كه شما را ببينن، من هر چه كردم حريفشان نشدم، كاوه آمد بيرون، همراه آنها از ساختمان فرماندهي زد بيرون، وقتي نگاه كردم تازه فهميدم اينها تنها نيستند و عده زيادشان آن طرف تر منتظرند. يك ساعتي طول كشيد تا محمود برگشت، جلو رفتم و گفتم: صلاح نبود شما دراين هواي سرد رفتين؛ يك جوري راضي شان مي كرديم، نمي رفتيد. با خنده گفت: نه! ما دينمان به اينها خيلي بيشتر از اين حرفهاست؛ از اين گذشته اينها دلشان به همين خوش است و بالاخره خودش يك عاملي است براي جذب دوباره ی آنها به جبهه.

*************



52 - سنگر ناقص ، علي صلاحي

بچه ها هم دست بكار شدند و شب نشده كار سنگر فرماندهي را تمام كردند، اتفاقاً همان موقع هم محمود از جلسه قرارگاه برگشت، رفت و سنگر را ديد، وقتي از داخل سنگر بيرون آمد گفت: اينجا كه ناقصه، با تعجب گفتم: كجاش ناقصه، گفت: برو نگاه كن مي بيني، رفتم و چهار چشمي همه ی چيزها را نگاه كردم، هر چه كه لازمه ی يك سنگر فرماندهي است آنجا بود، برگشتم و گفتم: به نظر من كه نقصي نداره، رفت و از داخل ماشين قابي بيرون آورد و به من داد؛ توي تاريكي شب به دقت نگاه كردم، ديدم عكس حضرت امام است، دوزاري ام جا افتاد كه نقص سنگر چيست، محمود گفت: سنگر فرماندهي كه عكس امام نداشته باشد، ناقص است.

*************



53- نقطه رهايي ، مصطفي فتوحيان

گفت: گروهان عمار از مسير سمت راست بايد عبور كنه، و بعد از دور زدن مواضع دشمن، از پشت بزنه به اونها و باهاشان درگير بشه، در واقع گروهان عمار مي خواد فرصتي را فراهم كنه تا گروهان ياسر بتونه از صخره هاي سمت چپ كاتو، خودش را بالا بكشد و انشاا... ضربه ی اصلي را بزند زير پاي كاتو كه نقطه رهايي مان هست، نماز مغرب و عشاء را خوانديم؛ كاوه گفت: كاتو منطقه است، براي همين هم كار ما امشب سخت و حساسه، شايد ديگه برگشتي به دنياي خاكي نباشه. وقتي ديدم كاوه همراه مان مي آيد، حدس زدم كار گروهان ما خيلي سخت است؛ شب عمليات كاوه هر كجا بود، بيشترين سختي و خطر هم آنجا بود. كاوه جلوي ستون حركت مي كرد. چيز زيادي طول نكشيد که توانستيم كاتو را دور بزنيم. بيشترين حجم آتش، متمركز راهکاري بود كه ما بايد از آنجا وارد عمل مي شديم. هر چه بهشان نزديكتر مي شديم، وضع بدتر مي شد. نهايتاً كار به جائي رسيد كه ديگر نمي شد قدم از قدم برداريم، كار قفل شده بود. همين شرايط حساس، بهترين فرصت را براي گروهان ياسر فراهم مي كرد تا بتواند به دشمن نزديك شود، نمي دانم چه شد، كاوه رو كرد به من و گفت: گروهان را بكش عقب، عراقي ها كه فكر مي كردند ما عقب نشيني كرده ايم، رفته رفته از مقدار آتششان كم شد، از لابلاي صحبتهاي منصوري و بچه های گروهان فهميدم خودشان را به سنگرهاي عراقي رسانده اند. كاوه حاضر نبود حتي قدمي عقب تر باشد. حشمت، آتش ادوات را هدايت مي كرد رو سر عراقي ها، ما هم سنگر به سنگر پاكسازي مي كرديم و مي رفتيم جلو؛ آن روز قبل از ظهر كاتو را گرفتيم.

*************



54- آيه رهبر ، علي صلاحي

هدف، ارتفاعات «ميشلان» بود كه با پيشروي عراقي ها سقوط كرده بود. زمان برايمان مهم بود. اگر دشمن فرصت مي يافت و مواضع خودش را تقويت مي كرد، كار ما بسيار مشكل مي شد. بدون لحظه اي توقف، يكسره پياده روي كرديم، مه بود و اين، كارها را خيلي مشكل مي كرد، اگر عراقي ها غافلگير هم مي شدند، باز عمليات به روز كشيده مي شد و اين، آن چيزي نبودكه ما مي خواستيم. محمود نمازش را كه خواند، رو كرد به من و گفت: بايد استخاره بگیریم، بگو يك نفر بياد. يك روحاني آمد، دست كرد و از تو جيبش يك قرآن زيپ دار در آورد، شروع كرد به استخاره گرفتن. يادم هست آيه اي كه قرائت كرد معنايش اين بود كه: عجله نكنيد، از فكر و حيله دشمن نگران نباشيد و در برخورد با دشمن، تدبير داشته باشید. محمود فوراً دستور داد، نيروها در يكي از شيارها مخفي شوند و همان جا استراحت كنند. تمام روز را آن جا مانديم، فرصت خوبي بود تا آخرين اطلاعات را از دشمن كسب كنيم. هوا تاريك شد. براي تصرف ارتفاعات «مشيلان» راه افتاديم، صبح نشده بود که زديم به خط عراقي ها، تا به خودشان آمدند، با تلفات كم، ارتفاعات را تصرف كرديم و مستقر شديم؛ براي رسيدن به پاي هدف، بايد دو سه ساعت ديگر راه مي رفتيم.

*************



55- هدف هفت ، شهیدناصر ظريف

تا شروع عمليات فرصت زيادي نداشتيم، بايد سريعتر شناسايي مان را تمام مي كرديم. هدف هفت، «ارتفاعات بلفت» بود كه هم دور بود و هم خيلي مهم و حياتي. محمود قاطي همان تيمي شد كه بايد مي رفت آن سمت. دويست - سيصد متر مانده به پايگاه عراقيها، ايستاديم، بچه هاي اطلاعات مي گفتند: شبهاي قبل تا اينجا آمديم، چون مي ترسيديم لو برویم، جلوتر نرفتيم. هوا مهتابي بود، تا زير پاي سنگر كمينشان رفتيم. يك سرفه كافي بود تا همه چيز خراب شود، محمود گفت: بايد جلوتر برين، بايد از پشت سنگرهاشون رد شين و برين آن پشت، ببينين چه خبره؟ همه تعجب كرديم، ريسك خطرناكي بود. جواد سالارزاده و يكي، دو نفر ديگر اسلحه و تجهيزات را گذاشتند و چهار دست و پا از بين سنگرهاي كمين رد شدند، دهانم را به گوش محمود نزديك كردم تا بگويم: اگر بچه ها نيامدند چه كار كنيم، ديدم خوابيده. انگار نه انگار كه چند قدمي عراقيها هستيم. صدايي به گوشم رسيد؛ خوب كه نگاه كردم ديدم جواد و بچه هاي تيمش هستند، جواد با خوشحالي گفت: نيروهاي دشمن مثل مور و ملخ جمع شدن اون پشت، محمود كه بيدار شده بود گفت: فعلاً ساكت باشين،ا از اينجا دور شيم، وقتي به خط خودمان برگشتيم، خوشحال بوديم كه كار چهار، پنج شب شناسايي را يك شبه انجام داده ايم. اين را مديون حضور محمود بوديم.

*************



56- اصلاً خسته نمي شد ، فاطمه عمادالاسلامي

يكبار بعد از اينكه مدتها تو جبهه مانده بود، آمد مرخصي، با خودم گفتم: حتماً چند روزي مي مونه، مي تونم از سپاه مرخصي بگيرم و تو خانه بمونم. همون شب حاج آقاي محمودي، از دفتر فرماندهي سپاه مهماني داشت، چند تا از فرماندهان سپاه را با خانواده دعوت كرده بود، من هم دعوت بودم. محمود كه آمد، به اتفاق رفتيم آنجا، بيشتر مسئولين سپاه هم آمده بودند، مردها يكجا و زنها اتاق ديگري بودند. نيم ساعتي بعد از شام آماده رفتن شديم؛ تو حياط به حاج آقاي محمودي گفتم: آقا محمود را صدايش بزنين، بگيد كه ما آماده ايم، حاج آقا با تعجب نگاهي به من كرد و گفت: مگر شما خبر ندارين محمود رفته، يك آن فكر كردم اشتباه شنيدم! گفتم: كجا رفت؟ چرا به من چيزي نگفت؟ گفت: داشتيم شام مي خورديم كه از منطقه تلفن زدند؛ كاري فوري با او داشتند، گوشي را كه گذاشت ، پا شد رفت فرودگاه تا بره منطقه نتوانستم خودم را كنترل كنم، زدم زير گريه، دست خودم نبود آخر، چهار پنچ ساعت بيشتر از آمدنش نگذشته بود. بعدها كه فهميدم عراق تو منطقه والفجر9 پاتك زده و محمود بايد بدون حتي يك لحظه درنگ به منطقه مي رفت، به او حق دادم.

*************

57- وصلت ، علي صلاحي

تازه از مرخصي آمده بودم كه محمود دست مصطفي شاكري را گذاشت تو دستم و گفت: مي ري براش خواستگاري، دختر خوبي را پيدا مي كني، بعد هم خبر كن براي مراسمش بيام. مي دانستم عمويم دنبال دامادي است كه دين و ايمان داشته باشد. جريان مصطفي را برايش گفتم و موضوع خواستگاري از يكي از دخترانش را پيش كشيدم. راحت تر از آنچه كه فكرش را مي كردم، موافقت كرد. موضوع را به محمود خبر دادم، كلي خوشحال شد. آن موقع منطقه بود. گفت: هر طور شده خودم را براي شب جمعه مي رسانم. همه چيز فراهم بود، فقط منتظر بوديم تا محمود بيايد و در حضور او خطبه عقد خوانده شود. او همان روز از مشهد زنگ زد و گفت: ساعت دو بعدازظهر حركت مي كنم طرف گناباد. به حساب ما، بايد ساعت شش بعدازظهر مي رسيد؛ ولي تا دوازده شب خبري ازش نشد. دلمان به هزار راه رفت، همه مي دانستيم او آدم بدقولي نيست. آن شب بالاخره ساعت دوازده و نيم رسيد. بعد از كلي معذرت خواهي گفت: بعضي از بچه هاي تيپ تو شهرهاي سر راه، جلو منو گرفته بودند، حريفشان نشدم. او را بين راه چند جا واداشته بودند تا براي مردم سخنراني كند. فردا كه مردم فهميدند كاوه آمده فخرآباد،همه جمع شدند جلوي در خانه ما، گاو و گوسفند آورده بودند كه جلوي پاي محمود قرباني كنند. محمود نگذاشت، گفت: اگر اين كار را بكنيد، فخرآباد نمي آم.

*************



58- رمي خاك ، محسن محسني نيا

در عمليات والفجر9 موفق شديم ارتفاعي را كه مقر يكي از تيپ هاي دشمن بود و موقعيتي كاملا استراتژيك داشت بگيريم. عراقي ها با يك حركت تاكتيكي درست، در ارتفاع بعدي، خط دومشان را تشكيل داده بودند، شدت آتش آنها به قدري زياد بود كه واقعاً ما را زمين گير كرده بودند، طوري كه سرمان را هم نمي توانستيم بالا بياوريم. درست در چنين شرايطي يك موتور سوار داشت با سرعت از روي يك تپه، كه كاملا در تير رس عراقي ها بود به سمت ما مي آمد. بي مهابا مي آمد تا رسيد به محدوده خط ما. پياده شد، در كمال تعجب ديدم كه پرتقالي از توي جيب بادگيرش در آورد شروع كرد به پوست كردن؛ راست ايستاده بود، انگار نه انگار كه اينجا خط مقدم است و آتش از زمين و آسمان دارد مي بارد. كمي كه دقت كردم، ديدم او كسي جر محمود كاوه نيست. نه اسلحه اي، نه بي سيمي و نه همراهي داشت. اطرافش را نگاه مي كرد، بعد مشتي خاك از لبه، كانال برداشت و باقدرت آنرا پاشيد سمت عراقيها؛ رو كرد به بچه ها و گفت: انشاا... خدا كورشان مي كند، لازم نيست شما كپ كنيد، بعد هم رفت. كم كم مه، سراسر منطقه را پوشاند، هر لحظه غليظ و غليظ تر مي شد. خوب به خاطر دارم ،در مدت يك هفته اي كه عمليات ادامه داشت، ديد تير دشمن كور شد؛ طوريكه ديگر نتوانست از آتش توپخانه و ادواتش استفاده كند. ما هم بدون اينكه لو بريم و يا ديده بشيم همه اهدافمان را گرفتيم.

*************



59- ابرهاي سياه ، شهيد اصغر رمضاني

وقتي از شناسايي برمي گشتيم به محمود گفتم: اين برگ هاي بلوط كه توی راهمونه، فردا شب ممكنه كار دستمون بده ها. لبخند معني داري زد و گفت: اين ديگه دست ما نيست، كس ديگه اي عمليات رو هدايت مي كنه.

شب عمليات، دلهره همه ی وجودم را گرفته بود. فكر عبور چند گردان سيصد نفره از روي برگ هاي خشك، عذابم مي داد. آسمان صاف بود و پرستاره ،نور مهتاب همه جا را روشن كرده بود. زدن به خط دشمن، آن هم زير نور جاده خودكشي بود. هنوز از خط خودي فاصله نگرفته بوديم كه توده اي از ابرهاي سياه، آسمان منطقه را يكدست تاريك كرد و به دنبال آن رعد و برق و باران شروع شد. حالا ديگر نه نگران عبور از روي برگ هاي خشك بودم، نه دلواپس نور مهتاب و ديد عراقي ها.



*************

60- بازي با مرگ ، حجت الاسلام علي اصغر موحدي

خط ما هنوز تثبيت نشده بود و نيروها سخت درگير بودند. تنها حربه دشمن در آن شرايط، آتش دوربرد بود. بالگردهايش هم از بالا بچه ها را بسته بودند به راكت. مانده بوديم که محمود زير اين آتش سنگين چطور مي خواهد جلسه برگزار كند. يك دفعه ديدم اشاره كرد به كنار خاكريز و گفت: همين جا مي شينيم و حرف هامون را مي زنيم. حيرت زده گفتم: اين جا كه تو ديد است ، مي زننمان. انگار حرفم را نشنيد؛ نقشه را پهن كرد و شروع كرد به صحبت. گرم صحبت بوديم كه يكي از راكت هاي بالگرد خورد چند قدمي ما و منفجر شد. از شدت انفجارش بعضي پرت شدند و گرد و خاك زيادي بلند شد. حالا با تمام وجود وحشت داشتم، كه راكت بعدي وسط جمع بخور، به محمود گفتم: فرمانده گروهان ها در خطرن، اين جا جاي ايستادن نيست. محمود گرچه نمي خواست به خاطر ترس از دشمن آن جا را ترك كند؛ اما به خاطر حفظ جان نيروها و اطاعتي كه نسبت به فرماندهي داشت، پذيرفت كه به محل امن تري برويم.

*************



61- خواب هزار ساله ، محمد نامور

خبر مجروحيت كاوه را يكي از رفقا بهم داد. با ناراحتي پرسيدم: كجا مجروح شده؟ گفت تو تك حاج عمران. پرسيدم: حالا كجاست؟ گفت: آوردنش مشهد، الان تو بخش مغز و اعصاب بيمارستان قائم(عج) بستريه. بدون معطلي رفتم عيادتش. ضعيف شده بود ولي آن لبخند هميشگي و زيبا هنوز گوشه لبش بود. دکتر ها تو پرونده پزشكي اش نوشته بودند، نبايد كار سنگين بكند و حركتي داشته باشد. تركش هاي نارنجك تو سرش بود. خيلي خطرناكبود. از كار و بارم سوال كرد، گفتم: دانشگاه هستم؛ درس مي خوانم، تا اين را گفتم جمله اي گفت كه مرا زير و رو كرد و گوئي تمام وجودم را به آتش كشيد، گفت: نامور، بچه ها مي رن جبهه خون مي دن و شهيد مي شن، تو مي ري دانشگاه درس مي خوني. روي تخت بيمارستان هم فكر و ذكرش جبهه بود. آرزو مي كردم زمين دهان باز كند و مرا در خود فرو برد، اما چنين حرفي از كاوه نشنوم.

از ماشين كه پياده شدم چشمم افتاد به تابلوي بزرگي كه جلوي درب پادگان نصب شده بود، آرزو داشتم كاوه می بود و مي ديد كه آمده ام تا پايان جنگ در كنار او باشم.

*************



62- باغ انار ، علي صلاحي

دو دل بودم، ماندن در كردستان يا رفتن به جبهه جنوب. يك روز نزديك غروب در خانه نشسته بودم كه در زدند، خودم رفتم براي باز كردن در، همين كه چشمم افتاد به محمود، او را تنگ در بغل گرفتم. مجيد ايافت ، احمد ظريف و شكرا... خاني را هم با خودش آورده بود. قبل از اين كه چيزي بگويم انگشت سبابه اش را به طرف من گرفت و گفت: فكر كردي كه اگر تو نيايي، ما هم نمي آييم، صددرصد اشتباه كردي؛ ما آمديم كه ببريمت. با خودم گفتم: ببين آن قدر تو نرفتي، تا كاوه اين همه راه را كوبيد و آمد بجستان كه تو را ببيند. تو بجستان یک باغ داشتيم، صبح بچه ها را بردم آن جا. فصل انار بود. بعد از اين كه از باغ آمديم بيرون، محمود به من گفت: صلاحي! من دو جا سينه خيز رفتم، يكي بعد از مجروحيتم در عمليات بدر، وقتي كه تركش خورده بودم، مجبور بودم خودم را برسانم كنار جاده تا ماشين ها من را ببينند. يك جا هم تو باغ شما بود كه مجبور شدم براي رد شدن از زير اين درختها، كمرم را خم كنم و راه بروم. خودم هم نفهميدم چطور شد كه همان روز همراه محمود راه افتادم سمت منطقه.

*************

63- رابطه ی فاميلي ، علي صلاحي

گفت: از مشهد زنگ زدن كه خودم را سريع برسونم آن جا، اگر اجازه بديد مي خواستم دو سه روزي برم مرخصي. محمود با تعجب خيره شد و گفت: تو كه مي دوني عمليات داريم و ديگه مرخصي نبايد بري. حسن من و مني كرد و گفت: پس شما اجازه مي دي برم. محمود سرش را از روي پوشه ها بلند كرد و با نگاه معناداري گفت: من اجازه نمي دم، بهتره بري سر ماموريت. حسن چند لحظه ساكت ماند، بعد نگاه ملتمسانه اي به من كرد و رفت بيرون. منظورش را فهميدم، بايد دست به كار مي شدم، رو به محمود گفتم: آقا محمود! كارش واقعاً مهم بود،اجازه مي داديد مي رفت، زود برمی گشت. محمود گفت: تو پادگان خيلي ها مي دونن كه اين برادر خانم منه، چند روز ديگه عمليات داريم. اگر كارش طول كشيد و به عمليات نرسيد، ممكنه تو ذهن بعضي ها اين پيش بياد كه كاوه موقع عمليات برادرخانمش را فرستاد مرخصي تا سالم بمونه. گفتم: خودم ضمانتش را مي كنم كه به عمليات برسد. ناراحت گفت: من با كسي عقد اخوت نبستم، دوست هم ندارم كه اعتقاداتم به خاطر همين كارها دچار لغزش بشه.

***

براي در امان ماندن از تركش هاي نارنجك پخش شده بوديم تو كانال، كاوه بي خيال تركشها اين طرف و آن طرف مي دويد و دستورات لازم را مي داد. ناگهان يك انفجار در پشت كانال نگرانم كرد، همانجا كه كاوه بود. فرياد زدم يا حسين و بعد با سرعت خودم را به محل انفجار رساندم ، يك نفر سر و صورتش غرق خون بود، وقتي ديدم كاوه است، كم مانده بود سكته كنم؛ خيز برداشتم و خودم را بهش رساندم، همان طور كه خون از سرش مي آمد، گفت: مقاومت كنيد، چيزي نيست، فوراً امدادگر گردان خودش را رساند و سر محمود را پانسمان كرد ده دقيقه اي روي پاي خودش بود، اصلا حاضر نمي شد بچه ها او را به عقب ببرند ، اما هر لحظه وضعش بدتر مي شد، تا اين كه حالت ضعف بهش دست داد. همان طور كه كاوه را عقب مي برديم، مه غليظي سطح منطقه را گرفت، طوري كه ديگر چهار - پنج متري مان را نمي ديديم. وجود مه در آن فصل از سال بي سابقه بود، كافي بود ما را مي ديدند، آن قدر با گلوله مي زدند، كه حتي يك نفرمان هم زنده نماند. با مجروح شدن كاوه ادامه عمليات براي باز پس گرفتن ارتفاع 2519 متوقف شد و ما به ناچار بر روي ارتفاعات كدو پدافند كرديم.

*************

64- بيت المال ، ماه نساء شيخي

يك روز آقاي خرمي، راننده اش را فرستاده بود سپاه؛ چند تا كار بهش گفته بود كه بايد انجام مي داد، موقع برگشت آمد در خانه و گفت: من دارم مي رم بيمارستان پيش آقا محمود، شما هم بياييد بريم. وقتي ديدم ماشين آماده است، قبول كردم و همراهش رفتم بيمارستان. بعد از سلام و احوالپرسي محمود گفت: تنها آمدي مادر؟! گفتم: نه مادر جان، با آقاي خرمي آمدم، يك هو اخم هايش رفت توی هم، مي دانستم كه محمود در استفاده از بيت المال، خصوصاً در ماشين هاي سپاه خيلي سخت گير است، با ناراحتي گفت: اشتباه كردين، مگه من قبلا بهتون نگفته بودم كه مواضب باشين. آقاي خرمي رو كرد به محمود و گفت: آقا محمود! من ديدم حالا كه مي یام اين جا بهتره ايشون رو هم بيارم تا شما را ببيند، گفت: اشتباه كردي، آقاي خرمي كوتاه نيامد، گفت: آخه مسيرمان بود، فقط به خاطر حاج خانم كه نرفته بودم، محمود باز هم قانع نشد. رو به من كرد و گفت: به هر حال حواستون باشه كه موقع رفتن با تاكسي برين خونه.

*************



65- آخرين ديدار ، طاهره كاوه

يك روز تو خانه نشسته بودم، ديدم در مي زنند؛ در را كه باز كردم در جا خشكم زد . انتظار ديدن هر كس را داشتم غير از محمود، آن هم با سر تراشيده و پانسمان كرده . بي اختيار گريه ام گرفت . گفتم : تو با اين سرو وضعت چطور آمدي ؟ بايد چند روز ديگر در بيمارستان مي ماندي و استراحت مي كردي . گفت: دنيا جاي استراحت نيست . بايد بروم لشكر، كار زمين مانده زياد دارم . پيدا بود براي رفتن عجله دارد . گفت: اين چند روز خيلي به تو زحمت دادم، وظيفه ام بود كه بيايم و تشكر كنم . فهميدم براي رفتن جدي است . او زير بار اعزام به خارج و معالجه در آن جا نرفته بود . گفتم: داداش! فكر مي كني كار درستي مي كني ؟ گفت انسان در هر شرايطي بايد بيبند وظيفه اش چيست . گفتم تو اصلاً به فكر خودت نيستي . تو با اين همه تركشي که توي سرت داري به خودت ظلم مي كني . گفت: من بايد به وظيفه ام عمل كنم . پرسيدم خوب حالا چرا نمي خواي بري خارج ؟ گفت: اولاً اعزام به خارج خرج روي دست دولت مي گذارد و من هيچ وقت حاضر نيستم براي جمهموري اسلامي خرج بتراشم . در ثاني گفتم كه، بايد ديد وظيفه چيست ؟ وقتي گريه ام را ديد گفت : نمي خواهد اين قدر ناراحت باشي . اين تركش ها چاره دارد .يك آهنربا مي ذاريم روش، خودش مي ياد بيرون . آن روز وقت خداحافظي حال غريبي داشتم . نمي دانم چرا دلم نمي خواست از او جدا شوم .

*************



66- يك وضعيت بحراني ، حجت الاسلام علي اصغر موحدي

چشمان محمود خيس اشك بود و داشت آهسته گريه مي كرد . با تعجب پرسيدم چرا گريه مي كني آقا محمود گفت: حاج آقا! چطور راضي باشم كه من فرمانده باشم آن وقت نيروهايم بروند جلوی تيرو گلوله، و من تو مشهد استراحت كنم. بي اختيار اشك تو چشمانم جمع شد . طبق نظر قطعي دكتر ها او بايد تا مدت زيادي استراحت مي كرد . همه شان سفارش مي كردند كه بايد مواضبش باشيم . تحرك و فعاليتي نداشته باشد . اما احساس كردم كه اگر باز مانع رفتنش بشوم، شايد مرتكب گناهي نابخشودني شده باشم. حالا اين من بودم كه بايد قيد ماندن او را مي زدم. بهش گفتم من ديگه مخالفتي ندارم كه شما بري، اما به شرطي كه قول بدي مواظب خودت باشي . اشك هايش را پاك كرد و خنديد. آهسته به برادرم احمد گفتم: تا مي تواني يواش بران كه محمود به پرواز نرسد .احمد نیم ساعات بعد نارحت و دمق گفت محمود رفتش . با تعجب گفتم مگر يواش نرفتي؟ گفت: يك ريز مي گفت تند تر برو، تند تر برو . وقتي جلو منزلش رسيديم . سريع ساكش رو آورد و با تحكم گفت، بشين اون طرف خودم مي خواهم رانندگي كنم . گفتم، ولي آقا محمود شما به حاج آقا گفتيد رانندگي نمي كنيد ؟ گفت، اعتبار اين حرف از خانه حاج آقا تا اين جا بود، حالا بشين اون طرف . محمود با آخرين سرعت خودش را رساند به پاي پرواز بالاخره او هم رفتني شد؛ رفتني كه بي بازگشت بود .

*************



67- بعد از آرزوي اول ، علي صلاحي

يك روز عصر نشسته بوديم برنامه هاي تلويزيون را نگاه مي كرديم، اخبار، راهپيمائي روز قدس را نشان مي داد، تصاويري هم از راهپيمائي مردم سقز را پخش كرد؛ زن و مرد به خيابان ها آمده بودند و شعارهاي داغ انقلابي مي دادند. محمود دراز كشيده بود، يكدفعه ديدم پا شد نشست زل زدم به صورتش، داشت اشك مي ريخت. خواستم علت گريه اش را بپرسم که ديدم محو تماشاي تظاهرات سقز است. صبر كردم تا آن لحظه ها تمام شد. بعد پرسيدم، مثل اين كه راهپيمائي سقز گرفته بودت؟ ياد خاطراتت افتادي؟ گفت: ياد روزهاي مظلوميت انقلاب تو كردستان افتادم.گفتم خوب حالا چرا ناراحت شدی؟با گریه گفت: آرزو داشتم زنده بمونم و اين روز رو ببينم. با تعجب پرسيدم: كدام روز را؟ گفت: اين كه كردها فهميده اند انقلاب مال آن ها است و حامي شان هست. الان دارم مي بينم كه مردم سقزو شهرها طرفدار امام و انقلابند. رو به آسمان كرد و ادامه داد، خدايا! صد هزار مرتبه شكر، حالا به غير از شهادت آرزو و خواسته ی ديگري ندارم.

*************

68- عقب تر از بسيجي ها ، محمود همت آبادي

گفت: سه روز مرخصي مي خوام ! كلي مشكلات خانوادگي دارم ، تازه، دو ماهي مي شه كه بچه ام به دنيا آمده، نه از اون خبري دارم و نه از همسرم كه تو بيمارستان بوده، بايد حتماً قبل از عمليات يك سري بهشان بزنم، گفتم: مگه خبر نداري آماده باشه و مرخصي ها لغوه گفت: چرا مي دونم، براي همين هست كه تا حالا مونده ام و صبر كردم تا شايد عمليات بشه و بعد از عمليات برم. رفتم پيش كاوه تا همه چيز را به او بگويم كه اگر صلاح دانست چند روز بفرستيمش مرخصي، كاوه حرف هايم را كه شنيد با تعجب پرسيد: چطور با داشتن اين مشكلات باز تو منطقه موندي، بعد از كمي تامل گفت: ترخيصي اش را بنويس تا بره به زندگي اش برسه، ضمناً دستور داد تا خودم با ماشين برسانمش اروميه، حتي گفت: خودت بليط اتوبوس برايش بگير و وقتي از رفتنش مطمئن شدي برگرد.

*************



69- ديدگاه ، مهدي الهي

هر روز سر ساعت مشخص مي رفتيم ديدگاه، هر چه مي ديديم ثبت مي كرديم و آنها را با روزهاي قبل مقايسه مي كرديم. يك روز همين طور كه شش دانگ حواسم به كار بود، كسي پرده سنگر را كنار زد و آمد تو: سلام كرد، برگشتم نگاهش كردم، ديدم كاوه است او هر چند روز يك بار مي آمد مي نشست پشت دوربين و راه كارها را نگاه مي كرد. كنارش ايستادم، شروع كرد به دوربين كشيدن روي مواضع دشمن. كمي كه گذشت يك دفعه ديدم دوربين را روي يك نقطه ثابت نگه داشت، دقت كه كردم، ديدم صورتش سرخ شده، چشمش به جنازه شهدايي افتاده بود كه بالاي ارتفاع 2519 جا مانده بودند، دشمن آن ها را كنار هم رديف كرده بود تا روحيه ما را ضعيف كند، چند لحظه گذشت، كاوه چشمش را از چشمي هاي دوربين برداشت، خيس اشك بود، گفت: یكي پاشه بريم اين شهدا را بياريم، اينا رو مي بينم از زندگي بي زار مي شم. اين حرف ها همين طوري تو ذهنم بود تا شب دوم عمليات« كربلاي 2 » كه از قرارگاه حركت كرد و رفت خط، هنوز يادم هست، آخرين تماسی که با بي سيم داشت، گفت: از بين لاله ها صحبت مي كنم.


تاريخ : جمعه دوم مرداد 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
گمانه‌زني برخي رسانه‌ها درباره جلسه 31 تير هيئت دولت صحت ندارد

معاونت ارتباطات و اطلاع رساني دفتر رييس جمهور در اطلاعيه‌اي با رد گمانه‌زني‌هاي برخي رسانه‌ها درباره جلسه 31 تير هيئت دولت، توضيحاتي در اين رابطه منتشر كرد.


به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از دفتر امور رسانه‌هاي رياست‌جمهوري، در اطلاعيه معاونت ارتباطات و اطلاع‌رساني دفتر رئيس‌جمهور آمده است:
گمانه زني برخي رسانه ها و جرايد در خصوص جلسه هيات دولت روز چهارشنبه مورخ 88.4.31 كه براساس اطلاعات نادرست تنظيم شده به لحاظ آن كه از مصاديق تشويش افكار عمومي و مشوه كردن فضاي سياسي كشور تلقي مي شود اقدامي غيراخلاقي و البته غيرقانوني است، كه متاسفانه برخي رسانه هاي رسمي از جمله رسانه ملي نيز با تمسك به برخي شنيده ها و اخبار غير مستند اقدام به تهيه گزارش هايي در اين زمينه نمودند. لذا ضمن تكذيب اخبار منتشر شده توجه به نكات ذيل را جهت استحضار ملت شريف ايران ضروري مي داند:

1- اصولاً مجادله، بحث، اعتراض و يا مناقشه اي در جلسه رسمي هيات دولت به ويژه در ارتباط با موضوع مطرح شده صورت نپذيرفته و آنچه در خصوص جلسه اين روز دولت عنوان شده صحت ندارد.
2- رياست جلسه مذكور تا پايان بر عهده رييس جمهور محترم بوده است، فلذا در زمان حضور ايشان واگذاري اداره جلسه، به معاون اول نمي‌تواند صحت داشته باشد به همين دليل، داستان پردازي در خصوص تعطيلي جلسه هيات دولت و اتفاقات بعدي بي پايه است.
3- گفته شده است چهار وزير از جمله آقاي دكتر لنكراني وزير محترم بهداشت به دليل اعتراض، جلسه دولت را ترك نموده اند! جالب آنكه جناب آقاي دكتر لنكراني در جلسه مذكور حضور نداشته و در ماموريت خارج از كشور بوده اند، البته در سناريوي خيالي نويسندگان ايشان نيز در فهرست وزراي بركنار شده قرار گرفته است!
4- در ادامه اين التهاب آفريني نام تعدادي ديگر از وزراي محترم در فهرست وزراي بركنار شده قرار داده شد، در حالي كه هرگز از سوي هيچ مقام رسمي در دولت به ويژه دفتر رييس جمهور اين اخبار مورد تاييد قرار نگرفته بود.
5- موكداً يادآوري مي شود دفتر رييس جمهور و به طور مشخص معاونت ارتباطات و اطلاع رساني تنها منبع رسمي انتشار اخبار مربوط به رييس جمهور محترم است، لذا انعكاس اخبار كذب از منابع ناآگاه ، غيررسمي و يا شنيده هاي ناصحيح از افراد غيرمسوول نادرست و بلكه غيرقانوني است.
6- بديهي است رعايت آرامش رواني جامعه، پرهيز از تشويش فضاي كشور، انتشار اخبار مستند از منابع رسمي و پرهيز از گمانه زني هاي باطل از الزامات هر رسانه است، لذا ضمن تكذيب مجدد اخبار منتشر شده در خصوص جلسه روز چهارشنبه مورخ 88.4.31 هيات دولت ، لزوم پاسخگويي رسانه‌هايي كه مبادرت به درج اخبار كذب نموده اند در برابر قانون را يادآور مي شود.



تاريخ : پنجشنبه یکم مرداد 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

زحمت !(گفت و شنود)

گفت: يكي از مسئولان ستاد انتخاباتي موسوي در جلسه اي كه موسوي و خاتمي و چند تن ديگر از سردمداران اين جبهه حضور داشتند از آنها پرسيده است كداميك از شما فرزندانتان در داخل كشور هستند؟!
گفتم: هم خبر را شنيده ام و هم از ماست مالي سردمداران جبهه اصلاحات در پاسخ به اين سؤال خبر دارم.
گفت: شخص معترض بعد از طفره رفتن آنها، خودش نام چند تن از سردمداران اصلاحات و فرزندان دختر و پسر آنها را كه در آمريكا، كانادا و انگليس مشغول تحصيل هستند مطرح كرده و پرسيده چرا از بچه هاي خودتان نمي خواهيد كه به خيابان ها بريزند؟!
گفتم: خب! چي جواب داده اند؟!
گفت: در جواب گفته اند فرزندان ما در اروپا و آمريكا براي جبهه اصلاحات فعاليت مي كنند!
گفتم: يارو اسم جوجه كباب را گذاشته بود «غم» و اسم چلوكباب را «غصه» و اسم ترياك را گذاشته بود «زحمت» و اسم قر كمر را گذاشته بود «عرق» و به همه مي گفت؛ كاش مي دونستيد كه من در طول شبانه روز چه غم و غصه اي مي خورم و چه زحمتي مي كشم و چه عرقي مي ريزم!!



تاريخ : پنجشنبه یکم مرداد 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
جناب ميرحسين ! بسم الله...

 فکرش را هم نمي‌کردم که سرانجام انتظار ديدارم با ميرحسين بدين‌جا ختم شود ولي من نه ميرحسين که حاميانش را به جاي روز روشن در شب تاريک مشاهده کردم؛ آنجا که جاي دست دوستي نخست‌وزير دوران جنگ، سنگي سنگين به سنگيني انتظار 20 ساله، فرق سرم را شکافت، مرا بيهوش کرد تا ضربات سنگ‌هاي ديگر جسم نحيفم را بيش از اين نيازارد.


اما جناب موسوي! اگر سنگ دوستانت بر جسم و جان خراش آورد، امان از حرف‌هايت، بيانيه‌هايت، شاخ و شانه کشيدن‌هايت و خنده‌هاي شيطاني آن سوي آب که روح را آزرد و بي تاب و مجروح کرد. جناب ميرحسين! دوست داشتم در فضايي مهربانانه‌تر با تو سخن بگويم. قرارمان اين نبود ولي تو قرارمان را بهم زدي، با حرف‌هايت و سنگ‌هاي اطرفيانت.
قصه آن شب را مي‌خواهي بداني؟ ... شايد برايت مهم نباشد اما قصه آن شب، متن شکايت من از توست. تو متهم هستي به ريختن خون فرزند يک شهيد. من هم رهايت کنم، مادر بزرگم دست‌بردار نيست. آخر من تنها يادگار فرزند شهيدش هستم... مي‌داني، تا همين امروز اعتراضات مدني تو به قيمت جان چه بيگناهاني تمام شده است؟! جانباز دوران جنگ را طرفداران تو و نه بعثي‌هاي خبيث، باز جانباز کرده‌اند. اين ننگ را کجا مي‌خواهي ببري، آقاي نخست‌وزير دوران جنگ؟! بنده خدا رضا برجي حق دارد از تو بپرسد که: «روي خون چند نفر مي‌خواهيد رئيس‌جمهور شويد؟!»
دوشنبه شب، همان شبي که تو غروبش به بهانه بيانيه، فرمان آشوب دادي، همان شبي که تو بعد از اين فرمان به دامان خانه بازگشتي و در آشيانه آرام گرفتي، ميليشياي دموکراسي، ناشيانه به جان ملت افتاد و تنها در خيابان آزادي، هفت نفر را به شهادت رساند. در آن شب که تب آتش و دود بالا گرفته بود، دوستانت بوي باروت مي‌دادند. اعتراض‌شان مدني بود اما بوي خون مي‌داد. گنگ ‌خواب ديده شده بودند.
حجاريان که گفته بود؛ اصلاحات خون مي‌خواهد! چرا تعارف کنيم. تو مشکلت احمدي‌نژاد نيست. در سر نه‌ سوداي اصلاحات، که خيال کودتاي مخملين داشته‌اي. حداقل رفتار و گفتارت که اين را مي‌رساند. در دل چه مي‌انديشيدي، خدا عالم است اما باز هم خدا عالم است که با امثال ساسي مانکن نمي‌توان انقلاب کرد.
امر گاهي بر آدم مشتبه مي‌شود. اشتباهي گمان مي‌کند که کار تمام است. اين گمان سنگ به دستان هوادار تو بود. البته همه هواداران تو را با يک چوب نمي‌رانم. عقلاي شان خوب مردمي هستند. هرچند که بعيد مي‌دانم که دگربار به تو روي خوش نشان بدهند و راي بدهند. تو حتي صداي مسيح مهاجري را هم درآوردي! در سرمقاله جمهوري‌اسلامي خطاب به تو با عتاب و بعد از کلي حساب و کتاب نوشته بود: چرا وقتي ولايت‌فقيه و شوراي نگهبان را قبول نداشته‌ايد، اصولا نامزد انتخابات شده‌ايد؟ اما از صفحات کاغذي به کف خيابان برگرديم. خس و خاشاکي که به اسم تو، دنبال رسم براندازي بودند، با خود مي‌پنداشتند که اين ظلمت و تاريکي، هميشگي است اما نيک که بنگري ره افسانه زده بودند. سحر نزديک بود. نماز آدينه را ديدي؟ زيارت قبول! مي‌دانم در آن نماز نبودي.
سرباز انقلاب بودن، لياقتي مي‌خواهد که خدا سعادتش را براي هميشه به آدمي نمي‌دهد. خواه مرجع تقليد باشي، خواه قائم‌مقام رهبري. بزرگ‌تر از شما بودند کساني که مي‌خواستند بر صورت خورشيد، خاک بپاشند. سرنوشت‌شان را تو بهتر از ما مي‌داني ... و خوب مي‌داني که قرارمان اين نبود،‌تو قرارمان را بهم زدي، با حرف‌هايت و سنگ‌هاي اطرافيانت. چه بسيار که از در نصيحت به تو مي‌گويند: به سيم آخر زده‌اي اما هنوز دير نشده! جناب موسوي! معمولا رسم روزگار بر اين است که زود، دير مي‌شود. تو قبل از آنکه بخواهي با پاپس کشيدن،‌منت بر نظام و ملت بگذاري، اول بايد جواب اين خون‌ها را بدهي. قهرمان
‌بازي بماند براي بعد.
دوشنبه شب، من بي‌آنکه عضو نيروي انتظامي باشم، دوشنبه‌شب، من بي‌آنکه عضو بسيج باشم، راهي خانه بودم اما نمي‌دانستم که خانه رفتنم جرم بود. من نه سپاهي‌ام، نه مدعي‌ام که حزب‌اللهي‌ام و نه هيچ، الا فرزند يک شهيد. بيش از 10 سال سابقه‌کار مطبوعاتي دارم و تاکنون ياد ندارم اشاره‌اي به اين کرده باشم که فرزند شهيد هستم. اما از آنجا که شما وقتي حال و روز امروز خود را خراب مي‌بينيد از نخست‌وزيري‌تان در دوره جنگ مايه مي‌گذاريد، چه باک اگر ديگران بدانند مرا هم با همان دوره عهد و پيماني ناگسستني است! اما اين ننگ را کجا مي‌خواهي ببري، آقاي نخست‌وزير دوران جنگ، که همه قاتلان پدر من و تمام دشمنان شهدا پشت شما درآمده‌اند؟


همان کساني که به صدام دستور کشتن پدر مرا دادند اين روزها براي تو دست مي‌زنند! همان کساني که حاج‌احمد متوسليان، اين حيدر کرار سپاه خميني (ره) را به اسارت بردند، اين روزها در مدح تو شعر مي‌خوانند! همان منافقيني که در مرصاد نقشه فتح تهران را کشيده بودند، اين روزها با تو ابراز همدردي مي‌کنند! فرح پهلوي و فرزند شاه مخلوع را با تو چه نسبتي است؟ چه شده که شيمون پرز به طرفداري از تو برخاسته؟ اينها که روزگاري مقابل همه ما، تاکيد مي‌کنم همه ما، صف‌آرايي کرده بودند، اينک پشت سر تو سنگر گرفته‌اند . راستش را بگو اين 20 سال با خودت چه کرده‌اي؟ تو عوض شده‌اي يا آنها؟ نه به آن سکوت 20 ساله‌ات، نه به اين همه هياهو. نه به آن تفريط، نه به اين افراط. راستي! فريادت هم مثل سکوتت، مشکوک و معنادار است. البته قرارمان اين نبود ولي تو قرارمان را بهم زدي؛ با حرف‌هايت و سنگ‌هاي اطرافيانت.
جناب ميرحسين!
نظامي که خميني پايه آن را گذاشت و خامنه‌اي ادامه?دهنده راهش است، دوستاني دارد و دشمناني. نه هر کسي براي اين دوستي، سزاوار است و نه هر ناکسي براي اين دشمني لايق. امثال شما شايد روزگاري دستي در سپاه دوست داشته‌ايد و ليکن امروز نه آنگونه است که با داد و بيداد و فرياد مبدل به دشمن نظام شويد. جمهوري اسلامي، جمهوري مقدسي است که خبيث‌ترين شياطين عالم دشمن آنند؛ صهيونيست‌ها، سران شيطان بزرگ، ابر سرمايه‌داران عرصه رسانه و... پس با اين خودنمايي‌ها، بي‌زحمت خودتان را دشمن نظام جا نزنيد.


علي(ع) را دشمني سزاست همچون عمروعاص و معاويه. ابن‌ ملجم‌ها و قطام‌ها گرچه در تقاطع براندازي، با سران کفر به يک نقطه مشترک مي‌رسند اما امثال پسر ملجم و...، حقيرتر از آنند که دشمن ابوتراب لقب گيرند. چنين افرادي بيش از آنکه دشمن علي باشند، آلت دست دشمن اصلي‌اند. نه! نظام در شناخت دوست و دشمن اشتباه نمي‌کند.
ما يک «خودي» داريم و يک «غير خودي» و اين وسط هستند کساني که نقش‌شان بيشتر از «نخودي» نيست. نخودي‌ها نه به سکوت‌شان اعتباري هست نه به فريادشان. اما هم سکوت‌شان و هم فريادشان قند در دل دشمن آب مي‌کند و دشمن را به يک چيزهايي اميدوار. بيچاره دشمن! بيچاره رئيس‌جمهور آمريکا که باز هم به اميد خبرهايي از ايران نشست اما از کودتاي مخملين، طرفي نبست.


اين ننگ را به کجا مي‌خواهي ببري، آقاي نخست‌وزير دوران جنگ! تو امروز رايحه دوران امام را مي‌دهي يا بوي خباثت‌هاي شيطان بزرگ را؟ تو امروز، چيزي از ديروز خود باقي نگذاشتي. آمريکا، انگليس و اسرائيل، آنقدر از تو خوبي ديده‌اند که گناه با امام بودنت را و گناه انقلابي بودنت را و گناه 8 سال نخست‌وزيري دوران جنگت را بخشيده‌اند. از نظر اوباما تو ديگر پاک پاکي!... و اين يعني اينکه قرارمان اين نبود، قرارمان را تو بهم زدي، با حرف‌هايت و سنگ و تيغ‌هاي اطرافيانت. همان سنگ که پدران بسياري را داغدار عزيزان‌شان کرد و بر سر من نيز نشانه‌اي گذاشت.
گفت: به کسي که جرمش آتش است، به خاکستر قناعت کرده‌اند، چه جاي شکايت است. شکايتي از محضر دوست نيست. جان امثال من چه ارزشي دارد که براي يار خراساني، قرباني شود. ما اما گريبان آنهايي را که به صورت خورشيد، خاک مي‌پاشند، رها نخواهيم کرد؛ پس بسم‌الله...


حسين قدياني/فرزند شهيد


دل ديوونه نداره با کي از حرف زمونه ........ آخه داروي دل اون خاک قبر بي نشونه


http://beyadeshohada.parsiblog.com/

تاريخ : شنبه بیست و هفتم تیر 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء



نماز جمعه اين هفته تهران به امامت هاشمي‌رفسنجاني برگزار شد و با حاشيه‌هايي همراه بود:

* در نماز جمعه امروز تهران چهره‌‌هايي چون امامي كاشاني، علي‌اكبر ناطق نوري، مهدي كروبي، حسن روحاني، علي فلاحيان، مجيد انصاري، محسن رضايي، ميرحسين موسوي، محمد هاشمي، عليخاني، ميرمحمدي، باهنر ، مرتضوي و علي رازيني حضور داشتند.

* عدم حضور سيدمحمد خاتمي در نماز جمعه امروز تهران، باعث شكايت حاميان موسوي شده بود، آنها مي‌گفتند چرا بايد خاتمي در برهه‌هاي حساس جاخالي دهد.

* حدود 40 زن با چادرهاي سبز در نماز جمعه امروز حضور داشتند.

* برخي طرفداران موسوي نماز را به امامت هاشمي اقامه نكردند و فقط تماشاچي نمازگزاران بودند .در هنگام اقامه نماز، تعدادي از حاميان موسوي دست‌هاي خود را كه روبان‌هاي سبز به آنها بسته شده بود، به بالاي سرهاي خود برده بودند.

* گرماي حدود 40 درجه هوا باعث شد برخي حاميان موسوي، قبل از اذان ظهر، محل نماز جمعه را ترك كنند.

* حضور خبرنگاران خارجي در اطراف دانشگاه تهران و مصاحبه آنها با حاميان موسوي قابل توجه بود.

* هنگاميكه مجري نماز جمعه از هاشمي‌رفسنجاني براي ايراد خطبه‌هاي نماز جمعه دعوت كرد، برخي افراد با سوت و كف از هاشمي‌رفسنجاني استقبال كردند و شعارهاي «هاشمي‌، هاشمي،‌ حمايتت مي‌كنيم» و «هاشمي‌، هاشمي، سكوت كني،‌خائني» سر مي‌دادند.

* يكي ديگر از نكات نماز جمعه اين هفته تهران،‌ حضور نمازجمعه اولي‌ها بود كه بعضاً اصول اوليه نماز را نمي‌دانستند و با ديگر نمازگزاران هماهنگي لازم را نداشتند.

* برخي هواداران مو