تاريخ : سه شنبه نوزدهم مهر 1390 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

شهر مَریوان (کردی : Merîwan)

 

 

به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1389 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

                                                                                               

مقدمه :

حقوق و مسؤليت‌هاي زنان در نظام جمهوري اسلامي ايران با الهام از شريعت جامع اسلام و نظام حقوقي آن و با تكيه بر شناخت و ايمان به خداوند متعال و با هدف تبيين نظام‌مند حقوق و مسؤليت‌هاي زنان در عرصه‌هاي حقوق فردي، اجتماعي و خانوادگي تدوين گرديده است.  كه اهتمام بر تبيين حقوق و تكاليف زنان در اسلام داشته و مبتني بر قانون اساسي، انديشه‌هاي والاي بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران و رهبر معظم انقلاب و با بهره‌گيري از سند چشم‌انداز 20 ساله و سياست‌هاي كلي نظام و با لحاظ قوانين موجود و خلأها و كاستي‌هاي آن و به منظور تحقق عدالت و انصاف در جامعه زنان مسلمان مي‌باشد

بيان كارآمدي نظام جمهوري اسلامي درمسايل زنان:

رفع موانع و مشکلات نظام و دست‌یابی به جایگاهی مطلوب، یکی از اهداف هر نظام سیاسی است، لذا سنجش کارآمدی از مباحث مهم سنجش هر نظام سیاسی محسوب می‌شود. کارآمدی مقوله‌ای است که با احتساب میزان تحقق اهداف و کاهش فاصله میان شرایط موجود و شرایط آرمانی جامعه، مورد سنجش قرار می‌گیرد.
نظام جمهوری اسلامی ایران که با عنایت به آموزه‌های اسلامی و توجه به نقش و جایگاه مردم و بسط عدالت و رفع محرومیت و ظلم در جامعه تاسیس شده است،و بايستي توجه ویژه‌ای به مسائل زنان داشته باشد و همان‌گونه که در بیانات بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری مشاهده می‌شود، درک ارزش و جایگاه انسانی زن و کوشش برای ارتقای سطح کیفی زندگی زنان جامعه، از اهم وظایف دولت اسلامی بوده ‌است.
بر اساس مطالب به این ترتیب، نظام اسلامی فارغ از دیدگاه‌های افراطی (تجددطلبانه) و تفریطی (متحجرانه) موظف به اعتدال و توجه به شخصیت و کرامت انسانی زن در جامعه است. از این حیث، زنان نیز همانند مردان، از حقوق سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و... برخوردار باشند و تفاوت‌های فطری و طبیعی میان زن و مرد -که موجب ایفای نقش‌ها و تکالیف متفاوتی توسط ایشان می‌شود و مطابق فطرت انسانی است- آنان را از حقوق انسانی مشترک با مردان، محروم نخواهد ننمايد. از یک‌ سو شامل سیاست‌ها و قوانین کشور در خصوص مسائل زنان است و از سوی دیگر به ارائه برنامه‌ها و عملکرد نهاد‌ها و مراکز مهم تصمیم‌گیری و اجرایی کشور و میزان اهتمام بخش‌های مختلف دولت به مباحث و موضوعات زنان بپردازد.

 الف) اشتغال زنان و واقعیت ها :

با وجود این که آمار رسمی شاخص های وضعیت کلان اقتصادی کشور ایران را مثبت نشان می دهد، اما مردم از وضع اقتصادی خود اظهار نارضایتی می کنند . افزایش روزافزون هزینه هایی چون مبلغ کرایه خانه، حمل و نقل و خوراک و پوشاک، خانواده ها را با مشکل تامین معاش رو به رو کرده است .

ب) حوزه های حمایتی و پندارها :

دولت و مجلس مهمترین حوزه های حمایتی زنان در زمینه قانون گذاری و اجرا هستند . بی شک قوانین مدون و برنامه های طراحی شده از طرف این دو نهاد، باید مطابق با واقعیات جامعه و در جهت حل مهمترین معضلات و مشکلات موجود باشد . سمت و سوی این قوانین و برنامه ها همچنین باید با عقاید مذهبی و نیز باورهای ديني ،  فرهنگی و سنتی ما سازگار باشد . در عین حال، اگر قانون گذاران و برنامه ریزان قصد سنت شکنی به معنی خرافه ستیزی دارند، باید با برنامه های بلند مدت، زیر ساخت های فرهنگی کشور را

اصلاح کنند . وارد آوردن هر گونه فشار سریع به حجم فرهنگی جامعه، هر چند در کوتاه مدت تغییراتی را به وجود می آورد، اما با از بین رفتن فشار، جامعه بلافاصله به حالت قبل خود باز می گردد . اما اگر تغییرات به تدریج و با کار فرهنگی مداوم و هماهنگ با هنجارهای فرهنگی و اجتماعی، بویژه باورهای دینی ملت ما باشد، مسلماً در بلند مدت می توان از اثرات ونتایج مفید آن بهره برد .

ج ) علل نیاز به مدیران زن :

نظام جمهوری اسلامی بیش از هرچیز، نیازمند مدیران آگاه، شایسته، مؤمن، متعهد و دارای توانمندی ها و قابلیت های بالا است . ملاک قرار دادن جنسیت نمی تواند چاره مشکلات اساسی کشور و حتی زنان باشد . البته باید توجه داشت که حضور مناسب، مثبت و موفق زنان در مدیریت، می تواند مجموعه فرهنگ، ارزش ها و روانشناسی جامعه را به نفع ایشان تغییر دهد .

د )ویژگی های مدیران زن :  

زنان مدیر، مطابق پژوهش های به عمل آمده، دارای ویژگی های خاص خود می باشند: «زنان به دلیل احساسات، عواطف و ظرافت های غریزی، بسیار متعهدتر از مردان عمل می کنند .

 مطالبه از دولت درخصوص مرتفع نمودن مشكلات ازدواج جوانان و مقابله با بدحجابي و .... :

با توجه به آثار جسمانى، روانى، اجتماعى و فرهنگى ازدواج، باید دولت  موانع پیش روى را برطرف نمود و تمام تلاش خود را صرف کرد تا این سنّت الهى در اوایل جوانى به انجام برسد و جوانان از فواید بى شمار آن برخوردار شوند و در یک زندگى بالنده و بانشاط و به دور از دغدغه و انحراف، قرار گیرند. این مهم با همّت آحاد مردم و خانواده ها و مسئولان فرهنگى و اقتصادى کشور از طریق فرهنگ سازى، مبارزه با اعتقادات غلط، کاهش تجمّل گرایى، احساس مسئولیت بیشتر در رابطه با جوانان، کمک مالى و معنوى به فرزندان، پیروى از دستورات دینى، اختصاص منابع مالى بیشتر به ازدواج جوانان، و تشویق و ترغیب به ازدواج حاصل مى آید.

الف)  فلسفه حجاب :

1-     آرامش روانی

2-     استحکام پیوند زندگی

3-     استواری اجتماع 

4-     ارزش و احترام زن

 

 ب ) علل پذیرش فرهنگ بی حجابی :

الف- جهل و نا آگاهی 

ب- علل سیاسی

ج- غلبه روحیه راحت طلبی و بی قیدی و فرار از مسئولیت

د- احساس حقارت و کمبود شخصیت

ه- دوستان نامناسب و ناباب   

 ج ) پیامدهای ناگوار بدحجابی بر اجتماع:

1- طلاق و تهدید خانواده :

الف- هوس مداری در خانواده

ب- چشم چرانی و مقایسه با همسر

ج- شهوت طلبی و لذت گرایی

د- دوستی های نامشروع

ه- غفلت از معیارهای اصولی در گزینش همسر

و- فریب ظواهرآراسته و انتقام جویی

2- گرایش مردان به چند همسری

3- تضعیف غیرت ناموسی

4-  ایجاد اختلال روانی و عصبی

5-   سلب امنیت زنان

6-  شیوع انحراف جنسی

د ) راههای مبارزه با بدحجابی و بی حجاب:

خداوند بزرگ برای ی هر درد ظاهری و باطنی، درجاتی مشخص نموده است. و دردهای باطنی و روحی به مراتب برای جامعه مهلک تر از دردهای ظاهری است و تا به امروز آنچه جوامع مختلف را نابود کرده دردهای روحی مانند تنبلی، ترس، شهوترانی، بی اعتنایی به دستورهای خدای بزرگ و انبیا و ائمه معصومین(ع) و رهبران متعهد دین بوده است بد حجابی و بی توجهی مردان نسبت به ناموسشان نیز شاخه ای از همین دردهاست! اینک راه اصلاح این درد:

1-     اعتلای فرهنگ حجاب درجامعه :

زنی که از مقام و ارزشهای واقعی خود آگاهی یابد و فلسفه حجاب را از دیدگاه اسلامی بداند و درانتخاب حجاب، ریشه ای برخورد کند نه موروثی، در این صورت دیگر حجاب را یک حصاروزندان برای خود تلقی نمی کند؛ بلکه آن را وقار و متانت برای خویش می یابد.وقتی آگاهی افراد جامعه نسبت به ضرورت حجاب بالا رفت، دیگر نیازی نیست که نیروی تهدید آمیز از بیرون، زنان را مجبور به رعایت حجاب سازد. چنین زنی حتی اگر در بدترین شرایط و فاسدترین مکانها قرار بگیرد با شهامت و آگاهی و بدون توجه به عقاید دیگران حجاب و عفت خویش را حفظ خواهد کرد.

اصل این است که مقام واقعی زن به وی شناسانده شود تا بفهمد که ارزش یک زن د ربدن مادی و زیبایی های ظاهری او خلاصه نشده و مقام او بالاتر و والاتر از آن است که بخواهد با خودنمایی، این ارزش کاذب و سطحی و زودگذر را حفظ کند و یا فقط حجاب، این ارزش دروغین را از دست بدهد. یک زن کامل و زنی که به ارزشهای بالاتر می اندیشد، بی نیاز از خودنمایی با این ارزشهای پست و ذلیل گونه است.برای زایل کردن تفکرات نادرست و خام در زنان جامعه باید اندیشه ای برتر جایگزین آنها بسازیم واین جز با اعتلای فرهنگی جامعه میسر نخواهد شد.

2-     تقویت ایمان و اعتقاد :

درزن باید باوراستوار، ایمان عمیق ایجاد شود، زنی که دل به حق داده واندیشه به خدا سپرده و فرجام زندگی دنیوی اش را پذیرفته چطورحاضر می شود خودآرایی و خودنمایی کند و خود را در معرض دیده های آلوده قرار دهد و زمینه های تلذذ دیگران و مآلاً فساد آفرینی را به وجود آورد؟!

3- احیاء فرهنگ اصیل اسلامی :

احیاء ارزشهای اصیل اسلامی و فراخوانی زن مسلمان به تعقل و دریافتن ارزشها و آفریدن روح تعبد و تعهد نسبت به       

 این ها نقش مهمی دراین زمینه خواهد داشت.زن مومن باید به آنچه اسلام بعنوان ارزش بدانمی نگرد  باور داشته

باشد و بداند که شخصیت و عظمت او درگرو روح بلند، اندیشه والا، قلب پاک ، وجان پیراسته از آلودگی است که او   

را به روشی انسانی و منشی اسلامی فراخواهدخواندوبداند تن آرایه بسته وظاهرفریبنده هرگزنمایشگرشخصیت او نیست

 4 -شناساندن الگوهای والا :

الگوها درساختارروحی و رفتاری نقش مهمی دارد. امروز یکی از تأسفهای جدی این است که زن مسلمان آن

چنان که بایسته و شایسته است با چهره های بلند تاریخ اسلام آشنا نیست، زندگانی حضرت زهرا(س) و فرزند

برومندش پیام آور عاشورا حضرت زینب(س) و دیگر چهره های والای تاریخ گذشته و معاصر باید برای زن

مومن نشان داده شود تا بنگرد چه سان با حفظ هویت و شخصیت و وقار و متانت می تواند در جامعه حضور

پیدا کرده و ایفای نقش نماید. زن اگر حب علی(ع) را فرا گرفت و او را راهبر شناخت و خاندان او را الگو

پذیرفت و برراهی رفت که اهل البیت(ع) رفته اند وآنان را سر مشق گرفت، رویین تن می شود و حضورش

در جامعه دلهره آفرین نخواهد بود.

نتیجه :

با رعایت حجاب و عفاف از طرف مردان و زنان(بویژه بانوان درزمینه حفظ حجاب) جامعه از بسیاری از

خطرات حفظ خواهد شد و مهمتر از همه این که با حفظ حجاب کیان خانواده که اصلی ترین نهاد اجتماع است

 در معرض خطر قرار نمی گیرد 

برای رسیدن به این منظور باید فرهنگ حجاب در جامعه گسترش پیدا کند، و دراین امر دولت، خود مردم،

 رسانه های گروهی می توانند نقش مؤثری بر ترویج حجاب داشته باشند، که درصورت تحقق این موضوع

جامعه از خطرات حفظ می شود. و با توجه به آثار جسمانى، روانى، اجتماعى و فرهنگى ازدواج، باید موانع پیش               

روى را برطرف نمود و تمام تلاش   خود را صرف کرد تا این سنّت الهى در اوایل جوانى به انجام برسد و جوانان از   

 فواید بى شمار آن برخوردار شوند و در یک زندگى بالنده و بانشاط و به دور از دغدغه و انحراف، قرار گیرند. این   

مهم با همّت آحاد مردم و خانواده ها و دولت و مسئولان فرهنگى و اقتصادى کشور از طریق فرهنگ سازى، مبارزه با   

اعتقادات غلط، کاهش تجمّل گرایى، احساس مسئولیت بیشتر در رابطه با جوانان، کمک مالى و معنوى به فرزندان،   

پیروى از دستورات دینى، اختصاص منابع مالى بیشتر به ازدواج جوانان، و تشویق و ترغیب به ازدواج حاصل مى آید.

 



تاريخ : دوشنبه نهم فروردین 1389 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

شیخ عبدالملک ضیائی ( سراج الدینی نقشبندی ) پسر ارشد قطب العارفین حضرت شیخ محمد عثمان نقشبندی الثانی درگذشت. ایشان در نیمه شب دوشنبه مورخ نهم فروردین سال یک هزار و سیصد و هشتاد و نه در شهر سنندج به ملکوت اعلی پیوست.

پیکر این خادم علم و دین با حضور جمع کثیری از علماء و مشایخ و شخصیتهای سیاسی ،اجتماعی فرهنگی ایران و عراق و مریدان و منسوبان طریقت در دورود به خاک سپرده شد.

شیخ عبدالملک ضیائی در سالهای اخیر خدمات شایانی در تاسیس مدارس علوم دینی ،خانقاه ها و مساجد در کردستان، علی الخصوص کردستان عراق انجام داد.

 روحش شاد باد.



تاريخ : سه شنبه دهم آذر 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
شهید مظلوم کردستان -
مراسم افتتاح یادمان شهید «كاك جلال بارنامه» با حضور سردارمیرفیصل باقرزاده، رییس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس، مسئولان استان كردستان و شهرستان مریوان و خانوادههای شهداء در محلة دارسیران شهرستان مریوان برگزار شد. ...
http://aaaaa1383.blogfa.com/post-27.aspx  [پيش نمايش]
شهید مظلوم کردستان - کاک جلال
شهید مظلوم کردستان - کاک جلال بارنامه. ... درباره وبلاگ. ای پیشمرگ قهرمان ای مجاهد راه اسلام شهید زنده کاک جلال بارنامه راه تو یاد تو در ته قلبمان جای گرفته وراهت را با جان ودل ادامه خواهیم داد. منوی اصلی ...
http://aaaaa1383.blogfa.com/post-26.aspx  [پيش نمايش]
عکس پیشمرگان کرد مسلمان
عکس پیشمرگان مسلمان کرد.
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-514.aspx  [پيش نمايش]
فيلم شهيد كاك جلال بارنامه
كليپ فوق مربوط به شهيد كاك جلال بارنامه برگرفته از گروه ميثاق. ¤ تمام پشمرگان مسلمان كرد. ¤ منتظر يك كلمه هستيم. ¤ فقط رهبرما به ما دستور بده. ¤ اگر دستور بده رهبر ما. ¤ بريم اسراييل حاضريم. ¤ بگويند هرجايي بريم حاضريم ...
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-513.aspx  [پيش نمايش]
یادمان شهید کاک جلال بارنامه
یادمان شهید کاک جلال بارنامه. در شهرستان مریوان توسط. سردار باقر زاده به مناسبت. دومین سالگرد شهادت. سردار رشید اسلام شهید کاک جلال بارنامه. افتتاح گردید.
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-512.aspx  [پيش نمايش]
دانلود کلیپ صوتی شهید کاک جلال بارنامه
۱۷۳۱ کلیلو بایت. سخنان سردار نوراللهی فرمانده سپاه بیت المقدس کردستان. در جمع مردم غیور مریوان. ¤ مردان خدا نمی میرند. ¤ مردان خدا همیشه زنده اند. ¤ جلال بارنامه نمی رود که در دل خاک دفن شود. ¤ بلکه درقلب همه انسانهای آزادیخواه نام او ...
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-510.aspx  [پيش نمايش]
دانلود کلیپ تصویری شهید کاک جلال بارنامه
دانلود کلی تصویری شهید کاک جلال بارنامه. لینک مستقیم. دریافت ا downoad. حجم فایل: ۱۵۵۴ کیلو بایت. ¤کردستان با ایران چه فرقی داره؟ ¤خوزستان با ایران چه فرقی داره؟ ¤همه یکی هستیم. ¤همه خاک مانه. ¤همه وطنه مانه. ¤همه اسلامند ...
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-511.aspx  [پيش نمايش]
یادمان شهید جلال بارنامه
در شهرستان مریوان توسط. سردار باقر زاده به مناسبت. دومین سالگرد شهادت. سردار رشید اسلام شهید کاک جلال بارنامه. افتتاح گردید.
http://aaaaa1383.blogfa.com/post-24.aspx  [پيش نمايش]
جلال بارنامه
عکسهایی از یادمان شهداء. موضوع:کاک جلال بارنامه سه شنبه پانزدهم اسفند 1385. نوشته شده : توسط حافظان خون شهداء | لینک ثابت |. سردار رشيد اسلام. شهيد كاك جلال بارنامه. جستجو توسط گوگل. در كل اينترنت در اين وبلاگ میان صفحات فارسی ...
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-110.aspx  [پيش نمايش]
دانلود كليپ تصويري شهيد كاك جلال بارنامه
سخنراني سردار باقر زاده. رئيس بنياد حفظ آثار ونشر ارزشهاي دفاع مقدس. درخصوص: شهادت كاك جلال بارنامه. ( كاك جلال بهترين راه را براي شهادت انتخاب نمود). برای دریافت فایل روی لینک زیر کلیک کنید... kak jalal b arnameh.mpg ...
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-509.aspx  [پيش نمايش]
دانلود كليپ تصويري شهيد كاك جلال بارنامه
سخنراني سردار باقر زاده. رئيس بنياد حفظ آثار ونشر ارزشهاي دفاع مقدس. درخصوص: شهادت كاك جلال بارنامه. ( كاك جلال بهترين راه را براي شهادت انتخاب نمود). برای دریافت فایل روی لینک زیر کلیک کنید... kak jalal b arnameh.mpg ...
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-509.aspx  [پيش نمايش]
شهيد كردستان
کاک جلال بارنامه يكي از اين سربازان گمنام است . كاك جلال اهل روستاي باغان مريوان بود و به سال 1329 پا به جهان گذاشت . پدر بزرگش ماموستا (روحاني ) محمد از همان كودكي ، به کاک جلال قرآن آموخت و چون هميشه در برابر تعدي خان ها مي ايستاد، ...
http://aaaaa1383.blogfa.com/post-23.aspx  [پيش نمايش]
دردلهاي يك محصل با شهيد به زبان كوردي
برای مشاهده درد دل یک محصل دختر با شهید به ادامه مطلب بروید.
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-505.aspx  [پيش نمايش]
گیلاس مصطفایی دانش آموز هنرستان کار ودانش شهرستان مریوان
گیلاس مصطفایی یکی از دانش آموزان هنرستان کار ودانش دخترانه عصمت مریوان مقاله ای را در وصف شهید کاک جلال بارنامه به زبان کوردی که درمراسم یادواره ۴۱۵ شهید استان کردستان سروده است وسپس این کار وی را برآن داشت که به بیان مطالب و شعر نسبت ...
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-504.aspx  [پيش نمايش]
دانلود عكس
دانلود عكس. دانلود عكس پيشمرگان مسلمان كرد مريوان.
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-503.aspx  [پيش نمايش]
کاک جلال
شهید کاک جلال یکی از پیشمرگان کرد اهل سنت و همرزم جاوید الاثر حاج احمد متوسلیان بود. برای آشنایی بیشتر با شهید کاک جلال این شهید اهل تسنن یا به این وبلاگ مراجعه کنید و یا این مستند زیبای کاک جلال ساخته استاد سهیل کریمی را دانلود کنید. ...
http://aaaaa1383.blogfa.com/post-21.aspx  [پيش نمايش]
شهید کاک جلال
کاک جلال همین جا شهید شد...ببینید. یک سری عکس از شهید مظلوم کردستان شهید کاک جلال. این عکس ها توسط فرزند ایشان حسن آقای بارنامه در اختیارمون گذاشته شد. وبلاگ پسر شهید کاک جلال ...کلیک کنید. 1،5 مگابایت. دانلود عکس ها غیرمستقیم ...
http://tufan313.blogfa.com/post-511.aspx  [پيش نمايش]
كاك جلال
هيچ اسمي نبريم. هيچ خصوصيتي. که کاملاً جوانب رعايت شده باشد. آن وقت ببينيد حاجتتان برآورده ميشود يا نه. ۲.۷۵ مگابایت دانلود کلیپ صوتی (حدود ۲۴ دقیقه) منبع. بیاد مجاهد شهید کردستان کاک جلال بارنامه شهید مظلوم کردستان کاک جلال بارنامه.
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-502.aspx  [پيش نمايش]
'http://iranmarivan1351.blogfa.com/' is invalid or does not exist.
'http://iranmarivan1351.blogfa.com/' is invalid or does not exist.
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-501.aspx  [پيش نمايش]
ابتدائ توجه به این نکته لازم است که گاه گمان می شوند که تنها مدرک ...
ابتدائ توجه به این نکته لازم است که گاه گمان می شوند که تنها مدرک اسلامی بودن یک مسائله مطرح شدن آن به صورت صریح در قرآن کریم است و هر آنچه با قطع نظر از این که عقل و سنت نیز هر یک دلیل و مدرک معتبری در کنار قرآن است و اسلام را می توان ...
http://aaaaa1383.blogfa.com/post-20.aspx  [پيش نمايش]
شهادت کاک جلال بارنامه
بیاد مجاهد شهید کردستان کاک جلال بارنامه شهید مظلوم کردستان کاک جلال بارنامه. برای مشاهده بقیه عکسها ومطالب به ادامه مطلب بروید.
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-497.aspx  [پيش نمايش]
شهادت غیرت دین است
ترور شهيد کاک جلال بارنامه توسط گروهکهاي منفور و منفعل اگر چه قصّه غصّه ديگري بود براي کردستان ومردم مظلومش اما بيش از هر چيز اين حقيقت را نشان داد که اين کينه توزي و رجز خواني چيزي نيست جز ودست وپا زدنهاي آخر گروهکي که در منجلاب فساد و ...
http://shahid65106.blogfa.com/post-39.aspx  [پيش نمايش]
بسم رب الشهدا والصدیقین
شهدا را یاد کنید با ذکر یک صلوات.
http://aaaaa1383.blogfa.com/post-12.aspx  [پيش نمايش]
کاک جلال
به همت بنیاد حفظ آثار ونشر ارزشهای دفاع مقدس وخانواده شهید کاک جلال بارنامه ُ بدنبال شهادت سردار رشید اسلام شهید کاک جلال بارنامه در نقاط مختلف شهرستان مریوان یادمانهایی بنام این شهید بزرگوار با اعتبار های بالغ بر ۱۰۰۰ میلیون ریال در سه ...
http://aaaaa1383.blogfa.com/post-11.aspx  [پيش نمايش]
شهید مورد نظر را انتخاب کنید
شهید کاک جلال بارنامه. مهدی صمدی منصور سلطانی ولی الله ايلخانی محمود براتی محمد نبی رفيعی محمد قاسمی محمد علی عبادی محسن محمدی محسن شهسواری محسن سرمدی نصرالله اسکندری ابوالفضل محمدی نسب ابوالفضل بنی اسدی احمد رضا ايرانشاهی اسدالله محمد ...
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-496.aspx  [پيش نمايش]
شهید کاک جلال بارنامه
شهید کاک جلال بارنامه.
http://aaaaa1383.blogfa.com/post-10.aspx  [پيش نمايش]
محل شهادت كاك جلال بارنامه جاده باغان مريوان تاريخ شهادت ۱۶/۳/۱۳۸۳
محل شهادت كاك جلال بارنامه. جاده باغان مريوان. تاريخ شهادت ۱۶/۳/۱۳۸۳.
http://aaaaa1383.blogfa.com/post-9.aspx  [پيش نمايش]
شهادت كاك جلال بارنامه
محل شهادت كاك جلال بارنامه. جاده باغان مريوان. تاريخ شهادت ۱۶/۳/۱۳۸۳.
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-495.aspx  [پيش نمايش]
شیر مردان کردستان
روزی که شهادت این واژه پر صلابت جاودانگی ،شبهای سیاه سکوت را شکست. روزی که شهادت ،زمین را آسمانی کرد؛ستاره پر فروغ انقلاب در هاله ای قدسی درخشیدن گرفت. روزی که شهادت سپیده ایمان را نوید داد،امید خزان زده بشری ،بهاری شد ...
http://aaaaa1383.blogfa.com/post-8.aspx  [پيش نمايش]
تولیدن شیر از دیر آمدن خرگوش (بخش هیجدهم )
... اسلامی عبارت "لا الله الا الله – محمد رسول الله " نقش می شده و در زمان هر پادشاه نام پادشاهان گذشته را حذف می کردند . بارنامه : در اصطلاح صورت کالاهای بازرگانان است اما در اینجا به معنی نشانه ها و اسباب شکوه و جلال به کار رفته است .
http://bargebibargi.blogfa.com/post-71.aspx  [پيش نمايش]
پشت پرده ترور در کردستان
جلال بارنامه (شهيد شد). 7. صالح شریفی (شهيد شد). 8. ماموستا محمد عارف کردستانی، عضو حركت مكتب قرآن كردستان (شهيد شد). 9. هوشیار مردوخی (شهید شد). 10. سعدي شيرزادي، فرزند امام جمعه مریوان (شهيد شد). 11. عبدالكريم كهنه‏پوشي (شهيد شد). ...
http://trorist.blogfa.com/post-33.aspx  [پيش نمايش]
پشت پرده ترور در کردستان
جلال بارنامه (شهيد شد). 7. صالح شریفی (شهيد شد). 8. ماموستا محمد عارف کردستانی، عضو حركت مكتب قرآن كردستان (شهيد شد). 9. هوشیار مردوخی (شهید شد). 10. سعدي شيرزادي، فرزند امام جمعه مریوان (شهيد شد). 11. عبدالكريم كهنه‏پوشي (شهيد شد). ...
http://trorist.blogfa.com/post-30.aspx  [پيش نمايش]
هه ڵۆ بازه كه ي كوردستان ٫ ئه ي به رنامه كاني نێو دێهاتوو شارۆ چكه ...
بژي بۆ هه مو بنه ماڵه ي بارنامه كان وه هه مو شه هيداني شاري مه ريوان. نوسه ر : گێڵاس موسته فايي. ۱۳۸۸/۱۱/۳۰. بیاد مجاهد شهید کردستان کاک جلال بارنامه شهید مظلوم کردستان کاک جلال بارنامه.
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-499.aspx  [پيش نمايش]
کاک جلال بارنامه
پدر شهیدم. با این همه دشت دلتنگی به کجا آواره شوم؟ آخر وقتی تونیستی انگارهمه با هم قهرند. پنجره ها به رویم بسته می شوند. چشمانم سیاهی می رود. نفسم به شماره می افتد. نمی دانی چقدرسخت است ندیدنت. چقدر روزهای نبودنت دیرمی گذرد ...
http://aaaaa1383.blogfa.com/post-18.aspx  [پيش نمايش]
پدر شهیدم با این همه دشت دلتنگی به کجا آواره شوم؟ آخر وقتی تونیستی ...
پدر شهیدم. با این همه دشت دلتنگی به کجا آواره شوم؟ آخر وقتی تونیستی انگارهمه با هم قهرند. پنجره ها به رویم بسته می شوند. چشمانم سیاهی می رود. نفسم به شماره می افتد. نمی دانی چقدرسخت است ندیدنت. چقدر روزهای نبودنت دیرمی گذرد ...
http://aaaaa1383.blogfa.com/post-17.aspx  [پيش نمايش]
کاک جلال بارنامه
پدر شهیدم. با این همه دشت دلتنگی به کجا آواره شوم؟ آخر وقتی تونیستی انگارهمه با هم قهرند. پنجره ها به رویم بسته می شوند. چشمانم سیاهی می رود. نفسم به شماره می افتد. نمی دانی چقدرسخت است ندیدنت. چقدر روزهای نبودنت دیرمی گذرد ...
http://aaaaa1383.blogfa.com/post-19.aspx  [پيش نمايش]
سلام کاک جلال
کاک جلال بارنامه يكي از اين سربازان گمنام است . كاك جلال اهل روستاي باغان مريوان بود و به سال 1329 پا به جهان گذاشت . پدر بزرگش ماموستا (روحاني ) محمد از همان كودكي ، به کاک جلال قرآن آموخت و چون هميشه در برابر تعدي خان ها مي ايستاد، ...
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-500.aspx  [پيش نمايش]
کلیپ دانلود کنید
کلیپ تصویری دستگیری عبدالمالک ریگی همراه یکی از اعضای این گروه توسط سربازان گمنام امام زمان (عج) و سخنان وزیر اصلاعات حیدر مصلحی. کلیپ ها با فرمت ۳gp. کلیپ شماره ۱ ۶۹۰ کیلوبایت. کلیپ شماره ۲ ۱٫۴۷ مگابایت. کلیپ شماره ۳ ۷۵۰ کیلو ...
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-508.aspx  [پيش نمايش]
طرحی برای وحدت واقعی
کلیپ طنز "طرحی برای وحدت واقعی". در این کلیپ پیشنهاداتی رو برای وحدت واقعی ارائه دادم. اما میرحسین حرکات موزون انجام میده که شما رو سرگرم. کنه تا به پیشنهادات من گوش ندید ! دانلود : کیفیت پایین (3gp) ...
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-507.aspx  [پيش نمايش]
اختلاف شیعه وسنی
مقام معظم رهبری: هر کس موجب اختلاف بین شیعه و سنی شود مزدور دشمن است چه بداند چه نداند . رهبری به مناسبت هفته وحدت. 2،6 مگابایت. دانلود کلیپ تصویری. مستقیم یا غیر مستقیم. شادی روح امام و شهدا صلوات.
http://iranmarivan1351.blogfa.com/post-506.aspx  [پيش نمايش]
کاک جلال
قصه های غرور،مردانگیت،. شهامت و شجاعتت. ایثار و فداکاریت. مثل شعرهای ناسروده ی شهادتت. شنیدنی است ای شیر مرد عرصه نبرد. ای شکفته در نگاه روشن ستاره ها. مثل آفتاب. بر ضمیر تشنه ی حیاتمان بتاب. ای شهید قهرمان کاک جلال بارنامه.
http://aaaaa1383.blogfa.com/post-15.aspx  [پيش نمايش]
کاک جلال
بیاد مجاهد شهید کردستان کاک جلال بارنامه شهید مظلوم کردستان کاک جلال بارنامه.
http://kurdistanir.blogfa.com/post-35.aspx  [پيش نمايش
 


تاريخ : شنبه بیست و هفتم تیر 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء



نماز جمعه اين هفته تهران به امامت هاشمي‌رفسنجاني برگزار شد و با حاشيه‌هايي همراه بود:

* در نماز جمعه امروز تهران چهره‌‌هايي چون امامي كاشاني، علي‌اكبر ناطق نوري، مهدي كروبي، حسن روحاني، علي فلاحيان، مجيد انصاري، محسن رضايي، ميرحسين موسوي، محمد هاشمي، عليخاني، ميرمحمدي، باهنر ، مرتضوي و علي رازيني حضور داشتند.

* عدم حضور سيدمحمد خاتمي در نماز جمعه امروز تهران، باعث شكايت حاميان موسوي شده بود، آنها مي‌گفتند چرا بايد خاتمي در برهه‌هاي حساس جاخالي دهد.

* حدود 40 زن با چادرهاي سبز در نماز جمعه امروز حضور داشتند.

* برخي طرفداران موسوي نماز را به امامت هاشمي اقامه نكردند و فقط تماشاچي نمازگزاران بودند .در هنگام اقامه نماز، تعدادي از حاميان موسوي دست‌هاي خود را كه روبان‌هاي سبز به آنها بسته شده بود، به بالاي سرهاي خود برده بودند.

* گرماي حدود 40 درجه هوا باعث شد برخي حاميان موسوي، قبل از اذان ظهر، محل نماز جمعه را ترك كنند.

* حضور خبرنگاران خارجي در اطراف دانشگاه تهران و مصاحبه آنها با حاميان موسوي قابل توجه بود.

* هنگاميكه مجري نماز جمعه از هاشمي‌رفسنجاني براي ايراد خطبه‌هاي نماز جمعه دعوت كرد، برخي افراد با سوت و كف از هاشمي‌رفسنجاني استقبال كردند و شعارهاي «هاشمي‌، هاشمي،‌ حمايتت مي‌كنيم» و «هاشمي‌، هاشمي، سكوت كني،‌خائني» سر مي‌دادند.

* يكي ديگر از نكات نماز جمعه اين هفته تهران،‌ حضور نمازجمعه اولي‌ها بود كه بعضاً اصول اوليه نماز را نمي‌دانستند و با ديگر نمازگزاران هماهنگي لازم را نداشتند.

* برخي هواداران موسوي در خيابان‌هاي اطراف نماز جمعه از جمله خيابان‌ انقلاب، قدس و طالقاني حضور داشتند و دائماً شعارهاي «الله‌اكبر»، «ياحسين، ميرحسين»، «هاشمي زنده باد، موسوي پاينده باد»، «ما اهل كوفه نيستيم، پول بگيريم بايستيم»، « درود بر خميني، سلام بر موسوي»، «ايراني مي‌ميرد؛ ذلت نمي‌پذيرد»، «هاشمي‌، هاشمي،‌ سكوت كني خائني»، «مرگ بر روسيه»، «مرگ بر چين» سر مي‌دادند. اين افراد همچنين تصاويري از مرحوم طالقاني و ميرحسين موسوي در دست داشتند.

* برخي از هواداران موسوي كه به توصيه هاي هاشمي گوش نمي كردند، مقابل درب شرقي نماز جمعه حضور داشتند و سرود «يار دبستاني من» را مي خواندند.

* برخي از هواداران موسوي كه بدنبال تخريب و درگيري و آشوب بودند و از ترس مردم صورت‌هاي خود را پوشانده بودند، ديگر هواداران موسوي را به شكستن درب دانشگاه و ورود به محوطه اين دانشگاه و ايجاد آشوب و بلوا ترغيب مي‌كردند. اما تلاش آنها ثمري در پي نداشت.

*محمد هاشمي نيز مچ‌بند سبزي به دست خود بسته بود و دو انگشت خود را به نشانه پيروزي به سمت هواداران موسوي گرفته بود.

*مهدي كروبي از ابتداي سخنراني پيش از خطبه‌ها در نماز جمعه شركت و در جايگاه حضور پيدا كرده بودند.

* هادي غفاري و محسن رضايي در بين هواداران موسوي حضور پيدا كردند. برخي افراد مشكوك مهدي كروبي و هادي غفاري را مورد ضرب و شتم قرار دادند.

* هنگام ورود هاشمي‌رفسنجاني به دانشگاه تهران، حاميان موسوي با تجمع مقابل درب دانشگاه مانع ورود هاشمي به دانشگاه شده بودند. به همين دليل و براي پراكنده كردن اين افراد و تسهيل در ورود هاشمي به دانشگاه، نيروي انتظامي گاز اشك‌آوري به سمت اين افراد پرتاب كرد و آنها را پراكنده كرد. در اين بين ماشين‌هاي تيم حفاظت هاشمي‌رفسنجاني مورد حمله هواداران موسوي قرار گرفت و صدمه ديد.


* از ابتداي سخنان سيدرضا تقوي برخي از هواداران موسوي در قالب تيم‌هاي 5 و 6 نفره وارد دانشگاه تهران شدند و پس از ورود مچ‌بند‌هاي سبز خود را به دست گرفته و با علايم و نشانه‌هاي مشخص به سمت درب اصلي دانشگاه رفتند. اين تعداد از هواداران موسوي بعد از دقايقي كه جمعيت‌شان به 20 تا 30 نفر رسيد، به سمت قسمت‌هاي شمالي دانشگاه حركت كردند و در بين راه كه با جمعيت نمازگزار نشسته در خيابان روبرو شدند، از آنها نيز درخواست همراهي كردند كه با مخالفت نمازگزاران اين حركت ناكام ماند.


* هواداران موسوي در درون دانشگاه تهران كه با علايم مشخص قابل شناسايي بودند، در اطراف جايگاه ايستاده بودند و در بين سخنان سيدرضا تقوي به صورت مداوم و با سر دادن شعارهايي در حمايت از موسوي و هاشمي در صدد برهم زدن نظم نماز جمعه بودند. كه تقوي بي اعتنا به آنها سخنان خود را ادامه داد.


* با پايان يافتن خطبه‌هاي هاشمي رفسنجاني، جمعي از حاميان موسوي، مواضع وي را سازشكارانه خواندند.

* برخي حاضران در نماز جمعه به خبرنگار فارس گفتند از دانشجويان دانشگاه آزاد قزوين، گرمسار و ورامين هستند كه به نماز جمعه آورده شده‌اند.

* بسياري از سخنان هاشمي‌رفسنجاني با استقبال هواداران موسوي و شعارهاي «الله‌اكبر» و «هاشمي‌، هاشمي، حمايتت مي‌كنيم» همراه مي‌شد. اظهارات هاشمي مبني بر اينكه "خداوند تمامي ظالمين را در دنيا و آخرت عقاب كند و همه مظلومين و آنهايي را كه در راه حق به ظلم مبتلا مي‌شوند، صبر و اجر عنايت كند " با سوت و كف هواداران موسوي مواجه شد، اين موضوع در خصوص اظهارات هاشمي در خصوص كشتار مسلمانان در چين نيز تكرار شد و اين افراد ضمن كف و سوت زدن، شعار «مرگ بر چين» سر دادند.

* در ابتداي خطبه دوم نماز جمعه، مير حسين موسوي در ساعت 13:35 و با شرايط ويژه حفاظتي وارد دانشگاه تهران شد و از درب مسئولين به جايگاه رفت. در اين هنگام برخي از هواداران وي كه در آن محوطه حضور داشتند، بدون توجه به سخنان هاشمي‌رفسنجاني شروع به سر دادن شعار «درود بر موسوي» كردند كه در مقابل اين اقدام، نمازگزاران نيز شعار « مرگ بر منافق» سر دادند. موسوي پس از 20 سال در نماز جمعه شركت مي كرد.

* يكي از فرزندان مهدي كروبي كه قصد ورود به جايگاه ويژه مسئولين را داشت به جر و بحث با مسئولين حراست پرداخت و در نهايت نيز اقدام به درگيري فيزيكي كرد كه با وساطت مسئولين مربوطه اين مساله حل شد.

* در قسمت‌هايي از خطبه‌ها، سخنان هاشمي رفسنجاني با شعارهاي مردم براي لحظاتي قطع مي‌شد كه هاشمي از آنها مي‌خواست تا اجازه دهند، خطبه‌هاي نماز جمعه ادامه دهد.

* هاشمي‌رفسنجاني در بخشي از سخنانش اظهار داشت: "آنچه من مي‌فهمم و راه‌حل از آن بيرون مي‌آورم اين است كه اواخر دوران تبليغات دچار ترديد شديم، يعني افرادي پيدا شدند كه ترديد كردند و هر دليلي اعم از تبليغات نادرست و يا عمل نادرست صدا و سيما و يا چيزهاي ديگر باعث شد بذر ترديد در ذهن مردم پيش بي‌آيد و ما ترديد را بدترين مصيبت مي‌دانيم. " كه در اين لحظه از سخنان هاشمي، هواداران موسوي شعار «الله‌اكبر» سر دادند و هاشمي نيز در واكنش به اين شعارهاي نمازگزاران اظهار داشت: "اجازه بدهيد، من كه بهتر از شما مي‌گويم. ول كنيد. "

* با پايان خطبه دوم و پيش از آغاز نماز وحدت‌بخش جمعه، بيشتر هواداران موسوي كه در طول ايراد خطبه‌هاي نماز جمعه توسط هاشمي‌رفسنجاني، در محوطه دانشگاه ايستاده و با شعارهاي خود قصد ايجاد ناآرامي داشتند، بدون اقامه نماز جمعه از دانشگاه تهران خارج شدند.

* جمعي از حاميان موسوي كه تعداد آنها حدود 700 نفر بود، پس از پايان نماز جمعه به سمت ميدان انقلاب و سپس بلوار كشاورز و ميدان ولي‌عصر راهپيمايي كردند.

*زهرا رهنورد به همراه تعدادي از همسر افراد بازداشت شده در آشوب‌هاي اخير، در نماز جمعه امروز شركت داشتند.

* برخي حاميان موسوي از جمعيت اندك هواداران موسوي در نماز جمعه تهران به شدت شاكي بودند.

* پس از پايان خطبه‌هاي نماز جمعه نمازگزاران،‌ نماز را به امامت هاشمي‌رفسنجاني اقامه كردند. نكته قابل توجه اينجا بود كه هواداران موسوي كه در خيابان قدس حضور داشتند، بدون اينكه به صفوف نماز اتصال داشته باشند و همچنين در قالب گروه‌هاي چند نفره و با فاصله‌هاي زياد از هم و گاهاً مختلط، نماز خود را خواندند.

* بعد از اقامه نماز جمعه ميرحسين موسوي در حالي كه با شعارهاي «درود بر موسوي» اندك هواداران باقي مانده خود بدرقه مي‌شد، در ساعت 14:07 از دانشگاه تهران خارج شد.

* در حالي‌كه «حسيني‌باي» يكي از خبرنگاران واحد مركزي خبر در حال تهيه گزارش و مصاحبه با مردم بود، برخي از هواداران موسوي با بيان موارد و شعارهايي عليه وي و صدا و سيما موجب ناراحتي و بر هم خوردن نظم برنامه وي شدند.

* پس از پايان نماز نيز هواداران موسوي در خيابان‌هاي اطراف دانشگاه به راهپيمايي پرداخته و در مقابل شعارهاي مجري نماز جمعه،‌ شعارهايي از جمله «مرگ بر چين»،‌ «مرگ بر روسيه»، «ما همه سرباز توايم موسوي، گوش به فرمان توايم موسوي» و «هاشمي زنده باد، موسوي پاينده باد» سر مي‌دادند.

* تعداد شركت كنندگان نماز جمعه اين هفته تهران عليرغم دعوت سايت هاي حامي مير حسين موسوي در داخل وخارج كشور و حتي آموزش اقامه نماز، در حد نماز جمعه هاي معمولي بود. بعنوان مثال جمعيت نماز جمعه در خيابان طالقاني به ميدان فلسطين هم نرسيد و با اين ميدان فاصله زيادي داشت. اين در حالي است كه در نماز چند هفته قبل، جمعيت تا نزديكي خيابان استاد نجات اللهي حضور داشت.

* سانحه سقوط هواپيما توپولف كه در آن 168 نفر از جان خود را از دست دادند از موضوعات مهمي بود كه هاشمي رفسنجاني در نماز جمعه امروز به آن اشاره نكرد.



تاريخ : سه شنبه شانزدهم تیر 1388 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

                              3   3  

3     3

 

                  

 


 

باز هم مریوان با خون شـــــــــــــــــــــهدا سرخ شدديگر تشييع شد

پيكر پسر و برادرزاده امام جمعه مريوان و يك نفر ديگر با حضور استاندار و امامان جمعه شهرستان‌هاي كردستان در شهر مريوان تشييع شد.



شهر مسلمان و شهید پرور مریوان بار دیگر شاهد پرپر شدن جوانان و علمای کرد زبان و قهرمان خود است . دشمنان ملت مسلمان اهل سنت و کرد زبان کردستان و شهر مریوان این بار هم مثل گذشته پرده بی شرمی و دشمن تراشی خود را برداشته و به جان امامان جماعت و جوانان مسلمان این دیار آمده است . این اولین بار نیست که دست این دشمنان مذهب و ملت اهل سنت به خون جوانان کرد زبان آغشته ،این خون سرخ پیروزی امت و نقشه شکست ظالمان است به امید به پروردگار جهانیان .
ایا خون شهدا گم می شود یا پایمال می گردد ؟ نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
همین خونها هستند که نقشه بودن هر قوم و ملتی را کشیده اند و می کشند .امروز خون کسانی ریخته می شود که در تاریکیهای شب سیاه مرتدین ، دست نیاز را به سوی پروردگارشان بلند کرده و همچون گدایی شهادت را از خالق می طلبند . با شهادت جوانان مؤمن و طلاب علم شریعت اسلامی می خواهید چه چیزی را به کرسی ظلم بنشانید ؟ ؟ ؟ ؟ ؟
آیا جوانان اهل سنت و جماعت که خود شیفته شهادتند از مرگ دنیا و هدیه آخرت می ترسانید ، یا خود از ترس به جان این جوانان و این عقیده پاکشان آمده اید . یا بودن توحید این جوانان شرک و نفاق شما را به لرزه در آورده است . نکند دلار و دینار یا وعده درجات دنیایی آمریکا و سکولارهای ظالم لذت بهشت و دیدار با پیامبران و صالحین و هدیه الله را از چشمانتان پوشانیده است .
امروز شما ظالمان با شهادت این جوانان ، یتیم بودن فرزاندانشان و بی همسری زنان مؤمن، آتش به قلب مادران و پدران این امت زده اید . اما خوب بدانید کاسه ظلم پر خواهد شد و جوانانی که با هزاران آرزو عهد به انتقام بسته اند، این عهد را با پروردگارشان بسته اند و صداقت این عهد را با چشمان خود خواهید دید . انشاء الله
اما مسؤل اصلی کیست که راه را برای این دست پروردهای آمریکایی و سکولارهای بی بندوبار خوش کرده است تا جان جوانانی را بگیرند که به امید سرزمینی آری از هر گونه فساد و فجور به دعوت دین پاک محمدی کمر به همت بسته اند .

 
مراسم تشييع جنازه سه تن به اسامي 1- سعدی شیرزادی،فرزند:ملامصطفی،"امام جمعه" مریوان.۲ـ هادی شیرزادی فرزند:حسن ( برادر زاده امام جمعه مريوان). ۳ـ عابدكهنه پوشی،فرزند:شیخ رضا امروز سه شنبه 16 تيرماه 1388 به طرف گلزار شهداء مريوان با حضور گسترده اقشار مختلف مردم مريوان اعم از روحانيون  ، خانواده هاي معظم شهداء ، كسبه وبازاريان ،  ادارات ونهادهاي دولتي و... برگزار شد .

اسامی چند شهیدی که در این شهر به شهادت رسیده اند در مدت این دوسال گذشته
سعدی شیرزادی
هادی شیرزادی
کریم کهنه پوش
انوراشكاوند
طيب كشوردوست
ماموستا محمد عارف كردستاني
هوشيار مردوخي

 

 

 

 

 



تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
تاريخ : شنبه هفتم مرداد 1385 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
مریوان مریوان نام یک شهر و همچنین یک شهرستان در استان کردستان ایران واقع در غرب کشور ایران است. شهرستان مریوان از شمال به شهرستان سقز،از شرق و جنوب شرقی به شهرستان سنندج، از جنوب به بخش نوسود از شهرستان پاوه و از غرب و شمال غربی به خاک عراق محدود است. شهر مریوان در 125 کیلومتری شمال غربی سنندج قرار دارد. تاریخچه شهر مریوان در حدود یک سده پیشینه تاریخی دارد. یکی از شاهزادگان قاجار به نام فرهاد میرزا که کمی پیش از مشروطیت در این محل حکومت می‌‌کرد، در مریوان قلعه‌ای بنا کرد که جریان بنای آن را در کتیبه‌ای که به دیوار مسجد دارالاحسان (مسجد جامع سنندج) نصب کرده، شرح داده است. این شهر مرزی در همسایگی دولت عثمانی قرار داشت و به دستور ناصرالدین شاه قاجار در سال 1282 هـ .ق قلعه‌ای مستحکم در آنجا احداث شد. در سال 1286 هـ .ق حاج فرهاد معتمدالدوله بر استحکام قلعه افزود و آن را شاه آباد نامید. در کنار همین قلعه نظامی، روستایی به وجود آمد که به نام قلعه (مریوان) نامگذاری شد. در داخل شهر به دستور حاج معتمدالدوله یک باب قنات، حکام و آب انبار احداث شد. بعد از حاج فرهاد معتمدالدوله، حاج محمد علیخان ظفرالملک قعله را وسعت داد و در داخل آبادی شاه آباد چندین باب منزل، یک کاروانسرا و قناتی دیگر احداث کرد. بعدها کلیه این تأسیسات در اثر شورش و هرج و مرج عشایر کرد منطقه، ویران شد. در اوایل حکومت پهلوی، حاکم وقت در روستای موسک دژی بنا نهاد که امروزه از آن به عنوان پادگان استفاده می‌‌شود و فاصله چندانی با شهر ندارد. پیشینه تاریخی محوطه‌های باستانی حومه مریوان مانند تپه‌های «ساوجی»،«كولان»،«مرگ»،«بیساران» و دو تپه شرقی و غربی، حاكی از استقرار انسان‌ها از دوران نوسنگی و ادامه آن در عصر مس از هزاره چهارم پیش از میلاد است و نشانه‌ دیرینگی زیست انسان در این منطقه هستند و به عنوان سنگ بنای شهرنشینی در این منطقه به شمار می‌روند. شهر مریوان از آنجا كه بر سر راه تیسفون به آتشگاه شیر«آذرگشسب»(تخت سلیمان در شمال تكاب) قرار داشته، در عهد اشكانیان و ساسانیان مورد توجه بوده است. در رساله پهلوی شهرهای ایران تصریح شده است كه بهرام گور در كنار دریاچه «بهرام آوند» یا «زری‌وار» شهری ساخت و در منابع آشوری آمده است كه «سارگن» پادشاه آشور پس از تسلط بر این منطقه، در حدود 1500 سال پیش از میلاد به جای شهر قدیمی «هار هار» در جنوب دریاچه زریبار، شهری به نام «دورآشور» یا «كارشاروكین» را می‌سازد.(یاسمی،رشید،كردو پیوستگی نژاد و تاریخ او، چاپ سوم، تهران، ابن سینا،ص49و54) در منابع اسلامی از مریوان به عنوان «دژان – دزان» نام برده‌اند. نویسنده شرفنامه از آن به نام «مهروان» یاد می‌كند و آن را یكی از پایتخت‌های كردستان می‌نامد. «قلعه مریوان» قرن‌ها در كنار «شهرزور» و «حسن آباد» و «پالنگان» مركز حكومتی خاندان‌های حكومتی كردستان بوده است. در روزگار حكومت سلیمان خان اردلان این قلعه به دستور صفی‌شاه از مریوان به «قلعه سنه» منتقل شد. زبان: كردی مذهب: سنی لهجه: كرمانجی جنوبی (سورانی) هه‌ورامانات: هه‌ورامی(گورانی) خط: كردی با حروف عربی دین: اسلام 99/92 درصد مسلمان نقاط دیدنی وجود دریاچه زریوار در غرب شهر مریوان زیبایی خاصی به این شهر بخشیده و آن را به یک ناحیه تفرجگاهی تبدیل کرده‌است. از نقاط دیدنی و جذابیتهای گردشگری این شهر می‌‌توان از کوه کانی چرمه، قلعه الهام، قلعه مریوان (قلعه هلوخان)، دریاچه زریوار، آبشار کویله، بازار مرزی باشماق، بازار داخل شهر و پوشش جنگلی اطراف مریوان نام برد. امكان و اشیاء باستانی 1ـ قلعه امام: این قلعه در سه كیلومتری شرقی شهر مریوان و بربالای كوه امام قرار دارد كه اكنون فقط آثار پله‌ها و آب‌انبار آن كه از سنگ تراشیده شده برجای مانده است. «قه‌لای ئیمام» در زمان سرخاب‌بیگ اردلان (حدود سال 945 هجری قمری) ساخته شده كه بعدها به وسیله احمد خان والی كردستان تعمیر شده و مورد استفاده قرار گرفته است. 2ـ مسجد سرخ (مزگه‌وتی سور): 3- قلعه فیلقوس 4- قلعه خاو 5- قلعه میرزا میراشه 6- قلعه توراخ تپه 7- وله گه ور 8- غار کونه شه م شه م 9- تپه کلین که وه وسعت موقعیت 28235 km2 غرب كشور ایران طول و عرض جغرافیایی: 34درجه و 44 دقیقه تا 36 درجه و 30 دقیقه شمالی و بین نصف‌‌النهارهای 45 درجه و 31 دقیقه1 تا 48 درجه و 16 دقیقه شرقی استان كردستان از شمال به سقز و كشور عراق(دره شلیر) از جنوب به پاوه و نوسود (در استان كرمانشاه) از شرق به شهرستان سنندج از غرب 100 كیلومتر مرز مشترك با كشور عراق (پنجوین) شهرستان مریوان در 125 كیلومتری غرب شهر سنندج طول و عرض جغرافیایی: 64 درجه و 10 دقیقه طول شرقی و 33 دقیقه و 35 درجه عرض شمالی ارتفاع از سطح دریا 1272 متر شهر مریوان تقسیم بندی شهرستان مریوان به تفكیك شهر، بخش، دهستان و آبادی بر اساس آمار سال 1375 تعداد آبادی: 233 تعداد دهستان: 12 مركز دهستان تعداد بخش:4 تعداد شهر:2 1ـ سرگل ـ كانی‌دینار 2ـ زریبارـ نی 3‌ـ كوسالان ـ قلاجی مركزی مریوان سرواباد 1ـ خاومیرآباد ـ برده‌ره‌شه خاومیرآباد 1ـ سه‌رشیو ــ چناره 2ـ گلچیدر ـ جانوره سه‌رشیو 1ـ كوماسی ـ پیرخضران 2ـ رزاو ـ رزاو 3ـ هه‌ورامان تخت هه‌ورامان تخت 4ـ بیساران ـ بیساران 5ـ پایگلان ـ پایگلان 6ـ ژریژه ـ ژریژه سروآباد ویژگی‌های اقلیمی با توجه به عرض جغرافیایی، منطقه مریوان دارای ویژگی‌های اقلیمی «معتدله میانی» است. اما با در نظر گرفتن كوه‌ها و ارتفاعات و دره های ژرف و عمیقی كه در تمامی منطقه گسترش یافته‌اند و همچنین وجود جنگل‌ها و پوشش گیاهی مناسب در شمال و جنوب و وجود منابع رطوبتی(رودخانه‌ها و دریاچه زریوار) موجب شده است كه در این منطقه شاهد تنوعی از اقلیم‌های مختلف باشیم. به نحوی كه از طرف سنندج به سمت مریوان از سروآباد به بعد، منطقه دارای آب و هوایی مرطوب و مدیترانه‌ای است و نواحی شمالی و جنوبی مریوان دارای آب و هوای كوهستانی است. مریوان با بارندگی سالانه بیش از 750 میلی‌متر، از پرباران‌ترین مناطق ایران به شمار می‌رود. این میزان بارندگی سبب شده است كه تمامی وسعت منطقه پوشیده از پوشش گیاهی غنی و متنوعی باشد. رودها در مسیر پرپیچ و خم و در پیوند با سرسبزس و پوشش گیاهی، مناظری دلپذیر و بدیع پدید آورده‌اند آب و هوای منطقه مریوان تحت تأثیر عوامل توده‌های هوا و جریان‌های فصول سرد و گرم و قرار دارد: 1ـ توده هوای سرد «آزروس» از جانب شمال شرقی و شرق وارد منطقه می‌شود و اغلب بارندگی را به صورت ریزش برف به دنبال دارند. 2ـ توده‌های هوای ملایم و مرطوب دریای مدیترانه و اقیانوس اطلس است كه از جانب غرب وارد این ناحیه می‌شود. 3ـ در این منطقه سرما از آبان ماه شروع و تا اسفند ماه ادامه می‌یابد. از فروردین ماه این سرما رو به كاهش گذاشته و هوا رو به اعتدال می‌رود و به طور معمول تا شهریورماه هوا معتدل است. كوه‌های منطقه نیز در مقابل جریان‌های هوایی كه از غرب وارد كشور می‌شوند، همانند دیواری پهن و عظیم مانع نفوذ رطوبت مطلوب دریای مدیترانه به نواحی داخلی كشور شده، باعث بارش نزولات جوی در منطقه می‌شوند. ارتفاعات در منطقه مریوان صرفنظر از دشت مریوان، دریاچه زریوار، دره‌های رود تازده و مریوان، اطراف رودخانه قزلجه، دره ئه‌سراوا و دره رودشیان، بقیه نقاط را كوهستان‌های مرتفع و متوسط با دره‌های تنگ و عمیق دربرگرفته است. رود شیان از آبادی «سیاناو» به سمت جنوب شرقی تا محل برخورد به رودهای مریوان و گاران و از جنوب شرقی به شمال غربی دره رود زاب تا برخورد به رودخانه «گاران» در محل دوآب، دو منطقه با ناهمواری‌های مختلف را از هم متمایز و جدا می‌كنند. در شمال ناهمواری‌های ملایم و كم‌ارتفاع با دره‌های باز و كم‌عمق در تمام جهات دیده می‌شوند. در این ناحیه تمام مناطق كوهستانی پوشیده از جنگل‌های تنگ است. وجود رودخانه‌های متعدد، دشت‌های نسبتاً وسیع و دریاچه زریبار، از مشخصات جغرافیایی قسمت شمالی منطقه است. در جنوب شرقی، بخش شمالی به استثنای كوه «كوره میانه» در شمال نگل، حداكثر ارتفاع نسبی از شمال دریاچه زریبار 1000 متر و در جنوب آن 850 متر است. پست‌ترین نقطه شمال در محل برخورد رودخانه‌های «گاران» و «رزاو» 1100 متر و بلندترین نقطه آن در قله برده‌رشه از كوه پشت شهیدان است كه بلندی آن به 2491 متر می‌رسد. در بخش جنوبی منطقه، كوهستان‌های سنگی و مرتفع با دره‌های عمیق و تنگ مشخص كننده ناهمواری‌های این ناحیه است. رشته كوه شاهو و رشته كوه‌های شمالی آن به نام‌های «حه‌شه‌‌دول» و «كوسالان» اصلی‌ترین ناهمواری‌های منطقه جنوبی را به وجود آورده‌اند. جهت این كوه‌ها شمال غربی به جنوب شرقی است. در این ناحیه اختلاف بین قله‌های بلند و عمق دره‌ها بسیار زیاد است. حداكثر ارتفاع مطلق، در كوه شاهو به 2985 متر و حداقل ارتفاع در محل برخورد و تلاقی رودهای «دواب» و «ژاورود» به كمتر از 900 متر می‌رسد. در این بخش رودخانه‌ «سیروان» از كناره كوه شاهو می‌گذرد كه بند تنگ و عمیقی را به وجود آورده است. كوه‌های مهم منطقه 1ـ كوه هه‌زار میرگه این كوه یكی از شاخه‌های «چهل چشمه» است. در شمال شرقی و شمال مریوان قرار گرفته و بلندترین قله آن به 2707 متر می‌رسد. دامنه‌های شمالی این كوه با شیب تندی به «دره شلیر» در عراق و شیب جنوبی آن به بخش «سروآباد» می‌رسد. از رشته‌های دیگر این كوه می‌توان به كوه‌های ذیل اشاره كرد. «قطون:2652 متر» ـ‌ «پیرالیاس: 2597 متر» ـ «كره میانه:2950 متر». 2ـ كوسالان در دهستان «هه‌ورامان تخت» در 32 كیلومتری جنوب مریوان قرار دارد. ارتفاع آن از سطح دریا 2620 متر است. این كوه از شمال غربی به سوی جنوب غربی(از دره‌آب سیروان تا دامنه شمالی كوه «هی‌شور») به طول 20 كیلومتر كشیده شده است كه رود سیروان از دامنه‌های شرقی آن می‌گذرد. 3ـ دربند كوه دربند در 34 كیلومتری جنوب شهر مریوان و شمال نودشه و جنوب دهستان هه‌ورامان قرار دارد. ارتفاع آن به 2770 متر می‌رسد. این كوه از شمال غربی به كوه تخت و از طرف دامنه‌های جنوب شرقی به رودخانه سیروان منتهی می‌شود. 4ـ كوه تخت این كوه در 32 كیلومتری جنوب مریوان و در هه‌ورامان تخت واقع شده است كه 2820 متر ارتفاع دارد. از شمال غربی به كوه «كمانگر» و از جنوب شرقی به كوه دربند متصل است و بخش جنوبی مریوان را از پاوه(نوسود) جدا می‌كند. 5ـ كوه پیاژه این كوه زیبا و سترگ در 24 كیلومتری جنوب شرقی مریوان در روستای «آلمانه» در دهستان سروآباد واقع شده است. بلندترین قله آن «قه‌له‌به‌رد» است كه 2953 متر ارتفاع دارد. كوه پیاژه از سمت شرق به كوه «چله‌خاند» و از شمال به كوه «شاه‌نشین» و از شمال‌غربی به كوه «كنولان» می‌پیوندد. 6ـ كوه شاهو این كوه سر به فلك كشیده، در جنوب شرقی مریوان واقع شده است و منطقه «هه‌ورامان لهون» در قسمت جنوبی آن قرار دارد كه از قسمت شمال غربی به كوه «گاول» و از شرق به كوه «قلعه گور» پیوند دارد. بلندترین قله شاهو، به نام شاه‌كوه، 3225 متر ارتفاع دارد. مشخصات كوه‌های مهم منطقه مریوان موقعیت جغرافیایی ارتفاع بلندترین قله(متر) كوه جنوب مریوان ـ هه‌ورامان تخت 3390 شاهو شرق مریوان ـ بخش سروآباد 2955 پیرالیاس 24 كیلومتری جنوب شرقی مریوان ـ روستای آلمانه 2953 پیاژه 40 كیلومتری جنوب شرقی مریوان ـ روستای نگل 2950 میانه 32 كیلومتری جنوب مریوان ـ هه‌ورامان تخت 2820 تخت 34 كیلومتری مریوان ـ هه‌ورامان تخت 2770 دربند شمال مریوان ـ چناره 2707 هزار مرتع شرق مریوان ـ بخش سروآباد 2652 سلطان احمد 32 كیلومتری جنوب شرقی مریوان 2620 كوسالان شرق مریوان ـ بخش سروآباد 2491 پشت شهیدان شرق مریوان ـ بخش سروآباد ـ هزارخانی دزلی ـ‌ دركی ـ وزمانه علیا دزلی ـ‌ دركی ـ مه‌له‌خورد دزلی ـ‌ دركی ـ مرسیا منبع:مطالعات جامع توسعه اجتماعی اقتصادی كردستان،گزارش نهایی 1375،سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان كردستان،توریسم ص213 منابع آب‌ یكی از مهمترین جاذبه‌های طبیعی توریستی منطقه مریوان منابع آب است. امكانات آبی منطقه شامل چند رودخانه دایمی و نسبتاً پرآب و دریاچه «زریبار» است. دریاچه زریبار این دریاچه با جاذبه‌ای طبیعی و منحصربه فرد، مهمترین تالاب استان كردستان به شمار می‌رود. دریاچه زریبار كه گاهی نیز دریاچه مریوان نامیده می‌شود، در 2 كیلومتری غرب مریوان و در ارتفاع 1285 متری از سطح دریا قرار دارد. آب دریاچه شیرین است و آب آن از جوشش چشمه‌های آبی كف دریاچه تأمین می‌شود. طول دریاچه 5/4 كیلومتر و عرض آن حدود 2 كیلومتر می‌باشد. وسعت آن بین 900ـ800 هكتار است. عمق دریاچه متفاوت و به طور متوسط از 3 تا 18 متر متغییر است. اطراف دریاچه از نیزارهای بلندی احاطه شده است. این دریاچه به علت داشتن آب شیرین و شرایط لازم، زیستگاه مناسبی را برای رشد و زیست انواع ماهیان به وجود آورده است. مهمترین این ماهی‌ها؛ سفید ماهی، ماهی كپور و عروس ماهی هستند. از مهمترین پرندگان مهاجر این تالاب نیز می‌توان به «چنگر»، «اردك سرسبز» و «مرگوس بزرگ» اشاره كرد كه معمولاً در فصل زمستان میهمان این دریاچه هستند. دریاچه زریبار به علت داشتن، آب شیرین، آب و هوای مناسب، پوشش گیاهی قابل توجه و وجود انواع ماهی‌ها و پرندگان آبزی از جایگاه ویژه زیباشناختی برخوردار است و همواره به عنوان یكی از جاذبه‌های مهم و پرطرفدار توریستی ـ سیاحتی منطقه مریوان، و بلكه استان كردستان مطرح بوده است. رودخانه‌ها میزان بالای بارندگی سالانه و وجود كوه‌ها و پستی و بلندی‌های بسیار در منطقه، باعث ایجاد رودخانه‌های بسیار زیبایی شده است. جدول زیر مشخصات رودخانه‌های مهم را در بر دارد. متوسط ابدهی متر مكعب در ثانیه طول آبراهه كیلومتر محل سرچشمه موقعیت رودخانه 2 5/28 ارتفاعات كاسه‌كله، اسحاق و چاله‌یان شمال دریاچه زریبار و در جهت شرقی ـ غربی به سمت مرز ایرن و عراق قزلچه سور 5/5 37 كوه‌های قمچیان،گاران،هزارخانی و قره‌الیاس 15 كیلومتری شرق مریوان در جهت شمال به جنوب و پس از دریافت آب رودخانه مریوان در دوآب تفلی به رودخانه نگل می‌پیوندد گاران 5/3 14 ارتفاعات شرقی مریوان(كوه قلعه و قله كور) شرق دریاچه مریوان در جهت غربی ـ شرقی و به گاران می‌پیوندد عصرآباد 2/2 ـ دریاچه زریبار زهكش دریاچه زریبار و از قسمت پایین دریاچه به سمت جنوب جریان دارد مریوان ـ ـ كوه‌های گلچیدر از آبادی تودارملا گذشته، پس از دریافت سرشاخه‌هایی از كوه سلطان با رودخانه شویشه یكی می‌شود نگل در منطقه مریوان از به هم پیوستن رودهای مریوان و نگل در محل دواب تشكیل می‌شود اما از بخش‌های غربی استان نیز از به هم پیوستن رودخانه‌های قشلاق و گردلان به سیروان تبدیل می‌شود از منطقه اورامانات وارد استان كرمانشاه شده و پس از پیوستن به رودخانه الوند،‌در خاك عراق با نام رود دیاله به دجله می‌ریزد. سیروان پوشش گیاهی پوشش گیاهی در مریوان بسیار غنی و متنوع است. زیرا از یك طرف از میكروكلیماهای خاصی برخوردار است و از طرف دیگر در ابتدای پیش‌كوه‌های داخلی زاگرس واقع شده است و با ناهمواری‌های متعدد و بهره‌مندی از آب و هوای مدیترانه‌ای خصوصیات ویژه‌ای را دارا است. گسترش دامنه پوشش گیاهی، از شمال غربی تا جنوب شرقی و به طور پراكنده تا شرق منطقه را در برمی‌گیرد. مساحت پوشش گیاهی جنگلی بیش از 200 هزار هكتار تخمین زده می‌شود كه بیش از 60% جنگل‌های استان كردستان را تشكیل می‌دهند. وجود درختان گوناگونی چون بید وحشی، صنوبر، چنار و سپیدار همراه با درختچه‌های بلوط و مازو كه نشان مشخصه این منطقه است، در حاشیه رودخانه‌ها و آب‌های سطحی و در مسیر دره‌ها مناظر و چشم‌اندازهای دلپذیری را تشكیل داده‌اند. این پوشش در پیوند با دریاچه زریبار منظره بسیار بكر و بدیعی را به شهر مریوان بخشیده است. شكارگاه‌ها و حیات وحش منطقه مریوان به دلیل ویژگی‌های جغرافیایی؛ وجود فضاهای كوهستانی، پوشش گیاهی مناسب و منابع آبی زیستگاه مناسبی را برای انواع جانوران وحشی، پرندگان و ماهی‌ها به وجود آورده است. از شكارگاه‌ها و مناطق مهم شكارخیز مریوان می‌توان به ارتفاعات كوسالان، كره میانه و گاران اشاره كرد. در این مناطق پستانداران گوشتخوار و علفخوار و پرندگانی زندگی می‌كنند كه به مهمترین آن‌ها اشاره می‌كنیم: پلنگ، گرگ، روباه، سگ آبی، قوچ، میش، كه‌ل و بز، خرس قهوه‌ای، گراز، خرگوش، سمورجنگلی، سنجاب، راسو و پرندگانی چون: كبك، فاخته، تیهو، عقاب جنگلی، اردك اره‌ای، داركوب، چكاوك عقاب شاهی راه‌های دسترسی به منطقه منطقه مریوان از طریق 4 محور به شهرهای اطراف متصل است: 1‌. مریوان ـ ‌سنندج: این را هتنها جهاد اسفالته اصلی است كه 128 كیلومتر طول دارد. 2‌. مریوان ـ سقز: این جاده 137 كیلومتر طول دارد و از سمت شمال مریوان را در مسیر رودخانه گاران به سقز وسل می‌نماید. 3‌. مریوان ـ كامیاران: این جاده 130 كیلومتر طول دارد كه از مریوان تا رزاو به طول 50 كیلومتر اسفالت و بقیه خاكی می‌باشد. 4‌. مریوان ـ پاوه: این راه از پیچ و خم‌های ارتفاعات هه‌ورامان می‌گذرد كه در فصل زمستان اكثراً به خاطر بارش بیش از حد برف بسته است. شخصیت ها قرن اول هجری قمری 1‌ پیرشالیاری هه‌ورامان قرن ششم هجری قمری 2‌ پیرشالیاری هه‌ورامان دوم قرن هفتم هجری قمری 3‌ پیر خضر شاهو قرن هشتم هجری قمری 4 مولانا میر محمد مردوخ قرن نهم هجری قمری 5 شیخ زكریا كاكوزكریایی 6 شیخ نعمت‌الله كاكوزكریایی اول 7 شیخ فاضل كاكوزكریایی 8 مولا محمد گشایش 9 شیخ عبدالرحمان كاكوزكریایی قرن دهم هجری قمری 10 شیخ عبدالغفار مردوخی اول 11 شیخ محمد كونه‌پوشی 12 صه‌یدی هه‌ورامی اول 13 ملا عبدالله قازی 14 شیخ شمس‌الدین مردوخی 15 شیخ ره‌زا معین الدین کاکو زکریایی قرن یازدهم هجری قمری 16 ملا ابوبكر مصنف 17 بیسارانی 18 شیخ عبدالغفار مردوخی دوم 19 شیخ ابراهیم هه‌ورامانی 20 ملا عبدالكریم چوری 21 شیخ شهاب‌الدین كاكوزكریایی قرن دوازدهم هجری قمری 22 ملا جامی چوری 23 شیخ شمس‌الدین مردوخی دوم 24 شیخ نعمت‌الله كاكوزكریایی دوم قرن سیزدهم هجری قمری 25 ملا خدر رواری 26 شیخ سعید دولاش 27 ملا احمد نودشی 28 صه‌یدی هه‌ورامی دوم قرن چهاردهم هجری قمری 29 شیخ عزیز جانوره 30 شیخ عبدالرحمان جانوره 31 حاجی ملا احمد نودشی 32 سید عبدالله مدرس چوری 33 حاجی سید حسن چوری 34 شیخ محمود لونی كاكوزكریایی 35 ملا عارف بالك 36 حاجی ملا عبدالعزیز ده‌ره‌تفی 37 خاتو خورشید 38 ملا محمدرشید مدرس 39 فرج الله زكی 40 شیخ عبدالسلام بیسارانی 41 عبدالله بگ هورامی 42 ماموستا ناری 43 ملا عبدالقادر جلالی نودشی 44 حاجی شیخ عبدالله نیزل 45 قانع 46 ملا صادق نگل 47 حاجی شیخ محمد حسامی 48 ماموستا ملا باقر مدرس بالك 49 ملا حامد بیسارانی 50 شه‌پول 51 شیخ محمد حسامی 52 شیخ نجم‌الدین مردوخی 53 ماموستا عبدالرحمان عینكی 54 شیخ ابراهیم الكردی 55 پیر یونس هه نجیران هه‌ورامان تخت روستای هه‌ورامان تخت مركز دهستان هه‌ورامانات است كه در جنوب غربی شهرستان مریوان قرار گرفته است و فاصله آن از شهر مریوان 75 كیلومتر است كه تنها 25 كیلومتر آن آسفالت و باقی آن خاكی و ناهموار است. این روستا در دره‌ای شرقی ـ غربی و در شیب تندی رو به روی یال شمالی كوه تخت واقع شده است. خانه‌ها همگی از سنگ و چوب و معمولاً به صورت «خشكه‌چینی» و بدون استفاده از گل و سیمان و پله‌كانی ساخته شده‌اند. آب و هوای آن در فصول بهار و تابستان بیار مطبوع و در زمستان‌ها بسیار سرد است. روستای هه‌ورامان تخت از جمله فضاهای روستایی است كه علاوه بر زیبایی چشم‌اندازها، به دلیل اجرای سالانه «مراسم پیرشالیار» دارای قابلیت‌های ارزشمند توریستی است.(از عكس‌های نصرالله كسراییان استفاده شود) مراسم پیرشالیار یا پیرشهریار یكی از جشن‌های قدیمی استان كردستان در منطقه مریوان در روستای هه‌ورامان تخت برگزار می‌شود. مراسم آیینی «پیرشالیار» همه ساله در روز 45 زمستان (فاصله دوم تا چهادرهم بهمن‌ماه) به مدت دو هفته در روزهای چهارشنبه و پنج‌شنبه هر هفته برپا می‌شود. مراسم جشن دارای مراحل متنوعی است و سازماندهی و تعیین روز شروع جشن به عهده «متولی پیر» است كه یكی از اهالی روستا بوده و تولیت در خانواده آن‌ها موروثی است: مرحله نخست یا «مرحله خبر» كه با جمع‌آوری گردوهای باغ پیر و توزیع آن در بین اهالی روستا و چند روستای مجاور شروع می‌شود به همه اعلام می‌كنند كه هفته آینده مراسم آغاز خواهد شد.هر خانواده در مقابل گردوی دریافتی مقداری حبوبات می‌دهد. یك هفته بعد «مرحله قربانی» است. در این مرحله دام نذری توسط شخصی كه از نظر سلسله مراتب طریقت دارای مقام و منزلتی است، ذبح می‌شود و سایرین نیز قربانی‌های خود را ذبح می‌كنند. سپس با گوشت قربانی‌ها غذای مخصوصی به نام «هولوشین» می‌پزند و بین اهالی تقسیم می‌كنند. بعد از انجام قربانی و پختن هریسه مراسم ذكر برگزار می‌شود. در این مرحله مردم آبادی بر سر آرامگاه پیرشالیار جمع می‌شوند و مراسم ذكر همراه با دف زدن و رقص دسته‌جمعی (هه‌لپه‌ركی) مردان آغاز می‌شود كه مراسمی بسیار با شكوه و تماشای است و هر بیننده‌ای را به وجد می‌آورد. (در گوشه‌ای از روستا خانه‌ای قدیمی وجود دارد كه به منزل پیرشالیار مشهور است و در آن گنجه‌ای است كه یادگارهای پیر را در آن نگهداری می‌كنند. مردم هه‌ورامان بر این باورند كه تمامی مردم روستا در آنجا جا می‌شوند. بنابراین جمعیتی حدود 1000 نفر در آنجا جمع شده و پس از بوسه زنی بر یادگارها در مراسم رقص و دف زنی شركت می‌كنند.) پس از گذشت حدود 100 روز یعنی تقریباً از دهم اردیبهشت ماه سراسر هه‌ورامان از سسبزی و طراوت همانند بهشت است، همه مردم بر سر تربت پیر گرد می‌آیند و در آنجا سنگی است كه مردم معتقدند كه هر ساله پس از شكستن آن دوباره سبز می‌روید. پس هر كس قطعه بسیار كوچكی از سنگ را می‌شكند و برمی‌دارد و باور دارد كه شفابخش است. این روز با برپایی مراسم ذكر همراه با دف‌زنی و رقص مذهبی پایان می‌یابد.


تاريخ : یکشنبه یکم مرداد 1385 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

متن قرآن همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان


شماره جزء شماره حزب    
نام سوره شماره سوره شماره آيه شماره صفحه   جستجو راهنما



تاريخ : سه شنبه ششم تیر 1385 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ    به نام خداوند بخشنده و مهربان
١ وَالْعَدِيَتِ ضَبْحًا     قسم به اسباني که نفسشان به شماره افتاد
٢ فَالْمُورِيَتِ قَدْحًا      و در تاختن از سم ستوران بر سنگ آتش افروزند
٣ فَالْمُغِيرَتِ صُبْحًا    در صبحگاه آنها را به اسرات گرفتند.
٤ فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا     و گرد و غبار برانگيختند
٥ فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا   و سپاه دشمن را همه در ميان گرفتند
٦ إِنَّ الْإِنسَنَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ     انسان نسبت به پروردگار خويش ناسپاس است
٧ وَإِنَّهُ عَلَی ذَلِكَ لَشَهِيدٌ    او به اين واقعيت شهادت می دهد.
٨ وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ    او بيش از حد به ماديات علاقه دارد
٩ أَفَلَا يَعْلَمُ إِذَا بُعْثِرَ مَا فِي الْقُبُور آيا او درك نمی كند روزی می آيد كه گورها بازمیشودند؟    
١٠ وَحُصِّلَ مَا فِي الصُّدُورِ    و تمام اسرار آشكار می گردند
١١ إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَخَبِيرٌ    در آن روز، خواهند فهميد، كه پروردگارشان كاملاً از آنها آگاه بوده است


تاريخ : دوشنبه هفتم آذر 1384 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
به نام خدا ،خداي شهدا

رفتي و اين حوالي خالي شد از صدايت

ديگر نماند حتي نقشي ز رد پايت

رفتي و شاپركها اينجا دگر نماندند

بعد از تو قاصدكها آواز كوچ خواندند

رفتي و سينه ي من خالي شد از ترنم

خشكيد بر لب من ته مانده ي تبسم

با رفتن تو گويي احساس مرد و پوسيد

لبهاي خسته ام را گويي كه مرگ بوسيد

با گرچه روزگاري با هم شروع كرديم

از ابتداي اين راه با هم طلوع كرديم

اما تو رفتي و من تنها شدم در اين راه

همراه نيمه راهم!رفتي؟خدا به همراه...


تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

 

بسم رب الشهداوالصديقين

نگاهي به حقيقت شهادت

شهادت فنا شدن انسان براي نيل به سرچشمه نور و نزديك شدن به هستي مطلق است. شهادت عشق به وصال محبوب و معشوق در زيباترين شكل است. شهادت مرگي از راه كشته شدن است، كه شهيد آگاهانه و بخاطر هدف مقدس و به تعبير قرآن ((في سبيل الله)) انتخاب مي كند. يعني شهيد در راهي كشته مي شود كه هر دو ارزش آگاهانه و في سبيل الله را داراست و چنين مرگي است كه به تعبير پيامبر((ص)) شريفترين و بالاترين نوع مردن است (اَشرُفُ المُوًتِ قَتْلُ الشَّهادَهِ) و علي(ع) آن را گرامي ترين نوع مردن مي داند. (اَكْرُمُ المُوًتِ اَلْقُتْلُ)

شهادت همانا پايان دادن به فروغ درخشان حيات در كمال هشياري و آزادي است براي رسيدن به هدفي كه والاتر از حيات طبيعي است. شهادت پايان دادن به حيات طبيعي براي دفاع از ارزشهاي انساني در جامعه است. شهادت شكافتن كالبد جسماني براي رسيدن به مقام شهود و حضور الهي است. شهادت رسيدن به مرتفع ترين قله هاي كمال و انسانيت است. با توجه به تعاريف فوق، كسي كه مرگ شهادت را انتخاب مي كند ((شهيد)) ناميده مي شود. شهيد در لغت به معني ((گواه)) است و در اصطلاح به كسي گويند كه در مجراي شهادت قرار گرفته و در راه خدا كشته مي شود.

تعريف مشترك و جامع براي شهادت اين است كه : شهادت عبارت است از زندگي در حال هشياري، و آزادي در راه وصول به هدف عالي تر از زندگي طبيعي بواسطه شهادت. اين خصيصه و پديده اي است كه همه شهدا داراي آن مي باشند. در مقابل اين مرتبه والاي شهادت حداقل توصيفي كه مي توان براي شهادت در نظر گرفت عبارت است از اينكه : شهادت عبارت است از انقلاب دروني ناگهاني همراه با هشياري و آزادي در پايان دادن به زندگي دنيوي و مادي و رسيدن به حيات طيبه.

شهادت نوعي از مرگ نيست بلكه صفتي از ((حيات معقول)) است. زيرا حيات معمولي كه متاسفانه اكثريت انسانها را اداره مي كند، همواره خود و ادامه بي پايان خود را مي خواهد، ليكن در حيات معقول فرد آن زندگي پاك از آلودگي ها كه خود را در يك مجموعه بزرگي به نام جهان هستي در مسير تكاملي مي بيند كه پايانش منطقه جاذبه الهي است. شهيد با داشتن اين حيات خود را موجي از مشيت خداوندي مي داند كه اگر سر بكشد و در اقيانوس هستي نمودار گردد، رو به هدف اعلا مي رود و اگر فرود بيايد و كالبد بشكافد صداي اين شكاف عامل تحرك امواج ديگر خواهد بود كه آنهم جلوه اي ديگر از مشيت الهي مي باشد. لذا شهيد همواره زنده است و حيات و ممات او همواره صفتي است براي حيات طيبه و به مصداق آيه شريفه قرآن كه مي گويد :

و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتاً بل احياءُ عند ربهم يرزقون

(169 آل عمران)

و گمان مبر آنان كه در راه خدا كشته شده اند، مردگاني هستند، بلكه آنان زنده و در بارگاه پروردگارشان بهره مندند.

شهيد همواره زنده است و مرگ او در واقع انتقال از حيات جاري در سطح طبيعت به حيات پشت پرده آن مي باشد.

شهادت فنا شدن انسان براي نيل به سرچشمه نور و نزديك شدن به هستي مطلق است. شهادت عشق به وصال محبوب و معشوق در زيباترين شكل است. شهادت مرگي از راه كشته شدن است، كه شهيد آگاهانه و بخاطر هدف مقدس و به تعبير قرآن ((في سبيل الله)) انتخاب مي كند. يعني شهيد در راهي كشته مي شود كه هر دو ارزش آگاهانه و في سبيل الله را داراست و چنين مرگي است كه به تعبير پيامبر((ص)) شريفترين و بالاترين نوع مردن است (اَشرُفُ المُوًتِ قَتْلُ الشَّهادَهِ) و علي(ع) آن را گرامي ترين نوع مردن مي داند. (اَكْرُمُ المُوًتِ اَلْقُتْلُ)

شهادت همانا پايان دادن به فروغ درخشان حيات در كمال هشياري و آزادي است براي رسيدن به هدفي كه والاتر از حيات طبيعي است. شهادت پايان دادن به حيات طبيعي براي دفاع از ارزشهاي انساني در جامعه است. شهادت شكافتن كالبد جسماني براي رسيدن به مقام شهود و حضور الهي است. شهادت رسيدن به مرتفع ترين قله هاي كمال و انسانيت است. با توجه به تعاريف فوق، كسي كه مرگ شهادت را انتخاب مي كند ((شهيد)) ناميده مي شود. شهيد در لغت به معني ((گواه)) است و در اصطلاح به كسي گويند كه در مجراي شهادت قرار گرفته و در راه خدا كشته مي شود.

تعريف مشترك و جامع براي شهادت اين است كه : شهادت عبارت است از زندگي در حال هشياري، و آزادي در راه وصول به هدف عالي تر از زندگي طبيعي بواسطه شهادت. اين خصيصه و پديده اي است كه همه شهدا داراي آن مي باشند. در مقابل اين مرتبه والاي شهادت حداقل توصيفي كه مي توان براي شهادت در نظر گرفت عبارت است از اينكه : شهادت عبارت است از انقلاب دروني ناگهاني همراه با هشياري و آزادي در پايان دادن به زندگي دنيوي و مادي و رسيدن به حيات طيبه.

شهادت نوعي از مرگ نيست بلكه صفتي از ((حيات معقول)) است. زيرا حيات معمولي كه متاسفانه اكثريت انسانها را اداره مي كند، همواره خود و ادامه بي پايان خود را مي خواهد، ليكن در حيات معقول فرد آن زندگي پاك از آلودگي ها كه خود را در يك مجموعه بزرگي به نام جهان هستي در مسير تكاملي مي بيند كه پايانش منطقه جاذبه الهي است. شهيد با داشتن اين حيات خود را موجي از مشيت خداوندي مي داند كه اگر سر بكشد و در اقيانوس هستي نمودار گردد، رو به هدف اعلا مي رود و اگر فرود بيايد و كالبد بشكافد صداي اين شكاف عامل تحرك امواج ديگر خواهد بود كه آنهم جلوه اي ديگر از مشيت الهي مي باشد. لذا شهيد همواره زنده است و حيات و ممات او همواره صفتي است براي حيات طيبه و به مصداق آيه شريفه قرآن كه مي گويد :

و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتاً بل احياءُ عند ربهم يرزقون

(169 آل عمران)

و گمان مبر آنان كه در راه خدا كشته شده اند، مردگاني هستند، بلكه آنان زنده و در بارگاه پروردگارشان بهره مندند.

شهيد همواره زنده است و مرگ او در واقع انتقال از حيات جاري در سطح طبيعت به حيات پشت پرده آن مي باشد.

شهادت فنا شدن انسان براي نيل به سرچشمه نور و نزديك شدن به هست



تاريخ : دوشنبه شانزدهم خرداد 1384 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء



ترتیل قرآن با قرائت استاد شهریار پرهیزگار
1 الفَاتِحَة 1 99 0:00:49
2 البَقَرة (آیه 69 - 1) 1 2,962 0:25:15
2 البَقَرة (آیه 141 - 70) 1 3,212 0:27:23
2 البَقَرة (آیه 196 - 142) 2 2,999 0:25:34
2 البَقَرة (آیه 245 - 197) 2 2,950 0:25:10
2 البَقَرة (آیه 286 - 246) 3 و 2 3,116 0:26:34
3 آل عِمران (آیه 64 - 1) 3 2,918 0:24:53
3 آل عِمران (آیه 132 - 65) 4 و 3 2,947 0:25:08
3 آل عِمران (آیه 200 - 133) 4 3,158 0:26:56
4 النِساء (آیه 50 - 1) 5 و 4 3,160 0:26:57
4 النِساء (آیه 107 - 51) 5 3,160 0:26:57
4 النِساء (آیه 176 - 108) 6 و 5 3,244 0:27:40
5 المَائِده (آیه 23 - 1) 6 1,935 0:16:30
5 المَائِده (آیه 68 - 24) 6 2,594 0:22:07
5 المَائِده (آیه 120 - 69) 7 و 6 2,695 0:22:59
6 الأنعام (آیه 58 - 1) 7 2,336 0:19:55
6 الأنعام (آیه 110 - 59) 7 2,307 0:19:40
6 الأنعام (آیه 165 - 111) 8 2,657 0:22:39
7 الأعراف (آیه 73 - 1) 8 2,968 0:25:19
7 الأعراف (آیه 150 - 74) 9 و 8 2,951 0:25:10
7 الأعراف (آیه 206 - 151) 9 2,926 0:24:57
8 الأنفال 9 3,287 0:28:00
9 التّوبه (آیه 60 - 1) 10 3,179 0:27:05
9 التّوبه (آیه 129 - 61) 11 و 10 3,219 0:27:25
10 یونس (آیه 50 - 1) 11 2,037 0:17:20
10 یونس (آیه 109 - 51) 11 1,972 0:16:47
11 هود (آیه 57 - 1) 12 و 11 2,369 0:20:10
11 هود (آیه 123 - 58) 12 2,423 0:20:38
12 یوسف (آیه 52 - 1) 12 1,968 0:16:45
12 یوسف (آیه 111 - 53) 13 2,055 0:17:29
13 الرّعد 13 2,077 0:17:41
14 إبراهیم 13 2,082 0:17:43
15 الحجر 14 1,508 0:12:50
16 النّحل (آیه 66 - 1) 14 2,223 0:18:55
16 النّحل (آیه 128 - 67) 14 2,265 0:19:17
17 الإسراء (آیه 49 - 1) 15 1,480 0:12:35
17 الإسراء (آیه 111 - 50) 15 1,973 0:16:47
18 الکهف (آیه 45 - 1) 15 1,740 0:14:48
18 الکهف (آیه 110 - 46) 16 و 15 1,874 0:15:57
19 مریم 16 2,119 0:18:02
20 طه 16 2,762 0:23:32
21 الأنبیاء 17 2,775 0:23:38
22 الحجّ 17 2,855 0:24:19
23 المؤمنون 18 2,707 0:23:03
24 النّور (آیه 34 - 1) 18 1,598 0:13:35
24 النّور (آیه 64 - 35) 18 1,820 0:15:29
25 الفرقان 19 و 18 2,092 0:17:48
26 الشّعراء 19 3,027 0:25:47
27 النّمل 20 و 19 2,685 0:22:52
28 القصق (آیه 41 - 1) 20 1,647 0:14:00
28 القصق (آیه 88 - 42) 20 1,728 0:14:42
29 العنکبوت 21 و 20 2,369 0:20:10
30 الرّوم 21 2,056 0:17:30

31 لُقمان 21 1,306 0:11:06
32 السَّجدة 21 976 0:08:17
33 الأحزاب (آیه 30 - 1) 21 1,147 0:09:45
33 الأحزاب (آیه 73 - 31) 22 2,039 0:17:21
34 سَبأ 22 2,043 0:17:23
35 فاطِر 22 1,784 0:15:10
36 یس 23 و 22 1,738 0:14:47
37 الصَّافّات 23 1,880 0:16:00
38 ص 23 1,529 0:13:00
39 الزُّمَر 24 و 23 2,647 0:22:32
40 غَافِر 24 2,759 0:23:30
41 فُصّلت 25 و 24 2,029 0:17:16
42 الشّوری 25 2,009 0:17:08
43 الزُّخرُف 25 2,027 0:17:17
44 الدُّخان 25 858 0:07:18
45 الجاثیة 25 1,098 0:09:21
46 الأحقاف 26 1,358 0:11:34
47 مُحَمَّد 26 1,156 0:09:51
48 الفَتح 26 1,186 0:10:06
49 الحُجُرات 26 790 0:06:44
50 ق 26 754 0:06:25
51 الذّاریات 27 و 26 827 0:07:02
52 الطّور 27 733 0:06:14
53 النَّجم 27 847 0:07:13
54 القَمَر 27 786 0:06:42
55 الرَّحمن 27 918 0:07:49
56 الواقعة 27 929 0:07:55
57 الحَدید 27 1,235 0:10:31
58 المُجادلة 28 1,149 0:09:47
59 الحَشر 28 999 0:08:30
60 المُمتَحنَة 28 828 0:07:03

61 الصَّف 28 477 0:04:03
62 الجُمعة 28 367 0:03:07
63 المُنافِقون 28 405 0:03:26
64 التَّغابُن 28 508 0:04:19
65 الطّلاق 28 674 0:05:44
66 التَّحریم 28 607 0:05:10
67 المُلک 29 779 0:06:38
68 القَلم 29 786 0:06:41
69 الحاقـّة 29 667 0:05:40
70 المَعارج 29 557 0:04:44
71 نُوح 29 524 0:04:28
72 الجنّ 29 634 0:05:24
73 المُـزَّمِّل 29 483 0:04:06
74 المُدَّثر 29 654 0:05:34
75 القیامَة 29 379 0:03:13
76 الإنسان 29 651 0:05:32
77 المُرسَلات 29 520 0:04:25
78 النَّبأ 30 438 0:03:43
79 النّازعات 30 422 0:03:45
80 عَبَس 30 358 0:03:02
81 التَّـکویر 30 243 0:02:03
82 الإنفِطار 30 195 0:01:39
83 المُطَفّفین 30 404 0:03:26
84 الإنشِقاق 30 265 0:02:15
85 البُرُوج 30 269 0:02:17
86 الطّارق 30 177 0:01:30
87 الأعلی 30 196 0:01:39
88 الغاشیة 30 240 0:02:02
89 الفَجر 30 361 0:03:04
90 البَلد 30 207 0:01:45

91 الشَّمس 30 153 0:01:17
92 اللَیل 30 197 0:01:40
93 الضّحی 30 116 0:00:58
94 الشَرح 30 68 0:00:34
95 التّین 30 95 0:00:48
96 العَلق 30 285 0:02:25
97 القَدر 30 77 0:00:39
98 البَیـِّنة 30 234 0:01:59
99 الزَّلزَلة 30 113 0:00:57
100 العَادیات 30 119 0:01:00
101 القَارعة 30 118 0:00:59
102 التَّـکاثُر 30 91 0:00:46
103 العَصر 30 45 0:00:22
104 الهُمَزة 30 91 0:00:46
105 الفیل 30 69 0:00:34
106 قُـرَیش 30 63 0:00:31
107 المَاعُون 30 82 0:00:41
108 الکوثر 30 38 0:00:19
109 الکافِرون 30 71 0:00:35
110 النَّصر 30 57 0:00:28
111 المَسَد 30 62 0:00:31
112 الإخلاص 30 37 0:00:18
113 الفَلق 30 54 0:00:27
114 النَّاس 30 70 0:00:33



تاريخ : شنبه هفدهم اردیبهشت 1384 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
 

شهيد يکي از اسامي خداوند متعال است که 19 بار در قرآن بکار رفته است و گوياي علم خداوند به عالم جزئيات است

شهيد در قرآن به پيامبر، فرشته مراقب اعمال انسان، امت اسلام، گواه، حاضر، شريک و بالاخره جان باخته در راه خدا نيز آمده است.
چرا کشته در راه خدا را شهيد گويند؟ زيرا خداوند و فرشتگانش بر رستگاري او گواهند يا در روز قيامت گواهي مي‌دهد يا فرشتگان بر مشهد او حاضر شوند.
شعار امت اسلام مبني بر «شهيدان زنده‌اند الله اکبر» منبعث از 2 آيه قرآن است که فرموده (ولاتحسبن) نه بپنداريد(ولاتقولوا) و نه بگوييد که شهيدان مرده‌اند(بل احياء عند ربهم يرزقون) بلکه آنان نزد پروردگارشان روزي ميخورند و در عالمي هستند كه ما درك نمي كنيم ( ولكن لا نسغرون )روزي مخصوص زندگان است و زندگان روزي مي خورن از اين رو شهيدان زنده هستند چون روزي مي خورند و روزي مي خورند فلذا زنده هستند آن هم نزد پروردگارشان و در جايگاهي بس رفيع.
چنين است که شهيدان مورد پوشش و رحمت و غفران الهي هستند (ولئن قتلهم في سبيل الله اومتم لمغفره من الله و رحمه خير مما يجمعون)
و چرا چنين نباشند زيرا کس که تمام هستي و عزيزترين چيزش (يعني جانش را در راه خدا مي دهد خداوند هم همه گناهان او را مي بخشد و در بهشت او را وارد خواهد کرد(فالذين هاجروا و اخرجوا من ديارهم و اوزا في سبيلي و قاتلوا و قتلوا لاکفرن عنهم سيئاتهم ولادخلتهم جنات....)
و بدين جهت شهيدان داراي مقام بلندي هستند که در کنار انبياء و صالحين و صدقين نام برده شده اند و اين نيز از نعمتهاي الهي بر آنان است(و من يطع الله و الرسول فاولئک مع الذين انعم الله عليهم من النبين والصدقين و الشهداء و صالحين و حسن اولئک رفيقا)
بي جهت نيست که بخاطر اين جانفشاني خداوند به آنان اجر عظيم مي دهد(و من تقاتل في سبيل الله فيقتل او يغلب فسوف نوتيه اجرا عظيما)
و در قيامت نيز به بهشت مورد نظر خود در خواهند آمد(ليدخلنهم مدخلا يرضونه و ان الله لعليم حليم)



تاريخ : شنبه هفدهم اردیبهشت 1384 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
 

شهيد يکي از اسامي خداوند متعال است که 19 بار در قرآن بکار رفته است و گوياي علم خداوند به عالم جزئيات است

شهيد در قرآن به پيامبر، فرشته مراقب اعمال انسان، امت اسلام، گواه، حاضر، شريک و بالاخره جان باخته در راه خدا نيز آمده است.
چرا کشته در راه خدا را شهيد گويند؟ زيرا خداوند و فرشتگانش بر رستگاري او گواهند يا در روز قيامت گواهي مي‌دهد يا فرشتگان بر مشهد او حاضر شوند.
شعار امت اسلام مبني بر «شهيدان زنده‌اند الله اکبر» منبعث از 2 آيه قرآن است که فرموده (ولاتحسبن) نه بپنداريد(ولاتقولوا) و نه بگوييد که شهيدان مرده‌اند(بل احياء عند ربهم يرزقون) بلکه آنان نزد پروردگارشان روزي ميخورند و در عالمي هستند كه ما درك نمي كنيم ( ولكن لا نسغرون )روزي مخصوص زندگان است و زندگان روزي مي خورن از اين رو شهيدان زنده هستند چون روزي مي خورند و روزي مي خورند فلذا زنده هستند آن هم نزد پروردگارشان و در جايگاهي بس رفيع.
چنين است که شهيدان مورد پوشش و رحمت و غفران الهي هستند (ولئن قتلهم في سبيل الله اومتم لمغفره من الله و رحمه خير مما يجمعون)
و چرا چنين نباشند زيرا کس که تمام هستي و عزيزترين چيزش (يعني جانش را در راه خدا مي دهد خداوند هم همه گناهان او را مي بخشد و در بهشت او را وارد خواهد کرد(فالذين هاجروا و اخرجوا من ديارهم و اوزا في سبيلي و قاتلوا و قتلوا لاکفرن عنهم سيئاتهم ولادخلتهم جنات....)
و بدين جهت شهيدان داراي مقام بلندي هستند که در کنار انبياء و صالحين و صدقين نام برده شده اند و اين نيز از نعمتهاي الهي بر آنان است(و من يطع الله و الرسول فاولئک مع الذين انعم الله عليهم من النبين والصدقين و الشهداء و صالحين و حسن اولئک رفيقا)
بي جهت نيست که بخاطر اين جانفشاني خداوند به آنان اجر عظيم مي دهد(و من تقاتل في سبيل الله فيقتل او يغلب فسوف نوتيه اجرا عظيما)
و در قيامت نيز به بهشت مورد نظر خود در خواهند آمد(ليدخلنهم مدخلا يرضونه و ان الله لعليم حليم)



تاريخ : جمعه هفتم اسفند 1383 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

* به کسانی که در راه خدا کشته می شوند مرده نگویید بلکه آنان زنده اند اما شما در نمی یابید. (بقره١٥٤)

           

            * حضرت رسول(ص): ((هرکس صادقانه از خداوند شهادت بطلبد خداوند او را به مقام شهیدان می رساند هرچند در بستر بمیرد. (بحار ج ١٠٠ - ص٨)

           

            * حضرت رسول(ص): ((دو چشمند که آتش به آنها نمی رسد؛ چشمی که از ترس خدا بگرید و چشمی که شبها در راه خدا نگهبانی و پاسداری کند. (سنن ج٣ ص٩٦)

           

            * حضرت رسول(ص): ((یک روز پاسداری و مرزبانی در راه خدا از یک ماه شب زنده داری و روزه داری بهتر است. (عوالی اللثالی ج یکم ص ٨٧)

* اینک در قبال خون پاک شهیدان دو وظیفه سنگین و مهم بر عهده ما قرار گرفته است؛ الف) زنده نگه داشتن یاد وخاطره آن راد مردان که وظیفه وجدانی، عاطفی، اسلامی، ملی و انسانی است، عزت امروز اسلام و مسلمین ثمره خون شهداء است. عظمت ما بخاطر شهادت جوانان و فرزندان این ملت است. یاد شهداء باید همیشه در فضای جامعه زنده باشد، خاطره شهداء را باید در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگه داشت. زنده نگه داشتن یاد شهداء باعث تداوم حرکت انقلاب است. ب) اقتدا به شهداء و تقویت روحیه ی شهادت طلبی در وجود خویش و در جامعه و انتقال این روحیه به نسل آینده. یکی از میانبر ترین راهها در عرصه پاکی و تهذیب نفس تحصیل روحیه ی شهادت طلبی است، به گونه ای که انسان خود را سرباز عاشق و فدایی امام زمان(عج) بداند و آماده ی هر گونه جان فشانی در رکاب امام خویش باشد. روحیه ی شهادت طلبی کیمیا است، کیمیایی که از هزاران درد بی درمان روحی و اخلاقی به یکباره نجاتمان می بخشد، چنین روحیه ای قطره ناچیز وجود ما را به افیانوس عظیمی از قدرت، معنویت و نورانیت متصل ساخته و ما را به مقام معیت و همراهی با امام زمانمان ارواحنا فداه می رساند. (فرازی از زهنمودهای مقام معظم رهبری مدظله العالی در باره شهداء)

           

            * یکبار در عملیات یک سرتیپ عراقی را اسیر گرفتیم و برای تخلیه اطلاعات به داخل سنگر فرماندهی آوردیم. بر در و دیوار سنگر نگاه می کرد و حرص می خورد و می گفت : من سرتیپم! یک نفر را ، که هم رده من باشد بیاورید تا با او صحبت کنم. مترجم، کسانی را که آنجا بودند معرفی کرد: قائم مقام سپاه، یکی دو فرمانده لشگر و ... سرتیپ عراقی همان طور که بهت زده نگاه می کرد بلند شد و سه بار گفت به خدا این صدر اسلام است. بعد گفت که نقشه منطقه را بیاورید و شروع به توجیه مواضع نیروهای خودشان برای ما کرد... (مجموعه روزگاران)

           

            * یکبار برای یوسف کلاه دوز قائم مقام فرماندهی کل سپاه غذا بردم. ناراحت شد و گفت: ((دیگر از این کاراها نکن برادر، من هم باید مثل سایرین، غذا را در غذاخوری بخورم.)) بعد از غذا همیشه ظرف غذایش را هم می شست و هرگز این کارها را به دیگری واگذار نمی کرد.(هاله ای از نورص٢١۵)

           

            * در راه تداوم و صدور انقلاب اسلامی تا پای جان بایستید. (شهید محسن گلستانی)

           

            * درگیری در تمام شهر سنندج ادامه داشت و کسی جرأت بیرون آمدن از خانه را نداشت تنها صدائی که در شهر به گوش میرسید صدای گلوله بود به شهید محمد بروجردی خبر دادند که در نقطه ای در شهر خانم بارداری در حال وضع حمل است و انتقال او به بیمارستان ممکن نیست شهید بروجردی با همان سر و صورت غبار گرفته نشانی منزل آن خانم را گرفت و بیدرنگ سوار ماشین شد و خودش به آنجا رفت، به کمک اطرافیان او را سوار ماشین کرد و به بینارستان انتقال داد پس از اطمینان خاطر از سلامتی آن خانم به مقر برگشت. (چون کوه با شکوه ص١٠٣)

           

            * حاج احمد متوسلیان می گفت: ((من خیال می کردم خودم آدم جسوری هستم اما این حاج همت پاک روی دست ما زده. روز تظاهرات در عربستان، او یکسری از برچسبهای تصاویر حضرت امام را توی جیب دشداشه اش گذاشته بود هر چند لحظه یک بار در حالی که برچسب را

کف دستش مخفی کرده بود به طرف مأموران پلیس سعودی می رفت و به بهانه معانقه دست در گردن آنها می انداخت و

١٩

آن عکس را پشت کلاه کاسکت آنها می چسباند و مردم می خندیدند. (همپای ساعقه ص٧٢)

           

            * همسر شهید جهان آرا: ((او به همراه همکارانش شبانه روز به مرز می رفت و تحرکات عراق را زیر نظر داشت بنی صدر هم خبرها را قبول نمی کرد و می گفت از حمله عراق به ایران خبری نیست.

با شهید رجائی هم در ارتباط بود. حتی یکبار خود من هم که به تهران آمدم با همسر شهید رجائی در باره اوضاع وخیم خرمشهر صحبت کردم. اما تلاشهای آقای رجائی هم تأثیری در بنی صدر نداشت.

تجهیزات کمی در سپاه خرمشهر بود و محمد فقط می توانست دوره های رزمی را برای نیروهای سپاه فشرده تر کند و آنان را برای مقابله آماده کند... آنچه محمد می کرد از دیانت و غیرت دینی اش بود. (خرمشهر،کو جهان آرا ص١٧)

* از جمله شایعاتی که لیبرال ها علیه حاج احمد متوسلیان سر زبانها انداختند، این بود که شایعه کردند فرمانده سپاه مریوان منافق است. البته وقتی این شایعه به گوش حاج احمد رسید، با آنکه از درون می سوخت با حلم وصبر چیزی نمی گفت و می خندید! کار به حدی بالا گرفت که خبر رسید از دفتر امام(ره) حاج احمد را خواسته اند.

حاج احمد، بعد از مراجعت به مریوان از پیش امام(ره) آنقدر خوشحال بود که با اصرار بچه ها آنچه را دیده بود برای مان تعریف کرد. گفت: ((خدمت امام رسیدم، دیگر نفهمیدم چه شد... بغض گلویم را گرفته بود، مگر می شود باور کرد؟ مرا به خدمت امام آورده اند؟ بعد امام فرمود: احمد! شما را می گویند منافق هستی؟ گفتم: بله! همین حرفها را می زنند! دیگر نتوانستم چیزی بگویم. بعد امام فرمودند: برگرد همان جا که بودی، محکم بایست و به کارت ادامه بده.)) وقتی احمد به اینجای حکایت رسید با ذوق و شوق گفت: ((حالا دیگر غمی ندارم، تأییدیه از حضرت امام گرفتم.)) (سرداران ولایت مدار ص٧٥ تا ٧٧)

* اگر توانستید جنازه ام رابه عقب  بیاورید، آن را به روی مین های دشمن بیندازید تا اقلاً جنازه من کمکی به حاکمیت اسلام کرده باشد. ان شاء الله. (آخرین دست نوشته شهید محسن وزوایی)

* گفتم: ((برم ببینم به من پوتین میدن؟)) گفت:     ((مگه پوتینت چشه؟))

گفتم: ((پامو فشار می ده. خیلی اذیت می کنه.)) خندید و گفت: ((بیا، یک دقیقه)) دستم را کشید برد پشت سنگر گفت: ((ببین.)) کف پوتینش رفته بود. جا به جای پایش تاول زده بود. (یادگاران٦٧/٧)

* افسر بعثی خطاب به اسیر گفت: ((چند سالته)) اسیر گفت: ((١٥سال)) افسر گفت: ((تو چرا به جنگ آمدی کوچولو؟ تو هنوز باید پستانک بخوری. جبهه آمدی چکار؟)) اسیر نوجوان گفت: ((شما درست می گوئید، من باید پستانک بخورم،اما پستانک من در حقیقت ضامن نارنجک است. همان نارنجکی که تانکهای شما را به هوا می فرستد!)) (کتاب رنج شیرین،خاطرات آزاده دلآور احمد یوسف زاده)

* همیشه تو دل فرماندهان این ترس بود که مبادا چون به طور کلاسیک درس نظامی گری نخوانده ایم ، بر اثر اشتباه وبی جهت،جان زیردستمان را به خطر بیاندازیم این ترس همیشه با ما بود تا این که تصمیم گرفتیم موضوع را با امام، مطرح کنیم. وقتی خدمت ایشان رسیدیم فرمودند: ((شما فکر نکنید همینطور عبث آمده اید و در جنگ شرکت کرده اید اگر امروز در جنگ مسئولیتی دارید، اسم شما در لوح محفوظ است. همچنین کسانی که شهید می شوند. وظیفه ی شما دقت در حفظ جان نیروهاست نه حفظ جان آنها. (از مجموعه روزگاران)

* همه چی درست بود. فقط نمی دانستیم با این صدا چه کار کنیم؛ اشنوگرها را می گذاشتیم توی دهانمان می رفتیم زیر آب. وقتی نفس را می دادیم بیرون لوله اشنوگر صدا می داد؛ مثل سوت. مداح گردان بود. آمد و گفت: ((من راهش رو پیدا کردم. نیگا کنین!)) اشنوگر را گذاشت توی دهانش. نفس کشید. صدا نداشت. گفت: ((موقع نفس کشیدن، توی دلتون بگین سبحان الله. توی ((ح)) نفستونو بدین بیرون. اصلاً هم صدا نداره.)) (یادگاران۴٨/٧)

* جهان آرا به ما تکلیف کرده بود برویم خدمت امام. تا وسط های جاده که رفتیم دیدیم که عراقیها جاده را بسته اند. باید از آب می رفتیم. یک قایق پیدا کردیم، بدون قایق ران. به قرآن استخاره زدم، داستان به آب انداختن موسی آمد. گفتم: ((بچه ها آماده شید بریم.)) گفتند: ((چه جوری؟ شط عمیقه. عده مون زیاده، از ظرفیت قایق هم بیشتره. شنا هم بلد نیستیم.)) گفت: ((خدا حضرت موسی را نجات داد، ما رو هم نجات می ده.)) دو تا چوب پیدا کردیم به جای پارو و زدیم به آب. هواپیماهای عراقی از بالای سرمان رد می شدند. انگار ما را نمی دیدند.(روزگاران٧١/١٣)

* اگر بسیجی نیستید،بهشتی نیستید.(شهید مهدی رمانیان)

* اگر شب و روز نماز بخوانید ولی از امام و ولایت فقیه زمان خود پیروی نکنید، عباداتتان یک شاهی هم ارزش ندارد. (شهید بهرام تن دسته)

* هلیکوپترهای دشمن قایقها را میزدند رضا         آر پی جی میزد ولی نمیدانم چرا گلولهایش عمل نمی کرد شاید این هم خواست خدا بود. با فرماندهی تماس گرفت و گفت بچه ها پنج دقیقه وقت دارند و بعد از آن دیگر از بچه ها کسی باقی نمی ماند، چه کنیم؟ دستور داداه شد که همگی اسیر شوند. رضا در حالی که هنوز قدرت مقابله را داشت در اطاعت از فرماندهی، دست از نبر کشید و به بچه ها گفت: ((از این لحظه به بعد هرکسی مقاومت کند و کشته شود، شهید به حساب نمی آید.)) بعد خودش قامت بست و به نماز ایستاد و در حال نماز به دیدار خداوند شتافت.(راز و نیاز شهدا ص١٧٣- راوی: همرزم شهید غلامرضا پروانه)

* ...به آر پی جی زن گفت: ((گوشت با من باشه، من میرم بالای کمین اگه حل کردم که هیچ، اگه نشد و از کمین تیراندازی شد اینطرف تو من و کمین دشمن رو میزنی.))      آر پی جی زن گریه افتاد و گفت: ((چطور بزنم؟)) نریمان گفت: (( کمین باید خاموش بشه. تکلیف اینه، باقیش دیگه اضافه است.)) گفت و با یک سرنیزه راه افتاد سمت کمین.(روزگاران١/١٢)

* شهید صیاد شیرازی گریه نداشت. چشمانش پر از اشک می شد ولی اشکش نمی ریخت. خودش را خیلی نگه می داشت. فقط یکبار گریه اش را دیدم، وقتی امام(ره) را از دست دادیم.(یادگاران١١/٤١)

* برای اینکه لطف و رحمت و آمرزش خدا شامل حال ما بشود باید اخلاص داشته باشیم. (سردار شهید حاج محمدابراهیم همت)

* آنجایی که معنویت، ارتباط و اتصال با خدا، باور به فضل الهی و تسلیم و خضوع و تضرع در مقابل خدا هست دیگر ضعف و ترسی وجود ندارد. (مقام معظم رهبری مدظله العالی)

* دکتر چمران آر پی جی می خواست، نمی دادندو. می گفتند دستور از بنی صدر لازم است. شهید چمران در حالی که از عصبانیت قرمز شده بود می گفت: ((من از کجا بنی صدر رو گیر بیارم و مجوز بگیرم.)) رو به من کرد و گفت: ((برو آنجا آر پی جی بگیر، ندادند به زور بگیر، برو عزیز جان)). (یادگاران١/٧٣)

* من استمرار حرکت انبیاء را در ولایت فقیه   می بینم. (سردار شهید حاج محمود شهبازی)

* ما چشم و گوشمان به رهبر است. چشم و گوشمان باید متوجه باشد تا ببینیم از آن کانون، از آن مرکز فرماندهی چه دستوری می رسد. یک جان که سهل است، ای کاش صدها جان می داشتیم و در راه امام فدا می کردیم، امام   گفته اش برای اسلام است. (سردار شهید مهدی زین الدین- سرداران ولایت مدار ص ٧٢)

* ...حاج احمد همچون شیر می غرد: ((چیه، چه خبرر شده؟)) مرتضی: (( اینور تانک، اونور تانک، ده تایی ازشون زدیم ولی همه آر پی جی زن ها رو شکار کردند. نه گلوله آر پی جی داریم نه نارنجک.)) حاج احمد در حالی که همچون شیر زخمی به کمک عصا گام بر می داشت به موازات خاکریز حرکت می کرد و خطاب به مرتضی می گفت: ((فشنگ کلاش که دارید.)) مرتضی: (( بله.)) حاج احمد    (( زود باش به بچه ها بگو هوایی شلیک کنن ، یالا، عجله   کن)) حاج احمد با گامهای پر شتاب به سمت تانکی رفت که در آشیانه اش در نزدیکی خاکریز پارک کرده بود و خطاب به راننده که در زیر تانک پناه گرفته فریاد می زد: ((بپر بالا تانک را روشن کن.)) راننده تانک با وحشت از زیر تانک فریاد می زد: ((آخه دارن می زنن، نمیشه.)) حاج احمد: ((بچه های مردم دارن شهید می شن، بیا بیرون. تو فقط برو بشین توی تانک و گاز بده، همین، گاه گاهی هم یه گلوله شلیک کن. میای بیرون یا با اسلحه بیارمت بیرون.)) راننده تانک به داخل تانک می جهد و درب آن را می بندد. تانک با صدای مهیبی روشن می شود.

حاج احمد به بلدوزر هم اشاره کرد وگفت: ((آن بلدوزر را هم روشن کنید و بگویید تا آخر گاز بدهد.)) حاج احمد در حالی که با عصا لنگان لتگان راه می رفت، فریاد می کشید: ((برادرهای من شما به سلاحی مجهزید که تمام تسلیحات مدرن شرق و غرب از مقابله با آن عاجزند... با توکل به خدا، همه با من بگن الله اکبر.))

تانک شلیک می کند و گاز می دهد، بلدوزر هم گاز می دهد، بچه ها هم تیر هوایی می زنند و الله اکبر می گویند، در محوطه پشت خاکریز غوغایی به پا شده، نخستین تانک دشمن از سینه کش دژ در حال بالا کشیدن است و درست در خط الرأس خاکریز منفجر می شود. مین ضد تانک کاشته شده تانک را منهدم می کند. دیگر تانکها متوقف شده، به سرعت دور زده وعقب می کشند. نیروها با قوت قلب مضاعف از خاکریز بالا می آیند و با رگبار کلاش و فریاد تکبیر دشمن فراری را بدرقه می کنند... شهید حسن باقری فرمانده قرارگاه نصر: ((سنگین ترین پاتک سپاه سوم دشمن را برادرهای ما فقط با مهمات الله اکبر دفع کردند. فقط با  الله اکبر... (وقتی که کوه گم شد)

* نهار اشرافی داشتیم (نان و ماست)، شهید چمران رسید، سرهمان سفره نشست. یکی پرسید پس این وزیر دفاع که می گن کی میاد؟! بقیه خندیدند... (خدمت از ماست ص ٢٦)

* روزی میهمان مقام معظم رهبری بودم. آقا به آقازاده شان (آقا مصطفی) فرمودند: ((پا شو برو.))، عرض کردم: ((اجازه بفرمائید باشند.)) آقا: ((این غذای بیت المال است، شما هم مهمان بیت المال، بهتر است ایشان به منزل بروند و از غذای منزل بخورند.)) من در آن لحظه فهمیدم که خداوند چرا اینهمه عزت به آقا داده.



تاريخ : پنجشنبه پنجم آذر 1383 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

چرا شهيد قلب تاريخ است؟؟

قلب به عنوان سنبل حيات يک انسان است زندگی آدمی بدون قلب حياتی ندارد زيرا قلب است که خون حيات را در تمام شريانهای بدن به جريان می اندازد.وشهيد از آن جهت که با شهادتش موجب تزريق حيات به جامعه است مانند قلب تپنده نقش دارد و چون شهدا در پيشگاه حق زنده هستند خون آنها نيز موجب حيات و پويايی جامعه است.



تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم مهر 1383 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

حضرت عمر رضي الله عنه تصميم گرفت خودش در جنگ عراق شركت كند بنابراين علي بن ابي طالب -رضی الله عنه- را در مدينه بعنوان جانشين خود انتخاب كرد، عبدالله بن عوف به او گفت مي‌ترسم اگر كشته شوي مسلمانها در همه جا ضعيف شوند و نظر من اين است كه تو به مدينه باز گردي و مردي و فردي ديگر را بفرستي، آن گاه عمر و ديگر اصحاب نظر عبدالرحمن بن عوف را تأييد كردند، و عمر گفت: به نظر شما چه كسي را بفرستيم؟ عبدالرحمن بن عوف گفت: شير غران سعد بن ابي وقاص را، عمر قبول كرد و بالاخره سعد همراه با لشكري (4000) هزار نفري يا (6000) هزار نفري بسوي عراق رهسپار شد. و عمر گفت سوگند به خدا كه پادشاهان عرب را در مقابل پادشاهان عجم قرار مي‌دهم و به سعد دستور داد كه از سران قبايل بخواهد كه در جنگ قادسيه حضور بهم رسانند.

در اين جنگ (313) نفر يا بيشتر از اصحاب شركت داشتند (70) نفر از اهل بدر بودند، و همچنين (700) نفر از فرزندان اصحاب در اين جنگ مشاركت داشتند، و فارسي‌ها همه اتفاق كردند كه رستم را بعنوان فرمانده خود انتخاب كننده، رستم با لشكري (80000) هزار نفري يا بيشتر حركت كرده او (33) فيل جنگي به همراه داشت، سعد، ربعي بن عامر را براي گفتگو با رستم پيش او فرستاد. ربعي وارد شد و فارسي‌ها مجلس رستم را با فرش‌هاي فاخر و گران بها و زرّين و بالش‌هاي ابريشمي آراسته بودند، مرواريد و صدف‌هاي گران قيمت را به نمايش گذاشته بودند، رستم در حالي كه تاج به سرش بود بر تخت طلايي تكيه زده بود، و ربعي با لباس‌هاي كهنه و شمشير و سپر معمولي و اسبي كوتاه قامت وارد شد، او از اسبش پياده نشد تا آن كه به گوشه فرش‌ها رسيد آن گاه از اسب پياده شد و اسبش را به يكي از اين بالش‌ها بست، و در حالي كه سلاح و ذره به تن داشت و كلاه آهنين بر سرش بود روي در روي آنها قرار گرفت، فارس‌ها به او گفتند: اسلحه‌ات را به زمين بگذار، او گفت: من خودم پيش شما نيامده‌ام، بلكه شما ما را دعوت كرده‌ايد، اگر به همين صورت دوست داريد پيش شما مي‌مانم وگرنه بر مي‌گردم، رستم گفت: به او اجازه بدهيد، او در حالي كه نيزه‌اش را چون عصايي به دست خود گرفته بود، جلو آمد و سر نيزه بيشتر فرش‌هاي گران بها را پاره كرد، آن‌ها به او گفتند: چرا به اينجا آمده‌ايد؟ ربعي گفت: خداوند ما را فرستاده است تا هر كس را كه بخواهد از بندگي بندگان بيرون آورده و بسوي بندگي خدا سوق دهيم، و از تنگناي دنيا او را به فراغناي آن هدايت كنيم، و از ستم اديان او را بيرون كرده و بسوي عدالت اسلام بياوريم، بنابراين خداوند ما را همراه با دين خود بسوي مردم فرستاده است تا آنان را به سوي خدا فراخوانيم، و هر كس اين را از ما قبول كند ما از او مي‌پذيريم و كاري به كار او نداريم، و هر كس قبول نكند همواره با او خواهيم جنگيد تا آن كه به آنچه خدا وعده داده است برسيم.

گفتند: خدا به چه وعده داده است؟ گفت: خدا به كساني كه با منكران اين بجنگند و كشته شود وعده بهشت داده است، و آنان كه در جنگ با كافران كشته نشوند وعده پيروزي داده است. رستم گفت: سخن‌تان را شنيدم آيا فرصت مي‌دهيد تا ما فكر كنيم و شما هم فكر كنيد؟ گفت: بله چند روز دوست داريد به شما فرصت بدهيم؟ يك روز و يا دو روز؟ رستم گفت: نه بلكه بيشتر فرصت دهيد تا ما با سران و صاحبان رأي خود مشوره كنيم. گفت: پيامبر ما -صلى الله عليه وآله وسلم- عادتش بر اين نبود كه به هنگام رويارويي با دشمن، آنان را بيش از سه روز فرصت دهد، پس در مورد خود و قومت فكر كن و بعد از سه روز يكي از سه چيز را انتخاب كن، رستم گفت: آيا فرمانده و رهبر آنها تو هستي؟ گفت: نه، اما مسلمان‌ها چون يك جسم هستند و هرگاه پايان‌ترين آنها به كسي پناه دهد، بالاترين آنان به عمل او احترام مي‌گذارند. آن گاه رستم و سران قومش گرد هم آمدند رستم گفت: آيا تاكنون سخن قوي‌تر و بهتر از سخن اين مرد ديده‌ايد؟ گفتند: پناه به خدا از اينكه به اين مرد گرايش بيابي و دين خود را به خاطر اين سگ رها كني آيا لباس‌هاي كهنه‌اش را نديده‌اي؟ رستم گفت: واي بر شما به لباس نگاه نكنيد بلكه به فكر و سخن و رفتار نگاه كنيد، زيرا كه عرب‌ها به لباس و خوراك اهميت نمي‌دهند و فقط از شرافت و نصب دفاع مي‌كنند.

ابن كثير مي‌گويد: جنگ قادسيه رخداد بسيار بزرگ بود كه در عراق واقعه‌اي شگفت انگيز‌تر از آن رخ نداده بود، و وقتي كه هر دو گروه رودرروي همديگر قرار گرفتند سعد مريض به عرق النسا (درد سياتيك) بود و بدنش ورم كرده بود او نمي‌توانست سوار شود، بلكه او بر سينه‌اش افتاده و به لشكر نگاه مي‌كرد، و آن را هدايت مي‌نمود و كار جنگ را به خالد بن عرفطه سپرده بود (1)

جنگ آغاز شد و فرماندهان سربازان را براي پيكار تشويق مي‌كردند و هر دو گروه بشدت با هم جنگيدند و گروهي از دلها در مروان اسلام به آزموني بس زيبا به نمايش گذاشتند افرادي چون (عمرو بن معدي كرب، القعقاع بن عمرو، جرير بن عبدالله البجلي، خالد بن عرفطه، ضرار بن الخطاب، طليحه اسدي). جنگ سه شبانه روز ادامه يافت و مسلمين فيل و فيل سواران را نابود كردند و باد سختي وزيدن گرفت و خيمه فارس‌ها را از جا كند و مسلمين پيروز شدند در اين هنگام رستم شتابان سوار بر مركب شد تا فرار كند اما مسلمين او را دستگير كردند و كشتند.

اجنادين 

اجنادين يكي از جنگ‌هاي سرنوشت ساز با رومها بود، عمرو بن العاص همراه لشكرش بسوي اجنادين حركت كرد و از آن سوي رومي‌ها و فرماندهشان ارطبون بيرون آمدند، وقتي كه خبر به عمر بن الخطاب رسيد گفت: ارطبون روم را در مقابل ارطبون عرب قرار داده‌ايم، ببيند كه چه مي‌شود. عمرو در اجنادين اقامت گزيد در حالي كه نمي‌توانست به نقطة ضعف ارطبون پي ببرد و همچنين فرستاده‌ها نمي‌توانستند اطلاعاتي براي او بياورند كه او را قانع كند بنابراين تصميم گرفت خودش برود، از اين‌رو براي اطلاع يافتن از وضعيت ارطبون بعنوان فرستاده عمرو بن العاص پيش او رفت و سخنان او را شنيد و آن چه خواست به او گفت، ارطبون به او مشكوك شد و نگاهباني را صدا زد و چيزي آهسته در گوشش گفت، عمرو بن العاص احساس كرد كه او متوجه قضيه شده و اينكه دستور كشتن او را صادر كرده است، بنابراين به ارطبون گفت: اي امير! شما سخنان من را شنيديد و من سخنان تو را شنيدم، من يكي از ده نفري هستم كه عمر بن الخطاب ما را فرستاده تا با عمرو بن العاص همراه شويم، و شاهد كارهايش باشيم و من دوست داشتم كه آنها را پيش تو بياورم تا آنها سخنان تو را بشنوند و تو سخنان آنها را بشنويد. ارطبون گفت: بله برو آنها را پيش من بياور سپس نگهباني ديگر را صدا زد و چيزي آهسته در گوشش گفت و عمرو از آن جا جان سالم بدر برد، و بعد ارطبون متوجه شد كه كسي كه پيش او آمده است خود عمرو بن العاص بوده است، و گفت: اين مرد مرا فريب داد، سوگند به خدا كه اين مرد از همه عرب‌ها خطرناك‌تر است. و بعد از آن جنگ اجنادين شروع شد و خداوند مسلمين را پيروز گرداند و ارطبون به ايلياء (بيت المقدس) گريخت و آن جان پنهان شد.

فتح بيت المقدس 

ابو عبيده به همراه لشكر اسلام بسوي بيت المقدس رهسپار شد و وقتي كه به آن جا رسيد بيت المقدس را محاصره كرد و چنان آنها را در تنگنا قرار داد كه صلح را پذيرفتند با اين شرط كه امير المومنين عمر بن الخطاب -رضی الله عنه- پيش آنها بيايد (2).

وقتي عمر به شام رسيد ابو عبيده فرماندهان بزرگ همانند خالد بن وليد، و يزيد بن أبي سفيان، به استقبال او رفتند ابو عبيده پياده شد و عمر هم پياده شد ابو عبيده خواست دست‌هاي عمر را ببوسد، و اما عمر خواست پاهاي ابو عبيده را ببوسد آن گاه ابو عبيده دست نگه داشت و عمر نيز دست نگه داشت، آن گاه عمر حركت كرد تا آنكه با نصاراى بيت المقدس صلح نمود بشرط اينكه تا سه روز روميان را از بيت المقدس بيرون كنند و عمر از همان دري وارد مسجد شد كه پيامبر خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- در شب اسراء وارد شده بود. گفته‌اند او به هنگام ورود به بيت المقدس لبيك گفت و دو ركعت نماز در محراب داود خواند، و نماز صبح فردا را در آن جا با مسلمين اداء نمود و در ركعت اول سوره (ص) را خواند و سجده كرد و مسلمين نيز سجده كردند و در ركعت دوم سوره (بني‌اسرائيل) را خواند پس با راهنمايي كعب احبار به محل صخره آمد كعب به او پيشنهاد كرد كه مسجد را از پشت سر قرار دهد، عمر گفت: با دين يهوديت مشابهت كرده‌ايد، سپس مسجد را در جانب قبله بيت المقدس قرار داد – جايي كه آن را امروز عمري مي‌گويند – سپس عمر چادرش را پهن نمود و خاك‌هاي صخره را از آن دور مي‌كرد و مسلمين نيز همراه او همين كار را كردند و بعد (رومي‌ها را مأمور كرد تا بقيه خاك‌ها را دور كنند، و زيرا رومي‌ها صخره را زباله‌داني كرده بودند چون كه قبله يهوديان بود، و زن‌ها پارچه آلوده به خون عادت ماهانگي خود را روي صخره مي‌انداختند آن‌ها مي‌خواستند با اين كار از يهوديان انتقام بگيرند زيرا يهوديان قبر كسي را كه به جاي عيسي به دار آويختند به عنوان زباله‌دان قرار داده بودند و به اين خاطر محل به دار آويختن آن فرد قمامه (زباله‌دان) ناميده مي‌شود و اين اسم به كليسايي كه نصارى آن جا بناء كرده بودند اطلاق مي‌شد.

فتح تستر و السوس و اسير شدن هرمزان سال 17ه‍ 

سبب اصلي اين واقعه آن بود كه يزدگرد پادشاه فارس فارس‌ها را تحريك مي‌كرد تا با عرب‌ها بجنگد تا آن كه آنها پيمان‌هاي را كه بعد از جنگ قادسيه و ديگر جنگ‌هاي كوچك بسته بودند شكستند، و با همديگر عهد بستند كه با مسلمين بجنگد، وقتي كه خبر به عمر بن الخطاب رسيد به سعد بن ابي وقاص دستور داد كه لشكري به اهواز در مقابل هرمزان بفرستند، سعد، نعمان بن مقرن را فرستاد نعمان وقتي كه به رامهرمز رسيد هرمزان بسوي او رفت و با او جنگيد و بالاخره هرمزان شكست خورد و به تستر گريخت. مسلمانان به تعقيب او پرداختند تا آن كه او را آن‌ جا محاصره كرده و تعداد زيادي از هر دو گروه كشته شدند، آن گاه مسلمين به براء (3)گفتند: اي براء سوگند بخور بر پروردگارت تا دشمن را شكست دهد. او گفت: بار خدايا آنان را شكست بده و مرا شهيد كن. براء در آن روز بيش از صد نفر از جنگجويان دشمن را كشته بود. آن گاه خداوند هرمزان و قومش را شكست داد و به تنگ آمدند و مردي از فارس‌ها از ابو موسي اشعري طلب امان كرد، ابوموسي به او امان داد، آن مرد مسلمين را به جايي راهنمايي كرد كه از آن‌جا مي‌توانستند وارد شهر شوند و آن جا ورودي آب به شهر بود فرماندهان مردم را به آنجا فراخواندند و گروهي از مردان دلير به همراه آب شبانه وارد شهر شدند و بسوي دربانان آمدند و آنها را كشتد و درها را گشودند، مسلمين هم تكبير گفته و وارد شهر شدند و اين نزديك صبح بود.

جنگ شروع شد و تا طلوع خورشيد ادامه يافت و مسلمين نتوانستند نماز صبح را بخوانند. انس مي‌گويد: در فتح تستر حضور داشتم به هنگام نماز صبح بود و مردم مشغول فتح شهر بودند و نماز را بعد از طلوع خورشيد خواندند و آن نماز برايم مورد پسنديده‌تر از شتران سرخ مو است (4)

هرمزان بسوي قلعه فرار كرد و گروهي از دليرمردان به دنبال او آمدند او تيراندازي مي‌كرد و تيري به براء بن مالك و مجزأه بن ثور اصابت كرد و آن دو را از پاي در آورد.

و هرمزان به آنها گفت: صد تير به همراه دارم هر كس بسوي من بيائيد او را با تير خواهم زد اگر بعد از كشته شدن صد نفر از شما مرا اسير كنيد چه سودي براي شما دارد.

مسلمان‌ها گفتند: پس چه مي‌خواهي؟ گفت: به من امان بدهيد تا خودم را به شما تسليم كنم آن گاه مرا پيش عمر بن الخطاب ببريد تا او هر چه در مورد من بخواهد حكم كند. مسلمين پذيرفتند. و وقتي او را پيش عمر بردند به خانه عمر رفتند اما ديدند آنجا نيست، اهل خانه گفتند: عمر در مسجد خوابيده است، هرمزان گفت: عمر كجاست؟ آنها بسوي عمر اشاره كردند و آهسته حرف‌ مي‌زدند تا او را بيدار نكنند. هرمزان گفت: نگهبانان و دربانان او كجا هستند؟ گفتند كه او نگهبان و دربان ندارد.

عمر از صداي آنها بيدار شد و نشست، به او گفتند: اين هرمزان است، عمر گفت: به چه دليل چند بار عهد شكني كردي؟ هرمزان گفت: مي‌ترسم كه قبل از آن كه تو را با خبر كنم مرا به قتل برساني. عمر گفت: از اين بابت مترس. آنگاه هرمزان آب خواست، آب آوردند او در حالي كه مي‌لرزيد ليوان آب را به دست گرفت، و گفت: مي‌ترسم در حالي كه آب مي‌نوشم كشته شوم، عمر گفت: تا وقتي كه آب ننوشيده‌اي كسي كاري به كارت ندارد. آنگاه هرمزان ليوان آب را به زمين انداخت و آب ننوشيد. عمر گفت: برايش آب بياوريد و او را تشنه به قتل نرسانيد. هرمزان گفت: آب نمي‌خورم. عمر به او گفت: من تو را مي‌كشم هرمزان گفت: شما مرا تا وقتي آب بنوشم امان داده‌اي و هنوز آب ننوشيده‌ام، انس بن مالك گفت: راست مي‌گويد اي امير المؤمنين، عمر گفت: واي بر تو اي انس من كسي را امان مي‌دهم كه مجزأه و براء را كشته است؟ و آنگاه عمر رو به هرمزان كرد و به او گفت: سوگند به خدا مرا فريب دادي، و اكنون فريب نمي‌خورم مگر آن كه مسلمان شوي. و آن وقت هرمزان مسلمان شد. و وقتي به هرمزان گفتند: چرا قبل از اين مسلمان نشدي. گفت: ترسيدم كه بگويند از ترس شمشير مسلمان شد.

عام الرماده سال 18 ه‍ـ 

اين سال براي آن عام الرماده ناميده شد چون كه زمين بر اثر قحط سالي و كمبود بارندگي رنگش چون خاكستر سياه شده بود. و اين قحط سالي تا نه ماه ادامه يافت و عمر به ابوموسي در بصره و به عمرو بن العاص نوشت و گفت: (براي امت محمد طلب باران كنيد) و مردم جهت اداي نماز طلب باران بيرون رفت، و عمر، عباس عموي پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- را همراه خود برد تا براي طلب باران دعا كند، عباس بلند شد و خطبه كوتاهي ايراد كرد و نماز خواند، و سپس بر زمين زانو زد و گفت: بار خدايا فقط تو را مي‌پرستيم و تنها از تو كمك مي‌خواهيم، بار خدايا ما را بيامرز، و بر ما رحم بفرما، و از ما راضي باش، سپس برگشتند وقتي به خانه‌ها رسيدند گودال‌ها و آبگيرها پر از آب شدند.

انس بن مالك -رضی الله عنه- مي‌گويد: عمر و عباس بيرون آمدند تا براي نزول باران دعا كنند، و عمر گفت: بار خدايا در زمان پيامبر وقتي دچار قحط سالي مي‌شديم به پيامبر متوسل مي‌شديم (و او براي ما دعا مي‌كرد) و اينك به دعاي عموي پيامبر خود به تو متوسل مي‌شويم (5).

جنگ نهاوند

در اين جنگ مسلمان‌ها (30) هزار نفر بودند و نعمان بن مقرن فرمانده آنان بود. فارس‌ها در قلعه پناه گرفته و براي جنگ با مسلمين بيرون نيامدند. طليحه اسدي گفت: نظر من اين است كه گروهي را بفرستيم تا آنها را محاصره كنند و با آنها درگير شدند و آنها را تحريك كنند و وقتي آنها بيرون آمدند اين لشكر به سوي ما فرار كند و آنها وقتي به تعقيب اين لشكر بپردازند وقتي لشكر به ما رسيد ما هم فرار كنيم آنگاه در اينكه ما شكست خورده‌ايم ترديدي به خود راه نمي‌دهند و همگي از قلعه‌هايشان بيرون مي‌آيند، و وقتي همه كاملاً بيرون آمدند به سوي آنها بر مي‌گرديم و با آنها پيكار مي‌كنيم تا خداوند بين ما و آنها فيصله نمايد. مردم اين نظر را پسنديدند و نعمان گروهي را به فرماندهي قعقاع بن عمرو فرستاد تا به شهر بروند و دشمن را محاصره كنند و وقتي آنها براي جنگيدن بيرون آمدند از پيش آنها فرار كنند. قعقاع چنين كرد و وقتي فارس‌ها از قلعه‌هايشان بيرون آمدند قعقاع و همراهانش به عقب فرار كردند و عجم‌ها فرار آنها را غنيمت دانستند و چنان كه طليحه فكر مي‌كرد به تعقيب آنها پرداختند و گفتند فرصت خوبي است و همه بيرون آمدند و در شهر كسي جز دربان‌ها باقي نماندند، آنها اين گروه كوچك را تعقيب كردند تا آن كه به لشكر رسيدند، نعمان بن مقرن آماده بود، مردم خواستند با آنها بجنگند اما نعمان به آنها دستور داد تا صبر كنند كه بعد از زوال آفتاب كه باد وزيدن مي‌گيرد و پيروزي نازل مي‌شود. آنگاه بجنگند چنان كه پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- چنين مي‌كرد. ناگفته نماند كه دشمن وقتي از قلعه‌ها بيرون آمد صبح جمعه بود. مردم اصرار مي‌كردند كه نعمان دستور حمله بدهد اما او چنين نكرد و او مرد استواري بود – بعد از زوال آفتاب نماز را با مسلمين ادا كرد و سپس بر اسب سرخ تيره‌اش سوار شد و كنار هر پرچم و گروهي مي‌ايستاد و آنها را به صبر و پايداري بر مي‌انگيخت و به مسلمين گفت كه وقتي اولين تكبير را گفتم آماده شويد و چون تكبير دوم را گفتم كاملاً آماده شويد و هنگامي كه تكبير سوم را گفتم با تمام قدرت حمله كنيد. سپس نعمان به جايش برگشت، فارس‌ها نيز سخت آمادگي كرده و در صف‌هاي زياد و به همه فشرده‌اي براي جنگ ايستاده بودند. و آنها چنان تعدادشان زياد و داراي ساز و برگ نظامي بودند كه هيچگاه ديده نشده بود. آنها پشت سر خود آهن‌هاي خاردار انداختند تا نتوانند فرار و عقب‌نشيني كنند. آنگاه نعمان اولين تكبير را گفت و پرچم را تكان داد و مردم براي حمله كردن آماده شدند، سپس تكبير دوم را گفت و پرچم را تكان داد و مردم كاملاً آماده شدند سپس تكبير سوم را گفت و حمله كرد و مردم نيز بر مشركين حمله‌ور شدند و نعمان و افرادش برق‌آسا حمله كردند و چنان جنگي به نمايش گذاشتند كه نظير آن ديده نشده بود و در نهايت خداوند مسلمين را پيروز گرداند.

وفات خالد بن وليد 21 هـ 

خالد در حالي كه بر بستر مرگ بود گفت: در جنگ‌هاي زيادي شركت كرده‌ام و در بدن من هيچ جايي نيست مگر آن كه اثري از زخم شمشير و نيزه بر آن است. و اكنون مانند شتر به مرگ طبيعي روي بستر خودم مي‌ميرم، بزدلان آرام نيابند.

و همچنين گفت: اگر شبي عروسي مي‌كردم يا به فرزندي مژده داده مي‌شدم چنان خوشحال نمي‌شدم كه از ملاقات با دشمن در شبى سرد صبح كنم، خوشحال مي‌شدم.

المراجع:

(1)البداية والنهاية  7/44.

(2)البداية والنهاية  7/45.

(3) دعا، او همیشه پذیرفته شدند انس بن مالک گوید: پیامبر خدا-صلى الله عليه وآله وسلم-

     فرمود: چه بسا افرادی که موهایشان ژولیده و لباس‌هایشان غبار آلود است و کسی به

     آنها توجه نمی‌کند اما اگر سوگند بخورند که خدایا چنین کند، خداوند همان کار را می‌کند

     و براء بن مالک یکی از آنها است. ترمذی 3854 با سند حسن.

(4) بخاری کتاب الخوف، باب الصلاة عند مناهضة الحصون.

(5) بخاری، كتاب الاستسقاء، باب سؤال الإمام الاستسقاء حديث 1010.

     بر گرفته از سايت وزين اهل سنت جنوب



تاريخ : جمعه سیزدهم شهریور 1383 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

"اسلام برتر از همه چیز (است)وهیچ چیز برتر از اسلام نیست"

 

نام فرزندان حضرت علی (ع)

 

حضرت علی 14 پسر و 18 دختر داشته اند که اسم پسرانشان را به ترتیب ذکر می کنم :

اول و دوم : حسن و حسین از مادری بنام فاطمه زهرا دختر پیامبر - سوم :محمد الاکبراز مادری بنام خوله بنت عیاص و مشهور به محمدابن الحنفیه

چهار و پنج : عبدالله الاکبر وابوبکر از همسری بنام لیلا بنت مسعود هردویشان در کربلا همراه برادرشان امام حسین(رض) شهید شده اند.

ششم و هفتم و هشتم و نهم به ترتیب :عباس الاکبر ، عثمان ، عبدالله الاصغر ، جعفر از مادری بنام امالبنین بنت هرام - هرچهارتا در کربلا شرکت و شهید شده و برادر را تنها نگذاشته اند.

دهم محمد الاصغر از ام ولد که در کربلا شهید شده است

یازدهم و دوازدهم: یحیی و قون از مادری بنام اسما بنت عمیص

سیزدهم عمر از همسری بنام ام حبیبه تقلویه

چهاردهم : محمد اوسط از همسری بنام امامه

 



تاريخ : چهارشنبه هفتم مرداد 1383 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء
 

 

منزلت شهادت و شهیدان در دین اسلام

بخش اول

حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم در سخنان مبارکی که ابو داوود آن را از ثوبان رضی الله عنه روایت کرده است، راز سستی و کاهلی را که امروزه امت اسلامی به آن دچار شده اند، تشریح کرده است. آن حضرت می فرماید: "زمانی فرا می رسد که ملتهای دیگر مانند گرسنگانی که به غذا حمله می برند بر شما هجوم آورند. فردی پرسید آیا آنگاه ما اندک هستیم؟ حضرت فرمودند: نه، آن روز تعداد شما بسیار است، اما شما مانند کف روی آب هستید و خداوند هیبت شما را از دل دشمنانتان برداشته و شما در آن زمان بسیار سست و تنبل هستید. پرسیده شد ای رسول خدا! سستی در چیست؟ ایشان فرمودند:"علاقه به دنیا و تنفر و کراهت از مرگ".

این همان درد مزمنی است که مسلمانان معاصر به آن مبتلا هستند. علاقه و عشق به دنیا انسان را بنده شهوات و هوا و هوسهای دنیایی می کند. تنفر و هراس از مرگ نیز موجب ذلت و خواری و حقارت دنیا و آخرت خواهد بود. لذا قرآن کریم نگرانی انسان را نسبت به روزی برطرف ساخته و در این کتاب مقدس تأکید شده است که روزی به دست خداوند است. خداوند متعال بر این مسأله سوگند یاد کرده است و می فرماید، "و فی السماء رزقکم و ما توعدون فو رب السماء و الأرض إنه لحق مثل ما تنطقون" (ذاریات/ 22){در آسمان روزی شماست و نیز چیزهایی که بدان وعد و وعید داده می شوید * به خدای آسمان و زمین سوگند که این حق است، درست همانگونه که شما سخن می گویید (و سخن گفتن کاملاً برایتان محسوس است و درباره آن شک و تردیدی ندارید)} خداوند متعال درباره مرگ نیز فرموده است که آن نیز در دست خود اوست"و لکل أمة أجل فإذا جاء أجلهم لا یستأخرون ساعة و لا یستقدمون"(اعراف/34){هر گروهی دارای مدت زمانی (مشخص و معلوم) است و هنگامی که زمان (محدود) آنان به سر رسید، نه لحظه ای تأخیر خواهند کرد و نه لحظه ای بر آن پیشی می گیرند} خداوند متعال همچنین می فرماید:"قل لو کنتم فی بیوتکم لبرز الذین کتب علیهم القتل إلی مضاجعهم"(آل عمران/ 154){بگو، اگر در خانه های خود هم بودید،آنان که کشته شدن در سرنوشتشان بود، به قتلگاه خود می آمدند(و در مسلخ مرگ کشته می شدند)}. پس نه رفتن به جنگ مرگ را نزدیک می کند و نه فرار از جنگ، آن را به تأخیر می اندازد. در اینجا خوب است به یک نکته تاریخی در این باره اشاره گردد. خداوند متعال برای خالد بن ولید که از قهرمانان صدر اسلام بود شهادت در جبهه های نبرد حق علیه باطل را مقدر نکرده بود. خالد پس از سالها شرکت در جنگهای متعدد در بستر مرگ جان به جان آفرین تسلیم کرد. او پیش از مرگ گفت: به خدا قسم در هر وجب از بدنم جای ضربه شمشیر یا محل اصابت تیری وجود دارد، اما من هم مانند شتر می میرم، ولی بزدلان هرگز این را نمی فهمند! این همان چیزی است که علی بن ابی طالب را بر آن داشت که این شعر معروف را بسراید که،

 

أی یومی من الموت أفر      یوم لا یقدر أو یوم قدر

یوم لا یقدر لا أحذره    و من المقدور لا ینجو الحذر

(از کدام روز مرگ می توانم بگریزم آن روزی که مرگ در آن مقدر نشده یا آنکه مقدر شده است

اگر مرگ در روزی مقدر نشده باشد من از آن باکی ندارم و هشیار هم نمی تواند از روزی که در آن مرگ برایش مقدر شده است، بگریزد.)

به همین دلیل، در دین مبین اسلام تأکید شده است که مرگ انتقال از مرحله ای به مرحله دیگر و از خانه ای به خانه دیگر و از زندگیی به زندگی دیگر است. "الذی خلق الموت و الحیاة لیبلوکم أیکم أحسن عملاً و هو العزیز الغفور" (ملک/2) {آن کسی که مرگ و زندگی را پدید آورده است تا شما را بیازماید کدامتان کارتان بهتر و نیکوتر خواهد بود. او چیره و توانا و آمرزگار و بخشاینده است} خداوند متعال هیچ نعمتی را از بندگانش نمی ستاند مگر آنکه نعمت بزرگ تری را به جای آن به آنها بدهد. "إن الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکة ألا تخافوا و لا تحزنوا و أبشروا بالجنة التی کنتم توعدون * نحن أولیاؤکم فی الحیاة الدنیا و فی الآخرة و لکم فیها ما تشتهی أنفسکم و لکم فیها ما تدعون * نزلاً من غفور رحیم"(فصلت/30- 32){کسانی که می گویند پروردگار ما خداست و سپس پابرجا و ماندگار می مانند، فرشتگان به پیش ایشان می آیند و بدانان مژده می دهند که نترسید و غمگین مباشید و شما را بشارت با به بهشتی که به شما وعده داده شده است* ما یاران و یاوران شما در زندگی دنیایی و در آخرت هستیم و در آخرت برای شما هر چه آرزو کنید هست. و هر چه بخواهید برایتان فراهم است* اینها به عنوان پذیرایی از سوی خداوند آمرزگار و مهربان است}

پس اگر سرنوشت مؤمنان در وقت مرگ این گونه است، پس شهیدانی که خداوند متعال آنان را به این مقام برگزیده است و آنان جان خود را فی سبیل الله تقدیم کرده اند، چه حالی خواهند داشت؟ یقیناً آنان گرامی ترین و محبوب ترین مخلوقات در نزد خداوند مهربان هستند و چرا این گونه نباشند که خداوند متعال خود به ایشان وعده نیکو ترین زندگی را داده است.

سعد بن ابی وقاص (رض) می گوید: یکبار ما به امامت پیامبر نماز می خواندیم، مردی وارد مسجد شد و هنگامی که به صف جماعت پیوست گفت: اللهم آتنی ما تؤتی عبادک الصالحین، (خداوندا به من چیزی بده که به بندگان صالح خود می دهی. هنگامی که پیامبر نماز را به پایان رساند، فرمود: کدامیک از شما این گونه دعا کرد؟ آن مرد گفت که من گفتم یا رسول الله، ایشان فرمودند: تو بر اسب خویش سوار می شوی و در راه خدا به شهادت می رسی". این حدیت را حاکم روایت کرده و گفته است که به شرط امام مسلم صحیح است.

 

شهیدان پس از پیامبران بالاترین درجه و رتبه را دارند

حضرت محمد (ص) می فرماید: سه کس کشته شوند: یکی مردی که با جان و مال خود در راه خداوند جهاد کرد تا آنکه در نبرد با دشمن کشته شد، چنین فردی شهیدی است که خداوند او را مورد آزمایش قرار داده و در بهشت خواهد بود.... او در زیر سایه عرش خداوند است و فقط پیامبران به سبب پیامبری خویش بر چنین کسی برترند. دومی، آن است که از گناهان خویش بترسید و با جان و مال خود در راه خدا جهاد کرد و با دشمن به نبرد بپردازد و به شهادت برسد. این شهادت موجب پاک شدن او از گناهان است، زیرا شمشیر ( جهاد در راه خدا) گناهان را از بین می برد. چنین کسی می تواند از هر یک از درهای بهشت که اراده کند، وارد آن شود، زیرا بهشت هشت در دارد و برخی از درها بر برخی دیگر فضیلت دارند. جهنم نیز هفت در دارد. سوم منافق است که با جان و مال خویش بجنگد و با دشمن روبرو شود و در این حال کشته شود. این فرد در آتش خواهد بود، زیرا شمشیر نفاق را از بین نمی برد. امام احمد آن را روایت کرده و گفته که حدیث حسن است.

 

شهید فی سبیل الله بهشتی است

خداوند متعال می فرماید:" إن الله اشتری من المؤمنین أنفسهم و أموالهم بأن لهم الجنة یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون وعداً علیه حقاً فی التوراة و الإنجیل و القرآن و من أوفی بعهده من الله فاستبشروا ببیعکم الذی بایعتم به و ذلک هو الفوز العظیم" (توبه/111){بیگمان خداوند (کالای) جان و مال مؤمنان را به (بهای) بهشت خریداری می کند. آنان باید در راه خدا بجنگند و بکشند و کشته شوند. این وعده ای است که خداوند آن را در (کتابهای آسمانی) تورات و انجیل و قرآن (به عنوان سند معتبری ثبت کرده است) و وعده راستین آن را داده است و چه کسی از خدا به عهد خود وفا کننده تر است؟ پس به معامله ای که کرده اید شاد باشید و این پیروزی بزرگ و رستگاری سترگی است}

شهید سید قطب رحمه الله در تفسیر این آیه در کتاب فی ظلال القرآن می گوید: "ماهیت این بیعت این است که خداوند متعال جان و مال مؤمنان را فقط برای خود می خواهد و آنها اجازه ندارند به خواست خود آن را ببخشند یا برای خود نگه دارند. آری، این کالایی است که خریدارش می تواند هر گونه که بخواهد و اراده و تعیین کند در آن دخل و تصرف کند. فروشنده باید فقط در همان مسیری که به او گفته می شود برود. بهای این کالا هم بهشت است. راه آن هم جهاد و نبرد و مبارزه است. پایان آن هم پیروزی یا شهادت.

یقیناً این خرید و فروش بسیار حساس است، اما این معامله بر هر مؤمن توانایی فرض است و فقط زمانی از حیطه وظایف مؤمن خارج می گردد که او از ایمان خود دست کشیده باشد، اکنون که این کلمات را می نویسم این حساسیت را کاملاً درک می کنم. خداوندا! از تو یاری می خواهم، زیرا که این پیمان بسیار حساس و سنگین است".

 

شهید آرزو می کند که خداوند متعال او را یکبار دیگر به دنیا باز گرداند

امام اسماعیل بخاری و امام مسلم به نقل از انس بن مالک رضی الله عنه روایت کرده اند که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:"هیچ یک از کسانی که وارد بهشت شده باشد، آروزی بازگشت به دنیا نمی کند، مگر شهید که او به سبب پاداشی که از خداوند می گیرد، آرزو می کند که به دنیا بازگردد تا دهها بار فی سبیل الله شهید شود. در روایت دیگری هم آمده است که "به سبب فضیلتی که خداوند به مقام شهید داده است، شهدا دوست دارند که بار دیگر به دنیا بازگردند تا نصیب جدیدی برگیرند".

 

روح شهیدان به سان پرندگان در بهشت پرواز می کنند

نبی اکرم محمد (ص) می فرماید:" هنگامی که یکی از برادران شما شهید می گردد، خداوند متعال روحش را در کالبد پرنده ای سبز رنگ قرار داده و بر روی نهرهای بهشتی به پرواز در می آورد. آن پرنده از میوه های بهشتی می خورد و در کاخهای طلایی بهشت مسکن می گزیند و در زیر سایه عرش الرحمان به پرواز در می آید. این شهیدان می گویند که چه کسی به برادران ما می گوید که ما در بهشت زنده ایم و از نعمتهای بهشتی روزی می خوریم تا آنان نیز از جهاد دوری نجویند و از جنگ در را خدا هراس نداشته باشند. خداوند متعال پاسخ می دهد که من به آنان می گویم. به همین سبب است که فرموده خداوند متعال نازل شده که فرموده است: و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله أمواتاً بل أحیاء عند ربهم یرزقون" (آل عمران/ 169) { و کسانی را که در راه خداوند متعال کشته شدند، مرده مپندارید، زیرا آنان زنده اند و در نزد پروردگار خود روزی می خورند"} حدیث مذکور را امام ابو داود در باب جهاد کتاب خود روایت کرده است.

امام مسلم روایت می کند که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:" روح آنان در کالبد پرنده ای سبز قرار می گیرد، آنها خانه هایی در بهشت خواهند داشت و به هرجایی از بهشت که بخواهند می روند و سپس به همان خانه ها باز می گردند!.

ابن نحاس در کتاب خود به نام مشارع الأشواق الی مصارع العشاق ص 270 حکمت قرار گرفتن روح شهیدان در کالبد پرندگان سبز رنگ و مسکن آنان در چراغهایی آویخته در زیر سایه عرش می گوید: زیرا لطیف ترین رنگها رنگ سبز و لطیف ترین و شفاف ترین جمادات شیشه است، به همین سبب روح شهیدان در لطیف ترین پیکرها که پیکر پرندگان است و زیباترین رنگها که سبز است و لطیف ترین جمادات که چراغهای زیبای آویخته در زیر سایه عرش است، قرار می گیرد تا شهیدان لذت نعمت در جوار پروردگار کریم بودن را بچشند.

 

فرشتگان با بالهای خود برای شهیدان سایه ایجاد می کنند

جابر بن عبدالله رضی الله عنهما می گوید: پیکر پدرم را به نزد رسول اکرم (ص) بردم. مشرکان پیکرش را مثله کرده بودند. رسول خدا در کنار پیکر قرار گرفت. پیش رفتم تا چهره اش را به پیامبر نشان دهم. گروهی مرا از این کار باز داشتند. رسول خدا فرمودند:" فرشتگان با بالهای خویش بر او سایه انداخته اند". این حدیث را هم امام بخاری و هم امام مسلم روایت کرده اند.

 

شهید برای هفتاد تن از اهل بیت خویش شفاعت می کند

حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: شهید برای هفتاد نفر از اهل بیت خویش شفاعت می کند. این حدیث صحیح است و ابو داود آن را در کتاب الجهاد خود روایت کرده است.

اما کسی که به دست یک یهودی کشته شود، اگر خداوند بخواهد می تواند برای صد و چهل تن از نزدیکان خویش شفاعت کند، زیرا حضرت رسول (ص) می فرماید:" هر کس که به دست یک یهودی کشته شود، اجر دو شهید دارد". این بشارت مبارک باد بر مجاهدانی که در فلسطین به جهاد مشغول اند و مبارک باد بر کسانی که برای حفظ دین اسلام و سرزمین مسلمانان از سرزمین اسلامی پاسداری می کنند و گوارا باد بر هر مادری که جگر گوشه خود را فی سبیل الله تقدیم کند تا روز قیامت برای او شفاعت کند.

 


تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1383 - - نویسنده : رهپویان راه شهداء

بسم الله الرحمن ارحيم

 انا انزلناه فى ليلة القدر
و ما ادريك ما
ليلة القدر
 ليلة القدر خير من الف شهر

تنزل الملائكه و الروح فيها باذن ربهم

 من كل امر  سلام هى حتى مطلع الفجر  

ما اين قرآن عظيم الشان را (كه رحمت واسع و حكمت جامع است) در شب قدر نازل كرديم و چه تو را به عظمت اين شب قدر آگاه تواند كرد، شب قدر (به مقام و مرتبه) از هزار ماه بهتر و بالاتر است در اين شب فرشتگان و روح (جبرئيل) به اذن خدا (بر مقام ولايت نبى و امام عصر (عج) از هر فرمان (و دستور الهى و سرنوشت مقدرات خلق را) نازل مى گردانند، اين شب، رحمت و سلامت و تهنيت است تا صبحگاه.

 (شهود) ((شب قدر)) يا ((ليلة القدر)) مشهورترين نام اين شب است.

خدایا می خواهم  ازتو در این شب :

ایمانی که انتهایش ملاقات توباشد وتا  زنده ام داری به همان ایمان زنده ام دار و چون بمیرانیم بر همان ایمان بمیرانم و چون برانگیزیم بر همان ایمان برانگیزم و پاک کن دلم را از ریا و شک و خودنمایی در دینت تا در نتیجه عملم خالص برای تو باشد.

خدایا به من عنایت کن بصیرتی در دینت و فهمی در شناخت حکمت و درک خاصی در فهم عملت

آمین




.:http://www.iranmarivan.ir/ سایتسرداران شهید کردستان:.